The first 93 lines.
بخاطر اریکا ...
باید تبدیل به شیطان بشم
میتونم اونو به کسی بدم که با زندگیش ازش محافظت کنه؟
کسی قوی تر از من هست؟
کنشیرو
مراقب ... اریکا باش
نه!
منو ترک نکن، فی-ین
فی-ین
تو هنوز نمیتونی بمیری
بقیه ی زندگیتو با اریکا بگذرون
مشت آسمان آبی
مشت آسمان آبی
مشت الهی اصلی ستاره شمال
کاری از تیم ترجمه انیم کینگدام. لطفا زیرنویسهای ما رو بدون کسب مجوز در سایت یا کانال خودتان بارگذاری نکنید
هــــــــــــه ...
حالا مثل کشیشها شدی
هرچند که اگرچه تو داری بهش تظاهر میکنی
از حالا به بعد، تو این کلیسا بعنوان یه کشیش زندگی میکنی. فهمیدی؟
اریکا هم بچه ی توئه
چی؟ اما ...
از حالا به بعد، فی--ین سانو بابا صدا کن
بابا!
بیخیال
جوابشو بده
باشه ...
همین، بابا-سان!
اذیتش نکن!
هی ...
چی شده؟
از اون بال افتاده
بیچاره ...
بزار ببینم
حالش خوبه . صدمه ندیده
آخ جون، خوبه!
یه لحظه صبرکن
من حالا اونو برش میگردونم همون بالا
باشه
برو اونجا
حالا اون دونفر بالاخره به آرامش رسیدن
ولی شایعاتی وجود داره که قراره یه جنگ شروع بشه، درسته؟
من درموردش نگران نیستم
هی
چطوری میخوای مردی رو پیدا کنی که گیز-سانو کشته؟
اینجا دیگه چجور جاییه؟
جاییه که گیز کشته شده بود
چی؟
میدونستم
این چیه؟
این بو مثل صحرا در جاده ابریشم میمونه
صحرا؟ کجا؟
صحرا کجاست؟
هی، شماها هم اومدین؟
فی-ین، تو هم دنبال سر نخ ها میگردی؟
آره، مردی که گیز رو کشت ممکنه یه آدمکش آلمانی باشه
آهان ...
این ممکنه همش نباشه
منظورت چیه؟
کن-سان!
بالاخره پیدات کردم
چرا اینقدر عجله میکنی؟
یه اطلاعاتی درمورد رزمی کاری که دولت استخدامش کرده بدست آوردم
چی؟
ظاهرا از چیزی استفاده کرده که اسمشو گذاشته مشت دب اکبری قمری غربی "مشت خفن دب اکبر مهتابی یا قمری غربی :دی"
دب اکبر غربی؟
میدونستم
تو میدونی اون چجور تکنیکیه؟
این همون مردیه که گیز رو کشت
فی-ین، دنبالم بیا
کن-سان ...
اون از یه خواب 2000 ساله بیدار شده
مثل من،
اونم خدای مرگه
یه کاربر مشت دب اکبر مهتابی غربی؟
یـ - یه خدای مرگ؟
این به بوی جاده ی ابریشم یا هرچیز دیگه ای ارتباطی داره؟
آره
مشت دب اکبری مهتابی غربی ...
خون گرگی که در مشت الهی ستاره ی شمال مخفی مونده از اون سبک به ارث برده شده بود
سالها قبل،در سفرم به جاده ابریشم، باد رو دنبال کردم
و بالاخره به یک معبد ویران شده رسیدم
این بو خاطرات گذشتمو بیادم میاره
اینا اشکال مشت الهی ستاره ی شمالن ...
نزدیک بودا!
ای بابا!
کیشته
من علاقه ای به بازی کردن باهات ندارم
هی، من نمیخوام با یه گرگ مبارزه کنم
خوشومدی، جانشین مشت الهی ستاره ی شمال
اون حرف زد ...
اینجا آرامگاه یوئه چیه که یکبار این سرزمینو اداره کرد
من 1000 سال اینجا منتظر بودم
یوئه چی؟ تو خودت کی هستی؟
No comments yet. Be the first to leave one.