The first 192 lines.
آیوفیلم تقدیم میکند
فال، از تصمیمت مطمئنی ؟
...آره
.مشکلی نیست
...دیگه تصمیمم رو گرفتم، پس
...قلباً...متاسفم
...برای تبدیل شدن به یه پادشاه بیرقیب ...برای تبدیل شدن به یه پدر بی همتا
!گریه نکن، پدر
به کمکت میام، باشه؟
پس، نگران هیچی نباش، باشه؟
...باید
...باید اینطوری میشه
هِـِــِــِ ، وارث قهرمان، ها؟
با اینحال، نمیتونم با افتخار ازش حرف بزنم
...گفتی، تو و آل-کون
رابطتون باهم چیه؟
...آمـــــ ،باهم سر مرگ و زندگی جنگیدیم
...اگه اینطوریه که، منم...آم
.حالا هرچی، از آشنایی باهات خوشوقتم
.منم همینطور
...خدا رحم کرد
...انگار که میتونن با هم کنار بیان
!چهار چشمی حواسم بهتون هست
!فک نکن میزارم باهم تنها باشید
:مترجم
آیوفیلم تقدیم میکند
این بادمجونها خیلی خوشمزه تر از اونایی که ...توی بازار خریدم به نظر میان
!هـــــــــوی! داری چه غلطی میکنی؟
!آل-کون! صبح بخیر
!اومدیم که توی برداشت کمکت کنیم
وایسا ببینم، قضیه چیه؟
اون بچه کیه دیگه؟
.داشت بادمجون میچید
.نباید یه همچین کار زشتی انجام بدی
.شرمنده
!بایدم باشی
.الان موقع چیدنشون نبود
،این میوه ها هنوز نرسیده بودن، حتی اگه بخوریشون !مزه خوبی نمیدن
منظورت این بود؟
اگه اینطوری بچینیشون مزهشون ...ده برابر تلختر میشه
چرا...؟
!چـــــــــــرا؟
!چرا واینسادی تا رسیده بشن؟
چرا درباره یه همچین چیزی قاطی کردی؟
...روم سیاه
بیا
.این به اندازه کافی رسیده که بشه خوردش...خوشمزهاس
!خوشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمزهاس
!ممـــــــ ممنونم
!باهاش کلم پلو درست کنید
!اوم، خیلی خوشمزهاس !باهاش کلم پلو درست کنید
!اوم، خیلی خوشمزهاس !دفعه بعد، قبل اینکه بخوریشون دستات رو خوب بشور
!دفعه بعد، قبل اینکه بخوریشون دستات رو خوب بشور
...هیولاها
،بخاطر حمله هیولاها
توضیع مواد غذایی ...توی بقیه قلمروها دچار مشکل شده
حمله هیولاها" ؟"
از وقتی که رفتی لوروگوس مرتباً .داره این اتفاقا میفته
سر همینم، قیمتها صعودی شده و .قشر ضعیف دیگه توانایی خرید غذا هم ندارن
...پس، اوضاع از این قراره
!بازم هیولاها
!بدوید
لوک-سان
!آل، تو هم اینجایی
!این عوضیا خیلی وحشین، مواظب باشید
دروغ نگم، با این حمله های تهاجمیشون .زیاد دووم نمیاریم
...تازه از تعداد زیادشونم که نگم برات
!گوش کنید
برای حفاظت از قلمرومون باید .تا پای جون ایستادگی کنیم
.هرطور شده باید هیولاها رو عقب نگه داریم
!هِـــــــــــــــــــــــــــــــــی
.اینجا رو به من بسپرید
!بقیهاش با شما
هلن
!کارت خیلی درسته
!بترک
...هلن-سان، کی تونستی
...خیلی خفنه
!لوک
...نجاتم دادی
!یــــــــــــــو
میگم، یکم زیاد نیستن؟
!آره، اگه اینطوری پیش بره، هیچوقت تموم نمیشن
...اون پرچم مالِ
!به نام پادشاهی آنتیسبرگ، فرمان میدهم
!هیولاها، پراکنده شوید
...وگرنه
شمشیر مقدس لِواتین !شما موجودات رذل رو به آتش میکشد
...دارن عقب نشینی میکنن
!به این ترتیب، از مِیگیس حفاظت کردیم
آرهـــــــــــــــــــــــــــ
شمشیر مقدسی که هیولاها رو فراری میده؟
!عِـِــِه؟
!فال؟
...اومدم که خداحافظی کنم
ها؟
منظورت از " خداحافظی" چیه، فال؟
...تصمیم بر این شده که .من از اینجا برم
اینجا، یعنی میخوای مِیگیس رو ترک کنی؟
...اوهوم
خب...کی برمیگردی؟
.قرار نیست...برگردم
هه؟
...واسه همینم
...این یه خداحافظیه
...فال-ساما، وقتش شده
.ببخشید، الان میام
.فعلا، آل-کون
.مواظبت کن
!فال...یه لحظه صبر کن
!هوی، فال
.بابت همه چی ممنون
....معلوم هست چی داری میگی
....خداحافظ
...آل-کون
چه خبر شده؟
،با تشکر از شمشیر مقدس
.هیولاها دیگه پیداشون نشده
،واسه همینم، معاملات به حالت عادی برگشته .و مردم به زندگی قبلشون برگشتن
...اما
...از اون موقع هم، فال
...عانــــــو
...چند روز پیش این بچه براتون مشکلساز شده
!زود باش
بااینحال، شما بهش از دست رنجتون بخشیدید ...واقعاً نمیدونم چطوری ازتون تشکر کنم
...عاه، حرفشم نزنید
اون کلمی که اون روز بهم دادید !خیلی خوشمزه بود
!هی
.که اینطور؟ خوشحالم که دوست داشتی
از این که مردم با سبزیجاتی که من میکارم .غذا های خوشمزه درست میکنن خوشحال میشم
.من توی شهر خیاطی میکنم
،اگه کاری از دستم بر میاد .خوشحال میشم بهم بگید
!میدونی، لباسای مامان خیلی مشتری داره
.که اینطور، چه عالی
میتونم یکم سبزیجات بخرم؟
!حتما
...امروز سیب زمینیمون رو یشنهاد میکنم
!منتظرت میمونیم
!هر نوع لباسی بخوای مامان برات درست میکنه
! حله
!میبینمتون
...ریکس ، تو کِی
.سلام ، یه پیام برات آوردم
دوباره از طرف مامانه؟
...ببخشید که مثل همیشه برات زحمت درست کردم
.نه، این شغلمه
از همه مهمتر به این معروفی که سبزیجات مزرعه تو .هم مقرون به صرفه هم خیلی خوشمزه ان
.خوشحالم که اینو از دهن تو میشنوم
بخاطر اینکه دیگه خبری از هیولاها نیست .قیمت اجناس هم ثابت شدن
.همش به لطف شمشیر مقدس آنتیسبرگه
کشورشون از اونایی نیست که بخاطر امنیت یه کشور دیگه خودشون به خطر بندازن، میدونی؟
...چیزی نمیدونم
ها؟
...آه، هیچی
!راستی اینم روزنامه روزه که تازه پخش شده
ها؟
هــه؟
.خیلی ممنون بابت زحمتت، روری-چان
...هلن-سان، اوم
گشنته ، نه؟
میخوای با من غذا بخوری؟
!خوشمزه به نظر میاد! منم میخوام! منم میخوام
!اوم
!اوم! واقعا لذیذه
...روزنامه امروز رو که تازه پخش شده !یامیام، خوشمزهاس
...روزنامه امروز رو که تازه پخش شده !یام! یام! یام
رو خوندی؟ !یام! یام! یام
هاع؟
.میگه که شاهدُخت فال میخواد ازدواج کنه
...وایسا ببینم، میگه که شوهر از .شاهزاده سلطنت آنتیسبرگه
...چند وقت پیش
...اون هیولاها رو با شمشیرش فراری داد
.آره، آره
،بااینکه ازشون بابت محافظت از مِیگیس ممنونم
امیدوارم به خاطر این مسئله .شاهدُخت مجبور به ازدواج مصلحتی نشه
...درباره اون
میدونی که، اصولاً هیولاها نباید قادر .به این باشن که بتونن، زبونن انسانها رو بفهمن
بااینحال، از کی اونا انقدر حرف گوش کن شدن؟
حالا که داری ازش حرف میزنی ...خیلی عجیب به نظر میرسه
!هلن-سان
.آل-کون
اخیراً فیلیا رو ندیدی؟
.نه. خیلی وقته ندیدمش
.فکر کنم یه ده روزی بشه
...درست حدس زدم
اوه، اطلاعیه امروزه؟
تو هم دربارهاش خوندی؟
.آره، همین چند دقیقه پیش
،راستش یه چیزی هست که .میخوام هر دوی شما ببینید
یه نامه؟
...این یه نامه از طرف مامانمه، ولی
"!آل، خیلی دوست دارم، عاشقتم"
No comments yet. Be the first to leave one.