The first 200 lines.
صبر کن
تو اینجا نیومدی که غذا بخوری، دُرسته؟
برو داخل
ازت پرسیدم چرا اینجایی
پس کنجکاو شدی؟
معلومه، اون زَنمِ
زَنِت؟ اون واقعا زنِ توئه؟
چرا مخفیانه به دیدنِ زنم میای؟
مخفیانه؟
برو داخل، داری راجبِ جی حرف میزنی؟
شایعات زود پخش میشن خجالت نمی کشی؟
خجالت؟ شایعات؟
این همه مدت به من خیانت می کردی...
خیانت؟
بیا بریم یه کم چایی بخوریم
معلم کانگ، همین الان برو ازت خواهش می کنم
اگه من برم، اون بخاطرِ این تو رو سرزنش می کنه نیازی نمی بینم ازش دوری کنم
خواهش میکنم
به زودی همدیگه رو می بینیم، فقط خودمون دو تا
به هر حال، من منتظر می مونم
مادر هنوز مریضه، هیچ حرفِ احمقانه ای نزن
چرا تو اینجایی؟
کیونگ چول رو کجا دیدی؟
جلوی در
کِی؟ الان؟
مادر
اون با یه نفر قرار میذاره
عزیزم
چی؟ قرار میذاره؟
اون داره یه نفرُ می بینه
اون راجبِ چی حرف میزنه؟
نباید ازش راجبِ سلامتیش بپرسی؟
این همه مدت، منو سرزنش می کردی اما اون با یه نفر رابطه ی عشقی داره!
داری چی میگی؟
چون دیشب مغازه باز نشده بود یه مُشتری اومد دنبال من
مُشتری؟ اون بهانه تِ؟
اون چقدر آدم خوبیه... چرا مغازه رو باز نکردی؟
فردا برو سرِ کار
موضوع این نیست
عوضی، گوشم رو پاره کردی
نباید ازم بپرسی حالم چطوره؟
تو نگران نیستی؟ این همه مدت اون خودشو مظلوم نشون می داده
گفت که اون یه مشتریه
این فقط بهانه شه تو اینو باور می کنی؟
پس دیگه حرف کی رو باور کنم؟ حرف تو رو؟
اینقدر درمونده ی طلاقی؟ که بهش تهمت نارَوا میزنی؟
مادر
دیگه نمی خوام چیزی بشنوم، برو بیرون
تو خبر نداشتی، نه؟
و همش شما بچه ها منو سرزنش می کردید
کیونگ چول
چیه؟
خفه شو
چی؟
خب چی میشه مگه اون یه نفرو ببینه، تو حق نداری اونُ مقصر بدونی
اون هنوزم متاهله
خودت چی؟ مگه الان با اون دختر زندگی نمی کنی؟
مرد و زن با هم فرق می کنن
اینکه اون با یه نفر دیگه قرار بذار قابلِ توجیه؟
داری چه غلطی می کنی؟
صدات بلنده
منظورت چیه؟ داداش جینو با کی قرار میذاره؟
داداشِت سلیقه بدی داره
زَنِ تو با داداشم قرار میذاره؟ امکان نداره
اون اومده بود خونه زنم، بهش می گفت خوب غذا بخوره
اونطوری که اونا به همدیگه نگاه می کردند، امکان نداره اشتباه کرده باشم
واقعا؟ اون دیوونه ست
به خانواده ات بگو که داره با اون قرار میذاره
چرا باید اینو بهشون بگم؟
اینطوری همه می تونن جلوشون رو بگیرن
فکر می کنی خانواده ام بخاطرِ ما جلوی اونا رو می گیرن؟
چرا اون دو نفر باید جلوی ما رو بگیرن؟ اونا نباید با هم قرار بذارن
داداشم مجرده زنِش فوت کرده
خب که چی؟
من هیچوقت ازدواج نکردم، اونا اول جلوی ما رو میگیرن
چی؟
بهش فکر کن
چی؟
برادرت نقشه یِ خوبی نکشیده
اون چطور جرات می کنه یه زنِ شوهردار رو از راه بدر کنه
زنِ شوهردار؟
میرم ببینم چی میخواد بگه
چرا اینقدر ناراحتی؟ اینقدر برات ناراحت کننده ست؟
میخواستی نباشه؟
سلام، خانم
بشین
یه کم چایی می خوای؟ من قبلا یه کم خوردم
نه ممنون
نمی خواستم هیونسو حرفمون رو بشنوه، واسه همین باهات تماس گرفتم بیای اینجا
تو باید به دکتر یون بگی که میخوای استعفا بدی
اینطوری ما می تونیم خودمون رو از دردسر نجات بدیم
تو به من قول دادی چرا سَرِ قولت نموندی؟
معذرت میخوام
هر وقت من جلوت باشم ازم معذرت خواهی می کنی؟ فکر می کنی من مسخرَتَم
من آدمایی مثل تو رو خوب میشناسم
نمیتونم منظورتون رو بفهمم...
میدونم تو دنبال پولی
اما سعی می کنی معصوم و ساده به نظر برسی
تو با این صورتِ خوشکلت دنبالِ مردا و پولشون میُفتی
خانم کانگ...
من اینقدرم که تو فکر میکنی خوب نیستم با من بازی نکن
خانم، درک می کنم در موردِ من چه حسی دارید
من با هیونسو به عنوان مریضم همدردی می کنم فقط همین
پس داری بهم میگی این هیونسو هست که دنبال افتاده؟
قصد توهین به شما رو ندارم
پس فکر می کنی من باید چشم از پسرم بر ندارم؟
به هر حال، معذرت میخوام که قولم رو شکستم
من باید برگردم سَرِ کارم، خدافظ
اون بچه ی بی شرم و لوسیِ
کجا رفته بودی؟
نگران نباش
پرستار پارک بی شرم تر از اون چیزیِ که فکرشو می کردم
تو با پرستار پارک حرف زدی؟
اون یه جوری حرف میزد که انگار تو بیشتر بهش علاقه داری
مامان
چیه؟
چرا اینقدر احساساتی هستی؟
چی؟ دخترا می تونن زندگیت رو نابود کنن
تو مواظبِ من نیستی، تو حسادت می کنی
حسادت؟
مامان من پسرتم اما انگار شوهرتم
جای تعجب نداره که اینقدر ساده ای همیشه کتابایی مثل اینو می خونی
تو مواظبِ من نیستی، تو حسادت می کنی
مامان من پسرتم اما انگار شوهرتم
مترجم : مهدی
راجبِ چی فکر می کنی؟
هیونسو چی تویِ من دیده؟
اون تو عُمرش هیچ دختری رو ندیده، کاملا مشخصه
چرا؟
پس چرا تو از من خوشت میاد؟ تو که خیلی دختر دیدی
چی؟ چیزی نپرس
من دخترایی که خیلی سوال می کنن رو نمی تونم تحمل کنم
احساسِ ضعف می کنم و قلبم شکسته
چرا؟
نمیدونم... آسمون خیلی غم انگیز به نظر میرسه
پس تو این احساسُ داری می دونستم با یه مراسم جواب میده، بخاطرِ آهنگ بود؟
باید بذارم هیونسو بدونه...
تو واقعا ازم می خوای که با اون قرار بذارم؟
آره
تو حتی دو دل نشدی
نه
تو به من اعتماد داری؟
آره
که حتی اگه با اون قرار بذارم بازم تو رو می بینم؟
آره
اشتباه می کنی
کجا داری میری؟ سینما چی میشه؟
باشه، باشه نگه ت میدارم
ولم کن
اینطوری نباش
ولم کن، خیلی داغی
خوشحالی؟
داغی
خودتو بببین بیا اینجا
معلم کانگ
الان تعطیل شدی؟
نمی تونم وایسم، یه قرار ناهار دارم
همه چی روبراهه؟
بعدا بهت سَر میزنم
صبر کن...
اون گفته میخواد تو رو ببینه؟
نرو
من نباید ازش دوری کنم نمی خوام اینکارو کنم
پس بذار من بیام
هر دوتون اومدید؟
من باید اینجا باشم
چند وقته شما دو تا با همدیگه اید؟
این هیچ ربطی به تو نداره، کیونگ چول
چی؟
ما با هم اون رابطه ای که تو فکر میکنی رو نداریم
اما حتی اگه داشته باشیم، هیچ ربطی به تو نداره، مخصوصا الان
این ربطی به من نداره؟
من شوهرشم شوهرش
نمی خوای با خواهرم ازدواج کنی؟ نظرتُ عوض کردی؟
واسه همین می خوای منو بد جلوه بدی؟
بَد جلوه بدم؟
اگه من با جین هی ازدواج کنم، شما دوتا نمی تونید همدیگه رو ببینید
واسه همین میخوای منو بدترین آدم جلوه بدی؟
تو رستوران می بینمت
مطمئنی؟
شما دارید چه غلطی می کنید؟
من باید باهاش حرف بزنم
دُرسته، حتی اگه دوکین ازت طلاق بگیره و من باهاش ازدواج کنم، بدشانسی میاری
یکی از ما باید تسلیم بشه
فکر می کنی میذارم به هدفت برسی؟ فقط بشینید و تماشا کنید
من مطمئن نیستم که دوکین چه احساسی داره اما دوست دارم امتحان کنم
فقط یه استثنا وجود داره اگه این بخاطرِ خوشبختی اون باشه
اما دوکین از سَرِ مَردی مثل تو خیلی زیاده
کَسی مُرغ بیشتری میخواد؟ من، من
ممنون من، من، من
بفرما، نوش جونت ممنون
بفرما، بفرما بخور ممنون
بیا بیرون
یه لحظه میرم بیرون، شما پسرا از خودتون پذیرایی کنید
باشه
اون شوهرشه؟
اون خیلی خوشتیپه
اون پست فطرت به نظر میرسه، ازش خوشم نمیاد
تو الان نمی تونی اینو انکار کنی
چرا اینقدر دلواپس به نظر میای؟
No comments yet. Be the first to leave one.