Aquaman and the Lost Kingdom

Aquaman and the Lost Kingdom

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Aquaman and the Lost Kingdom 2023 1080p WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-FLUX
A Commentary by KiarashNg

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
Published on: 2024-01-23
Downloads: 115
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫بلند نشو!

‫بی‌حرکت!

‫ایول!

‫تماس اضطراری! تماس اضطراری! ‫از «سایر دو» تماس می‌گیرم.

‫دزدان دریایی بهمون حمله کردن.

‫درخواست کمک فوری داریم.

‫می‌گن هر کسی مهارتی داره.

‫مهارت من چیه؟ ‫با ماهی‌ها حرف می‌زنم.

‫همین‌جوری با دوستم استورم آشنا شدم.

‫هر وقت بخوام من رو ‫تا جایی برسونه، کمکم می‌کنه.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫FilmKio@

‫بعضی‌ها واسه همین ‫خیال می‌کنن مایه تمسخرم؛

‫ولی واسه خودم مهم نیست. ‫می‌دونین چرا؟

‫آخه مهارت دیگه‌ای هم دارم.

‫اون یکی مهارتم خرد کردن سر ملته.

‫شترق! بابا کل دزدان دریایی رو شکست داد.

‫گفتم: «خب، دزدان دریایی خیال می‌کنن...»

‫بگیر که اومد!

‫بابا به خدمتشون رسید.

‫امکان نداشت اون آشغال‌خورها پیروز بشن.

‫وای!

‫بابا به خدمتشون رسید ‫و سکه یه پولشون کرد.

‫ایول! بزنشون!

‫مواظب باش.

‫ببخشید بابا. عذر می‌خوام.

‫آره بابا، ایشون پسرم، آرتور جونیوره.

‫ببینین، چهار سال پیش ‫زندگیم زیر و رو شد.

‫با زنی آشنا شدم، عاشق شدم ‫و تا چشم به هم زدم،

‫دیدم داریم ازدواج می‌کنیم ‫و بچه‌دار می‌شیم.

‫این کوچولو بهترین اتفاق کل عمرمه؛

‫ولی این بچه اصلا نمی‌خوابه.

‫اینجا چه خبره، ها؟

‫خیلی‌خب...

‫همیشه هم درست هدف می‌گیره.

‫این دیگه چه...

‫بعدش هم باید سپیده‌دم بیدار بشم،

‫آخه علاوه بر زندگی مشترک ‫و بچه‌دار شدن...

‫بالاخره کار پیدا کردم.

‫درسته. بنده پادشاه آتلانتیسم.

‫پرسیدین چطوری پادشاه شدم؟

‫خب، جلوی برادرم اورم رو گرفتم...

‫و نذاشتم به جهان خشکی حمله کنه.

‫در همون حین هم تخت سلطنت رو ازش گرفتم.

‫اولش با خودم گفتم...

‫ایول!

‫آب‌ها قلمرو ما همیشه شامل...

‫ولی بعدش معلوم شد...

‫پادشاهی خیلی با جلوه خارجیش فرق می‌کنه.

‫صبح تا شب باید جلسه گذاشت ‫و کارهای سیاسی کرد.

‫این‌قدر حوصله‌ام سر رفته ‫که نیمی از اوقات می‌دونم...

‫نگاهم باید به کدوم سمت ‫پادشاه شوراب باشه.

‫یوهو!

‫ایول! حرف نداشت!

‫انگار همین کم بود،

‫ولی معلوم شد ‫شورای خاندان‌ها هم در کاره...

‫و کسی بهم نگفته بود.

‫شوراشون در واقع حق رد ‫کل اعمال مد نظرم رو داره.

‫تنها چیزی ‫که به این همه جون کندن...

‫و شب‌های مملو از بی‌خوابی می‌ارزه، ‫وقت گذروندن با پسر کوچکمه.

‫عه! خطا رفت!

‫ولی مسلما کارم گاهی اوقات باحال می‌شه.

‫وای!

‫می‌تونم امنیت دریا رو ‫به روشی که باهاش آشنام تأمین کنم.

‫مخصوصا وقتی می‌تونم تو یکی دو مبارزه در قفس ‫غیرقانونی شرکت کنم، خیلی حال می‌ده.

‫ولی هر بار که کاری رو ‫درست انجام می‌دم،

‫یه کار دیگه خراب می‌شه.

‫کانال زیرنویس‌های فیلمکیو: ‫SubKio@

‫ای بابا، ریدم تـ...

‫مترجمان: «کیارش نعمت گرگانی و علیرضا نورزاده» ‫::. در تلگرام realKiarashNg@ و MrLightborn11@ .::

‫- ایول بابا. ‫- بفرما.

‫به سلامتی.

‫خب...

‫باید برادر یا خواهر کوچک‌تری ‫داشته باشه که باهاش بازی کنه.

‫یه سگ داره دیگه.

‫ببین، شوخی ندارم.

‫خودم شاهد احساس تنهاییت ‫در کودکی بودم.

‫تک‌فرزند بودی.

‫همیشه ناراحت بودم که نتونستم ‫چنین کاری در حقت بکنم.

‫آها، خب، این‌قدر به خودت سخت نگیر.

‫معلوم شد واقعا یه برادر دارم ‫و خیلی بی‌شعوره.

‫ای بابا.

‫رابطه‌ات با اورم ‫عین روابط عادی نیست.

‫آره خب، برادرها بحث و دعوا می‌کنن،

‫ولی بالاخره خانواده محسوب می‌شن.

‫آدم باید بتونه رو کمکشون حساب کنه.

‫آره، خب، باز هم همیشه ‫سگم رو بهش ترجیح می‌دم.

‫عه، اونجا رو باش.

‫ای وای.

‫سلام پسرک نازم. ‫داری با ماهی‌ها حرف می‌زنی؟

‫ای وای. ‫بابا، مخم داره سوت می‌کشه.

‫کل عمرم می‌خواستم ‫این موهبت رو با کسی شریک بشم.

‫آره، ولی من و تو فرق داریم پسرم.

‫ما افراد خاصی هستیم.

‫هم با خشکی ارتباط داریم، ‫هم با دریا.

‫بی‌صبرانه مشتاقم با کل ‫موجودات شکوهمند سیاره‌مون آشنات کنم...

‫و نشونت بدم این دنیا ‫گاهی اوقات چقدر خفنه.

‫آره، خودم و خودت.

‫مختصات دکتر شین رو ‫با ارجاع متقابل بررسی کردیم.

‫خبری نبود.

‫هنوز اثری از بقایای آتلانتیس زیر یخ نیست.

‫ظاهرا باز هم ما رو دنبال نخود سیاه فرستاده.

‫هر روزی که لباس مخصوصم رو تعمیر نکنم،

‫یه روز به عمر آکوامن اضافه می‌شه.

‫دوباره بررسی کن.

‫این دفعه چیزی نمونده موفق بشیم. ‫خودم حس می‌کنم.

‫دکتر استیون شین هستم ‫و گزارش روز ۴۶۳ سفر اکتشافی رو ضبط می‌کنم.

‫در جست‌وجوی آتلانتیس ‫به انتهای زمین رسیدم.

‫کاسه صبر دیوید کین داره لبریز می‌شه.

‫اگه به زودی فناوری آتلانتیسی ‫مد نظرش رو فراهم نکنم،

‫احتمالا... اِم...

‫می‌دونین چیه؟ ‫اصلا نمی‌خواد به اونجاش فکر کنیم.

‫مطمئنم هیچ مشکلی پیش نمیاد.

‫دکتر شین، نگاهی به این بندازین.

‫خواهش می‌کنم بگو چیزی دستگیرت شده.

‫آرایه لرزه‌شناسی خیلی عجیب شده.

‫رومرکزش کجاست؟

‫زیر پای خودمونه.

‫فرار کن!

‫یهو چی شد؟ ‫زلزله بود؟

‫نه. گمون کنم تکه‌ای از یخسار جدا شد.

‫بجنب. بلند شو.

‫- گمون کنم قوزک پام شکسته! ‫- بجنب. بریم!

‫بجنب، بلند شو. ‫بدو، باید بریم! باید بریم!

‫بجنب، باید بریم! ‫بیا!

‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم. نه، نه! ‫کمک کن، خواهش می‌کنم! ولم نکن!

‫چه بلایی سرت اومده؟

‫موجودی اون پشته.

‫چه شگفت‌انگیز.

‫طبق اطلاعات من، ‫چیزی این پایینه.

‫قطعا به اندازه کشتی‌های آتلانتیسی بزرگه.

‫شاید اگه باشه، بتونیم ‫فناوری مورد نیازتون رو...

‫واسه تعمیر لباستون برداریم.

‫اصلا چطور ممکنه ‫چنین جایی وجود داشته باشه؟

‫احتمالا تا سیاره رو گرم نکرده بودیم،

‫اینجا کلا یخ بسته بود.

‫خب، خدا رو شکر که گرمایش جهانی ‫رخ داد، مگه نه؟

‫اِم، آها، واقعا اتفاق خوبی نیست.

‫ردش به اون پایین ختم می‌شه.

‫لباست رو بپوش.

‫وایستین ببینم. ردش به اون پایین ‫ختم می‌شه، یعنی...

‫هیولائه همون پایینه.

‫خیلی‌خب. لابد می‌ریم اون پایین دیگه.

‫باورم نمی‌شه.

‫نوعی سازه است.

‫بخش اعظمیش زیر یخ دفن شده.

‫من رو باش که خیال می‌کردم ‫قراره صرفا به کشتی برسیم.

‫- همگی پخش بشین و بگردین. ‫- چشم قربان.

‫کشف مهمی سر راهمون دکتر.

‫حتما چندین هزار سال قدمت داره.

‫شگفت‌انگیزه.

‫وای.

‫اِم...

‫آخ...

‫اینجا دیگه کجاست؟

‫بالاخره اومدی.

‫من رو از زندانم آزاد کن...

‫تا توان کشتن قاتل پدرت رو...

‫بهت اهدا کنم.

‫نباید این‌جوری ولش کنی!

‫از دریا طلب بخشش کن.

‫از اینجا برو! ‫باید زنده بمونی...

‫که بتونی اون حرومزاده رو بکشی!

‫چیزی که ازت گرفت ‫رو از خودش می‌گیری.

‫خونه‌اش در آتش می‌سوزه...

‫و قلمروش با حمله سپاه عظیمم فرو می‌پاشه.

‫عه، عه، عه!

‫دیوید. نه دیوید.

‫دیوید! آروم باش! آروم باش! آروم باش!

‫دیوید. دیوید، چیزی نیست.

‫چیزیت نیست.

‫اون دیگه چیه؟

‫تصاویری باورنکردنی...

‫از سراسر دنیا به دستمون رسیده.

‫سلام تماشاچیان عزیز.

‫طی پنج ماه اخیر، ‫شاهد گزارشات افزایش دمای شدید...

‫در سراسر دنیا بودیم.

‫همین امر هم عجیب‌ترین شرایط ‫آب و هوایی عمرمون رو رقم زده.

‫درسته، در تگزاس، دالاس ‫شاهد برف و بوران هستیم.

‫تقریبا چشم چشم رو نمی‌بینه...

‫و انتظار می‌ره بارش برف امشب دالاس...

‫بیش از میزان همیشگی سالیانه‌اش باشه.

‫این امر صرفا بخشی ‫از پدیده آب و هوایی جهانیه...

‫که به عمرمون سابقه نداشته.

‫آرتور.

‫شورا درخواست جلسه اضطراری داده.

‫باز هم بیماری شایع شده.

‫... دانشمندان از توضیحش قاصرن؛

‫ولی سوال اصلی از این قراره...

‫که این شرایط تا کی ادامه داره؟

‫ضمنا، هوا قراره چقدر گرم‌تر بشه؟

‫این‌دفعه کجا شیوع پیدا کرده؟

‫در بخش نهم آتلانتیس ‫شیوع یافته،

‫الان گزارشات شیوعش...

‫در قلمرو ماهی‌گیران هم به گوش می‌رسه.

‫چنین بیماره همه‌گیری ‫در چندین قرن اخیر بی‌سابقه بوده.

‫چرا الان این‌جوری شده؟

‫اسیدیته اقیانوس افزایش یافته،

‫سطح اکسیژن کاهش یافته ‫و شکوفایی جلبکی مسموم رو شاهد هستیم.

‫هر کدومشون دلیل محکمیه.

‫بیش از یه قرنه که خشکی ‫داره جو دنیامون رو مسموم می‌کنه.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left