The first 159 lines.
مي دونم از چي تعجب مي کني
ماموران نابودگر چیکار می کنند "
" وقتی در حال نجات دنیا نیستند ؟
ريک ، عجله نکن ! نوشته هاي رو صخره رو بخون
. يه لحظه فکر کن و بعدش مسيرتو تعیین کن
. آره ، آره . ميشه عجله کني ؟ اونا دارن بهمون مي رسن
. اين يه تمرين آموزشيه ، مسابقه که نيست
! هي ، مثلاً دارم بالا ميرما - ! خداحافظ -
. بِکِشيد کنار افراد
. اون بالا مي بينمتون
اين يه مسابقه نيست ، يادتونه ؟
اين حرف رو از يه سرباز واقعي بشنو . اگه مي خواي يه مرد بسازي بايد بهش فشار بياري
. بايد تا پايان بهش فشار بياري . بعدش هم بيشتر بهش فشار مياري
. اگه هم طوريش نشد ، اون موقع موفق ميشه
! بسيار خب ، رقابت شروع شد
. اوه ، آره
. نمي خوام پيروزيم رو به رختون بکشم ، ولي يجورايي به رختون کشيدم
. خيلي طول کشيد تا ضعف ها و قدرت هام رو بشناسم
بهتره ريک به ضعف و قدرتهاش تو تمرينات پي ببره
. نه تو ميدان جنگ
. هالک از مامانم هم بدتره
اسکار هم سن منه
. البته فکر کنم
. و اون گندبک سبز حتي مثل يه بچه ي کوچولو باهاش رفتار نمي کنه
! ريک ، مواظب باش
! ريک
. حواسم بود
مي خواي کهنه اش هم عوض کني ؟
. چون اون بچه از اون سقوط نجات يافت
. رد ، مسئله اين نيست
. آره ، مسئله اينه که بهش نشون بدم چجوري بايد کاري رو تموم کرد
! هشدار
! اه ، متقلب
! هورا ! پادشاه کوه
. اميدوارم به آقاي جونز توجه کرده باشين
ببينم اين بخشي از تمرينه ؟
! بپريد
. آروم باش برادر ، يه بهمن نمي تونه به بمب صدمه اي بزنه
. اين آتشفشان قرار بود خاموش باشه
. اين تا يک ميليون سال ديگه فوران نمي کنه
اون مرد فرياد زن کجاست ؟
. وقتي اون کوه فوران کرد رد بالا بود
. نگاه کنيد ، اون سنگ داره به سمت شهر " ويستا ورده " مي ره
. حسابتو مي رسم
. رد پيدا شد
. اسکار ، برو به رد در متوقف کردن سنگهاي آتشفشاني کمک کن
! اسکار تيکه تيکه مي کند
. منم مي خوام بهش کمک کنم
. تو با من و جن هستي . بايد جريان مواد مذاب رو منحرف کنيم
. اين همون شهريه که نجات يافت
! خواهش مي کنم
. آفرين سگ خوب
. داره جواب ميده . ادامه بديد
. بسپريدش به من
. سنگين تر از اون چيزيه که بنظر مياد
! مراقب باش
هي ، چيکار مي کني ؟
. جلوي مواد مذاب رو گرفتيم
. نابودکنندگان ، کارتون خوب بود
واسه چي منو از اونجا بيرون آوردي ؟
! مي خواستم تو رو نجات بدم
! نزديک بود با مواد مذاب آبتني کني
خب که چي ؟ . زره من محکم تر از اون چيزيه که فکرشو مي کني
. وقت خوبي واسه امتحان کردنش نبود
. هيچوقت زمان مناسب نميرسه . ديگه همراه تو نميشم
. بچه به نکته ي خوبي اشاره کرد
يکي بايد بهش ياد بده که چطور يه کاريو انجام بده . بذار اشتباهات خودشو انجام بده
ريک يه بچه ي نوجوونيه
. که مي خواد ياد بگيره يه قهرمان بشه ، و نمي خواد سرباز بشه
نظرات ريک درمورد تمارين اوليه
. فقط اونو به دردسر ميندازه
. انگار فوران آتشفشان تنها در اينجا رخ نداده
. فوران هاي زيادي بوده
. منشأش از اينجاس . قطب جنوب
قطب جنوب ؟
. اونجا که بغير از يخ و پنگوئن چيز ديگه اي نيست
. اين چيزا رو ميگيد تا منو اذيت کنيد
. جوک نگو تازه کار
. تو قطب جنوب هم منطقه اي ماقبل تاريخي و مخفي وجود داره
بهتره قبل از اينکه سياره مون
. پشت و رو بشه به اونجا بريم
اون منطقه ي ما قبل تاريخي چيه ؟
اونجا يه منطقه ي گرمسيري و مجزاس
. که در اعماق قطب جنوب مخفي شده
. و پر از دايناسور هاس
دايناسورها ؟ دايناسورهاي واقعي ؟
من عاشق دايناسورها ، پوستشون ، دندونهاي نيششون و پنجه هاشونم . اونا دوستاي صميمي من هستن
منو نگاه کنيد ، من تي رکسم
. من نمي تونم با دستاي کوچولوم بهتون برسم
. اين باحالترين سفر علمي عمرمه
هنوز نرسيديم ؟
! يه دايناسور
! دايناسور
! اوه خداي من
! دايناسور هاي ليزر دار چقدر باحاله ، نه ؟
پس واسه چي فکر کردي به اينجا منطقه ي ماقبل تاريخي و پنهان مي گن ؟
. نمي تونم تکونشون بدم
. نگران نباش . ما هم تيراندازي مي کنيم
. پس يالا شليک کن
. دايناسور هاي بيشتر از بالا دارن ميان
. مي بينمشون
اوه ، اون ديگه کيه ؟
. سورون ، نصفش از انسان و نصف ديگرش از دايناسوره
. يه جورايي قدرت کنترل ذهن داره
. ميتونه انرژيتون رو با يه تماس تخليه کنه
. او احتمالاً مي خواد بر کره ي زمين حکومت کنه
. برادران من بياييد
بياين بهشون نشون بديم که چرا دايناسورها
. براي حکومت کردن بر روي زمين ساخته شدن
آره . چي بايد بهت بگم ؟
. مطمئنم اونا مي خوان ما رو هم بخورن
! پس با اين وسيله اونا رو خفه مي کنم
يالا اي بمب
. يکي بايد بهت ياد بده که چطور از خودت مراقبت کني
! پس برادر بزرگ مجبور نيست که بينيتو پاک کنه
. وقتش رسيده
تميز و ساده
من تنها کسي ام که براي آموزش دادن به اون بچه صلاحيت لازم رو کسب کردم
. بعلاوه ، من عاشق اينم که او باعث آزار و اذيت گندبک سبز ميشه
مي دوني ما هيچوقت با هم رفيق نبوديم
. ولي رد واقعاً با من خوب رفتار مي کنه
. هميشه در تمامي بحث ها پيروز ميشه
تو حساب هيولاهاي پشت سرمون برس
. و من بدون هيچ مشکلي اين فضاپيما رو به زمين ميشونم
. اميدوارم اين فضا پيما شيشه پاک کن داشته باشه
کريستمس مبارک ، وقتش رسيده ياد بگيري . که چطور يه مارمولک پرنده رو کنترل کني
شوکر گامايي ؟ مطمئني ؟
! بيا دوباره اونا رو منقرض کنيم
. خجالت نکش بچه جون
. کيفيت تيراندازي مهم نيست
. مهم کميتشه
. باورم نميشه که دارم دايناسورها رو از بين مي برم
! آره ! بگير که اومد
. برادرم ، قدرتتو به من بده
! حواست کجاس - . شرمنده -
. رد ، مي دوني که ريک طرز استفاده از اين اسلحه رو ياد نگرفته
! در حين کار داره آموزش مي بينه
. پرستار نانسي ، او هيچوقت از تو ياد نميگيره
! ريک
. اوه نه
. همش تقصير توئه - . تقصير من ؟ او تنها کسيه که سقوط کرده -
. وقتش رسيده اسلحه ي گاماييت رو بپوشي
اون احمق ها دارن چيکار مي کنن ؟
! آره
. ما از انقراض نجات پيدا کرديم
. ولي شما حيوون ها نجات پيدا نمي کنيد
. دوره ي سلطنت انسان ها در اين سياره داره به پايان مي رسه
! مگر اين که از رو جنازه ي من رد بشي ، بيني سوزني
. اين جنگل کار ما رو راحتتر مي کنه
. حالا بيا . يه سري کار واسه انجام دادن داريم
. جن ، ما ريک رو گم کرديم
تو رد رو ديدي ؟
ميشه در اين مورد بعداً حرف بزنيم ؟
مثلاً بعد از سقوط ؟
! رسيديم
رد ، چجوري بايد دوستامون رو پيدا کنيم ؟
. همون جايي که قرار بود از اول بريم
خب اونجايي که ميگي کجا هست ؟
! اونجاس آقاي انيشتين
No comments yet. Be the first to leave one.