The first 200 lines.
تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح
احساستون رو میفهمم خانوم
فقط از وقت استفاده کنین و بگید چه اتفاقی افتاده
اون مرد این ساطور رو داشت و خون اون زن روش بود
برادر شوهرم داشتش، خون روی دستهاش و روی لباسش بود
نمیتونم در موردش صحبت کنم سرکار
میدونم که سخته خانوم ولی باید این حقایق رو بدونم
تلو تلو خوران از سالن اومد بیرون و گفت من انجامش دادم زنگ بزن به پلیس
و بعد اون
جمعش کن سروان ستوان دیویس تازه وارد شد
میخواد چی کار کنه سرکار؟
من پلیس نیستم خانوم ولی تو گفتی
تمام چیزی که گفتم این بود که باید یه سوالاتی بپرسم
من از طرف اکسپرس هستم
تو باعث شدی من دوباره وارد این جزییات بشم، تو شایستگی نداری تو آدم نیستی
ببخشید خانوم اینها همه جزیی از کارمه
خب خب ستوان دیویس
بهش بگو که باید قتل باشه سلام ستوان خودت میشنوی
یه نوع داغونش تو خودت رو وارد اینجور چیزا میکنی مک کلیری
و بهم اینطوری کمک میکنی، این آخرین باره که بهت میگم این یه هشداره
من کی ال 75263 هستم برام پلازای 52099 رو وصل کن
میدونی زن زشتی نبود
خیلی بده که یارو با ساطور روی سرش کوبیده بود
چند تا عکس قشنگ بهم بده
هی مارک هنوزم اون دستکش های سهامداران رو داری؟
نه من ازش دست کشیدم
خب میتونی بهشون بگی که یه دونه شیک توی راهه
قتل هاتچت در کانکس پایین شرقی
یه مصاحبه اختصاصی با یه شاهد عینی داشتم
تونستی زیاد هنر به خرج بدی؟
آره بیدل هر چی که تونست از جسد عکس انداخت
یه زن داغون شده ، یه کلوزاپ از خواهرش که حسابی قاطی کرده بود
حتی برات یه تیتر مینویسم، من اونو با یه ساطور خونی دیده ام
خوبه با این خبر میتونم روزنامه بفروشم
بده به بازنویسی و آخرش رو میگیریم، گوشی دستت چی میخوای؟
آقای مدیسون دوباره از هیئت تحریریه تماس گرفت، آقای چاپمن
میشنوی؟ بهشون اجازه میدم که توی پول غلت بزنند
خب دوباره کاریش نکن ازش خوشم اومد
تا حالا که با من به عقب برنگشتی پسر مگه نه؟
اگه از اینجا بریم یه سیستم بزرگتر میچینیم، وقتی اومدی میبینمت
بعنوان یکی از بزرگترین سهامداران در این مجموعه
میخوام بدونم چرا نیویورک اکسپرس
اولش یه روزنامه شناخته شده و مورد علاقه بود
امروز به خودش اجازه داده تا به یکی از ارزانترین و فاسدترین نشریات تبدیل بشه
چطور سردبیر به خودش اجازه میده تا این شایستگی زیر سوال بره؟
یه روزنامه خلاصه شده حال بهم زنه
به علایق و احساسات یه سری احمق احترام میذاره
من یه توضیح کامل میخوام فرانک مدیسون
خب خانوم راولی در دفاع از مارک چپمن
آقای مدیسون اگه ناراحت نمیشید من خودم دفاع از خودم رو انجام میدم
هرطور تو بخوای مارک
خانوم راولی فکر میکنم شما و بقیه سهامداران باید بدونین
که نشریه شما من رو بعنوان ویراستار استخدام کرده
با حقوق کامل در تغییر دادن این روزنامه
او این کار رو برای یه دلیل خیلی ساده انجام داد، چون از فعالیت ضررده خسته شده بود
چرا آقای مدیسون من رو استخدام کرد؟ اون حس کرد که زمانش رسیده که اکسپرس
رویکرد منفی منسوخ شده اش مانند این رو دفن کنه
ولی کی برنده شد؟
و تبدیل شد به یه روزنامه مثبت، خانومها و آقایان ما در تجارتیم
تجارتی که عطش عموم رو برای هیجان، فرار و اخبار سیرآب میکنه
اینجا جاییه که من فیل سفید قابل احترام شما رو رسوندم
بجای تیتر داستانهای سازمان ملل بهشون یه داستان بد دادیم
آشکارا دنبالش رفتند
ما انتصابات ریاست جمهوری رو کم اهمیت جلوه دادیم
و روی کشتار توسط مرد گوریلی تمرکز کردیم
این اتفاقیه که افتاد 30 یا 40 هزار خواننده جدید
در یکسال چرخش ما به بالای 110 درصد رسید
و به 750 هزار رسیدیم
ما باید به تو یه جایزه بزرگ بدیم و مطمئن نیستم که این کار رو اصلا دوست داشته باشم
آیا چک سودی که در ماه گذشته دریافت کردید رو دوست داشتید؟
برای اولین بار در 12 سال گذشته؟
و منم این رو دوست ندارم آقا، این چه نوع روزنامه نگاریه؟
روزنامه ای که نمایش ارزان و مبتذل رو به نمایش میذاره
تا آدمهای الاف احمق این شهر بهش جذب بشن
هزاران نفری که امشب در رقص لونلی هارت شرکت خواهند کرد
این آدمهای بیچاره دوست داشتنی و ناراحت که بهشون میگی احمقهای الاف
این روزنامه رو میخرند و میخونند
وفاداری اونها باعث شد تا چک سودت رو در جیبت داشته باشی
و فکر میکنی که خدمات عمومی داری انجام میدی وقتی یکی از گزارشگرهات دستگیر میشه
بخاطر اینکه اطلاعات رو از پلیس منتشر کرده؟ یا هرچی که بوده
این که اسمش مک کلیری یا هرچی باشه
با چیزهایی که درموردشون مینویسه بنظرم باید اخراج شه
این یارو مک کلیری بهترین گزارشگر جوانیه که تا حالا دیده ام
در طی 25 سال روزنامه نگاریم
قبل از اینکه اون رو اخراج کنم این اکسپرس رو میندازم کنار
و میرم برای کسی کار میکنم که به استعدادهای واقعی من در این کار احترام بذاره
مارک من مطمئنم و آخرین حرف
تنها قراردادی که اینجا دارم دست دادن بین من و آقای مدیسون بوده
باوجود اینکه به من حقوق کامل برای حرکت روزنامه به سمتی که میخوام رو دادی
اما بعد از آخرین شماره امروز استعفا میدم
حالا هم متاسفم که نمیتونم پیشتون بمونم باید روزنامه بفرستم بیرون
داستانت آماده است دوشیزه آلیسون؟ تا یه دقیقه دیگه باقیشم آماده میشه جویی
آقای چاپمن
ممنون
داستان مک کلیری آماده شد بکس؟
اتاق شکنجه چه خبر بود؟
این خوبه بده برای بازی اصلی، مک فردا پیگیرش میشه
اینا چیه؟ عکسهای تجمع لونلی هارت
بریز دور ولی من
پیترز رو از لونلی هارت بردارید
از این الافها طوری عکس میندازه که انگار توی صف گرفتن سوپ از آشپزخونه اند
بجای نفس نفس زدن برای یه عاشقانه داغ
باشه ولی من بله؟
بله آقای مدیسون
یه ساطور بردار و به خون آغشته اش کن آره؟ مال کیو بردارم؟
مال خودت رو، اگه نمیتونی از شربت شکلات یا همچین چیزی استفاده کن
شکلات؟ اوه خدای من وقتی کارم تموم شد میتونم یه بشقاب داشته باشم بزنی داخلش
هنوزم اصرار داری که یه زن با 20 تا بچه ارزش خبری شدن رو داره
سلام نابغه، من فکر میکنم ارزش صفحه اول رو هم داره
غریزه زنانگی تو منو میترسونه
تصمیم گرفتی امشب شام منو کجا ببری ؟
اگه چپمن رو نگه ندارند
اونوقت قراره تو با بازنده ترین فردی که شرط رو باخته شام بخوری
پس اونوقت بهتره یه کم جوش شیرین توی کیفت بیاری پرنسس
لازمت میشه
هیچوقت روی استیکت حساب نکن تا وقتی که صدای جیلیز و ویلیزش درنیومده
جواب چیه؟ هنوز هستی یا نه دیگه؟
اونها اینقدر دیوونه نیستند که یه آدم موفق رو بندازند بیرون
تبریک میگم میدونستم که سهامهاشون رو میزنی توی دهنشون
بهشون گفتم منو اخراج کنین مک کلیری هم با من میاد
و بعد یه مشکل واقعی پیدا میکنند
نمیذارم اونها سعی کنند بندازنت بیرون
تا اون پاداش تو رو که مستقیما توی چشماشون زل زده رو به تو پرداخت نکنند
برات یه خبرهایی دارم
دارم سعی میکنم تو رو هم برای یه مقدار از اون پاداش سهیم کنم
میخوای با من چی کار کنی؟ بازنشسته؟
فکر کردم میتونیم با مدیسون یه معامله خوبی کنیم
تا بتونیم یه مقداری از سهام شرکت رو بخریم
میدونی بچه ما میتونیم بالاخره صاحب این روزنامه بشیم
خب این بهترین پیشنهادی بود که در هفته داشتم من یکی دیگه هم دارم
من میبرمت امشب شام بیرون و تو نقطه رو انتخاب میکنی
من برات پیشنهاد بهتری دارم، طرفم داره دست تو جیب میکنه چون شرط رو باخته
دوباره دوشس بزرگ واسارها؟ اینطور حس میکنم که میتونم هرچیزی رو تحمل کنم
من بیشتر نگرانم که بتونه از پس خرج تو هم بربیاد بسازش
باید ساعت 8 بریم سالن رقص، وقتی برای پودر زدن به دماغش نداره
با این پوزخند گوشهات رو نشکن دارم میبینم او هنوز سر کاره
بدون صدای شادی کردن عزیزم؟ خب من همه چی رو امتحان کرده ام
من انگشتهام رو متقاطع کردم(علامت شانس)، دعا کردم، شمع روشن کردم
خیاطت کیه پرنسس؟ بیا از اینجا بریم بیرون
باید تمام روز به صورت چپمن نگاه میکردم
باید شکست مفتضحانه اش رو هم امشب تحمل کنم و بیشتر زجر بکشم
لااقل یکساعت به تو نگاه کردن یه تغییر خوش آمد گویی خوبیه
اگه منو به شام میبری بریم اونو به شام ببرم؟
اوه یه دقیقه ایسا، شرط بندی بین من و تو بود
شرط سر این بود که بازنده شام میخره و نگفتیم چند تا
تو دو دره باز میدونم که تو یه بازنده خوبی هستی
یه روز یادم بنداز در مورد دخترها یه چیزی رو بهت بگم
با چند تا از این احمقها صحبت کن که برن ازدواج کنن
این الافهای لونلی هارت میپذیرند
و ما کلی تبلیغ بهشون میدیم
اگه بتونی با یه زوج صحبت کنی که تا 9 ازدواج کنند
تا ساعت 12 یه عالمه از اونها رو داریم که منتظر مراسم ازدواجشون هستند
مک کلیری یه مرد افسانه ای بروکلینه مک کلیری یه مرد بله قربان گوئه
هی جولی
سلام چارلی چارلی
چطوری تو بارنس خوب مارک تو هم خوب بنظر میای. مک کلیری
اوه ممنون
چی شده؟ قراره روح آلیسون بشی چارلی؟
نه اون برای تحقیق در مورد اون سریال بهم کمک میکنه
در مورد بناهای تاریخی نیویورک
مرد بهتری رو پیدا نمیکردی، من که نمیشناسم
روزهای قدیم رو یادته مارک؟
مثل وقتی که من کابلهای تلفن رو در محاکمه لیندبرگ قطع کردم؟
تو منو نابود کردی تقریبا هزینه یه شغل برام دراومد
تو رو نابود کردم، سرویس تلگراف همه رو نابود کرد، همون سالی بود که
همون سالی بود که تو جایزه پولیتزر رو بردی
گوش کن مارک، این کاری که برای جولی میکنم یه نوع
مارک فکر میکنم باید برگردم سر کارم خوبه خوشحالم که میشنوم چارلی
موضوع چی شد مارک؟ شغل چی شد؟
چرا که نه؟ ممنون
چارلی من بهت افتخار میکنم یه کم شعبده بازی کوچیک لازمه
نمیتونم همه رو الان درست کنم
چارلی بهت زنگ میزنم، دیرمون شده باید عجله کنیم
معلومه مارک میدونم داستان چطوریه، همیشه باید جایی بری
قهوه میخوری صبح؟ توی فنجان بزرگ؟ معلومه جولی
تمام وقت فکر میکردم که تو یه
چقدر بهش دادی؟ ده دلار ، ارزشش رو داشت
ده دلار؟
باهاش یه عالمه ویسکی بخر اون مشروب رام خنک رو دیدی؟
نصف شب بیا ببین افتاده توی ناودان یه لحظه صبر کن
اون الکلیه جولی، تو نباید به یه الکلی
بیشتر از یک دلار بدی
اعتمادت میتونه اون رو بکشه، 10 دلار رو باهاش میره دوش مشروب میگیره
خب ولی این شغل میتونه همه چیز زندگیش رو عوض کنه
شغل؟ نمیذارم با افراد من توی دفترم تنها بمونه
بیا سوار شو دیوونه کجا داری میری؟
من نمیذارم اون بره این چیزا رو بخره
میخوای قلبش رو بشکنی؟ من این کارو میکنم؟ فکر میکنی خودت داری چی کار میکنی؟
من بهش امید و آرزو میدم یه آدم الکلی که در رویاهاش زندگی میکنه
اون خوشحاله چرا خرابش کنیم؟ خوشحال؟ مثل لونلی هارتهای تو
که دنبال داستانهای عاشقانه بزرگی هستند که بهشون قول داده شده؟
تنها عاشقانه چارلی با یه بطریه سوار شید
بیدل اون دوربین رو بیکار نذار، نذار بقیه بچه ها کارشون بی ارزش شه
باید تاحالا 100 تا عکس گرفته باشم آقای چاپمن، دیگه بازوهام کار نمیکنه
تو فقط شروع کردی، میخوام از مردم همه ایالتها عکس گرفته بشه، حالا شروع کن
حالت چطوره پرنسس؟
سعی میکنم جیغ نزنم
در حین شام هم کلی خندیدی
چرا الان این کارو نمیکنی؟
وقای پرهات ژولیده هستند خیلی خوشگل نیستی
No comments yet. Be the first to leave one.