時をかける少女
The first 200 lines.
...پروفسور یوشیما
.اینم اطلاعات تحیقیقی که خواسته بودین
.ممنونم
.کنفرانس رو که ساعت 2 هستش یادتون نره
هی بخودتون بگین که ...تحقیق من خوب هستش
.اما این دفعه دیگه دیر نکنین
.خودشه از سال 1972
برای چی شما این همه مدت دارین سکه جمع میکنین؟
.خودمم مطمئن نیستم
"1972"
Yasutaka Tsutsui داستان فیلم برگرفته شده از رمان "دختری که در زمان سفر میکرد"
Shotoku دانشگاه
نتایج سال 2010
!راه نداره
.اینجاست
.ببخشین ، متاسفم
"اداره بخش داروسازی"
Masaaki Taniguchi کاگردانی توسط آقای
!معجزه شده
!تبریک میگم
.تبریک واسه قبول شدن آزمون
.ممنونم
.ما همیشه اینجا جشن میگیریم
.آره
.این قایق هر دفعه یه حس کوچکتر شدن میده
.متعجبم که اگه دفعه بعد بیام
...مامان
این بابا آخه چه جور آدمیه؟
برای چی الان میپرسی؟
.من فقط حیرت زده شدم
من به طور عریان او رو یادم میاد .برا همین کنجکاوم
.او فرق داره
او الان به ژاپن برگشته .تا دوباره فیلم هارو فیلمبرداری کنه
.او الان تو کوهستان ها هستش
مگه تو باهاش در ارتباطی؟
.او بعضی وقتا به من ایمیل میفرسته
آخه چرا به من نگفتی؟
.تو هیچ وقت نپرسیدی
پس اینطوریه؟
.برای شما، دکی
باشگاه تیراندازی با کمان
امروز بزرگان هستند برای آخرین روز از تمرین و عملکرد
.میدونستم
.فرم شما هر چند خنک بود
.خفه شو
فقط اونها رو .کم کم به خونه ببر
.خوشحالم که اینجایی
.منم ممنونم
خب ، این خوبه که .کنار افراد جوون باشی
این آهنگ رو میشناسی؟
Takuro Yoshida is my idol آره اهنگ
.اون یه بچه عجیب غریبه
- اسم آهنگ چی هست؟ - "It was Spring"
.درسته
...سروصدا نکنین داره بهار میشه...
.گلوم درد میکنه .از بس که زیاد خوندم
.تو نیاز به یه کمک بزرگ داری
مامان همیشه میگفت .عالیه که تو اینجایی
اون چی گفت؟
.او گفت که
او هنوزم مشغوله(کار کردن)؟
.او فقط کارمیکنه و تحقیق .امیدورام که از این همه کار مریض نشه
.ممنونم واسه کمکت
.میبینمت
Goro!
.برا دوتاتون متاسفم
چیزی برا من داری؟
.یه عکس از تو
از من؟
همسایه منو یادته این از طرف اونه Granny Fukamachi?
.او این رو تو اتاق کوچک زیر شیروانی پیدا کرده بود
...اون اصلا نمیدونست که برای چی اونجا بود
.اما میخواست که مال تو باشه
این یارو همون آدمه ی تو کلا س ما نیست؟
اون اینها رو تو گلخونه اش بزرگ میکنه
.او میدونه که تو بنفش کمرنگ رو دوست داری
شنبه ، لابراتور علمی
Yoshiyama...
.من باید برم
.ببخشید که میخوام برم
.متاسفم
.یوشیما
...فوکوماچی
.سلام
هستش Yoshiyama اسم من
دخترشون؟
.بله
...او هیچ آسیب ظاهری جدی نداره
و اون طی .دو هفته کاملا بهبود پیدا کرده بودند
اما سرش ضربه سختی دیده .و هنوز همونطور بیهوش هستش
ما نمیدونیم که .او کی بهوش میاد
.هرچقدر که میتونی باهاش صحبت کن
.من بعدا میام
...مامان
!بیدار شو
.تو نباید بخوابی
.تو باید دراز بکشی
.نه
تو باید وقتی مادرت بیدار شد .کنارش با انرژی بایستی
امروز ، بیا برگردیم به .سوم ماه مارس سال 1974
.تصادف اتوبوس شب نوشیرو
,اتوبوس ، پر مسافر بوده است
Shinjuku فوت .در شب دوم ماه مارس
آن سفر کرده عازم شمال در مسیر 4 تا..
سی و شش سال پیش
.میشه فرض کرد که تو این اتوبوس بوده
سقوط کردند از پرتگاه ...قتل 38 نفر
دارم میرم برای گردش با اسکی
.اما بلیط اتوبوس رو تو خونه جا گذاشتم
"تصادف یک اتوبوس شب همه مسافران رو به کام مرگ کشاند"
...چند تا از دوستام
.تو این حادثه مردند
...اما
.من زنده ام
.سرنوشته دیگه
.سرنوشت طرف مادر شما هستش
پس باید بیدار شه
.من در این مورد مطمئن هستم
.ممنونم
"Akari Hasegawa تولد "
"Masamichi Hasegawa"
"من به مدت 4 ماه قراره تو این کوهستان ها فیلمبرداری کنم."
...آکاری هستم مادرم یه تصادف کرد
"و الان تو بیمارستان هستش
"...اگه"
...مامان
...چیزه اه
.روز تولدم همین امروز هستش
.من 18 ساله شدم
..یه جوری میشه گفت
صدام بلندتر شده ، هاه؟
مامان؟
مامان؟
...آکاری
.منم
.من باید برم
.نه فقط دراز بکش
چی؟
.تا ببینمش
.کازو فاکوماچی
.کازو فاکوماچی؟
...عکس و اون کلید
.توی کیفم
کیف؟
...اون عکس
این؟
.من باید برم
!نه مامان
برم ، باشه؟
.باید برم
او کجاست؟
.شنبه ، آپریل 1972
.لابراتور علمی دانشگاه
1972؟
...کلید میزم
...یه مایع هستش
.من میتونم تو رو به گذشته ببرم
.بنوش و یه آرزوی سخت داشته باش
...بهش بگو به که
.باشه
.میرم بهش بگم
...پس تو هم باید
!مامان .....، بیدار شو
"Showa Era 47"
این 1972 هستش
.شنبه،آپریل سال 1972 .لابراتور علمی
دارم چیکار میکنم؟
.این دیوونگیه
...این
فوریه 1974؟
.شنبه ، فوریه 1974 .لابراتور علمی
تو دیگه کی هستی؟
.او داره سقوط میکنه
.خارج از هوای باریک
.متاسفم
تو دیگه کی هستی؟
من ریوتا هستم و .اینم آپارتمانم هستش
دیروز رو یادت میاد؟
...دیروز
?!کازو فوکوماچی
...تو
.نه
مگه این لابراتور علمی دانشگاه ستاگایا نیست؟
Shotoku دانشگاه
!اوه نه
.من نمیتونسم تو رو اونجا ترک کنم
.پس من تو رو اینجا آوردم
امروز چندم هستش؟
.یکشنبه ، 7فوریه سال 1974
1974...
1974 فوریه
1972 آپریل
من دوسال عقب تر هستم
!کیفت
دانشگاه ستگایا کجاست؟
.اوه ، همین ایستگاه اینوری
.من کاملا گم کردم .با من بیا
"دانشگاه ستگایا"
.ببخشین ......، من دنبال یه نفر میگردم
.این فرد
No comments yet. Be the first to leave one.