The first 200 lines.
تیم ترجمه Opus-Sub تقدیم میکند
ترجمه و زیرنویس پیلار
اون قربانی مرگ مغزی در عرض کمتر از یک هفته میمیره
اونوقت میتونیم کالبدشکافی رو انجام بدیم درخواست مجوز رو رد کن
قربان
...میتونیم کالبدشکافی و پیوند اعضا رو
همزمان انجام بدیم؟
امکان نداره
...امکان نداره. دادستان جانگ برای بیمار مرگ مغزی
پیوند اعضا و کالبدشکافی رو همزمان انجام میده
بی ملاحظگیه
این عملاً یه مورد نادر محسوب میشه
این مورد نادر خیلی شبیه این پرونده اس
همه ی قربانی ها تو ناحیه ی سر آسیب دیدن و اعضاشون سالمن
ما نزدیک گردنش هم اثر درگیری پیدا کردیم
...بدون کالبدشکافی روی اعضا، میتونیم با بررسی ناحیه سر و گردن
علت مرگ رو مشخص کنیم
گفت هر طور شده حقیقتُ رو میکنه
دادستان جانگ چشه؟
چرا انقدر اعتماد به نفس داره؟
هیچ دلیلی برای این کارش نداره
چی؟
مگه دادستان جانگُ نمیشناسی؟
الگوی زندگیش این حشره های یک روزه ان
مدلش اینه که بدون فکر کردن به حرکت بعدی کارشُ شروع کنه
ولی این دفعه دیگه خیلی زیاده رویه
...مطمئنم
یه جا نشسته داره از سر پشیمونی موهاشُ میکنه و میزنه تو سرش
زبون لعنتی! زبونم داره بدبختم میکنه
!این زبون من
وقتی هیچ برنامه ای ندارم برای چی چنین حرفی زدم؟
این بارم توی قرعه کشی برنده نشدم. حالا چیکار کنم؟
الان کی داره بهم زنگ میزنه؟ هیچ حس و حال حرف زدن ندارم
الو؟ چی شده؟
کنجکاو بودم بدونم چه انتخابی کردی
همون انتخاب تو رو انتخاب کردم
انتخاب سختیه. مطمئنی؟
معلومه! برای همین این تصمیمُ گرفتم
باورم نمیشه
الان یه گوشه تنها نشستی داری موهاتُ میکشی، نه؟
بازم تو خوابت دیدی؟
نه، اومدم دنبال صدای زنگ گوشیت
هونگ جو
!موش! یه موش اونجاس
وای! کجا؟
پام خوابیده
آها، اون
اعتماد به نفس نداری؟ نه
انگار تازه یاد گرفتم راه برم ولی مجبورم بدوم
انگار یه لاک پشت باید دو تا خرگوش تندپا رو گیر بندازه
وای
نگران نباش
چون سرعتت کمه اذیت میشی
ولی بالاخره میگیریشون
چی؟
خوابشُ دیدم
پیوند اعضا خوب پیش میره
تو هم توی دادگاه برنده میشی و مظنونُ راهی زندان میکنی
واقعاً؟ معلومه
بعد از گرفتن این دو تا خرگوش
میریم دریا
اون دریای نزدیک ایستگاه اتوبوس
خیالم راحت شد
چرا الان درباره ی خوابت بهم میگی؟
دلم نمیخواست بی دقتی کنی
نگران نباش. حواسم هست
دیگه برو سر کارت
باشه
یه چیزی یادم رفت
خدای من
ممنون که درباره ی خوابت بهم گفتی
حتی دروغ دیگرانم نمیتونی تشخیص بدی
خانم سون، فکر کنم باید برگردی بیمارستان
چرا؟
دادستان جانگ مجوز پیوند اعضا رو امضا کرد
چی؟
قیچی رو بده به من
دادستان جانگ
...وقتی هوان هی رو فرستادم اتاق عمل
یه چیزی گذاشتم توی مشتش
وقتی شش سالش بود بهش دادم
فکر کنم تولدش بود
وقتی اونُ بهش دادم تصمیم گرفت
نویسنده بشه
...نمی تونم
...کسی که رؤیای پسرمُ نابود کرد
ببخشم
نگران نباشین
توی دادگاه محاکمه اش میکنم
حالا میرم سراخ شاهرگ
خب
زمان مرگ پنج و هفده دقیقه بعدازظهر، دوم ژوئن
حالا پیوند اعضا رو شروع میکنیم
کالبدشکافی رو شروع میکنیم
نگهش دار
پنس
نام هونگ جو
هی، ووتاک
داری میری سر کار؟ آره
سوار شو. سر راهم تو رو هم میرسونم
نه، لازم نیست. با اتوبوس همه اش چند دقیقه راهه
سوار شو. من زودتر میرسونمت
داشتم تعارف میکردم
امیدوار بودم نری
میشه پاور بانکمُ شارژ کنم؟ رابط داری؟
آره، بیا
ووتاک، این بار خواب دادگاهُ ندیدی؟
نه ندیدم
ولی گفتی توی خوابت جه چان توی دادگاه برنده شد
ندیدم. دروغ گفتم
چی؟
چرا درباره ی همچین چیزی دروغ گفتی؟
جه چان خیلی تحت فشار بود
میخواستم یکم بهش روحیه بدم
نباید دروغ میگفتم
اگه بفهمه عصبانی میشه
گفتم که
اگه بتونی تا آخرش دروغتُ قایم کنی، دروغ محسوب نمیشه
نمیتونم اینجوری یه قاتل بشم
همه چیزُ درباره ی رازت به پلیس میگم
تو هم قبلاً همچین دروغی گفتی ووتاک؟
دروغی که بشه قایمش کرد؟
نه، هیچوقت
فردا لازم نیست اینُ برای دادگاه بپوشین
به بازداشتگاهم گفتم
اوه، خیالم راحت شد
لی هوان هی روانی
چطور می تونین به عنوان نویسنده ی نماینده ی کره اینجوری حرف بزنین؟
به خاطر اون عوضی
بهم تهمت قتل زدن
...ولی
فکر نمیکنین حقتونه بهتون بگن قاتل؟
شما اول قربانی رو خفه کردین
بعد هوشیاریشُ از دست داد
بعد از آسانسور هلش دادین پایین
قصد داشتین بکشینش
برای همین بهتون اتهام قتل عمد زدن
و قاتل هم هستین
گفتین کاری میکنین بیگناه شناخته بشم
این کارُ میکنم
ولی یادتون نره واقعاً چیکار کردین
تا ارزش قیمت بالای استخدام منُ داشته باشه
اصلاً امکان دارم تبرئه بشم؟
اگه به قتل متهم شده بودین کار سختی بود
ولی دادستان شما رو به قتل عمد متهم کرده
وقتی اتهامتون قتل عمده راحت تر میشه آزادتون کرد
اگه به قتل عمد متهمش کنی ممکنه تبرئه بشه
اون یه نفرُ کشته، برای همین به قتل عمد متهمش کردم چه کار دیگه ای میتونم بکنم؟
شما هم موافق بودین
اثبات قتل عمد توی دادگاه خیلی سخته
و اینا هم برای آمادگی برای دادگاه کافی نیست
اگه محکوم نشه، تو دردسر میفتیم
پس شاید بهتر باشه اتهامُ عوض کنیم
به ضرب و شتم یا حمله متهمش کنیم
نمیتونیم. مشخصه که قتله
چرا اینقدر بی ملاحظه ای؟
ما دلیلی برای اثباتش داریم؟
بله، من دارم
امیدوارم جه چان با تکیه به رؤیای من بی ملاحظگی نکنه
بدون دلیل و منطق جلو نمیره، نه؟
بی ملاحظگی نمیکنه
دنبال چیزی میگردی؟
پاور بانکم نیست
شاید افتاده زیر صندلی
یه لحظه صبر کنم. الان برش میدارم
مهم نیست. یکی دیگه دارم. هر وقت پیداش کردی بده بهم
قرمزه و اندازه اشم حدود اینقدره
باشه دیگه میرم
هونگ جو
نگران جه چان نباش
منم قبلاً تحقیقاتشُ تجربه کردم
همیشه قابل اعتماد و محتاطه
میدونم محتاطه
جه چان، تو زیادی بی ملاحظه ای
الان انگار بدون بستن کمربند ایمنی داری توی بزرگراه رانندگی میکنی
اول کمربندتُ ببند
به قتل عمد متهمش کن ولی حمله رو بذار به عنوان اتهام اولیه
این خیلی زیاده رویه
....اتهام اولیه یعنی دادستان رسماً به قاضی اعتراف میکنه
که توی پرونده به خودش و اتهامش اعتماد نداره
هر چی که بشه به قتل عمد متهمش میکنم
دادستان جانگ حتماً به قتل عمد متهمتون میکنه
چطوره که اتهام قتل عمد برای آزاد کردن من بهتره؟
تفاوت بین قتل و قتل عمد خیلی ساده اس
اگه وقتی هلش دادین میدونستین که میمیره قتل عمد حساب میشه
"نمیمیره"
اگه همچین فکری کردین اونوقت قتل عمد نیست
ثابت کردن اتهام قتل عمد سخت تر از اثبات قتله
اگه نتونه قتل عمدُ ثابت کنه آزاد میشین
بذارین ببینیم دادستان جانگ میتونه قتل عمد شما رو ثابت کنه یا نه
خیلی دلم میخواد بدونم
مون ته مین، متهم، استاد دانشگاه میونگ وونه
قربانی، لی هوان، دستیار آقای مون بود
متهم دستیاراش، از جمله مقتول رو
...مجبور میکرد کارهای شخصیش رو انجام بدن، مثلاً
به بچه هاش درس بدن، ماشینشُ بشورن
یا موقع اسباب کشی بهش کمک کنن
آقای مون آقای لی رو مجبور میکرد کارهای شخصیش رو انجام بده
...اون حتی به دستیارانش حمله میکرد
چون از طرز رفتارشون خوشش نمیومد
No comments yet. Be the first to leave one.