The first 200 lines.
آنچه در قسمتهای قبل "کارتهای وحشی" گذشت
سورپرایز
میخواستم مردی رو ببینم که به خاطرش قید میلیونها دلار رو زدی
سلام
مکس، این جسیکاست
واو، بالاخره. خیلی تعریفت رو شنیده بودم
این ۱۵ سال گذشته کجا بودی؟
در حال فرار از دست گدئون وارگا
گدئون وارگا دیگه کیه؟
اون خودِ شیطونه
هی، جیلیان هستم
سال میگذره ۱۰
از وقتی که "قاتل کورکاسکرو" اون حمام خون رو راه انداخت
حالا که حرف از کشت و کشتاره
اسمت چیه؟
و تو هم برای هفتهی "کورکاسکرو" میخوای حسابی بترکونی؟
سلام، چه خبر؟ اسم من نیکسونه
منم کیسی بیکرم و ما میزبانِ
مهمونی بزرگ سالانهی "کورکاسکرو" برای فردا شب هستیم
و قراره حتی از پارسال هم بزرگتر باشه
ورودی دمِ در ۲۰ دلاره
کل شب دیجی داریم. قراره وحشیانه بترکونیم
مهمونیهای شما همیشه همینطوره
حالا، اگه قرار بود یه اسم مستعار برای قاتل زنجیرهای بودن داشته باشی، چی میشد؟
نمیدونم
ولی الان واقعاً باید برم یه دستشوییِ اساسی
هی، منم باهات میام
راستش زیاد به این موضوع فکر کردم
و، امم، اگه قاتل بودم
اسمم میشد، امم، "صورت چکشی"
چون مثلاً یه چکش رو سرم میداشتم
و با سر میکوبیدم تو سر ملت
تلاشت خوب بود، نیکسون
چرا رفتی داداش؟
جیلیان حاضر بود کل شب رو باهات حرف بزنه
میبینم چطوری نگات میکنه
ببین، هی، داری زیادی نزدیک میشی داداش
هی
سحرخیز شدی
کارای خیلی مهمی دارم که باید انجام بدم
از کاپیتان دامنپوش یا هر چی اسمش هست چه خبر؟
منظورت سِر توروالدِ رامنشدنیه؟
آره، همون
محض اطلاعت بگم که اون یه جنگجوی شجاع اسکاتلندیه
با یه قلبِ طلایی مخفی
و دسترسیِ خیلی محدود به پیراهن
باید حسودی کنم؟
فقط اگه نتونی بدون زین اسبسواری کنی
در حالی که یه تبر تو دستته و فقط یه دامن تنته
قضاوت نکن
شعرهای خیلی قشنگی هم مینویسه
اوه، خب، که اینطور
کنجکاوم بدونم تو با اون دامنا چه شکلی میشی
خب، باید تو همین کنجکاوی بمونی
مارک، این چه کوفتیه رو سرت؟
امروز صبح یه جعبهی کوچیک رسید
هدیهی ریکیه. میخوای توضیح بدی؟
آره. ریکی مأموریت داره کلاهی پیدا کنه
که مارک بیشتر از چهار ثانیه تحملش کنه
راستش تعجب میکنم هنوز تیکهتیکهاش نکرده
فکر کنم خوشش اومده. مگه نه رفیق؟
حدس میزنم اگه آدما میتونن عوض شن، گربهها هم میتونن
حالا برگردیم سرِ بحثِ تو و اون دامنه
درسته
امم
آه! لعنتی
بذار حرفت رو بعداً بشنوم
کاره. باید برم
منم همینطور
فکر کنم سِر توروالد باید
دوئلِ بدون پیراهنش رو بدون من انجام بده
خداحافظ، مارک
هیچوقت فکر نمیکردم پیادهروی شبانهی همیشگیم
به یه کابوس تبدیل بشه
قاتل کورکاسکرو تا اون هفته چهار تا قربانی
در پریمروز گرفته بود و من داشتم میشدم پنجمی
ترسناکه
فکر میکردم دوست نداری به پادکستهای جنایی واقعی گوش بدی؟
دوست ندارم. این مالِ سالها پیشه
ولی چون به پریمروز احضار شدیم
فکر کردم شاید کمک کنه بفهمیم
چی باعث شده این شهر اینقدر معروف بشه
به پریمروز خوش اومدید
باصفاترین جا برای اینکه با در بازکن بهتون چاقو بزنن
این هفته دهمین سالگردِ
قتلهای کورکاسکروئه
واسه همین یه جشنواره توی شهر راه انداختن تا یادش رو زنده نگه دارن
اوه، رژه هم دارن؟ ماشینهای تزیین شده چی؟
از رژه خبری ندارم
ولی این یه جورایی راهِ شهره برای بازپسگیریِ هویتِ داستان
فکر کنم به خاطر همین بود که تنها بازماندهی اون قتلها
از همون اول این پادکست رو راه انداخت
اگه یه قاتل روانی به من حمله کنه
کارهایی فراتر از یه پادکست انجام میدم
دارم از یه سری کتاب حرف میزنم
یه فیلم پرهزینه با کلی لوازم جانبیِ کلکسیونی
حالا که داری میگی، چرا یه شهربازی هم نزنی؟
اوه، حالا شد یه چیزی
حالا که حرف از حرف زدن شد، امم، دربارهی شامِ اون شب
هی، نگرانش نباش
میدونم حرف زدن دربارهی این حقیقت که
مادرِ مردهام دوباره زنده شده، یه کم عجیبه
درکت میکنم
و راستش، فقط خوشحالم که اون زندهست
اوه، راستی. من دربارهی این یارو گدئون وارگا تحقیق کردم
کردی؟
آره. دربارهاش شوخی نمیکردی
جنایتهای زیادی از سراسر دنیا بهش نسبت داده شده
قتل، باجگیری، آدمربایی، هر چی که فکرش رو بکنی
انگار یه روحه. هیچکس نمیدونه چه شکلیه
خب، خوشبختانه اون مرده
پس دیگه لازم نیست نگرانش باشیم
به کسی دربارهاش چیزی نگفتی، درسته؟
معلومه که نه
قول میدم به هیچ موجود زندهای چیزی نگم
ممنون
ببین، اون مامانته مکس. این داستانِ توئه که باید تعریفش کنی
واو. واقعاً یه جشنواره راه انداختن
میدونی که، بچههای دانشگاه
دنبال هر بهانهای برای یه مهمونیِ پر از آبجو هستن، مگه نه؟
آره
خیلی ممنون که اومدید
معاون وید مکمیلر. امم، وید صدام کنید
کارآگاه الیس
ایشون هم مشاور ویژه، مکس میچل هستن
راه رو نشون بده. دنبال من بیاید
جسد همین امروز صبح پیدا شد
اسم مقتول کیسی بیکره
اون دانشجوی همین کالجِ پریمروزه
و هیچکس به چیزی تو صحنهی جرم دست نزده
میخواستم اول شما ببینیدش
باشه
ضربات چاقو؟ آره
آلت قتل رو پیدا نکردم
اگه بخوام حدس بزنم، میگم یه در بازکنِ بطری بوده
دارم یه وجه تشابهی رو حس میکنم
ببین چی تو دهنشه
یه چوبپنبهست
این امضای "قاتل کورکاسکرو"ئه
توی پادکست دربارهاش شنیدیم
یعنی قاتل برگشته؟
نه، نه. اون ۱۰ سال پیش مرد
آره، خب. پس این رو کی نوشته؟
بیا
میخوام جسد رو هم برای پزشکی قانونی ببرن مرکز شهر
باشه. ممنون
وید، بهت گفتم بهشون زنگ نزن
با کمال احترام خانم شهردار، ما امکاناتِ اونها رو
توی مرکز شهر نداریم، و من به نیروی کمکی احتیاج داشتم
مخصوصاً با توجه به اینکه این
دومین قتل با در بازکن در این هفتهست
این دومین قتلِ این هفتهتونه؟
عجب خبر مهمی رو پیچوندی، وید
چهار روز پیش اتفاق افتاد و خودم داشتم بهش رسیدگی میکردم
چون خانم شهردار میخواست مخفی بمونه
میخواد مخفی بمونه
کلاریسا وآن، شهردار پریمروز
قصد جسارت ندارم، ولی اگه مردم ببینن پلیس همهجا سرک میکشه
ممکنه بترسن و پولشون رو جای دیگه خرج کنن
همهچیز رو تعطیل کنید
امم، شارون بیلی؛ مایهی سردردِ محلی
اون متلِ حاشیهی شهر رو اداره میکنه
کلاریسا، سالهاست دارم بهت میگم
که این وضعیت دیگه خیلی زیادهروی شده
شارون، پریمروز مثل "سِیلِم" یا "آمیتیویل"ـه
ما یه موضوع تاریک رو به یه چیز مثبت تبدیل کردیم
مثبت؟ اوهوم
ما یه قاتل تقلیدکارِ آزاد داریم
بدم میاد این رو بگم خانم شهردار، ولی حق با شارونه
اولین باری که این اتفاق افتاد
اداره پلیس پریمروز سعی کرد مخفی نگهش داره
و ببین تهش چی شد
هیچی تعطیل نمیشه
این جشنها جونِ دوبارهای برای اقتصاد محلی هستن
و ما قرار نیست اون رو به خطر بندازیم
این همون حرفی نیست که شهردار توی فیلم "آروارهها" زد؟
ببینید، من با وید موافقم
امنیت عمومی باید اولویت اول اینجا باشه
البته که هست
امنیت شهروندان ما اولین اولویت منه
اما اگه کسی درآمدی نداشته باشه، شهری هم وجود نخواهد داشت
تنها خواستم اینه که چراغخاموش حرکت کنید
شارون، بیا بریم قدم بزنیم تا آروم شی
دو تا قتل تو یه هفته و یه قاتل تقلیدکارِ آزاد
وید، فکر کنم وقتشه هر چی میدونی بهمون بگی
این اولین قربانیه، ایمی مایرز
چهار روز پیش پیدا شد
بیرونِ پارکینگِ زمین فوتبال، بعد از یه بازی
با در بازکن بهش ضربه زدن و یه چوبپنبه تو دهنش بود
دقیقاً مثل کیسی بیکر
دقیقاً شبیه قتلهای قاتلِ اصلیِ کورکاسکرو
منظورم اینه که، همهی پروندههای قدیمی رو اینجا دارم
اون موقع بهزور ۲۰ سالم بود
ولی مثل روزِ روشن یادمه
و اینم خودِ خودشه
قاتل کورکاسکرو، اِیب بانکر
درسته. بارمنِ دانشگاه
قتلها براش جنبهی انتقام داشت
آره. ایب بانکر آدمِ خاصی بود، میدونی
حدس میزنم مسخره کردنش راحت بود
No comments yet. Be the first to leave one.