The first 200 lines.
يه چيزي اشتباهه ميتونم حسش کنم
جيغ نزن يه نفس عميق بکش
يه چيزي اشتباه،خدا لعنتش کنه يه کاري کن،کمکش کن
آقاي بورانس،شما خيلي هيجان زده شديد ببرش يه جايي يکم آروم بگيره
جيغ زدن درحال حاضر به هيچکي کمکي نميکنه
نگهش دار
محکم نگهش دار
چرا زودتر خبرم نکرديد؟ ببخشيد،آقاي بارتوک
زايمان که شروع شد بهتون خبر داديم
خداي من
اينو از من بياريد بيرون
زودباشيد،اينو از من در بياريد
نه،فقط از من درش بياريد بياريدش بيرون
گفته بودي قرار نيست اينجوري بشه قول داده بودي
فشار بده،روني داره مياد
فشار بده،فشار بده
يا پيغمبر
بند ناف رو ببر داروي پيتوکين رو بيار
داريم از دستش ميديم
آماده
آماده اس
يه چيزي اين داخل داره تکون ميخوره؟
شارچ آماده اس
دکتر
مُرد
دکتر جاين واي فک نکنيد اين بچه يه حيون آزمايشگاهي
ازتون ميخوام مث بچه خودتون ازش نگه داري کنيد
همتون به دکتر جاين واي جواب ميديد
و ايشون هم به نحوه ي به من جواب ميدن
و منم به هيچکي جز خدا جوابگو نيستم
و زنجيره پاسخگويي به اين شکله
مفهومه؟
اينور يه بچه 11 ماهه معمولي رو داريم
و اينم بچه 11 ماهه خودمون
همونطور که مشاهده ميکنيد چرخه زندگيش به طور غم انگيزي سريعه
در حال حاضر اين کروموزوم ها اشتباهي هستند
مشخصه که اين محصول يک جهش ژنتيکي هست
اينا همه بي اثر هستند،يه چيزي اضافه باعث افزايش سرعت رشد شده
و بخش هاي غير ژنتيکيش؟ مثلا توانايي يادگيريش
يه جور حافظه تصويري داره
اون نه تنها ياد ميگيره بلکه اطلاعات رو هم تحليل ميکنه
و هيچ وقت هم نميخوابه
که اينطور؟
خوشت مياد ازش؟
خب،به عنوان يه سوژه آزمايشي خيلي منو متحير کرده
ولي موقع آزمايشهاي پزشکي خيلي اذيت ميکنه
فک کنم ديگه وقتشه که من و اين مهمان جوان با هم آشنا بشيم
من که مزاحم کارتون نشدم،شدم؟
نه به هيچ وجه آقاي بارتوک
تو چه مردجوان خوشتيپي هستي ميدوني من کي ام؟
آره،شما يکي از اون آدمهايي هستيد که پشت آينه زندگي ميکنيد
خب،اسم من آقاي بارتوک ـه
ميخوام منو مثل باباي خودت بدوني
...مارتين
اين چيه پشت گوش ـت؟
ميدوني،اگه "وِرد جادويي" واقعي رو بلد باشي،بگي اينجوري ميشه
يه وِرد جادويي واقعي ...مث يه رازه،که بايد
توي قلب خودت نگهش داري... و هيچ وقت به کسي نگي
نه،نبايد به کسي بگيش همين باعث جادوئي شدن وِرد ميشه
مارتين
مارتين،به من گوش ميدي؟
...دکتر شپرد
ببخشيد پشتم به شماست
ولي اين آزمايشها خيلي ساده تر از اوني هستن که کامل حواسم بهشون باشه
در ضمن،تقريبا تمومش کردم
منم همينطور مارتين
فقط ميخوام يکم وقتت رو بزاري روي اين هزارتو و کاري رو بکني که هر 2تامون سرگرم بشيم
خيلي تحت تاثير قرار گرفتم،مارتين
ممکنه چند لحظه به من توجه کنيد؟
ديگه از اين خسته شدم که انقد روي تو تاثير بزارم
يه بار ديگه عصباني بشي مجبورت ميکنم يه آزمايش از خودت بگيري
کارت خيلي خوب بود
خب حالا ديگه چي؟
يه جا وايسا مارتين،انقد لول نخور
آقاي بارتوک امروز مياد ديدنم؟
خودت ميدوني که چقد سرشون شلوغه يه پروژه در منطقه چهار داره که بايد رسيدگي کنه
آره
خودم ميتونم برم ديدنش؟
معلومه که نه،اجازه همچين کاري رو نداري چرا؟
بخاطر اينکه اجازه دسترسي به منطقه چهار رو نداري
چقد ديگه بايد صبر کنم تا اجازه دسترسي داشته باشم؟
تا آخر عمرت
چرا من اجازه دسترسي ندارم؟
بخاطر اينکه تو فقط يه پروژه منطقه سه ...هستي،داري لول ميخوري
اينکه يه رفتار معمولي
توي يه کتاب خوندم که واسه مادرهاس ميخواي ببينيش؟
نه،مرسي
خب حالا،يه جا وايسا،وگرنه آقاي بارتوک خيلي ازت نااميد ميشه
فايل دسترسي---اسم را وارد کنيد شپرد...نورمن
اجازه دسترسي به منطقه چهار
براندل---مارتين اجازه دسترسي به منطقه سه
براندل---مارتين اجازه دسترسي به منطقه چهار
...ميدوني،من يه جوري مريضي دارم
خيلي کميابه،تا حالا فقط دو نفر بهش مبتلا شدن
پدرم
و حالا من
اونا اسم بيماري رو از اسم پدرم گرفتن
بهش ميگن:سندروم رشد شتاب زده براندل
دکترا ميگن يعني من خيلي سريعتر از اوني که بايد،دارم رشد ميکنم
حدس ميزنم،زيادم بد نباشه
ولي فک کنم به اين معني که من خيلي زودتر ميميرم
که خيلي هم عالي نيست
امروز روز شانس توئه،مارتين
گوشت بره و سيب زميني سرخ شده غذاي مورد علاقه ت،مگه نه؟
بله،قربان
مرحله اول رو شروع کنيد،لطفا
مشکلي نيست
کار کرد،اون جابه جا شده
هنوزم زنده اس
اين از کدوم گوري اومده اينجا؟
چي شده؟
تولدت مبارک مارتين ممنون از همه
شمعها را فوت کن يادت نره که آرزو کني
مارتين،همه اعضاي تيم ...ميخوان که تو بدوني
چقد خوشحاليم که توي تولد پنج سالگيت هستيم
آرزوت چي بود؟
ميدوني که من چي ميخوام؟
حريم خصوصيت رو ميخواي
و فک کنم اين بار به دستش آوردي
...وِرد جادويي رو بگو
و آينه ها رو غيب کن
کجا داري منو ميبري،فک نکنم اجازه داشته باشم...مزخرفه،چه روز قشنگي
هواي تازه واست خوبه بايد بيشتر بيايي بيرون
منظورتون اينه،که اين مال منه؟
اينجا مال منه؟
اتاق توئه
اتاق خصوصي خودته
ديگه نه آينه ي هست و نه خبري از چشمهاي کنجکاو
چه باحال
خب،خوشت مياد؟
آره
ميدونم که بزرگ شدن توي همچين محيط آزمايشگاهي چندان آسون نيست
البته با توجه به بيماري منحصر به فرد تو چاره ديگه ي هم نداشتيم
شما خيلي با من خوب بوديد
نميدونم چجور ازتون تشکر کنم
راستش من داشتم به يه چيزي فک ميکردم
ميخوام يه پستي در اينجا، صنايع بارتوک بهت بدم
پستي؟ يه جور چالش،رقابت
واسه اينکه حوصله ات سر نره
يه چيزي واسه هوش سرشار تو واسه ذهن خلاقت
دارم در مورد يه کار حرف ميزنم
...پنچ سال و بعد ميليونها دلار
...و چيزي که داريم اينه...
چيزي که داريم ...گرون قيمت ترين
عصاره گير دنياس
بزرگترين اختراع در ...تاريخ بشريت
...و ما نميتونيم اين کوفتي رو به کار بندازيم
ما الان شبيه يه سري شامپانزه هستيم که ميخواد ياد بگيره چطوري يه ماشين رو برونه
پدرت يه آدم با استعدادي بود
با استعداد ولي بي نظم
وقتيکه مُرد يه سري از اسرارش هم باهاش مُردن
تو ميتوني کار پدرت رو تموم کني
تو به همون اندازه بااستعداي شايد حتي بيشتر
از اين چيزه خوشم نمياد
به خاطر اون سگه اس،مگه نه؟
تا چقد ميخواي اون اتفاق رو به رخم بکشي؟
اون يه اشتباه ناراحت کننده بود اما اون مال گذشته اس
تو ديگه بايد روي آينده تمرکز کني
آينده همينجاس توي همين اتاق
يه دوره جديد از جراحي بدون برش رو تصور کن
بريدن بدن مردم تبديل ميشه به يه چيز قديمي در گذشته
تمام اين چيزا ميشه يه شبه منسوخ بشن
اين چيزيه که اين دستگاه به ما نويد ميده
يک دوره جديد
...اگر کارمند ميخواي
دکتر تريمبل و افرادش در اختيار تو هستن
اگر ميخواي تنها کار کني،باشه مشکلي نيست،انتخاب خودته
...مارتين
...هر کاري از دستمون بر اومد براي سگت انجام داديم
اگه حالت رو بهتر ميکنه بدون که زياد درد نکشيد
و يه چيز ديگه
پدرت يه نوار از جريان کارش ثبت کرده
قبل از اينکه تصميمي بگيري
...به حرفاي پدرت گوش کن
ما الان شاهد شروع اولين انتقال انسان هستيم
دکتر ست براندل به نظرتون انتقال چه حسي داره؟
مث يه جور لکنت ميمونه
مثل چي؟
يه جور لکنت،ميدوني،مثل سکسکه
مثل جابه جايي يه قسمت کوچيکي از بدنم
ناخوش آينده نه،يه خورده وقفه در ريتمش
اولش فک کردم که کار نکرده فک کردم توي همون محفظه انتقال اولي هستم
و حالا،چه حسي داريد؟
حسم بايد مثل همون قبل ميبود
...ولي،اونجور نيست...خيلي احساس
قدرت ميکنم،حس ميکنم خيلي اعضام هماهنگ شدن...
احساس ميکنم که بهتر ميتونم کارام رو انجام بدم از لحاظ جسمي منظورمه،متوجه ي؟
به نظرم همه کارايي که قبلا انجام ميدادم الان خيلي بهتر ميتونم انجام بدم
چرا اينجور شده؟
...نميدونم...ممکنه بخاطر
انتقال باشه يه جورايي من بهتر شدم،اصلاح شدم
ممکنه موقعي که داشته ...منو دوباره ميساخته يه جورايي
از نظر تئوري بهترم کرده و بعدشم در واقعيت بهتر شدم
به کامپيوتر گفته بودم خلاقيت داشته باشه و شايدم خلاقيت به خرج داده
چطور ميتونم کمکتون کنم؟
شما بافت زنده داريد که من بتونيم ازتون قرض بگيريم؟
ببخشيد؟
يه سيب زميني،گياهي چيزي که زنده باشه
شما بايد با بخش نگهداري صحبت کنيد و اونها 8 صبح ميان
هشت صبح؟
No comments yet. Be the first to leave one.