The first 198 lines.
سرحال بنظر بیا، مرد
نمیتونی الان شل و ول باشی
مسیر رفتن به بازیهای ایالتی سخته
قهرمانی تو مناطق یعنی شکست دادن تیمهای مدرسههای بزرگ
این چیزیه که دارم ازش حرف میزنم
و مامانم میذاره برای تابستون به اردوهای نمایش درام برم
اوه
خب، منم دارم به این فکر میکنم که ...تابستونم رو
با بابام تو آتلانتا باشم - ...بازیکنهای منطقه هشتم -
سیسی متنی اومده رو صحنه
جمعیت سکوت کنن تمام بازی به این ضربه بستگی داره
آیا تای تانسوند باهاش به مراسم رقص میره؟
و حالا پرتابش میکنه
ضربهی ششمش رو میزنه یا کارش رو تموم میکنه؟
حالا حمله میکنه
این خانم لایق یه جوابه
خب؟
آره. آره
!مراسم رقص
اما گرگ مداکس ۳ سال پشت سرهم جایزه کای یانگ رو برای تیم بریو برنده شد
این چیزیه که برام طلسم شده
خب این، و اینکه اسمم رو درست روی پیرهن بریو بنویسن
برای همین بود که میخواستم براشون بازی کنم با تیم بریو تا توی قبر
اوه، آره متوجهش شدم اما من طرفدار کرشائو هستم
تیم رویاییم هم داجرزه
چی؟
سعی کردم درست بزرگش کنم اما نشد
باشه، کایل، بازیکن مهاجم محبوبت کیه؟
زودباش، شولس جو از تیم هانیبال موئه؟
خوب بازی میکنی، مربی - مرسی -
تو که قرار نیست بخونی، مگه نه؟
چی بخونه؟
شولس جو یکی از شخصیتهای ...نمایش دمن یانکیه
یه تئاتر موزیکال دربارهی بیسبال
یه تئاتر موزیکال درباره بیسبال هست؟ - آره -
آره، باید قبل از اینکه برای شام میومدم یکم درس میخوندم
یه واقعیت جدید هم دربارهی دایناسورها یاد گرفتم
اینکه مایاسوروز بهترین مامانه؟
تقریبا مطمئنم که بهترین مامان رو تو داری
مربی کال
آره، منم باهاتم، آبجی
بخاطرش معذرت میخوام
هی
انتظار نداشتم که اینجا باشی
قرار نیست برم
یه حرفایی هست که هنوز تموم نشده
من باخانوادهش زندگی کردم
...و اونا دعوتم کردن که
وقتی خواست بدنیا بیاد پیشش باشم
میتونستم توی یه دستم نگهش دارم، هلن
...و نگهش داشتم
و اون مردش
...و مرگ اون
مثل این بود که همه بچههای اون روستا ...تو اون زمستون بمیرن
قابل پیشگیری بودش
اینکه بچهای رو بدنیایی بیاری که ...نمیتونی از قبل از
آدماش حمایت کنی غیرمسئولانهس
اگه تو هم چیزی رو که من دیده بودم ...دیده بودی
نه، بچهدار شدن میتونه باعث امیدواریمون بشه
این یه اعلامیهس ...که ما بخشی از پرورش یه نسل باشیم
که میتونن همهمون رو نجات بدن
این یه توهمه
!این عشقه
عشقه
از اولین ناهار جدیت با هر ۳ تاشون جون سالم بهدر بردی
نمیدونم که لیگ بیسبال جایزهای ...برا همچین چیزی داره، اما
من دارم
Huh.
...پس
آماده نمایشت کنار آتیش هستی؟
تو قراره بخونی؟ - هیچوقت -
فقط قراره که یه شام با یه دوست پیر از تیم بریو باشه
جانی داره یه سر میاد به شهر و منم دوست دارم باهاش آشنا بشی
شام؟
اونم با کسی که همه چیزای بد تو رو میدونه؟
بله، لطفا
چیز بدی نیستش
Okay, fine.
Here's all the dirt: I was a player on and off the field.
And I'm glad I got that out of my system before I met you.
دوستت دارم
Let's go away for the weekend.
Slow down a smidge.
I have been slow.
By my standards.
چرا اینبار خیلی بیشتر از دفعههای قبلی درد داره؟
چونکه این آخرین باره
وای، خدا
باشه، نیازی نیست وحشت کنی
ساعت ۷ صبحه، و صبح شنبهس و اونم میخواد خودشو خالی کنه
آره، باشه، یکم ترسناکه
وای - وای، خدایا -
باشه، شاید باید بیشتر از یکم بترسیم
همهتون برای خوردن نوشیدنی کلهصبح آمادهاید؟
آره
اوه، بیا اینجا
باشه، تراتر سالن رو باز میکنه و آیزاک هم هوای کافه رو داره
و اریک سالیوان رو آماده میکنه
خوشحالم که اون دوتا از سفر کوچوکشون وقتی نیاز داشتیم برگشتن
میدونم - خدا به بعضی مردا خیر بده -
...و حالا که حرف از خوباشون شد
میخوام مطمئن بشم که جرمی خوب مراقب دانا سو هستش
میخوام بقیه کارای این مزرعه رو خودم جلو ببرم
مرسی، اما هرچیزی سرجای خودش
...آره، نیازی نیازی به دلداری ندارم
دنبال اینم که مریض شم و باردار بشم احتمالا خیلی زود
اوه، وای - باشه، خیلهخب، گوش کن -
همهمون میدونیم که بیرون کردن ...یه مرد از زندگی چقدر دردناکه
اما نیازی هم نیست خودت رو صاف بندازی تو آتیش جهنم
...آره، تو همونی هستی که یه بار بهم گفت
...که لازمه یه کم صبر کنم و نفس عمیق بکشم
و غصه بخورم و خودم رو متعادل کنم
آره، اما گفتنش خیلی راحتتر از شنیدنشه، مگه نه، خانما؟
میدونی چیه؟ ...هرکاری دوست داری بکن، باشه
اما این مزخرفات دربارهی باردار شدن رو تمومش کن، هشدار دهندهس
خب، خیلی وقته که دارم دربارهش فکر میکنم
حتی یه متخصص هم هاوی بهم معرفی کرده
خب، مرسی که قبل از حموم زایمان به ما هم خبری دادی
،خب، میخواستم بهتون بگم ...اما بعدش
پس، یه قرار ملاقات میخوام با این ...دکتره بذارم
و ما هم قراره این نمایش رو تا آخرش بریم
درست بعد از اینکه یکی از بهترین شیشههای نوشیدنیم رو تموم کردم
که دقیقا چیزیه که این آبمیوه بهش نیاز داره
سلام، رفیق
مرسی که دیروقت انقدر زود خودتو رسوندی
میدونی، رئیس و خانما امروز روز خیلی سختی داشتن
آره، از شنیدن ماجرای هلن و رایان متاسف شدم
آره، خب، حالا مدی حس میکنه ...که جا مونده
و دست از کار نمیکشه که بره خونه
فکر کردم شاید بتونی باهاش حرفهای احساسی بزنی
و اگه نتونم هم، میمونم و کمکش میکنم
ممنونم ازت
من دیگه میرم
مدی؟
اینجام
سوپرایز
فکر کردم تراتر یه نوشابه بهم بدهکار شد
یا اینکه من بهش بدهکار شدم
وقتی که گفتی که میخوای ...بریم بیرون
...احساس کردم باید ترمز کنیم چونکه
هنوز توی اعتماد کردن نتونستم پیشرفت کنم
به من؟
به من
به این اعتماد کنم که میتونم ...خودم رو وقف یه رابطه کنم
...وقف تو
...به روشی که خودم میخوام
and the way that you deserve.
...امروز اونجا کنار هلن نشستن
...به اون دو تا فکر میکردم و
...به خودمون ۲ تا فکر کردم و
فقط... به این نتیجه رسیدم ...که باید این ترس رو
از خودم دور کنم
...پس
...میخوام که جلو بریم
با باورمون
...باور به آیندهمون
باور به خودمون
...پس
...از اریک خواستم دوباره اون دسری که
اونشب آخرین بار اینجا تنها بودیم و از دستش دادیم رو درست کنه
خب، منتظر اینم که ...آیندهمون رو درست کنیم
با انتخابامون و آرامش
!بابا
تو اینجایی - سلام -
امروز خیلی بیشتر تو کلیسا برات دعا کردم، بابا
مامان گفتش که ناراحتی و خیلی تنهایی
خب، مرسی، خانم سوسکه
چرا نمیدوئی بری وسایلت رو جمع کنی؟
دقیقا اونطوری بهش نگفتم
خب، کاملا غیرواقعی نیستش
گوش کن، یه دقیقه وقت داری که دربارهی برنامهی بازدیدمون حرف بزنیم؟
مشکلی هستش؟ - نه -
دنبال اینم که ۲ تا بلیط ...برای همیلتون بگیرم
...اگه جور بشه خیلی زود میریم سمت شارلوت
و امیدوار بودم که بتونم کایل رو تو آخر هفته ببرم
Hmm.
نمیدونستم گمشدن کایل انقدر بهت ضربه زده
...آره
...نمیدونم متوجه شدی یا نه
اما این اواخر چندتا ...تصمیم بد گرفتم
...و
میخوام سعی کنم که ...دوباره زندگیم رو روبراه کنم
حداقل یکی دو جاش رو
آره، روش کار میکنم - ممنونم ازت -
تای و کایل یه عالمه مشق دارن
پس فقط من و توئیم، بابایی
خب، اینکه برای من عالیه، کیتیخانم
تو بگو چیکارا باید کنیم
آخ جون
زودباش
...و کل تیم اونجا شعار میدادن براشون
...انگار که تای به جای بردن سری جهانی
باید قبول کنه با اون بره مراسم رقص
چقدر احمق
آره، منم به مراسم رقص خودمون نرفتم
مامانم میگفت از اینکه از دستش میدم پشیمون میشم، اما نشدم
فکر نمیکنم مامانم هم رفته باشه
فکر میکردم با بابات رفته
No comments yet. Be the first to leave one.