The first 200 lines.
بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62
بازنويسي و ترجمه خط هاي جاه افتاده :kiyavash62
من کازینوی دی جانگ رو میخوام
و من میخوام تمام فعالیتهای آیندتون در کارهای تجاری کازینو رو متوقف کنید
و کازینو رو بسپرید به دست رئیس یو
فقط به من بگید
اگه کاری باشه که من بتونم انجامش میدم
حتی اگه بخوام کسی رو بکشی ؟
ادمهای دغل بازی مثل تو چقدر ارزش دارن؟
اما من بهت ارزش زیادی میدم فورا گمشو
باید مراقب باک سانگ ایل باشی
من به تو علاقه داشتم یک وقتی ،بی دلیل
این اشکها به خاطر درد قلبمه
من هنوز جراتشو ندارم تا تو رو در قلبم از بین ببرم
من هر روز در جهنم زندگی می کنم که باید فراموشش کنم
...من باید چیکار کنم که تو و اون منو فراموش کنید ؟
بهم بگو
اگه این فقط یک رویا باشه نه ،این یک رویاست
من می تونم چیکار کنم
این چیزیه که آرزو شو دارم
من چشمامو میبندم
وقتی که تو به ذهنم میای
من می ترسم از اینکه صورتتو ببینم پس چشمامو میبندم
قسمت 23
چه احساسی داری ؟
اونهای که زدنت حتما حرفه ای بودن
طبق صحبتهای دکتر
همه جای بدنت رو خون گرفته بوده
اما یک استخوانتم نشکسته
یک دقیقه برو بیرون
چرا ؟
برو بیرون
رئیس میدونه تو پسرشی
چطور ؟
من نمیدونم از کجا فهمیده
اما ناراحت شد از اینکه من میدونستمو چیزی بهش نگفتم
...چقدر جالب بود
واکنش رئیس بعد از اینکه فهمید تو پسرشی
من مطمئنم که اون دستور داده تا از شر باک سیل جانگ خلاص بشی
اون با من تماس گرفت چونکه نتونست تو رو پیدا کنه
بعد دستور داد تا بگردم پیدات کنم
و بهت بگم اون کارو نکنی
و جالبتر اینکه
میدونی چطوری ولت کردن ؟
در عوض گرفتن کازینوی دی جانگ
باک سیل جانگ تو رو ول کرد
تو میخوای انتقام بگیری
اما اون بلاخره که پدرته
الان کجاست ؟
اون هنوز در بیمارستانه
حالش چطوره ؟
من فکر نمی کنم حالش خیلی بد باشه
خوبه
مدیر هان نجاتش داد ؟
نه اتفاقی که افتاد باک سیل جانگ
با رئیس جانگ تماس گرفت و یک معامله ترتیب داد
رئیس جانگ؟
بله
...سو هیون
ما جونگ وو رو پیدا کردیم
کجاست ؟
خوبه ؟صدمه دیده ؟
خوبه ،نمیخواد نگران باشی
الان کجاست ؟
من بعدا بهتون زنگ می زنم بله
تونستی با جونگ وو تماس بگیری ؟
نه ...نه هنوز
من باید باهاش ملاقات کنم تا در مورد بعضی چیزها مطمئن بشم
مشکل به وجود میاد اگه بیشتر از این به تاخیر بی افته
چیزی هست که نمی تونی به من بگی ؟
نه ،چیزی نیست
به محض اینکه تونستم پیداش کنم میارمش تا شما رو ببینه
این سند کازینوی گروه دی جانگ
پس ،جانگ مین هو واقعا این ها رو داد به تو ؟
چرا ؟
به خاطر کیم جونگ وو بود
اون کازینوشو دو دستی تقدیم تو کرد که کارمندش صدمه نبینه
قبول کردنش سخته
منم اینو نمی دونستم اما فهمیدم که
...کیم جونگ وو
پسره رئیس جنگه
پسرشه ؟
بله
چطور ممکنه ؟
پس رئیس جانگ به پسره خودش دستور داده
بیاد تو رو بکشه ؟
و به خاطر پسرش کازینوشو از دست میده ؟
این مشکوک نیست
منم سخت باورم شد
اما چیزی که مهمه اینکه ما الان کازینو رو در اختیار داریم
جای تعجب نیست ،...من فکر می کردم
در اون چیزی شبیه خود رئیس جانگ هست
من به مدت 20 سال به رئیس جانگ خدمت کردم
و این اولین بار بود که ضعفشو دیدم
وقتی که داشتم معامله رو ترتیب میدادم فکر کردم شانسم 50،50هست
اما الان میفهمم که چقدر کار راحتی بوده من ناراحتم که چرا ازش چیز بیشتری نخواستم
داری کاری که کردیو به رخ من می کشی ؟
من تمام زندگیم کارهای کثیفی کردم
و برام مهم بود اگه باعث میشد تا پول به دست بیارم
اما من تا حالا از بچه ی کسی برای تهدید کردنش استفاده نکردم
این چیزی هست که من هرگز انجام نمیدم
من از راهی که انتخاب کردی تا اینو به دست بیاری خوشحال نیستم
حالا جانگ مین هو آتشی به پا می کنه
که من نمیدونم چطور تو میخوای از پسش بر بیای ؟
بله من الان دارم میرم جونگ وو رو ببینم با غذایی که "این سوک "براش درست کرده
نگران نباش من پیشش میمونم
چیکار می کنی ؟
کجا میخوای بری ؟
اُپا
اُپا
خوش آمدید
بشین
من از میران چیزهایی شنیدم
همون طوری که می دونی ،پدرت و من
برای سالهای زیادی با هم بودیم و با هم کار می کردیم
هیچ مخفی کاری نبود و چیزی نبود که در مورد هم دیگه ندونیم
اما ففکر می کنی دلیلش چیه
که ما الان دشمن شدیم ؟
من فکر می کنم به خاطر طمع پدرمه
درسته
من هر کاری رئیس جانگ خواست کردم
اما طمع اون جایی تموم نمیشه
من به جای پدرم از شما عذر میخوام
مهم نیست قبلا چیکار کردم
کاری که الان میخوایم بکنیم مهمه
اگه ما میخوایم مراقبت کنیم
از کازینوهامون در مقابل رئیس مون سونگ چول و باک سیل جانگ
ما باید با هم متحد بشیم
میران اماده است تا با تو ازدواج کنه
من میخوام بدونم که تو چه نظری داری
من به پدرم گفتم که احساساتم در مورد تو هنوزم مثله قبله
نمی خواد نگران باشی
فقط احساس واقعیت رو به پدرم بگو
وقتی این مسئله تموم بشه
من تصمیم اصلیمو می گیرم
من خودم باهات تماس می گیرم
موضوعه مهمیه
چیه؟
کازینوی دی جانگ دست باک سیل جانگ افتاده
چی؟
چطور این اتفاق افتاد ؟
چطور یک همچین اتفاقی افتاد بدونه اینکه من چیزی بدونم ؟
شاید اشتباه کردی ؟
نه ،من مطمئنم
من هرگز فکرشم نمی کردم رئیس جانگ یک همچین کاری با شما بکنه
...پدر من
پدر من کسیه که این کارو کرده ؟
اون این کارو کرد تا کیم جونگ وو آزاد شه
این مشکوک نیست
اون احمق مگه کیه ؟
رئیس جانگ تو دفترش نیست
...من از منشیش پرسیدم
اما مثل اینکه نمیدونن کجاست
این درسته که کازینوی دی جانگ رو واگذار کردید ؟
من مگه مدیر کازینو دی جانگ نیستم
چطور تونستید یک همچین تصمیمی بگیرید
بدون مشورت با من
یادتونه چی به من گفتید وقتی این کارو شروع کردم ؟
گفتید که شما شروعش کردید اما مراقبت از اون ،مسئولیتش با منه
منم قبول کردم و تلاشمو کردم
هربار که فکر کردم ازم نا امید شدید
به خودم گفتم پدرم منو ترک نمی کنه
برای همین بود که من ولش نکردم چونکه پسر رئیس بودم
چطور تو با من این کارو کردی ؟
من حالا باید خودمو تسلیم اون بکنم ؟
همینه نه ؟
از اینکه نتونستم اول باهات مشورت کنم معذرت میخوام
اما من مطمئن بودم که تو شرایط رو درک می کنی
تا وقتی که 14 سالت بود من رهات کرده بودم
منو مقصر می دونستی و به خاطر اون هر کاری که من نمی خواستم می کردی
فراموش کردی که چطور شدی اون پسری که من میخواستم ؟
کسی که الان باید کیم جونگ وو رو به بهترین شکل
...درک کنه
تو هستی
یعنی چی درکش کنم ؟
چطور یک همچین چیزی از من انتظار دارید ؟
من از اولشم ازش بدم می اومد
اون می خواد کاراشو پیش ببره برای همینه که خودشو به شما چسبونده
در تمام مدتی که ما با هم زندگی می کردیم
اون چیزی که واقعا هست رو بهم نشون نداده
و چیزی که باعث میشه من هرگز نبخشمش
اینکه اون کسی که دوسش دارمو ازم دزدیده
منظورت سی هیونه ؟
اون همیشه این طوریه
طوری رفتار می کنه انگار که هر چی بهش بگی انجام میده ،میخزه اگه دستور بدی میمیره اگه بخوای
اما در تمام این مدت ،پشت سر من
یکی یکی تمام چیزهایی که مال من بود رو ازم گرفت
...و حالا شما میگی من باید قبول کنم
اون آدمو به عنوان برادرم ؟
من نمیتونم
من هرگز این کارو نمی کنم
کسیکه اگر تمام دنیا رو بهش بدی براش کافی نیست
کسی که دلیل زندگی امروز منه
کسی که دلیل لبخند زدن منه
من دلم براش تنگ شده
کسی که من با اشکهای داغم می کشمش
کسی که نمی تونم از قلبم پاکش کنم
مهم نیست من چقدر آرزو می کنم مهم نیست من چقدر امید دارم
من نمی تونم کمکی بکنم اما امیدمو نگه میدارم
من همه چیزو دور میریزیم همه چیزو
No comments yet. Be the first to leave one.