The first 200 lines.
...پروردگارا، عیسی مسیح
...نجات دهنده و ناجی
گناهانم را ببخش
همانطور که انکارِ پیتر
و کسانی که تو را به دار آویختند را بخشیدی
...تخلفاتم را حساب نکن
"بر اساسِ داستانِ واقعی"
یک منطقهی روستاییِ در کالیفرنیایِ شمالی
مرکزِ جدیدِ توسعهی ماریجوانا شده است
یک تصرفِ زمینِ مدرن
توسطِ پرورش دهندگانِ ماریجوانا و دلالان
رأی دهندگان به تازگی مصرف تفریحیِ ماریجوانا را قانونی کردهاند
کالیفرنیا به زودی شاهدِ
بزرگترین مواد فروشیِ قانونیِ دنیا خواهد بود
وحشتی که داریم این است: آیا ماریجوانا ثبت شرکتی میشود؟
این باعث میشه که ماریجوانا از تعاونیها به شرکتها واگذار بشه
برخی از ساکنانِ شهر
گفتند که رونق از بین رفته است
ببخشید، بیدارت کردم؟
نه، مشکلی نیست
قهوه میخوای؟
مم... نه
قانونِ پروپ 64 قرار بود
به پرورشدهندگانِ کوچک فرصتی برای رقابت بده
قرار بود جلوی شرکتهای بزرگ رو
از تصرف زمین و تولیدِ انبوهِ ماریجوانا
و بیکار کردنِ کشاورزهای قدیمی رو بگیره
وقتی که پرورشدهندگان دیدند
محدودیتی برای اندازهی زمین وجود ندارد شوکه شدند
برخیز و بدرخش
پرورش دهندگان معترض هستند
اگه میخواید مجوز بگیرید
باید قادر باشید از پسِ صدها
هزار دلار بربیاید
حالا، نمیتونیم به صورت قانونی
از خودمون محافظت کنیم
کشاورزانِ کوچک دارند از بین میروند
دیشب به اندازه کافی خوابیدی؟
آره
دوباره اون دخترا رو گاییدی ها؟
آره - آره -
به خودت نگیر
یه لحظه برم دستشویی
اون تو دستشوییه، برو توی بوتهها بشاش
باید برینم
تو... همین الانشم دیر کردی
دوباره قراره زیرمینی باشه
مردم نمیخوان ضرر کنن
حالا مرکزِ توسعهی ماریجوانا هزاران پرورشدهنده غیرقانونیِ ماریجوانا رو به خودش جذب کرده
تنها چیزی که قیمت رو بالا نگه میداره
اینه که غیرقانونیه
بیشترش در سراسر آمریکا
تا حدودِ 80% بازارِ سیاه معامله میشه
حالا، کلانتر در تلاش برای پیدا کردنِ راهی هست
...که با افزایشِ سرقتها و تیراندازیها مقابله کنه
محلیها میگویند جامعهی کوهپایهایِ سابقاً آرام
تغییر کردند و ظاهرا تغییرِ خوبی نبوده
واقعا باور دارم
قراره بدترین تصمیمی باشه
که کالیفرنیا تا حالا به خودش دیده
!هی
!هی
!داش
هی، بریم باید یه چیزی نشونت بدم
هنوز فیلترها رو عوض نکردی؟ - نه، یالا -
یه لحظه ولش کن، باید ببینیش
کجا داریم میریم؟ - میفهمی -
...کیلب
"بیست مایلیِ جنوب"
برنامه جدید
این چیه؟
الان زنجیره غذایی اینه داداش
شوخیت گرفته؟
چطور باید با این زندگی کنم؟ - خب، همینو داشتیم -
فکر کنم این به یه سوراخ نزدیکِ چادرم وصل میشه
ولی هنوز انقدر توش نرفتم که چک کنم
تمامِ صبح داشتی این کار رو میکردی؟
رفیق، ممکنه هنوز طلا توش باشه
بیخیال مرد، تو احمقی باید کارمون رو انجام بدیم، بریم
...آره، داشتم کار میکردم
روی پارامترها: تله، بوق
باید طبق اینا نقشه بریزیم داداش از چیزی که بابا برامون گذاشت مراقبت کنیم
اوه، مثل چاقوش؟
وقتی کارت تموم شد برشگردون
اوه، اگه اون تو گم شدی من نمیام دنبالت
آره، نیاز نیست پیدام کنی - اها، معلومه -
بعدا که محتاجم شدی گریه میکنی و دنبالم میگردی
...احمق
!باید بگردمت زندانی عقب و جلو
اوه... هنوزم با یه ندا مثل یه سگ اینور و اونور میپری
چخبرا مرد؟
اینجا چه غلطی میکنی؟
فکر کردم شبانه روزی نگهت میدارن؟
اه، منو که میشناسی هیچ قفسی نمیتونه منو نگه داره
میخوای برسونمت؟
آره
یالا بریم
اون آشغال رو تبعید نکردن؟
هیچ راهی نیست اون آزادیِ مشروط گرفته باشه
اون جز شکنجهای ها بود
ببین، چیزی که رفیقم بهم گفت رو بهت میگم
و اون کص نمیگه، مرد
همونیه که قراره کارهای راب رو راست و ریست کنه مرد
وایسا ببینم، به یکی توی لس آنجلس گفتی که ما قراره گیاه دارویی بکاریم؟
از کجا باید میدونستم تیکر آزاد شده؟
شاید باید بریم مرد، یه چند وقت ناپدید بشیم
اون اینهمه راه
برای 15 هزارتا نمیاد - قراره یه یاروهای دیگهای بیان -
که بیشتر از ما بهش بدهکارن
تقصیر توئه همهش تقصیرِ توئه
تو وقتی داشتی موادش رو درست میکردی خوابت برد
یادته؟ من نبودم
!تو اونی بودی که یه کارت پوستال براش فرستاد
و اگه راب نتونه همهشون رو جابهجا کنه چی؟
اون موقع چی، ها؟
یه کاریش میکنم
هی، به صندوقهای بیشتری نیاز داریم
تازه یه 20تایی آوردم - آره، پر شدن -
میتونم با ماشینت برم اگه مشغولی
و، خب اگه مشکلی نداری از اونجایی که من اینجا رایگان کار میکنم
گفتم شاید بتونی یکم کمکم کنی
ببین، من خیریه نیستم
سلام، عشقم
هرس کن من میرم
کارت دارم
نمیشه بعدا بهم بگی؟ باید برم به شهر
هرس کن
میدونستم... قراره یه چیزایی بشه مرد
میدونستم - چرا اصلا از اول رفتی سر کار؟ -
فکر کردم به عنوانِ رحم ساعتهام رو کمتر میکنن
میدونی آخرین چکم چقدر بود؟
70 دلار
باید باهاش چیکار کنم؟
حقیقتش، اینو ببین
باورت نمیشه
اوه اون چیه، حقوقِ خروج از زندانت؟
آره - چقدر؟ -
...حدس بزن
صد دلار؟
هشتاد و سه فاکینگ سنت
باورت میشه؟
پونزده سال بخاطرِ تصاحب قصابی تو زندان بودم
و این مادرجندهها حتی پولِ
یه غذای خوب هم بهم ندادن
کوچولویِ بیچاره
میخوای واقعا پول در بیاری؟
خودشه
منتظر بودم ببینم کی میخوای همچین بحثی رو پیش بکشی
نظرم جلب نشد، تیک
کارِ سختی نیست
فقط یه سری بچه خوشگلن که از قدیم بهم بدهکارن
رفیق، من دو ماه از عفو مشروطم باقی مونده
همچین کاری نمیکنم
افسر عفو مشروطت، رئیست
تمامِ دنیایِ لعنتی، تو رو یه مجرم میدونن
پس، تو میخوای یه مجرم باشی، نه؟
کیر توش، مرد
آره، من تا 2 ماه دیگه نمیتونم بگم کیر توش
تا اون موقع باید خوب رفتار کنم
پنج هزار دلار بهت میدم که برای پنج دقیقه
با قیافهی وحشتناکت کنارم بایستی
منظورت این قیافهس؟
خودشه
خودشه
خودشه
یه نگاه به تو میکنن و درجا قرضشون رو میدن
خیلی خب، هستم
ولی فقط همین ها، دیگه هیچی مرد
بهترین تصمیمِ عمرت بود
یو، کیلب
پلیسا
اَدر کجاست؟
نمیدونم
عصر بخیر
دنبالِ رابرت هیز میگردم
اینجا نیست، من برادرشم کیلب
از دیدنتون خوشحالم
از کی اینجایید؟
از پاییزِ
مجوز دارید؟
آره، ماهِ آگوست با کلانتر کلرک ثبتش کردیم
مگه از این چیزا یه سابقه ندارید؟
به جای اینکه تا اینجا بیای میتونستی پروندهها رو نگاه کنی
میخوام چیزی که براش اومدم رو بهم بدید
در این زیستگاهِ سخت و بشدت متغیر
حتی این شکارچیان توانا هم مجبورن نقش لاشخور رو بازی کنن
و جنگ بین شیرها و کفتارها
در سختترین حالتش قرار میگیره
قبل از اینکه انسانها به ساوانا قدم بگذارند
این هیولاها صاحبِ زمین بودند
ولی امروزه، دیدنشان
برای بسیاری از قبایل خوششانسی تلقی میشود
بسیاری از مردمِ ثروتمند به این کسب و کار رو آوردن
یه بوکسورِ معروف، اسمش رو روی یکی از زمینها گذاشت
من بوکس تماشا نمیکنم
فکر میکردم شماها جنگجو به دنیا اومدید
بهرحال، شرکتهای بزرگ همینطور میان اینجا
و میخوان شما رو از کار بیکار کنن
اه، ما فقط اینجا کار میکنیم مرد
خب، با سقوطِ قیمتی که پارسال داشتیم
No comments yet. Be the first to leave one.