The first 200 lines.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
اين يکي خوبه
نه آره
...آره آره آره آره
لطفا نفس نکش
... نه نه هيس
نه . نميتونم اين يکيو بذارم
ببخشيد
قرص ها را گرفتي ؟
لعنتي
مونا خواهش ميکنم خيلي روشن ازت خواستم بري بگيري
توي چمدان دستيه تويه مثل هميشه
تو خيلي بدجنسي
اونجا
بايد بخوابونمت ؟ نه . نه هنوز
....::::ترجمه : هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu
مامان
مامان بايد نفس بکشي مامان
مامان نفس بکش تو .. بيرون ... بده تو .. بده بيرون
بده تو .. بده بيرون
بده تو .. بده بيرون
بده تو .. بده بيرون
خيلي جيغ بلندي کشيدي
چطور اومدم اينجا ؟
گذاشتمت تو تختخواب يادت نمياد ؟
درسته
ميخواي کنارت دراز بکشم ؟ نه
درو باز ميذارم . باشه ؟
نه لطفا ببندش
شب بخير . خوب بخوابي
متاسفم
صبح بخير
صبح بخير
اونجا چي داري ؟
همونجاست
کدوم مکان ؟
يک جايي توي روياهام
جايي که توي خوابهام ديدم چطور
ممکنه توي تبليغات يک مجله پرواز باشه ؟
ميشه اينو برام توضيح بدي ؟
وقتي خوابيده بودي ، تنفست قطع شده بود
يک خاموشي عميق
همونطور که قرار گذاشتيم يک قرار ويزيت با يک متخصص گوش و حلق و بيني بذار
الان چهار تا رويا شده . هميشه همينطور و هميشه در يک مکان
سه تاي اولي آروم بود ولي کم کم زياد شد
تا اينکه يکي يکي آدمهاي توي رويا خودشونو کشتند
ولي مرد چهارمي توي خواب چهارم قويتر بود
اون قويه ولي داره ضعيفتر ميشه
و اگر اين مکان واقعا وجود داشته باشه
پس اونم وجود داره
تو به کمک روانشناسي حرفه اي احتياج داري
خودت ميدوني . درسته ؟ ميدونم
يک قرار با يک متخصص گوش و حلق و بيني ميذارم
الان در حال چرخيدنم . يک شب توي استانبول ميمونم . فردا شب هم برميگردم
سلام . اسم من انگلهارته
ميخوام يک قرار باهاتون بذارم
بله ولي براي خودم نيست براي مادرمه
مارلين
سلام
چکار ميتونم براتون انجام بدم ؟
من اين آدمها را مي شناسم ولي نميدونم اونها کي هستند
اونها اشتنباخ را به چيزي که امروز هست تبديل کردند
همشون خودشونو کشتند
اين يک راز نيست
و اون زن اونجا . اون تويي ؟
و اون شوهرت بود ؟
پدرم بود
بله ؟
آره . تلفن منو از کجا آورديد ؟
نه . اون توي استانبوله
چي ؟
مامان ؟
هي
برات چيزهاي تازه آوردم
تي شرت، لباس زير، ژاکت همشونو ميذارم توي کمد
... و
جوراب خوابت
تو هميشه پاهاي سردي داري
بيا
... چپ
و راست
مادرت توي کماست
معمولا اين حالت بخاطر يک نوع .. ضربه پيش مياد . مثل
يک حالت فلج ناشي از يک شوک
من پرونده مادرتو اينجا دارم
داروهاي نسبتا خاصي داره
بالا، پايين، قرص خواب
بله . بيوريتمش به هم خورده اون مهماندار هواپيماست
مادرت بيماري رواني داره ؟
افسردگي، اسکيزوفرني؟
يا داروي ديگه اي مصرف مي کنه؟
نه . هر چند وقت يک بار يک لورازپام ميخوره ولي پشت سر هم کابوس مي بينه
خوب . کي اينطور نيست ؟
توي خانواده تون موارد ديگه اي هم هست ؟
نميدونم
مادرم وقتي بچه بودم جلوي يک يتيم خانه رها شده بود
پس هيچ خويشاوند شناخته شده اي ازش نمي شناسي ؟
بله همينطوره
بعضي از محرکات بالقوه ممکنه ارثي باشند
چطور ميتونم کمک کنم ؟
دونستن اينکه چي باعث رفتن توي کما شده ميتونه مفيد باشه
تلفنت کجاست ؟
ميرم توي اتاقهاي اين اطراف دنبالش بگردم
آره
.. تا تونستي با من تماس بگير
نگران نباش
زمين قابل کشت براي ثروت و پيشرفت
سلام
سلام
من تلفني با آقاي فارمن صحبت کردم
اون شوهرمه
داخله
فقط برو تو
خانم، انگلهارت؟ - آقاي فارمن؟
خوب رسيدي اينجا ؟ بله
فرانزي . ميشه اتاق 186 را تميز کني ؟
و بخاري را زياد کن
ايشون دختر همون خانوميه که دچار وضعيت اضطراري شدند
الان حال مادرت چطوره ؟
وضعيتش ثابته
تو که براي ما مشکل درست نمي کني درسته ؟
لورچن . خواهش ميکنم
اون منظوري نداشت
روز خيلي پر استرسي داشتيم اما من کي هستم که در اين مورد حرف بزنم ؟
يک چيزي بنوش
براي تسويه حساب وقت بگذار اگر چيزي لازم داشتيد از من بخواه
من توي اين ده همه را ميشناسم و همه هم منو مي شناسند
به سلامتي
ميتونم يک نگاه به اتاقي که مادرم اونجا مونده بندازم ؟
به نظر بد مياد
کثيفه ؟ يک سطل آشغال کامله
من نشونت ميدم
تو چمدون نداري
درسته
با صبحانه ؟ نه . ممنون
داري از دستش ميدي
همسر من توي آشپزخونه يک جادوگره
حتي براي گياهخوارها
تو گياهخواري ؟ آره . ولي از صبح گرسنه ام نيست
بهت هشدار ميدم هواي اينجا بدجوري گرسنه ات ميکنه
متشکرم فرانزي ميتوني يک روز باهاش تماس بگيري
اون اتاق تويه
اتاق مادرت هم اونجا بود
متاسفم
شما چيزي نشنيديد ؟ من رفته بودم شکار
همسرم مراقب همه چيز بود
نميتوني منو اين پايين تنها بذاري
ميشه با ما انقدر مهربون باشي که بگي شاهد چي بودي
خوب . اين چه شکليه ؟
رنگ صورتت کاملا پريده
نه خوبم . فقط بايد يک چيزي بخورم
بهت هشدار داده بودم
آشپزخونه بسته است
شايد فروشگاه دهکده هنوز باز باشه
وقتي از هتل ميري ، لطفا درو پشت سرت قفل کن
سلام
تو اهل اينجا نيستي
نه . بيمارستان مادرم همين نزديکه
اوه
سلام . بنزين نفتي داري ؟
آره . اون پشته
پايين سمت راست کجا ؟
پايين ؟ کجاي پايين ؟
کنار صابون ظرفشويي
ها ديدم
فکر کنم اونو دوباره توي خونه امتحان کنم
سلام . من بيلم . اسم شما چيه ؟
مونا سلام مونا . اين کريستوفه
فردا همديگرو مي بينيم
خداحافظي از شما دو تا
هنوز توي هتلي ؟ آره
چقدر بهت بدهکارم ؟
بقيه پولت
متشکرم
....::::ترجمه : هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... telegram : @subforu
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
ترجمه هر روز يک فيلم و کتاب در کانال تلگرامي ما @SUBFORU
چه خبرها ؟ هيچي
خوب خوابيدي ؟
آره
صبح بخير
يک طوري به نظر ميرسي انگار ميتوني با يک قهوه کار کني ؟ آره
فرانزي توي آَشپزخونه داره درست ميکنه
قهوه ؟
ببخشيد قهوه ميخواي ؟
يکي ميخواي ؟
نه . مرسي
قيافه ات واقعا بد ديده ميشه
ديشب واقعا بد خوابيدم . کابوس ديدم
تا حالا از خواب بيدار شدي و هنوز هم رويات ادامه داشته باشه ؟
تو ؟ آره
تازگي ها اين اتفاق برام افتاده
يک گراز غول پيکر خيلي چاق توي اتاقم بود
داشتم شکارش مي کردم ولي اسلحه نداشتم
براي همين زير لحاف قايم شدم
و اون چيز.... واقعا چاق
بهم حمله کرد
ديوونه بود
بعد بيدار شدم و از اتاق اومدم بيرون تا يکم آب سرد بريزم روي صورتم
برگشتم توي اتاق و اينو ديدم
No comments yet. Be the first to leave one.