The first 200 lines.
جین زو
من هلش ندادم
خودش پرید
درست اینجا
جین ژو الان دیگه یه مدرک واقعی ازت داریم
دیگه راه برگشتی نیست
کار من نبود
کار چینگ ار بود
خودش پرید
من که این طوری فکر نمی کنم
خواهر جین ژو را دیدم
که یه چیز مخفیانه از گلخانه بیرون آورد
چه نقشه ای داری
حالا معلوم شد که می خواستی
با آسیب زدن به ارباب جوان بکشیش
الانم داری برای خواهر ششم توطئه می کنی
مزخرفه
یوی چی اونها خواهرن
کسایی هستن که
دارن برام توطئه می کنن
بهشون اعتماد نکنید
راست میگی
به تو اعتماد کنم؟
چینگ ار چی شد؟
اون کجاست؟
پریدش
شاهزاده یان شون
اینجا چیکار می کنی؟
اینو من باید ازت بپرسم
تو چرا اینجایی؟
از روی صخره پرید؟
جین ژو دوباره بگو
حقیقت داره
دیدمش که پرید
با چشمای خودم دیدم
این مار ها را اون
برای صدمه زدن به ارباب خریده بود
قسم می خورم
جین ژو
فکر کردی که احمقم؟
دار ی میگی خودش از روی صخره پریده
کار تو نبوده؟
ارباب ژو
ارباب جوان بوسیله این مارها آسیب دیده
حالا مجرم را پیدا کردیم
خودت داری می بینی
لازم نیست بیشتر از این تحقیق بشه
ارباب ژو
بهم اعتماد کنید
بهم اعتماد کنید
حقیقت نداره
این مشکل خودته
یکی بیاد
جین ژو را به زندان بردگان مجرم ببره
بله قربان
شیائوبا اصلا ناراحت به نظر نمی آد
یعنی واقعا یه توطئه بوده؟
اگر نتوانی کاری بکنی
بهتره فرار کنی
این نقشه ی زیرکانه ای نبود
از اینجا افتاده
باید پیداش کنیم، مهم نیست چطوری
ارباب ژو
راستی از یه صخره به این بلندی پریده؟
امکان نداره زنده مونده باشه
می خوای سر زنده و مرده بودنش باهام
شرط ببندی؟
حق با شماست
حق با شماست
اگر کسی از روی این صخره بیافته
حتما می میره
تو یه شاهزاده ای
هنوزم قایم میشی
تو خیلی
مشکوک میزنی
خوب دارم از خنکی و سکوت اینجا لذت می برم
مشکلش چیه؟
به هیچ کس ربطی نداره
آره خوب ، به من ربط نداره
خیلی ناسپاسی
من اجازه دادم اینجا بمونی
و نذاشتم بفهمن که اینجایی
اونوقت چطوری برام تلافی می کنی؟
مثل یه بچه گربه ناسپاسی
حالام که داری میری؟
چه اهمیتی داره ، شاهزاده یان شون؟
بدهکارت هم که نیستم
هر وقت شد برات جبران می کنم
الانم باید برم
شاهزاده
اینجا یه غار برای پنهان شدن هست
ارباب جوان دستور دادن
تا درش رو مسدود کنیم
گفتن مطئمن بشیم
که شما چیزی اونجا جا نمی گذارین تا دوباره برگردین
یه غار پنهان؟
در مورد چی حرف می زنی؟
اینجا همچین جایی نداره
اینجا رو مثل کف دستم می شناسم
ولی طبق گفته ارباب جوان یوی
عادت داشتین اینجا پنهان بشید
که واسه دوری از خونه تون گریه کنید
در تمام دو سال گذشته
اگر ما اینجا را ببندیم
مجبور میشی به یان بی برگردی
از ما به دل نگیرید
ارباب جوان
دختره خدمتکار از روی صخره پریده
ولی به نظرم یه چیزی اشتباه می آمد
فهمیدم
می دونستم اینطوری تموم میشه
ممکنه کار دختر خدمتکار باشه
به خاطر یوون یویی کرده باشه
دست کم نگیرش
حالا چی کار کنیم؟
خواهر اون را بیار
چی کار کنم؟
خواهر ششم. خواهر ششم
اتفاق بدی افتاده
شیائوبا دستگیر شده
چیکار کرده؟
نمیدانم
ممکنه که
ممکنه که ارباب جوان هوای
فهمیده باشه برای جین ژو پاپوش درست کردیم؟
نگران نباش
لازم نیست در مورد شیائو با به یوون یوی بگیم
کجا بردنش؟
زندان بردگان مجرم
میرم اونجا مواظب خودت باش
خواهر ششم
لطفا مواظب باش. می ترسم
نترس. همین جا منتظرم باش
تو چینگ اری درسته؟
ما منتظرت بودیم
بفرمایید
ارباب جوان
چشماتون تقریبا خوب شدن
ولی بهتره مراقب باشید
و سرما نخورید
در چند روز آینده
نباید سرما بخورید
وگرنه دوباره کور می شید
باشه
ارباب جوان
چینگ ار از روی صخره پریده
نگران نباش
نمرده
بهش اجازه دادم هرکار می خواد بکنه
در عوض کور شدنم به کسی نگه
ارباب جوان، ارباب بزرگ هنوز زنده ان
دختره خدمتکار. حالا زانو بزن
ارباب جوان لطفا بشینین
ارباب جوان هوای
این همون دختر خدمتکار که گفتم
بله قربان
تو فقط یه خدمتکاری
ولی همچین نقشه ای کشیدی
تا جلوی من وایسی
چطور جرات کردی؟
ارباب جوان هوای
بهم بگو
متوجه منظورتون نمیشم
من فقط یه خدمتکار بی سوادم
زیادی با کنایه حرف می زنید
نمی فهمم
باشه پس
ژو شون
بله ارباب جوان
براش توضیح بده
بله قربان
بگیریدش
من یکی از ملازمان
ارباب جوان یوی هستم
لازم نیست ارباب جوان هوای
یا افرادشون به من آموزش بدن
مزخرفه
خیلی وراجی
یه بانوی ملازم
فقط یه وسیله
بی ارزش برای برای یوون یوی هستی
حتی اگر امروز بکشمت
فکر می کنی اون جلوم را میگیره؟
هر چی باشم
بازم به ارباب جوان یوی تعلق دارم
نه کس دیگه ای
فقط ایشون قدرت اینو داره
که درمورد زندگیم تصمیم بگیره
قدرت؟
امروز بهت درس خوبی میدم
تا معنی قدرت را بفهمی
زو شون
بله، ارباب جوان
بیا به این دختر کوچولو خوشگل
یه درس خوب بدیم
بله قربان
شنیدی؟
ارباب جوان بهم اجازه داد
یه درس خوب بهت بدم
می کشمت
No comments yet. Be the first to leave one.