The first 200 lines.
AnimWolrd Presents
shinigamis
داری چیکار می کنی؟
مصاحبه با دختران هیولایی
تاکاهاشی تتسو می خواد مصاحبه کنه
صبح بخیر.
امروز یه معلم جدید بهمون اضافه میشه.
اما انگار هنوز نرسیده، پس معرفیش رو می ذاریم برای بعد.
انگار خودش رو خیلی دست بالا گرفته که روز اول دیر کرده.
راستی تاکاهاشی سنسی...
ها؟
خب دیگه شوخی رو بذاریم کنار.
قبلا گفتی که درباره آجین ها تحقیق می کردی، نه؟
من فقط می خواستم اونا رو موضوع پایان نامه دانشگاهم بکنم.
ولی کنار اومدن با آجین ها سخته
برا همین یه معلم ساده نمی تونه اجازش رو بگیره.
حتی تا همین امروز هم یه بارم یه آجین ندیدم.
آخه تعداد آجین ها خیلی کمه...
چرا می خواستی آجین موضوع پایان نامت باشه؟
من می خوام با آجین ها مصاحبه کنم!
چرا بحث اینو کشیدی وسط؟
خب راستش...
شرمنده دیر کردم!
آه بالاخره اومدید.
بفرمایید خودتون رو معرفی کنید.
واقعا معذرت می خوام!
قطار به خاطر تعمیر تاخیر داشت، و...
قطاری که سوارش شدم خیلی شلوغ بود!
آها که اینطور. فهمیدم.
میشه خودت رو معرفی کنی؟
بله!
دلیل دیر کردنش رو درک می کنم
ولی شلوغ بودن قطار دلیله؟
خب کاریش هم نمیشه کرد.
آخه اون...
ساتو ساکیه هستم.
ریاضی تدریس می کنم.
و اینکه، یک آجینم.
پ ن: ساکیوبس به معنی جن یا دیو ماده ای که بصورت زن درامده وبا مردان همخواب میشود هستش
ساکیوبس هستم.
معلم جدیده آجینه؟
قبلا یکیشون رو دیده بودی؟
یکیو دیدم.
در این دنیا
افراد منحصر به فردی هستن به اسم آجین که قابلیت های خاص دارن.
ساکیوبس، خون آشام، دولاهان
آجین هایی که در افسانه و قصه های ما بودن.
اونا در گذشته زجر و عذاب زیادی کشیدن.
بخش رفاه آجین ها
اما در این سال های اخیر تبعیض کمتر شده
و الان حتی سیستم رفاه برای آجین ها هم وجود داره
حتی برای اونایی که زندگی خوبی نداشتن.
واحد آجین ها
الان آجین ها به عنوان یک شخص شناسایی میشن.
تلاشتو بکن.
یک، دو...
یه ذره بیارش پایین تر.
تعطیلات بهاری کجا رفتی؟
دارم رد میشم.
هوی گشادا!
انقدر حرف نزنین و کار کنین!
چشم.
راستی...
می خوای حرف زدن رو ادامه بدی؟
کج که نشده؟
ساتو سنسی.
بله؟!
چی شده؟
من دبیر زیست شناسی تاکاهاشی هستم.
تاکاهاشی سنسی...
بله.
از آشناییتون خوشوقتم.
منم همینطور.
از آشناییتــ...
نه، صبر کن!
میگم...
خوبید؟
بله.
همونطور که صبح گفتم، من یک ساکیوبسم.
صحیح، به همین خاطر...
برای همین تا جایی که بتونم طوری لباس می پوشم و رفتار می کنم
که افکار جنسی ایجاد نشه و اینکه تا جایی که بشه نمی خوام با بقیه اشخاص تماس داشته باشم!
شرمنده. متوجه نشده بودم.
انقدر عجیبه؟
ها؟
من متوجه شدم...
که شما همش زیر چشمی من رو نگاه می کردید.
نه، فقط...
اگه بخوای از سر کنجکاوی به من نزدیک بشی برات مشکل ساز میشه.
اگه بذارید من مرخص میشم.
صبر کن، ساتو سنسی اشتباه برداشت کردید.
من...
شایدم نه...
گند زدم.
چند روز بعد
ساتو سنسی، بابت اون روز...
نه، من از بابت بی ادبیم خیلی شرمندم.
ببخشید...
من خوبم، پس نگرانم نباشید.
ببخشید، ببخشید، ببخشید...
اینطوری عمرا باهام حرف بزنه.
اوناهاشش! سنسی!
سنسی! سنسی!
چه گندس!
این ساعت اینجا چیکار می کنی؟
چیزی جا گذاشتی؟
آه!
نه راستش...
خدافس!
هوی!
پس دانش آموز جدید بودی؟
آره.
شما هم پس معلم بودید.
آره.
قبل از مراسم ورودی اونجا چیکار می کردی؟
خب... تو خونه لباس فرمم رو داشتم امتحان می کردم که یهو هیجان زده شدم.
پیش خودم گفتم " خیلی خب! همین الان پا میشم میرم مدرسه!"
ولی دیگه نیازی نبود که اونطوری فرار کنی بری!
هر کسی اگه یه پیرمرد عجیب یهویی باهاش حرف بزنه فرار می کنه!
پیرمرد عجیب؟
اینو تو مدرسه یادمون دادن.
اگه تو هم معلمی
باید من رو به خاطر تصمیم عاقلانه
و سریعم تحصینم کنی!
حالا هرچی، چیزی نیاز داشتی؟
آها راستی! حرف درباره من رو بذاریم کنار!
هم کلاسیم حالش بد شده!
کمکم کن ببرمش دفتر پرستار!
باشه زودی میام...
کلاس 1 بی، تاکاناشی هیکاری هستم!
فهمیدم، مرسی که بهم خبر دادی، تاکاناشی.
ولی امیدوارم کاری باشه که من بتونم انجام بدم.
دبیر سلامتی؟
نه، دبیر زیست شناسیم.
ولی الکی که معلم نشدم.
با نگاه کردن به صورت یه دانش آموز می تونم بفهمم چشه.
اینکه صورت نداره!
خو اینکه مشخصه.
این یکی از اوناس دیگه! یه دولاهانه.
دولاهان؟
یه آجین که سرش از تنش جداست؟
سرش رو من زودتر بردم دفتر پرستار
ولی بدنش سنگین بود.
فهمیدم.
باورم نمیشه دوتا آجین دیدم.
مشکلی نداره اگه این شعله رو لمس کنم؟
نمی دونم والا... داغ که به نظر نمیاد...
داریم رد میشیم!
من خوب میشم.
وقتی خنک بشم خوب میشم.
خوبم...
من یه دختر برفیم...
من یه دختر برفیم.
من یه دختر برفیم، همه چیز خوبه...
عجب، انگار دختر برفی هم داریم!
زود باش سنسی، بیا ما هم بریم دفتر پرستار.
باشه.
سه تا از اونا، به همین راحتی...
خوشحالم اولین نفری که پیدا کردم شما بودی.
آخه اون دختره خیلی گندس.
تاکاناشی!
تو خیلی آروم به نظر میای.
آجین ها برات غیر معمول نیستن؟
خب، غیر معمول که هستن
ولی من رو سوپرایز نمی کنن.
آخه...
منم آجینم.
خون آشام هستم!
دفتر پرستار
دختر برفی سر زنگ ورزش گرمش شد و حالش بد شد
دولاهان هم فقط سرما خورده.
چی شده سنسی؟
فقط داشتم فکر می کردم دیدن آجین ها راحت ار چیزیه که فکر می کردم.
یه جورایی شوکه شدم...
سنسی، از آجین ها متنفری؟
نه، اینطور نیست.
شرمنده بد گفتم بد برداشت کردی.
درواقع من آجین ها رو خیلی دوست دارم.
ها؟ عه، جدی؟
من تا الان خیلی تلاش کردم تا ببینمشون ولی هیچی درست از آب در نمیومد.
جدای از اینکه چقدر خوشحالم داشتم به چیزای دیگه فکر می کردم.
شرمنده.
اینا به کنار، داری میگی از اینکه من رو دیدی خوشحالی دیگه؟
آره.
خیلی خوشحالی؟
آره خیلی خوشحالم.
هه هه هه!
ها ها ها چته؟
خیلی خب! به هر حال، ممنونم تاکاناشی.
دوباره می بینمت.
باشه! آها راستی...
سنسی، شما افرادی مثل ما رو آجین صدا می کنی دیگه؟
آره.
من داشتم باهات کنار میومدم، ولی این مدل گفتن دیگه قدیمیه!
قدیمی؟
"آجین" اسم خوشگلی نیستش دیگه؟
خوشگل نیست؟
مثل کلمات کتاب درسی می مونه.
خب...
برای همین دخترای دبیرستانی جوونی مثل ما
No comments yet. Be the first to leave one.