The first 176 lines.
...مـ... میگم، گیلنه سان، پدرم نگفت
.گیلنه کافیه .سان"ش رو نمیخواد"
.باشه
!اینو بخون .من خوندن بلد نیستم، پس بلند بخون
...پسر عزیزم، رودئوس"
مطمئنم نمیدونی جریان ...از چه قراره
راحته که بگم از اون ...شیرزن عضلانی بپرسی
،ولی خب، اون جای مغزشم عضله داره ".پس جواب درست و حسابیای ازش نمیگیری
!چی گفتی؟
.لـ... لطفاً بشینید، گلینه .این فقط یه شوخی بود
.که اینطور
،یه راست میرم سر اصل مطلب" .واست یه شغل پیدا کردم
تو میشی معلم خصوصی "!یه اوجو سامای 9 ساله توی روآ
!شغل؟ .چیزی که ازش خواسته بودم
!بالاخره
اما اگه اینطوره پس چه نیازی بود که بیهوشم کنه؟
زنی که باهاته محافظ شخصی اون خانواده" .و مربی شمشیرزنیه
،شنیدم میخواد ازت چیز یاد بگیره .و به جاش بهت شمشیرزنی یاد بده
چون جای مغز توی سرش عضله داره ".به خاطر همچین درخواستی، بهش نخند
!چی گفتی؟
.ولی اون استاد شمشیرزنیه" .بحث شمشیر که باشه، کسی به پاش نمیرسه
!این رو تضمین میکنم
،من که حتی یه بارم نتونستم شکستش بدم ".البته به جز توی تخت خواب
لازم نکرده همه چی رو !برام بنویسی، بابای خنگم
.واقعآً که بین زنها محبوبه
،برای پنج سال آینده" ...تا وقتی که به دوازده سالگی برسی
،تو اون خونه خوندن، نوشتن .حساب و کتاب و جادو یاد میدی
،و تو این مدت، برگشتن به خونه ".نامه نوشتن یا هر ارتباط دیگهای ممنوعه
چی گفتی؟
چون حس کردم تو داری .به سیلفیت بدجوری وابسته میشی
و از نظرم، این روند واسه .اون دخترم خوب نبود
!بالاخره کار خودتو کردی، پائول
کار میکنی، پول درمیاری .و مستقل زندگی میکنی
مشتاقم که ببینم .چه جور آدمی میشی
از طرف پدر خردمند .و خارقالعادهات، پائول
خرد سیری چند؟ به زور بازو فرستادیم، نه؟
.پائول حتماً عاشق توئه
...پی نوشت"
اوجو ساما اشکالی نداره "!ولی اون زن عضلهای مال منه، بهش دست نزنی، ها
.این رو گفته
...عجب .اون نامه رو بفرست واسه زنیس
.اطاعت
،کلی اما و اگر هست .ولی فعلاً مشکلی نیست
.آره، عالی شد
...شاید سیلفی تنها بمونه
ولی تا وقتی که خودش از عهده مشکلات .خودش برنیاد، بزرگ نمیشه
.منم نباید زیادی بهش وابسته بشم
.پشیمونیای ندارم، آره
...اما
دوست دارم حداقل .سالی یه بار ببینمش
.چقدر جوجین
.گلینه هم هست .شاید تو این دنیا همچین هم کمیاب نیستن
.ممنون
.سلام
.از دیدنتون خوشوقتم .رودئوس گریرت هستم
یه اشراف زاده واسه سلام کردن ،پای چپش رو عقب میکشه
با دست راستش یه دایره درست میکنه .و یکم به جلو خم میشه
اینطوری؟
.درسته، بد نبود
.بشین
،من فلیپ بُراس گریرت هستم .حاکم این شهر
.میشه گفت پسر عموی پائولم
ها؟ یعنی... چی دقیقاً؟
یعنی ما باهم فامیلیم؟
.فکر کنم
.آها، که اینطور .الان گرفتم
.مردک... از روابط خانوادگیش استفاده کرده
...ولی بازم
فکرشم نمیکردم همچین .خانواده بلند پایهای باشیم
خب؟ تا کجاش رو میدونی؟
اگه به یه اوجو ساما ...واسه پنج سال درس بدم
شما هزینه ثبت نام من برای .آکادمی جادوگری رو پرداخت میکنید
همین؟
.بله
.ای بابا، اصلاً عوض نشده
،حالا هر چی .بذار اول تو رو به دخترم معرفی کنم
.حرفامون رو میمونه واسه بعدش
.باشه
شنیدم نسبت به سنت .خیلی کارت درسته
.همش به لطف استادمه
.خوش سر و زبونم که هستی
نگرانم که دختر نازم رو .از راه به در کنی
!من فقط هفت سالمه، ها
،قبلاً به پائول گفتم .ولی دختر من یه کوچولو خودخواهه
.تو انتخاب آدمها خیلی سخت گیره
،از تو هم انتظار زیادی ندارم .ولی چون پائول ازم خواسته، گفتم یه امتحانی کنم
.خیلی راجع بهش رُک هستین
به خودت مطمئنی؟
...تا نبینمش نمیدونم، ولی
.اریس، یه معلم جدید برات آوردم
..."قدرتمند"
این اولین حسی بود .که با دیدنش بهم دست داد
.همه حواسم سیگنال خطر میدادن
.از دیدنتون خوشوقتم .رودئوس گریرت هستم
!این چی؟! تو که از من کوچیکتری
فکر نکنم سنم .به این موضوع ربطی داشته باشه
!چیه؟! با حرفم مخالفی؟
ولی اوجو ساما، من کارایی بلدم ...که شما نمیتونی انجام
ها؟
!گستاخ! فکر کردی با کی طرفی؟
دومین حسی که بهم منتقل کرد .خشونت" بود"
چرا منو زدی؟
چون با اینکه کوچیکتری !تو روم درمیای
حالا فهمیدی زدن بقیه ...چه دردی داره
چـ... چی؟
نشونت میدم هرکی دست روم بلند کنه !چه بلایی سرش میاد
ها؟
...و... وایستا
...پائول لعنتی
این جا کجاس منو فرستادی آخه؟
!وایستا ببینم !میزنم خرد و خمیرت میکنم
یه خرده لجبازه"؟"
کجا رفتی؟
!قایم نشو، خودتو نشون بده
!چرند نگو
این از اون اوجو ساماهایی !که من میشناسم نیست
!اون مجرم اصلی تو یه مانگای جنائیه
چطور بود؟
تا حالا تو زندگیم همچین ...موجود وحشیای ندیـ
جانم؟
نه، منظورم اینه که تا حالا تو زندگیم همچین .اوجو سامای معصومی ندیده بودم
چیکار میکنی؟ تسلیم میشی؟
.تسلیم نمیشم
،اگه دست از پا درازتر برگردم خونه .خندیدن پدرم مثل روز برام روشنه
.گل گفتی
،همه معلمها به اینجا که میرسیدن .شکستشون رو میپذیرفتن
ولی نقشهای داری؟
...خب راستش
.میتونم با جادو از روش رد شم
.نه، فایده نداره
،بردن ازش تو یه مبارزه .باعث نمیشه حرف شنوی کنه
،اگه حواسم نباشه !ممکنه ده برابرش رو سرم بیاره
!شوخی بردار نیست
اگه نتونم حرف بزنم !نمیتونم از جادوی درمان استفاده کنم
چطوره یکم به بازیش بگیریم؟
باعث میشه دخترتون گول بخوره .و بخواد درس بخونه
.اوه! جزئیاتش رو بهم بگو
.هر کاری از دستم بربیاد، میکنم
.بسیار خب
...پس ازتون میخوام
.راحت باشین
.نقشم رو عملی کردم .امیدوارم جواب بده
از کتک خوردن و شکست .مثل زندگی قبلیم، خسته شدم
.شکست قابل قبول نیست
آه، یادگاری مقدس رو .تو روستا جا گذاشتم
...خدایا
.لطفاً، کمکم کن موفق بشم
!آخ
میتونستن یه خرده مهربونتر .این کار رو کنن
ولی قرار بود .یه جای نسبتاً تمیز باشه
.خب، فکر کنم جوّ اینجا هم بدک نباشه
حالا من از جادو و دانشم استفاده میکنم .که ازاینجا فرار کنیم و برگردیم خونه
این بهش نشون میده .که آموزش چقدر مهمه
.صبحتون بخیر، اوجو ساما
!چی خبره؟
به نظر میاد ما رو دزدیدن .و زندانیمون کردن
،اگه میتونستی از جادو استفاده کنی .راحت خودتو از شر این طنابها آزاد میکردی
!مزخرف نگو
گلینه! گلینه کجایی؟
گلینه؟ هی، گلینه؟
...واکنش خوبیه، حالا
!خفه شو، بچه دماغو
!اوه! انتخاب خوبی بود
اینجوری عمراً متوجه بشه .اینا دارن نقش بازی میکنن
!دردم گرفت، میزنمت، ها
چه گفتی، فسقلی؟
!چه... چه خوب رفته تو نقشش
!بو گند میدی، بهم نزدیک نشو
...فکر کردی من کی هستـ
!چرا اینقدر دور برداشتی؟
!عوضی
!بچه پر رو واسه من قلدر بازی در میاری؟
خـ... خیلی زیادهروی نمیکنه؟
!از اون آشغالهای حال به هم زنی
...هیچوقت نمیبخشمت
...به پدربزرگ میگم
No comments yet. Be the first to leave one.