The first 200 lines.
K.zahra
آیوفیلم تقدیم میکند
با توجه به تعداد ضربهها باید این طرفی باشه
اون بالاست
یه چیز بزرگ داره میاد این طرفی
اون یه...اژدهاست؟
نه، وایورن
...نمیشه
K.zahra
آیوفیلم تقدیم میکند
وقتی چشمهات رو باز میکنی و اون نور رو میبینی داستانت شروع میشه
به دنیایی جدیدی وارد میشی، فکر میکنی چه گلی هستیم؟
حتی اگر هوا ابری بشه و ما گلی بشیم
ادامه میدیم
آیندهای در انتظارمون که ازش خبر نداریم مطمئنم
دیدین و دیدین و ارتباط برقرار کردن با بقیه
اگر بخندی، کسایی که پیشت هستن هم میخندن
بیا باهم دونه بکاریم و مراقبش باشیم
یه روزی تبدیل به یه گل بزرگ میشه
شکستهامون رو تبدیل به نیروی میکنه
که باهاش میتونیم زندگی شاد و رنگینی داشته باشیم
دستهامون رو به هم میدیم و این گل زیبا رو با دنیا تقسیم میکنیم
وقتی چشمهات رو باز میکنی و اون نور رو میبینی داستانت شروع میشه
به دنیایی جدیدی وارد میشی، فکر میکنی چه گلی هستیم؟
حتی اگر هوا ابری بشه و ما گلی بشیم
ادامه میدیم
آیندهای در انتظارمون که ازش خبر نداریم مطمئنم
دیدین و دیدین و ارتباط برقرار کردن با بقیه
اگر بخندی، کسایی که پیشت هستن هم میخندن
بیا باهم دونه بکاریم و مراقبش باشیم
یه روزی تبدیل به یه گل بزرگ میشه
شکستهامون رو تبدیل به نیروی میکنه
که باهاش میتونیم زندگی شاد و رنگینی داشته باشیم
دستهامون رو به هم میدیم و این گل زیبا رو با دنیا تقسیم میکنیم
هیچ وقت فکر نمیکردم همچین هیولایی بیاد اینجا
سعی کنم فراریش بدم؟
نه، شاید بیخیال ما بشه و فقط از اینجا رد بشه
!لو، دفاع
باید آتیش رو خاموش کنیم
خیلی بد
اره، بهش حمله کنیم؟
مطمئن نیستم بتونیم بهش آسیبی وارد کنیم
باید خیلی زود تصمیم بگیریم
بریم توی جنگل؟
نه، اینجوری جواب نمیده میتونه از بالا دنبالمون کنه
باید یه جوری فراریش بدم...اما چطوری؟
فعلا نباید نگران اون باشم باید خیلی سریع یه کاری بکنم
!باید از همه محافظت کنم
نیزه؟
چرا؟
مهم نیست، فعلا باید
از این قدرت استفاده کنم
و نابودش کنم
...غیر ممکن
تونستیم آتیش رو خاموش کنیم
مزرعه یکم آسیب دیده اما ساختمونها سالمن
که اینطور
انگار تونستم نابودش کنم
از این موجودات زیاد؟
خب، بعضی جاها زندگی میکنن
اما کم پیش میاد با یکیشون که انقدر بزرگ باشه برخورد کنی
احتمالش هست که یکی این وایورن رو فرستاده باشه تا به ما حمله کنه؟
فکر نکنم
حتی اگر این وایورن تحت کنترل کسی بوده باشه
نباید همچین موجود ارزشمند و نادری رو تنهایی بفرستن
احتمالا، فقط یه موجود وحشیه که تنها کار میکنه
که اینطور
پس فکر کنم بتونیم بگیم
که این چیزی بیشتر از یه حادثه ناگوار اما نادر نبوده
..راستی
چیه؟
میشه خوردش؟
میگن گوشت وایورن خیلی خوش مزه است
راستش میگن انقدر خوشمزه است
که یه زمانی، یه پادشاهی بوده که ارتشش رو به لونهی وایورنها فرستاد
تا اونا رو شکار کنن و به شاه بدن که بخوره و مزهاش رو بچشه
مطمئنم اون داستان با مرگ، سوختن و خورده شدن
اون ادمها توسط وایورنها تموم میشه
اینم گوشتی که ازش حرف زدیم
اینم استیک وایورن همراه با ادویههای خوش مزه
گوشت سینه رو دور برگ پیچیدم و آبپز کردم
گوشت دمش رو هم با سبزیجات پختم
فکر میکردم خیلی سفت باشه اما گوشتش خیلی نرم
با این وجود یه چاقوی معمولی روی پوستش هیچ تاثیری نداشت
مثب قباقهاش خوشبره اس
!یک کلمهاش رو هم نفهمیدم
ابگوشتش...خیلی خوش مزه است
میترسم
ابگوشتش...خیلی خوش مزه است
اول غذات رو قورت بده
هر چی میخورم خوش مزه تر میشه
،میتونی جلوی حملهی اون نیزه
رو بگیری؟
نه بابا
اون حمله از ۳ لایه سپر وایورن گذشت
بعدم سینهاش رو سوراخ کرد
شاید شانس آوردیم که اولین برخوردمون
،وقتی اومدیم اینجا با کورو و بقیهی سگها بود
آره درست میگی
چی شده؟
توش استخون مونده؟
نه فقط..خوشحالیم که میتونیم غذامون رو در سلامت کامل بخوریم
فقط از سرنوشت ممنونیم که بهمون لبخند زده
خیلی هم مهم نیست
این یکی هم خیلی خوشمزه است
اره واقعا
یه وایورن شکست خورده؟
!شوخی نکن
نه، گزارشی که به دستمون رسیده درست
!غیر ممکن
!ما باید برای شکست اونها کل ارتش رو بسیج کنیم
..این
از روی زمین بهش حمله کردن و با دو ضربه کشتنش
مسخره است
!شوخی نکن
واقعیته
امکان نداره، ما نمیتونیم با همچین چیزی مبارزه کنیم
و اینکه تازگی بودجهی امسال رو تصویب کردن
..نه
شوخیه، نه؟
هی این حرف تکرار نکن
قبل از اینکه ترس و وحشت بین مردم زیاد بشه
وظیفهمون که به عنوان چهار ژنرال این وضعیت رو مدیریت کنیم
فهمیدم
بیایین استعفا بدیم
صبر کن
!لطفا فرار نکن، رندان
این رو دیدی گوچی؟
با چشمهای خودم دیدم
اگر من مقابل همچین حملهای بودم چی میشد؟
به احتمال زیاد سوراخت میکرد
چه کار کنیم؟
اینکه بهش حمله کنیم کار احمقانهایه
آره، قطعا
گوشت وایورن به همون اندازهای که گفتن خوشمزه بود
اما اگر بخوام راستش رو بگم این غذا یه چیزی کم داشت
قرار الان شروع کنیم؟
بالاخره وقتش رسیده؟
اره
!قرار الکل درست کنیم
اگر از انگور الکل درست کنیم، شراب میشه
انگار تو این دنیا شراب وجود داره
به خاطر همین همه هیجان زده شدن و خیلی زود انگورها رو چیدن
حالا باید انگورها رو له کنیم و صبر کنیم تا تخمیر بشن
...و برای این کار
این ساختیم
باید روش راه بریم؟
اره، خوب لهشون کنین
دلم نمیخواد روی چیزی که قرار بخورم !راه برم
اگر خسته شدی جات رو با یکی دیگه عوض کن
تو چی؟
من مسئول عوض کردن بشکههای هستم که پر شدن
راستی این بشکهها رو هایالف لالاشا ساخته
چون بلده بشکههای بسازه که آب ازش رد نشه
!باشه
چون بلده بشکههای بسازه که آب ازش رد نشه
بهش گفتم خیلی زود اینا رو بسازه
باشه، حالا میتونین شروع کنین
پا توش فرو میره
درست انجامش میدم؟
...بزار ببینم
یه دایره تشکیل بدین و با هم حرکت کنین
باشه
بیایین از این طرف بریم
باش
مراقب باشین که نیفتین
باشه
خوبی؟
...فکر کنم
ببخشید که خوردم بهت
اصلا..تقصیر من بود
میدونی فکر کنم اگر میتونستیم ریتممون رو حفظ کنیم راحت تر میشد
یک..دو..یک..دو
شاید حرکتهامون رو هماهنگ کنه
نکتهی خوبیه
فهمیدم، میتونیم آهنگی رو بخونیم
که توی روستا، موقع کار کردن میخوندیم
شاید جواب بده
یه اهنگ؟
اره، اینجوریه
یک، دو، سه
انگار ریتم خودشون رو پیدا کردن
!لو
بیا، خوش میگذره
باشه پس تو هم باید باهام بیایی
..ها؟ اما من
بریم
صبر کن
زود باش
!بیا
خیلی کار کردیم
خسته شدم، اما خیلی خوش گذشت
حالا مخمر روی پوست انگور باید کاری کنه که بقیهاش تخمیر بشه
..فکر کنم خیلی درست کردیم
اشکالی نداره
مطمئنم خیلی زود تمومش میکنیم
آره، دلم میخواد خیلی زود ازش بخورم
!نگو که به اندازهی کافی درست نکردیم
ببین چه قدر بهش خوش میگذره
نمیشه به خاطر کاری که کردم من ببخشی؟
No comments yet. Be the first to leave one.