The first 148 lines.
رسانهی آیوفیلم تقدیم میکند
عشق عشق
عشق عشق
من عاشقتم
من عاشقتم
لرزِ عدم
قسمت بعدی
لرزِ عدم
این اثر کاملاً تخیلی ست و تطابق اسامی و اتفاقات و موجودات !با دنیای واقعی کاملاً تصادفی می باشد
!بالاخره اومدن
!سنکو چان و بقیه اومدن
!بالاخره میتونیم از اینجا بریم بیرون
!مستقیم میریم واسه قلب دشمن
!ولی چرا؟
میخوایم وحشی شیم و ایبارا رو از بین ببریم
باید قبل از اینکه تیم تایجو و
یوزوریها با مجسمه استاد پیداشون شه کارو تموم کنیم
!ولی فقط نه نفریم
میدونی دشمن چندصدنفره؟
!اینطوری نمیشه
!و به این زودی شروع کردیم
جوکر
بعد از اونهمه حرفای قلنبه سلمبه ،در مورد جدی بودن اختراع تفنگ
...و اینکه چطوری همچنان نباید کسی رو بکشیم
!بمیر، ایبارا
!کشتی داره به گاج میره
چندتا جادوگر دارن؟
اونقدر وحشیه که همه چیزِ دیگه در کنارش احمقانه به نظر میاد
قدرتیه که فقط ممکنه متعلق به ماگماچان باشه
!همه تونو می کشم
چطوره خودت بمیری؟
!کتک کاری بسه
!اینقدر میزنمت که بمیری
خیلی سرگرمم میکنی
هرچی داری رو کن ماگما
!اگه جرئت داری بیا جلو
خدایا مرسی واسه نیکی
!مهمات هدر نده
راست میگه
سلاح مخفی ماست
!لعنتی
!فقط سه تا گلوله دیگه دارم
لعنتی
هی، سنکو، اون چیه؟
مگنزیوم
آتیش بازی سریع و کثیف
بیا
اون چیه؟
!جادو
!نیزه انوار
همه پنجاه تا جادوگر رو کشتی !دارن میرن رو حالت کیو کیو
!آره
!کصشرش کار کرد
خب، تفنگ که کصشر نیست
تفنگه درست و واقعیه
چه خبر شده؟
یه قایق داره میاد سمتمون
زیادی زود اومدی
این بار نه خبری از فرار هست نه مذاکره
اومدیم با نیروی اصلی دشمن رو در رو بجنگیم
!روت حساب میکنیم شِریف
جادوگرا همیشه با انگشتاشون یه چیز رو تغییر میدن یا کنترل میکنن
!انگشتاتو دیدم
توام یه جادوگری مگه نه؟
!تفنگ
!دیگه کارمون تمومه
سنکو چان، دیگه چیزی نداری؟
دیگه حقه های علمیتون تموم شده؟
آره هیچی تو آستین ندارم
بدون حقه
!شت، جایی واسه فرار نیست
!گیرمون انداخته
خیلی بده
!خب خب، تازه واردا
تموم تلاشتونو کردید نه؟
خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم
..گرچه
وقتشه که دیگه تمومش کنیم
گیر نیافتاده بودیم
ما قانعت کردیم که فکر کنی ما رو گیر انداختی
دقیقاً توی همین اتاق
ها؟
...مگه این اتاق انبار
نمیخواستم از این کارتم استفاده کنم
کارت جوکره
که اینطور
افراد ایبارا چان نباید از در فلزیِ علم عبور کنن
متوجه شدم
راه دیگه ای نیست
!آزادش کردیم و کارمون تمومه
!هیوگا
این نیزه طلایی رو به تو میدم
دیگه تفنگ نداریم
چطوری میخوایم بعداً جلوشو بگیریم؟
از بدترین راهش فهمیدیم که هیوگا !چه قدر قویه
این چیزیه که میتونیم بعداً نگرانش باشیم
اصلاً نمیدونیم هیوگا سنسیِ بزرگ طرف ماست یا نه
کارتِ جوکرِ ممنوعه تنها راه مبارزه با کسی به قدرتمندیِ موزه
اون بچه چشم بادومی ای که بهش می گن هیوگا تا چندلحظه پیش مجسمه بود
...و... اون یارو کلاه داره
ایبارا، داری چیکار میکنی؟
با همون ضربه فهمیدم که اصلاً تو یه سطح دیگه ای
موز کون، درست گفتم؟
اون دلیل بیداریته نه؟
آره، مطمئنم خودت فهمیدی
من دشمنتم، یادته؟
آره، باید باشی
که یعنی یا میتونم نیروهامو ،باهات ترکیب کنم
و با هم به پادشاهی علم ...حکمرانی کنیم
یا میتونم به موز کون بپیوندم و کل پادشاهی علم رو قلع و قمع کنیم
من تصمیم می گیریم
رای اصلی دست منه نه؟
اون جادوگرا میتونن مجسمه های !شکسته رو هم زنده کنن
!این بده
اگه اونو احیا کنن چی؟
مجسمه استاد که خراب و له گذاشتمش در خطره
باید هیوگا چان رو یه جوری قانع کنیم که به جنگ موز چان بره
راهی برای عملی کردنش هست؟
!خوب فکر کن، گن ذهن خوان
شاید اگه بتونم موز چان رو قانع کنم ،که هیوگا چان طرف ماست
چاره ای جز مبارزه کردن نداشته باشه
نیکی چان، میشه تظاهر کنی ،عاشق هیوگا چانی
!من؟
رویاپردازی میکنی؟
!آماریلیس توی این حقه ها خوبه! من نه
آخه، تنها دختر اینجا تویی
مثل کوهاکو چان یهو ضایع بازی درمیاری
،فقط اینطوری باش ببین: عشق عشق و "من عاشقتم" و این چیزا
!حالا که اصرار می کنی باشه
اینکارو میکنم ولی... مثلاً... باید این حرفا رو برای کسی نگه دارم که واقعاً عاشقشم
میدونی، مگه مهم نیست؟
!یادم رفت
!اون رمانتیک ترین آدم اینجاست
دهن گنده تو ببند، گن کون
!باشه چشم! می بیندمش
...کوچولویم کوچولو
!لطفاً منو نکش
!نمی کشمت
من کثافتبودنتو تحسین میکنم
خیلی خوب کارتو انجام میدی
نیکی کون، تو هم همینطور
با اینکه کار سختی برات بود ولی خیلی زود واکنش نشون دادی
واقعاً شخص مناسبی هستی
،اگه قرار بود با موز کون متحد شم
باید همه رو اینجا می کشتم
همه اش به خاطر اون انگیزه سطحی تو برای نجات دادن انسانیته، سنکو کون
....به سادگی
.من برگزیدگی رو میخوام
No comments yet. Be the first to leave one.