The Amazing Race

The Amazing Race

Download Farsi Persian Subtitle

Season 38

Release info

The Amazing Race S38E02 Moms Gonna Have the Willies 720p AMZN WEB-DL DDP2 0 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 38 قسمت 2 The Amazing Race 2001 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-22
Downloads: 20
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً در مسابقه شگفت‌انگیز... ۱۳ شرکت‌کننده سابق بیگ

براذر، همراه با همسفرهای مورد علاقه‌شون،

مسابقه رو در هلند شروع کردن. دو دنیا

همین الان در آمستردام با هم برخورد می‌کنن. کیوگان: زوج

کایلند و تیلور، یک اکسپرس پس تعیین‌کننده برنده شدن.

خیلی ممنون. -ممنون. ...و به صورت استراتژیک یک

اکسپرس پس دوم رو به یکی دیگه از برندگان سابق بیگ براذر دادن. -جگ

و جاس. -ممنون. -ممنون. یک دوچرخه‌سواری دونفره

آنجلا رو مجبور کرد کنترل رو از دست بده. شاید تو تو رانندگی

ماشین بهتر باشی، -اما تو رانندگی یه دوچرخه لعنتی بهتر نیستی!

دوچرخه!

دو تیم استرس عقب بودن رو خیلی

متفاوت مدیریت کردن. -من چقدر احمقم. عزیزم، تو نیستی.

هرکسی ممکن بود اون اشتباه رو بکنه. مت: فقط باید ادامه بدیم به

رکاب زدن. اینم که عضلات ساق پای "وودی" رو دارم، کمکی نمی‌کنه.

از داستان اسباب‌بازی. کیوگان: برادران جاس و جگ، سرعت رو

تعیین کردن و با اختلاف کم برادران تاکر و اریک رو شکست دادن. شما تیم‌های

شماره یک و دو هستین. -آره!

در همین حال، برادران "جرزی"، انزو و جک، نتونستن از پس

مانعشون بربیان... وای وای وای. اوه، اوه، داداش. -بیا

بیرون، رفیق. عجله کن، بریم. عجله کن. ...و از مسابقه حذف شدن.

از مسابقه. -مرحله وحشتناکی بود ولی با قدرت تموم کردیم.

قطعاً. همین بود. چیزیه که هست. کیوگان: امشب خواهید دید،

برنامه‌های سفر از مسیر خارج می‌شن.

ما تو ایستگاه اشتباه پیاده شدیم! و آدام روی

تخته راه میره. م-من نمی‌دونم.

اطلاعات مسیر. "با قطار به پراگ سفر کنید." کیوگان: همه تیم‌ها باید

حالا یک قطار شبانه از هلند، از آلمان عبور کنن

تا به پایتخت جمهوری چک -- پراگ -- برسن.

پراگ به عنوان شهری که بیشترین امکان پیاده‌روی رو تو اروپا داره شناخته میشه، چیزی که تیم‌ها

در این مرحله از مسابقه خیلی انجام خواهند داد. -بریم!

انجامش بدیم. -خیلی خب، انجامش میدیم. باشه. بیا سعی کنیم

یه تاکسی پیدا کنیم. ما برادریم، بهترین دوست هم هستیم. و

هم‌اتاقی و شریک کاری هم هستیم. پس واقعاً

هرکاری که می‌کنیم، با هم می‌کنیم. با هم انجامش میدیم. ما

تو "اوماک" واشنگتن بزرگ شدیم. این شهر وسط ناکجاآباده تو

شرق واشنگتن. جگ: وقتی بزرگ می‌شدیم، هیچکس رو تو رسانه‌ها نداشتیم

که بتونیم بهش الگو بگیریم. اینکه ما اون آدم‌هایی باشیم که، می‌دونید،

مثلاً، خود جوون‌ترمون بتونن بهشون نگاه کنن، فکر می‌کنم این

خیلی فوق‌العاده‌ست. می‌دونی چطوری میشه به ایستگاه آمستردام سنترال

رسید؟ آره؟ تاکر و اریک درست پشت سر ما هستن. -"با قطار به

پراگ سفر کنید..." -پراگ! "...پایتخت

جمهوری چک." بزن بریم! بزن بریم! ما داریم میریم به

ایستگاه آمستردام سنترال. -خیلی خب، بزن بریم. -آره،

انجامش بدیم. و می‌دونیم که داریم تلاش می‌کنیم به ایستگاه قطار پراها بریم.

پس امیدواریم بتونیم چیزی پیدا کنیم، ام، که

حداقل یه مقدار ما رو جلوتر از بقیه تیم‌ها بندازه. خیلی خب،

انجامش بدیم. -خداحافظ. خیلی ممنون. -خیلی ممنون.

می‌دونم ما تو "مسابقه شگفت‌انگیزیم" و همه می‌خوان

اول بشن، ولی ما داریم با بازیکن‌های بیگ براذر بازی می‌کنیم، پس کلی

نقشه‌کشی و زیر آبی رفتن هست. همه تیم‌ها به نظر میان

از همون اول خیلی رقابتی هستن. ما خیلی سریع با

جاس و جگ هماهنگ شدیم. اونا می‌دونن چطور بازی کنن.

این بازی رو. اونا می‌دونن چطور برنده بشن. جگ قبلاً تو "بیگ

براذر" برنده شده. پس فکر می‌کنم ما باید باهاشون نزدیک بمونیم.

سلام. -سلام. ما دنبال بلیط قطار به پراگ هستیم. ما باید

بلیط به پراگ بخریم. ایزی: من قبلاً پراگ نبودم،

ولی قبلاً با خیلی از موسیقیدان‌های

اهل پراگ کار کرده‌ام. ما هزاره‌ای‌های خوبی هستیم و آنلاین آشنا شدیم.

سوایپ راست کردیم. -بقیش دیگه گذشت و خاطره شد. -پیج: آره. ایزی:

و فهمیدیم که می‌خوایم زندگیمون رو با هم بسازیم. من یک

نوازنده حرفه‌ای فلوت هستم. من هیچ خاطره‌ای قبل از فلوت زدن ندارم.

فلوت. پیج: من طراح نور برای تئاتر و رویدادهای زنده هستم.

ما واقعاً امیدواریم توسط بقیه

تیم‌ها دست کم گرفته بشیم. ما شبیه ورزشکارا نیستیم چون نیستیم.

ما تماماً گیمر هستیم، و دوست داریم که

از انتظارات پایین بقیه از خودمون سوءاستفاده کنیم. ولی ما

واقعاً، واقعاً، واقعاً می‌خوایم برنده بشیم. فقط شنیدم قشنگه.

پس آره، خیلی هیجان‌زده‌ام که بالاخره میرم ببینمش و

کاوش کنم. زودتر رسیدن بهمون یک شروع بهتر

و زمان بیشتری برای جبران میده. آره. برای رسیدن به برج.

آره. -بله. استفانی: فکر می‌کنم استراتژی امروز اینه که

فقط کمی اعصابمون رو آروم کنیم، و فکر می‌کنم ما

باید خوب باشیم. ما تو موقعیت مناسبی هستیم، مشخصاً تو

وسط، اما برنامه ما اینه که امروز به جلو بریم.

همینه! این همونیه که ما دوست داریم.

در درسدن، بله. ممنون. خب.

از درسدن به پراگ، و بدون توقف؟ عجله کن.

آره. عالیه. اریک: ما همین الان بلیط‌هایی رو که امیدوار بودیم

از آمستردام به درسدن بگیریم، با یک توقف تو برلین، گرفتیم. -تاکر: آره.

و بعد قراره شب رو تو درسدن بگذرونیم.

اما بعدش سوار قطار ۷ صبح از درسدن به پراگ می‌شیم.

ممنون. عالیه. -عالیه. ممنون. -ممنون. بریم!

بریم. اریک: ما خیلی مطمئنیم. از اینجا به بعد،

ما داریم راحت میریم. راحت تو پراگ، عزیزم. -راحت تو

می‌دونم که بوهمیا تو جمهوری چک هست، مثل "بوهمین

رپسودی." من دو سال بزرگ‌ترم اما ما بیشتر از

سه هفته با هم زیر یک سقف نبودیم از وقتی من ۱۲ سالم بود و اون

نه ساله بود. وقتی ۱۲ سالم بود، تو یک مدرسه شبانه‌روزی پذیرفته شدم

برای دانش‌آموزان بااستعداد. تو ۱۹ سالگی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم،

کارشناسی ارشدم رو تو سه سال گرفتم. الان تو سال سوم دانشکده پزشکی هستم

و ۲۴ سالمه. این مسابقه به نظرم، نشون‌دهنده اینه که ما داریم جبران می‌کنیم

زمان از دست رفته رو.

امیدواریم هشتم شدن کمی باعث بشه ما رو دست کم بگیرن. پس حالا، تو این

مرحله، آروم آروم می‌خوایم از نردبون بالا بریم و یواش یواش پشت سر

این تیم‌های دیگه حرکت کنیم.

منظورم اینه، ببین، ما اکسپرس پس رو گرفتیم. پس وقتی بحث

انجام چالش‌ها پیش میاد، ما اونجا محکمیم. من

واقعاً اعتماد به نفس دارم.

فقط می‌خواستم بدونم بالاخره همه سوار این می‌شن؟ ممنون.

دوستت دارم. ممنونم، دوستت دارم و قدردانتم. -بگو ممنون.

ممنون.

ممنون. -چلسی: ممنونم! فوق‌العاده‌ای! خیلی ممنون.

خیلی!

شما هم سوار این قطارید؟ چه خبر؟ آره، ما داریم سوار.

این یکی می‌شیم. شما هم همین کارو می‌کنید؟ -آره، همونه که.

ما هم سواریم. -باشه. آره. -پیج: آره، بیاید داخل، بچه‌ها.

بریم سوار شیم. بزن بریم. بشینید. -هورا. -هورا. -هورا. -وای خدای.

من. -صبحونه. عرق کردم. معلومه که رقابت دوستانه‌ای هست.

بین من و تاکر. با اینکه اون دوست‌پسر منه،.

می‌دونیم که همدیگه رو دوست داریم، و هر اتفاقی که در این.

مسابقه بیفته، ما داریم مسابقه خودمون رو می‌دیم، اونا هم دارن مسابقه خودشون رو می‌دن.

و مشکلی نیست. -ما رسیدیم؟ باشه. -آره، همینه.

آره، لطفاً. خیلی ممنونم. ایول، داریم معجزه می‌کنیم.

جوزف و آدام واقعاً آدمای گلی هستن. من رابطه خیلی خوبی.

باهاشون دارم خارج از مسابقه، خارج از بیگ.

برادر. این مسابقه بیگ برادر نیست. ولی در عین حال.

نمی‌شه این مسابقه رو کامل تنها رفت. به کمک نیاز داری.

پس واقعاً از جوزف و آدام ممنونم که یه جورایی.

بهمون یه هل دادن، و هر چهار نفرمون سوار اون قطار شدیم.

بغل دسته جمعی! -هانا: بغل دسته جمعی! آره! -آدام: آفرین! -کیوگن:.

این هشت تیم قراره با هم از برلین.

از طریق درسدن به پراگ سفر کنن.

اوه. -جدی؟ -آره. -لکسی: خیلی هیجان‌زده‌ام! -چی خاصه.

در مورد پراگ؟

من هاکی روی یخ و مردها رو هم دوست دارم.

باشه. یه کم واسه اون سنش زیاده. -نه. تو قرار می‌ذاری.

با کسی بالای ۳۰ سال؟ آره. -وای خدای من. اون هیچ‌وقت نداشته.

یه دوست‌پسر با یه رابطه جدی و کامل. -نه؟

هیچ‌وقت. و ۲۴ سالشه. ولی اون... آره، خیلی سخت‌پسنده.

تو طوری میگی انگار چیز بدیه. چیز بدی نیست.

بهت افتخار می‌کنم. ما داریم میریم پراگ، جمهوری چک! -من خیلی.

هیجان‌زده‌ام. -آه. من یه بار برای، مثلاً، چند ساعت اونجا بودم.

ساعت. اوه. ما تو رقابت یه قدم جلوتریم. نه، نداریم.

من چند ساعت اونجا بودم. -من یه آدم حرفه‌ای دارم.

راستش من مریض شدم، -پس خوب نبود. -اوه، امم... -امم.

ما... من یه آدم حرفه‌ای دارم. این بین‌المللیه.

بلیط‌ها. -تیلور: همینه. ما بلیط پراگ رو می‌خوایم.

پراگ. فکر کنم چند تا دوست اومدن.

آره، بزن بریم! -عالیه. آره!

درک مطلب نقطه قوت هیچ‌کدوم از ما نیست، من.

فکر کنم. آره. وقتی بچه بودم، همیشه منو می‌ذاشتن توی، مثلاً.

کلاسای دیگه تا بهم کمک کنن تو خوندن، درک مطلب... همینطور.

منم. تو ذهن من، ما یه رابطه عالی داریم. -مگان: ما.

یه روش خیلی خاص برای حل کردن هر کدوم از.

اختلافاتمون داریم. هردو: من حق دارم، تو اشتباه می‌کنی، و مشکلی نیست.

من کلاً تو زندگی خیلی شتاب‌زده عمل می‌کنم. و.

واسه همین، دستورالعمل‌ها رو خیلی خوب نمی‌خونم. من.

دوست دارم یه جورایی راه خودمو برم. -مگان: من بیشتر.

دنباله‌رو هستم، و دوست دارم به قوانین پایبند باشم. اون بیشتر می‌گه، "بذار من کار خودمو بکنم."

کار خودمو بکنم. -ما داریم از مغزمون استفاده می‌کنیم. -یه جورایی. -یا هر کدوممون داریم.

یک چهارم مغزمون رو استفاده می‌کنیم. یک چهارم.

همینه. همینه. -کت: چه ساعتی.

ما رو اونجا می‌رسونه؟ -۹:۲۳. تنها چیزی که شنیدم این بود که ما داریم می‌ریم.

اونجا در همون زمان تیم قبلی می‌رسیم. -کیلند: اگه.

ما بهشون برسیم... -تیلور: اگه به بقیه تیم‌ها برسیم،.

اونوقت یه شانس واقعی برای رسیدن به گروه اولیه داریم.

اوه اوه. -اوه اوه. -کیوگن: این سه تیم قراره.

با هم از طریق فرانکفورت به پراگ سفر کنن. -هیچی.

دیگه؟ -پس زودترینش ۱۰:۰۰ هست و بعد می‌ره به ۱۲:۰۰.

قرار بود ۱۰:۲۲ صبح برسیم. پس ما باید با.

قطار ۷ شب بریم. باشه، همین کارو می‌کنیم. آه! فقط چون ما الان.

آخری هستیم، به این معنی نیست که آخر این مرحله هم آخری باشیم.

مرحله. -کیوگن: مگان و مت قراره تنها از طریق.

رگنسبورگ به پراگ سفر کنن.

بزن بریم. -باشه. بیا یه فکری بکنیم. ما ۲۸.

دقیقه تا قطار بعدی داریم. داریم چیکار می‌کنیم؟ -روبینا: ما داریم.

می‌ریم به برلین گزوندبرونن. آره، پس باید بریم به.

سکوی هفت. ما قرار بود بریم سکوی هفت، درسته؟.

بچه‌ها؟ هفت نیست. ما همه با هم گم شدیم. بچه‌ها، ما باید.

عجله کنیم. یه چیز عجیبی هست. برلین... -گزوندبرونن.

گزوندبرونن؟ -پیج: برلین. ما با بقیه از.

ایستگاه اشتباه برلین پیاده شدیم؟ -استفانی: آیا ما تو ایستگاه اشتباه پیاده شدیم؟.

ایستگاه، رفیق؟ -جس: ما درست پیاده شدیم؟ ما تو.

بر... نه، آره، ما تو برلین هستیم، می‌گه.

ما تو ایستگاه اشتباه پیاده شدیم. چرا شماها دارید می‌دوید؟ -ما.

تو ایستگاه اشتباه پیاده شدیم! ما تو ایستگاه اشتباه پیاده شدیم!

نه. -قطار رفت! قطار رفت! این نباید.

اتفاق بیفته. باشه، ما... هممون تو ایستگاه اشتباه پیاده شدیم، مثل.

یه مشت احمق.

این یه کابوسه.

ما داریم می‌ریم پراگ. -کت: وای، اینجا چقدر قشنگه. -آره.

این... وای. -ما قراره پیاده شیم. -ما قراره پیاده شیم.

ممنون. -الکس: امم... آره، یه کروسان بگیریم.

اوه، ببین کی اومد داخل. شما چقدر وقته اینجا.

بچه‌ها اینجایید؟ ما یه ساعت و ده دقیقه وقت داریم، پس.

آره، ما هم همینطور. -ما هم همینطور. کس دیگه رو دیدید؟ -نه. -نه، شما.

اولین کسایی هستید که امروز دیدیم. -الکس: ما داریم می‌ریم.

از فرانکفورت به پراگ. فقط امیدوارم که برسیم اونجا، و.

هنوز چند تا تیم اونجا باشن که بتونیم بهشون برسیم. -آره.

همه تیم‌ها تو ایستگاه اشتباه پیاده شدن. ما فقط دیدیم.

"برلین"، ولی ایستگاه اشتباه برلین بود. ما باید، فکر کنم،.

یه توقف دیگه می‌رفتیم. ما قرار نیست جوگیر بشیم.

جوگیر بشیم. ما بلیط‌ها رو پیدا می‌کنیم. باشه، این یه.

تجربه لذت‌بخش بوده. برنامه داریم؟ -آره. پس ما برمی‌گردیم سوار.

همون قطار میشیم و تو ایستگاه درست پیاده میشیم. آره، و بعد.

از اونجا اتصال بعدی رو پیدا می‌کنیم. -از اونجا. -همینه.

چیزیه که منم دیدم. -اوه، لعنتی.

احمق! احمق! احمق! -احمق! احمق! ما خیلی احساس می‌کردیم.

سر وقت رسیدن به پراگ خوبه.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left