The first 200 lines.
برترین های سینمای هند در بالیوود وان
"بادیگارد" ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان
زندگی من در یک سفر ریلی تغییر کرد
..حتی اگه از وسطش شروع کنم
داستان از میتوپاتی آغاز میشه...
همسر سرگرد ارتش ، پارتا ساراتی ...به نام کانتیماتی
ده ماهه باردار بود...
روستای ما مجاور میتوپاتی هست سمانور
کنترل روستا دست موتو رامالینگام هست
ماری هستم طرفدار شما هستم
فهمیده منو می کشه
نجاتم بدید- اهل کجایی؟-
میتوپاتی خیابان موروگان کویل
آقا ، منو نکشید
دشمن قابل اعتماد رو میشه بخشید
ولی خائن حتی اگه برادرم باشه ، نمی بخشمش
آقا
موتو رامالینگام برای گرفتن یک زندگی به روستا اومد
ولی اینکه 2 نفر بخاطر اون نجات پیدا کردن ، تصادفی نبود
کار خدا بود
رفتار نوزاد به اونی میره که اسمشو میزاره
پس انتظار دارم مثل من خشن و شرور نباشه
اون باید روح آرامی داشته باشه
و مثل زمین ، همه چیز رو تحمل کنه
بخاطر همین این اسمو روش میزارم
بومی ناتام
آموکوتی بومی ناتام
چرا پاکش می کنی؟
چون اسم یه دختر رو کنار اسم من نوشتن
شاید دوستت داره بخاطر همین نوشته
پس کار توئه؟ تو آموکوتی هستی؟
کدوم کلاس درس می خونی؟
از بچگی اینطور بود
دخترا از حفظ فاصله اش خوششون میومد
همه میخوان دکتر ،مهندس یا وکیل بشن تو چی میخوای؟
میخوای مثل موتو رامالینگام بشی؟- بله آقا-
اون اسمی روش گذاشت که فردی متین باشه
ولی بومی ناتام
ممنونم
بومی استقبال چطوره؟
برای کیه؟- برای تو-
بعدی ، بومی
بد نیست یکی همنام منه
یکی دیگه نیست خودتی
برو تو
برو- میگم برو-
چطور افتاد؟
یک و نیم میلیون بردیم- من کاری نکردم-
قدرت ماورایی داره؟
کمرش رو پیچ داده
منم
! یکی دیگه
چی شد؟
فکر کنم همون روال قبلیه فقط اینکه اونه که داره منو می زنه
تو هم برو وقتمو نگیر
ببین ، پانزده درصد کمیسیون منه بقیه اش مال خودته
بزارش برای عروسی خواهرت
دیگه واسه چنین چیزهایی خبرم نکنید
مامان
مادر
اومدی؟
این همه مدت کجا بودی؟
قبل از رفتن بهت گفتم که
برای عروسی خواهر دوستم ، شیوا میرم
عروسی در کومباکونامه چرا قبلش به بانگلوک رفتی؟
پسرت این روزا سرکش شده
حالا دیگه برای خودش خارج از شهر میره
دایی- چرا مزاحم میشی؟-
راست میگه؟- بله مامان-
آفرین
برای پول رفته مسابقه داده
بخاطر پول آدم هم می کشه
این سرنوشت منه
...همون روز که اسمش رو گذاشت
مطمئن بودم که به موتو رامالینگام میره...
اون کارهای مجرمانه رو متوقف کرد
و مردی مقدس در روستاشون شد...
باید این رو آدم کنه
منم به همین فکر می کنم
نباید در آینده ازش رفتار مجرمانه سر بزنه
هنوز نتونستم این آدرسو پیدا کنم
تازه با سگ هم دارم می گردم
همین فرمون پیش برم مثل این سگ داغون میشم
فکر کنم همینه
...این بومی- بومی ! آقای بومی-
اگه از الان کسی اونو به اسم صدا کنه
با عواقبش روبرو میشه...
اینجا خونه نیست معبده
اون بومی نیست خداست
بومی بیا بیرون
کیه بابا؟ دوستته؟
من دستیارتم
من دستیارت باشم زندگی ات درخشان میشه
تو کی هستی؟- خدای من-
من تعظیم کردم تو همینطور زل زدی؟
تو هم باید تعظیم کنی اینطوری هر دو میتونیم باهاش باشیم
رییس ، رفتار سگم چطوره؟- پاشو-
نمی شم. باید باهام عهد ببندی
ببند- اون کیه؟-
اول صبحی اومده راه رو بسته
اینطوری هستم؟- پاشو دیگه باو-
من دستیار خواستم؟
کسی برای لرد موروگان سرشو میتراشه؟
با دیدنش لباس می پوشه؟
همینطوری منم بدون اجازه ات اومدم بادیگاردت بشم
بگو نشونش بده
همینجا سرشو قطع می کنم
با توئه بگو
شجاع باشه- بگو بیاد سراغ من-
اونه؟
داره بیشتر مشکل ایجاد می کنه برو
میشه کیف و سگ رو اینجا بزارم؟
شبیه سگ خیابانیه
ببین ، میتونی منو اذیت کنی ولی داداشم رو نه
اون یه سگ خیابانی نیست
ببین ، من ثابت می کنه اون یک شیره
این یه توپه ، داش
ایول دمت گرم
دیدی رییس؟
توپ رو آورد
سه سال واسه این حرکت بهش تمرین دادم
سه سال برای گرفتن توپ؟
خودت می رفتی دو دقیقه ای می آوردیش
رییس ؟- این چیه ؟ شمشیره؟-
وقتی با کودوا کوماتا کار می کردم
اون بخاطر کارایی مفیدم اینو بهم داد
این هدیه رو پاتچو پاکیری بهم داد
این هدیه ای هست که بمب باسکار ، وقتی ازم ترسید بهم داد
هدیه؟- بمب-
...اگه این حلقه رو بکشی و بندازیش
یه مشت آدم ناکار میشن...
اینو؟
لعنتی الان منفجر میشه
بندازش تا منفجر نشده- باشه-
یا خدا
داداشم گرفتش- یا خدا-
! داره بهم برش می گردونه
! رییس !نجاتم بده
مسیر رو عوض کرد
کلوچه نیست لعنتی بمبه ، بندازش
روح ! شیطان
سگ
بیا برادر؟ کجایی؟
من اینجام
برادر اومده
این چیه تو دستت؟
انتقالی به سمانور؟
نه، وظیفه محافظت
زندگی موتو رامالینگام در خطره
بخاطر همین برای محافظتش منو به اونجا می فرستن
زندگی برادر موتو در خطره؟ چی شده؟
شوهرخواهر ، اگه به موتو رامالینگام زنگ بزنی و اینو بهش بگی
اون حفاظت پلیس رو رد می کنه
باری از دوش ما برداشته میشه
دایی تو یک پلیس واقعی هستی؟
وقتی بهت وظیفه اسکورت میدن میخوای زیرش بزنی
بده به من خودم میرم ازش محافظت می کنم
دعوا که نیست بخواد حل بشه مسئله سازمانیه
این یه دستور دولتی برای محافظت از جان یک آدمه
حتی اگه من برم باز احترام به قانون محسوب میشه
تو رو سننه؟ سرت تو کار خودت باشه
بابا بخاطر اونه که من و مامان الان زنده هستیم
نمیتونم وقتی میدونم جونش در خطره یه جا بشینم و کاری نکنم
چرا نامه رو به اون دادی؟
اگه شک کرد و خوندش، چی؟
اون به کسایی که بهشون اعتماد داره شک نمی کنه
بهشون خیانت هم نمی کنه...
این از خصوصیات خواهرزاده ام هست
بیا بالا
بگیر بقیه اش رو بعدا بده
کجا میری؟
برای حفاظت از موتو رامالینگام به سمانور میرم
بیایید اینجا بشینید
نه ، شما بفرمایید
من الان پیاده میشم
بچه رو بدین میزارم سر پام
چیزی نیست شما بفرمایید
مهم نیست میزارمش رو پام
میگه برم سر پاش بشینم
! چرا تردید می کنی؟ بیا
نه اتوبوس شلوغه
باشه واسه خلوت
بیا اینجا- نمیشه نرم-
باید خودمو نشون بدم- بیا ، عجله نکن-
خوبه؟- چرا جیغ می زنی؟-
لعنتی پاشو- چی شده؟-
گوش کن اونم بزن
ببین رییسم داره می بینه
چرا رفته اونجا و داره کتک می خوره؟
میدونید کی رو می زنید؟
...شما افسر پلیسی رو کتک زدین که داره به سمانور میره
تا از خانه موتو رامالینگام محافظت کنه...
من تنها نیستم بازرس هم اونجا نشستن
و باهام میان
چرا محافظت میخواد؟- جونش در خطره-
اون بادیگاردش میشه
منم اسکورتش می کنم
دارید همچین آدمی رو می زنید
باید عذرخواهی کنید
و گرنه همه تون رو با تیر می زنم
No comments yet. Be the first to leave one.