The first 200 lines.
سه نفر، سه جنازه
طبق گفتۀ پلیسها، همینـه
جز این که ما میدونیم نفرِ چهارمی هم هست
یه ذره صحنۀ جرم رو دستکاری کردید؟
نمیدونم از چی حرف میزنید
« آنچه در پری میسن گذشت... »
شنیدم پری میسن داره در مورد اون تیراندازیها تحقیق میکنه
باهاش حرف نزن
و اگه معلوم شه این اطلاعات رو از من گرفتی، همه رو انکار میکنم
اِنیس پریده وسط تا اولین کارآگاهِ حاضر تو انجلز فلایت باشه
بعد، تقریباً قبل از گزارشِ قتل خودش رو به خونۀ گانن رسونده
فکر میکنی این نزدیکیهاست که صحنههای جرم رو دستکاری کنه؟
تصادفی بودنش خیلی بعیده
چارلی دادسن دوباره زنده خواهد شد!
اگه واقعاً باور داری خدا بهت گفته این کارو بکنی،
بهش بگو: «عملی نیست»
فکر میکنی میخوام صدای خدا تو سرم باشه؟
کسی این پرونده رو نمیخواد، امیلی
یه وکیل جدید لازم داری
ولی اون وکیل نیست
قراره یه آزمونِ وکالت برگزار بشه، که بهش گواهیِ وکالت
- و کلی وقت میده - من بیگناهیت رو ثابت میکنم
به خدا سوگند میخورم
متهم، امیلی دادسن،
تنها شخصی بود که راه،
انگیزه، و فرصت
سازماندهى این نقشۀ فجیع رو داشته
خب، امیلی دادسن میدونسته که
پدر شوهرش فردی متمول بوده،
و لذا، ثروث تهیۀ باج رو داشته. آقایون و خانمها،
آگاهی از این امر،
راه وی برای ارتکاب این جنایت بوده
بعلاوه، امیلی دادسن، تمایل جنسی شدیدی به معشوقش،
جرج گانن، و فرار کردن به همراه اون داشته
و این تمایل، انگیزۀ وی بوده
در مورد فرصت؟
اون مادر چارلی بوده!
کسی که مسئول محافظت از این طفل معصوم و بیدفاع بوده
امیلی دادسن یه عالمه فرصت برای
عملی کردن نقشهش داشته
راه، انگیزه،
و فرصت، و جان یک بچه...
گرفته میشه
حالا، وکیلمدافعش میاد که با همه جور نظریات بىحساب و كتاب
و اظهارات مضحکش
شما رو سردرگُم کنه
چرا که موکلش گناهکاره، و خودش هم خوب خبر داره
اما دادرسی، راه جامعه برای پی بردن به حقیقت،
و در پی عدالت بودن هست
در پایان این دادسی، بنده از یکایک شما، انسانهای شریف
میخواهم که به قلبهایتان رجوع کنید و به این حقیقت پی ببرید،
و بهدنبال عدالت باشید
میخواهم به این زن، که شهوت و پول را
به زندگی کودکش ترجیح داد، خیره شوید
امیلی دادسن را گناهکار اعلام کنید...
چرا که گناهکار است
بابت زمان و توجهتون سپاسگزارم
آقای میسن، اظهاراتتون رو میشنویم
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و سینا صداقت » .: Ali99 & SinCities :.
صبح بخیر
بنده پری میسن هستم،
وکیل... امیلی دادسن
برخلاف آقای بارنز، که کمابیش ۲ ساعت صحبت کردن،
بنده مختصرتر... مختصر حرف میزنم
امیلی دادسن بچۀ خودش رو نکُشته
واقعاً اینجا کسی چنین باوری داره؟ چون مطمئناً بنده ندارم
اعتراض دارم! وکیل داره نظر شخیص رو بیان میکنه
اعتراض وارده
ببخشید. شاید به گوشتون خورد باشه، من تازه وکیل شدم
- اعتراض دارم - وارده
ملتفتید؟
دسامبر پارسال واقعاً چه اتفاقی افتاد؟
سؤال خوبیه
هر چند وکیل مدافع...
هیچ الزامی به... عذر میخوام
هیچ الزامی به
اثبات چیزی نداره، طبیعیه که خواستار اطلاع از...
دلایل، اشخاص،
مسائل و اماکن باشید
آقای میسن، میخواین یه لحظه آب بنوشید؟
آره، راستش، فقط یه...
مدارکِ...
ممنون
مدار...
مدارک جناب دادستان کاملاً و ملطقاً فرعی هستن
« این افراد را میشناسید؟» «استنیسلاو نواک»، «مارسین سرکی»
اینجا توی تمرین مشکلی ندارم، تو دادگاه که بلند میشم،
بدنم به فرمان ذهنم عمل نمیکنه
میدونی، منم وقتی میخوام جلو بقیه بشاشم، همینجوری میشم
برای همین بیشتر میرم تو دستشویی
پری میسن، وكیل رسمى دادگسترى
اورگن یا یوتا، خانم؟
بله، شک دارم که این اطلاعات مربوط باشند، خانم
منظورم اینه که بجا نیستن
خونۀ جرج گانن گاراژ داشت؟
چی؟ نه
خب، بارنز توی اظهارات اولیهش میگه که گاراژ داشته
خب، دادستان بخش سر صحنههای جرم حاضر نمیشه
بهنظرم با چند تا حرکت میتونی بارنز رو آچمز کنی
منظورم اینه که بگی این حرف و اون حرفش اشتباه بوده
و پلیسها عملاً روی پرونده تحقیق نکردن
و همونطور که از این عکسها مشخصه،
- خونهش گاراژ نداشته - خیلی خب
از پرچین چند تا عکس میگیرم که نشون میده گاراژی در کار نبوده
نه، این کار كارآگاه خصوصیته
تو دیگه وکیل امیلی هستی. پیت عکسها رو میگیره
- چشم، خانم. امر دیگهای نیست؟ - چرا
یه چیزی که سرکی و نواک رو به اِنیس مرتبط کنه
در واقع، هر چیزی باشه عالی میشه
به خیالت در مورد سرکی و نواک تحقیق نکردم؟
تمام سوابق بازداشتشون رو بررسی کردم. هیچی به هیچی
اِنیس تا حالا با این کسکشها توی میلواکی بوده؟ نه
توی بالتیمور بوده، بعد دنور،
بعدش میره جنگ و بعد هم لس آنجلس
- جرج چی؟ - اونم هیچی
انگار آدمهای این پرونده، هفت پشت با هم غریبهان
حتماً یه چیزی رو از قلم انداختی
خب، راحت باش، روشنم کن
این یک و نیم ماهی که جنابعالی مشغول کسکلک بازی بودی تا شغلت رو
عوض کنی، من مشغول تحقیقات بودم
- یه جوری میگی انگار راه دیگهای داشتم - بس کن بابا
- چیو بس کنم؟ - خودت منظورم رو میدونی
نه، نه، نه. روشنم کن
- دقیقاً میدونی دارم راجع به چی... - نه، نه. روحمم خبر نداره
- آهای. آهای! - یعنی چی...
جر و بحث فایده نداره
بعله، بعله
کجا داری میری؟
دارم میرم از گاراژی که وجود خارجی نداشته، عکس بگیرم
فعلاً، خانم دستکش به دست
خدافظ، پیت
روز اول، نظر مثبت یکی از اعضای هیئت منصفه رو
به خاطر خشکشدن گلوم از دست دادم
نه. اینطور نیست
عضو هفتم تمام مدت نگاهش روی امیلی بود
به اضطراب و تیکهای عصبیش خیره بود
اون گناهکار به نظر میاومد
عجب شروع مزخرفی
«جرج، عشق من، یک روز،
رؤیاهایمان به حقیقت میپیوندد،
و تا همیشه در کنار هم خواهیم بود.
تا آن موقع، من همیشه از آنِ تو هستم و...
خواهم بود. امیلی.»
۱۱ نامۀ عاشقانه از طرف امیلی به جرج گانن
ظرف ۴ ماه
آخرین نامه، ۱۸ دسامبر، یعنی دو هفته قبل از ربوده شدن چارلی، نوشته شده
متأسفم، متیو. میدونم سخته
اما در زمان ربودهشدن چارلی،
آیا متهم حرفی از
هر گونه رابطه با جرج گانن به تو زد؟
- نه - و زمانی که به جرم آدمربایی
دستگیر و زندانی شدی،
متهم بهت نگفت که حتی
جرج گانن رو میشناخته؟
- نه - وقتی که روشن شد
جرج گانن باعث و بانی این جنایات فجیع بوده،
متهم، یعنی همسرت،
بهت گفت که باهاش رابطۀ محرمانه داشته؟
خیر. میدونست من بیگناهم،
ولی اجازه داد زندانیم کنن
چند ماه به اون یارو کُس میدادی...
- اعتراض دارم! - اعتراض وارده
خونسردیت رو حفظ کن، آقای دادسن
سؤال دیگهای ندارم
آقای میسن، شاهدت
آقای دادسن، آیا... این صحت داره که
شما فرزند نامشروع هرمن بگرلی هستید؟
- اعتراض دارم - نه، نه، صبر کن
می... میتونم اینو بپرسم
این موضوع با استدلال در مورد انگیزه... ارتباط داره
درسته، هر چند جملهبندیت بد بود
اعتراض وارد نیست
پس، فرزند نامشروعش بودی؟ بله یا خیر
بله
و هرمن بگرلی... پولداره؟
- گمونم - گمونت؟
اون در حد وندربیلت و فورد ثروتمنده
اولین بار کی متوجه شدی که هرمن بگرلی میلیونر
پدرته؟
- حدوداً ۵ سال پیش - امیلی رو برداشتی و
از خانوادهش و دوستهاش جداش کردی
و بردیش اونور کشور. امیلی...
قبل از این ماجرا خبر داشت که هرمن بگرلی میلیونر پدرته؟
نه
از میزوری تا لس آنجلس راه زیادیه
- توی راه بهش نگفتی؟ - نمیتونم بهت بگم!
نه، نگفتم
چرا نمیتونی بهم بگی؟ نمیفهمم!
خب، این خبر متحولکنندهایه
چرا از همسرت مخفیش کردی؟
لازم نبود راجع بهش بدونه
همونطور که گفتی، همسر منه
برای همین بهش دروغ گفتی؟
فقط بهش نگفتم. همین
آیا واقعیت داره که در شب ربودهشدن چارلی،
تو توی قمارخونه بودی؟
بله
ولی اولش گفتی سر کار بودی
پس به پلیس دروغ گفتی؟
روم نشد
No comments yet. Be the first to leave one.