Heroes

Heroes

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Heroes Season 4 Episode 14 By amiraghdam heroes 414 hdtv-lol
A Commentary by amiraghdam

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2010-01-06
Downloads: 19
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

می خوام ببینمش

هواپیما آماده پروازه

خودم می تونم انجامش بدم

اصلا لازم نیست تو نقشی داشته باشی

لازمه

وحشتناکه

پلیس... می دونی...چیزی گفته؟

-آتش گرفتن موتور یا

تصادف

تصادف غم انگیز

برای از دست دادنش متاسفم

ببخشید

آه

سعی کردم جلوشو بگیرم

متاسفم

جلو کیو بگیری؟

سلام، ساموئل

سایلر

چه خوب، یادت اومد

همه رو ببر یه جای امن

ولی نه خیلی دور، فهمیدی؟

برو

تو فقط داری یه چیز اجتناب ناپذیر رو به تعویق می اندزی

می تونستی دویل رو بکشی

نکشتی

به اون هم می رسیم

بیشتر به تو علاقه دارم

خاطرات یه کم مبهم بود

مثل پرتقالی که زیاد بیرون مونده باشه

ولی با این حال تونستم ره برگشت رو پیدا کنم

ممنون خواهش می کنم-

از آخرین باری که جسم و ذهنم با هم بودند گذشته

چقدر سخته برای آدم کوچکتر

که روحشو از بدنش بیرون بکشند

ولی نه برای من

من با یک فکر ساده و تک برگشتم

می دونم، صبر کن، بهم نگو

تفریح

عیش

از کاری که اینجا کردی خوشم میاد

یه عالمه آدم آوردی اینجا

منو خیلی بیشتر قدرتمند می کنی

نه، خودمو قوی تر می کنم

من نقشه بزرگی برای تو دارم

منو بکش

و هیچ وقت نمی فهمی چی بوده

همه نقشه های بزرگی برای من دارند

فکر کنم مردم فقط همین کارو بلدند

مترجم : امیراقدم

سلام

حالت خوبه؟

من...انتظار نداشتم ببینمت

خب، فکر کردم برسونمت

اوه

نمی خوای سوار شی؟

...من

در واقع ترجیح می دم اصلا نیایی

تو به من دروغ گفتی

یه بار دیگه

درباره مرگ نیتان

درباره کاری که کردی

خدا

اون سایلر بود

...نکنه

فراموش کرده بودی که اون سایلره؟

فراموش کردی چه کار با من کرده بود؟

نه

اون به من حمله کرد

سرم رو برید و باز کرد

اون پدرمو کشت

و تو

چهره نیتان رو مثل لباس تنش کردی

و من بقلش کردم

و بهش عشق ورزیدم

ما کار غلطی کردیم

دلیلمون درست بود

راهی پیدا کردیم که سایلر رو حبس کنیم

و نیتان رون همزمان زنده نگه داریم

کلیر

عملی نشد، نباید او کار رو می کردیم

کردی

و من زمان لازم دارم تا غصه بخورم

بدون اینکه به یادم بیاد برای چی

من هم همش بالا رو نگاه می کنم

به امید اینکه ببینمش

ما هیچ وقت با مرگ خوب کنار نیومدیم، اومدیم؟

یا با پیچیدگی هاش

نمی تونه برات آسون باشه

پوشوندن همه چیز به کمک نوآه

حالت چطوره؟

خوب

من خوبم، مامان

نیتان دروغگوی بهتری بود

باید از شما به ارث برده باشه

متاسفم

حقش نبود اینو بگم

اوه، بود

جزء جزء خشم تو حقمه

نه حقت نیست

فقط دلم می خواد مشتمو بکوبم تو دیوار

نه تو می خوای مشتتو بکوبی تو سایلر

چی می خوای مامان؟

این کار رو نکن

نیتان درست می گفت

تو باید در مبارزه درستی بجنگی

انتقام فقط باعث می شه کشته شی

و من دیگه طافت از دست دادن تو رو ندارم

کلیر اینجاست

سلام

سلام

تو ... می خوای تو آشپزخونه بهم کمک کنی؟

می خوای فرار کنی؟

هر چه زودتر

آقایون، چرا یه استراحتی نمی کنید؟

ممنون

بابات کجاست؟

بیرون ندیدمش

اوه، ازش خواستم نیاد

آه، خیلی عصبی هستی

تو نیستی؟

اوه، هستم

خوبه

چون تو تنها کسی هستی که

همون جایی ایستادی که من هم ایستاده ام

دروغ خیلی بزرگی بود

سعی داشتند از ما محافظت کنند

آره ، خیلی خوبه

...اینو می‌فهمم، ولی

منظورم اینه که واقعا فکر کردند

هیچ وقت دستشون رو نمی‌شه؟

تا همیشه؟ و ما هیچ وقت نمی‌فهمیم؟

اوو

لعنتی! بذار ببینم

التیام پیدا نمی‌کنه

من قدرت هیشین رو دارم

من... متاسفم، خاموشش می کنم

نه، نکن، نکن

بذار یه چسب زخم پیدا کنم

چسب زخم

من تا حالا از چسب زخم استفاده نکرده‌ام

حس کردن درد چه خوبه

احساسا عادی بودن

...ما همه چیز هستیم جز

عادی

عزاداری برای نیتان نمی‌تونه از این معمولی‌تر باشه

برای همین اینجاییم

که لیمو ها رو قارچ کنیم

... و به یاد بیاریم که اون

بی‌شعور ابله

نمی‌تونم باور کنم که رفته

اوه امیدوارم بتونه بهشت رو پیدا کنه

چون اون نقشه خون افتضاحی بود

منظورم برای کسیه که می‌تونه پرواز کنه

چرا می‌خندی؟ چی اینقدر خنده داره؟

منو بی‌نهایت ناراحت کرد

که چرا با کسی که می‌تونه پرواز کنه دوست شدم

اون گفت که مشکلات بابایی دارم

که دارم

اون پسره چی شد؟

اسمش چی بود؟

وست

رفت نیویورک

تو فیسبوک دوستیم

داستان تعریف کردن خیلی خوبه

تحملشو یه کم آسون می‌کنه

تو تعریف کن

باید یه ملیون از اینها داشته باشی

اینها رو می‌برم بیرون

دوباره سر کار نمی‌رم

نه

اصلا نمی‌شه

ممنون اجازه دادی از فریزرت برای کارم استفاده کنم--نوزاوا

ولی من رستورانتو امشب لازم دارم

اگه واجب نبود ازت نمی‌خواستم

...و البته

برات جبران می‌کنم

...آقای نوزاوا، خیلی وقته

هان؟

تو "آیرن میدن" رو هم آوردی

این جدیه

هایی

ممنون آقای نوزاوا

اوی، رستوران تعطیله

همه برن بیرون

آیرن میدن؟ جدا؟

یه لقب کوچولو

که اون روزها گرفتی

این که تعریفه

اینجا چه کار می‌کنی، نوآه؟

نباید الان تو مراسم نیتان باشی؟

کلیر نمی‌خواست که من برم

سدیم تیوپنتال داری؟

نمی‌خوای در این مورد حرف بزنی؟

چیزی برای گفتن نمونده

اونو به اشتباه انداختم

عصبانیه، مقصر نیست

اگه به غریزه‌ام گوش کرده بودم

کل این ماجرا اتفاق نمی‌افتاد

پس سِرم راستگویی برای خودته؟

می‌خوای همه چیزو برای کلیر اعتراف کنی؟

More Farsi Persian subtitles for Heroes

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left