The first 200 lines.
طرفداران B.I.Gبدنام برای آخرین بار با او خداحافظی کردند...
بعضی از آنها هنگام خاکسپاری گریه کردند
اما وقتی مراسم تشییع جنازه از خیابانهای بروکلین گذشت
درگیریهای بسیار زنندهای به وقوع پیوست.
حتی مجبور به استفاده از اسپری فلفل شدند.
این یک ادای احترام
برای برگشت این اسطورهی رپ به خانه بود
ولی تبدیل به یک سری وقایع خشن شد
وقتی که پلیس با چند طرفدار افراطی مقابله کرد.
جمعیت شروع به فشار آوردن به موانع کردند
طرفدارها روی ماشینها میرقصیدند و مردم طاقتشون رو از دست دادند
و ناگهان وضعیت غیر قابل کنترل شد.
پلیس از مردم خواست که پراکنده بشند
ولی بعضیها مقاومت کردند
مامورها از اسپری فلفل استفاده کردند.
10 نفر بهخاطر برهم
زدن آرامش پلیس دستگیر شدند.
به گفتهی ساکنان بروکلین
پلیس بیشازحد با جمعیت خشن بود
و این واقعه رو به عنوان "سواستفاده از مقام"گزارش دادند.
اما سخنگویان پلیس پاسخ دادند:مامورها...
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
«: مـتـرجـم: نگار :» .:: Negar FD ::.
میتونم کمکت کنم؟
پنجرتو ببند عوضی سفید
یا به سرت شلیک میکنم.
راهتو بکش برو عوضی
آره حتما...تو هم از اونایی...
از کدومام!؟از کدومام؟
همینجا فرمون رو بچرخون و برو آشغال
با بد کسی در افتادی
لعنتی
گوه بزنه تو این شانس
بهش شلیک کردن!بهش شلیک کردن!
پلیس!اسلحتو بزار زمین.همین الان بنداز
من خودم پبیسم. خودم یه پلیس لعنتیم!
برای یه دعوا بین موتورسوارها بهم زنگ زدن
30 کیلومتر تا شمالشرقی
جایی که کریستوفر والاس ,معروف به B.I.Gبدنام
9 روز قبل به قتل رسید.
اول این دوتا پرونده رو به هم ربط ندادم ولی وقتی دادم...
تمام چیزای مهم رو از دست دادم.
اون روز توی اون محله
اولین در به سمت معما باز شد
در سال 1991 چهار پلیس سفیدپوست رادنی کینگ رو کتک زدن
و تو شهر لسآنجلس تبرئه شدن
ما به مامورین پلیس بیطرف....
و غیر فاسد نیاز داریم.
و از این لحظه به بعد خودمونیم لعنیتا!
توپاک شکور یک صدای شاعرانه به این نسل
ناامید و سرکش ارائه داد.
صدایی که بعدها توسط لیبل رپ لسآنجلس بهکار گرفته شد
کمپانی "دث رو" که متعلق به شوگ نایت بود.
در سواحل شرقی رپری بی قاعده
معروف به B.I.G بدنام به شهرت رسید.
و همراه خودش ,لیبل نیویورک ,کمپانی بد بویز رو به شهرت رسوند.
توپاک و من دو تا آدم متفاوت بودیم.
آره مشکلات زیادی داشتیم
ولی من نمیخوام کسی بمیره.
دشمنی بین ساحل غربی و ساحل شرقی
نهتنها بهخاطر روزنامهنگارها بلکه بهخاطر مردم هم بیشتر شده.
اینجا تو لاسوگاس یه تیراندازی اتفاق افتاد.
توپاک بهشدت زخمی شد.
6 ماه بعدش,پلیس هنوز هم درگیر تحقیقات
قتل رپر:بیگی اسمالز بود.که بهش شلیک شده بود.
چه کسی رپر:B.I.G بدنام رو به قتل رسوند؟
و آیا مامورین پلیس لسآنجلس در آن دخیل بودند؟
بعد از گذشت 18 سال,پروندهی قتلش هنوز یک معماست
پروندههای قتل توپاک و B.I.G بدنام هنوز حل نشدهاند.
راسل پول مسئول تحقیقات
قتل بیگی در سال 1997 بود. من کارآگاه راسل پول هستم.
یک نفر عضو خانوادش رو از دست داده
و کار درست اینه که بهش جواب بدیم.
من مادرشم. پسرم به قتل رسیده.
میخوام بدونم "چرا"؟
خانم والاس میخواد بدونه چرا
من میفهمم ک باید قدرتمو محدود کنم
ولی از دید خودم واقعا قدرتم زیاده.
منظورت چیه؟
من فهمیدم چقدر قوی بودیم....
من و توپاک.
چون..
ما دوتا به تنهایی
باعث دشمنی بین دوتا ساحل شرقی و غربی شدیم!
میفهمین چی میگم؟ یک مرد در برابر یک مرد
باعث شدن کل ساحل شرقی از ساحل غربی متنفر شن. و برعکس.
و این خیلی منو شگفت زده کرد. با خودم گفتم:
فقط اون از من بدش میاد؟ یا کل اون ناحیه از من بدش میاد؟!
میفهمین؟میدونستم درست نیست.
یا حداقل میدونستم اینکه من رو سرزنش میکنن درست نیست.
ولی من نمیتونم از طرف اون صحبت کنم. من اون نیستم.
ولی اون اتهاماتی که بهم زد درست نبودن.
ولی بلایی که سرش اومد...؟ افتضاح بود!
واقعا...نمیدونم چی بگم.
آره ما مشکلات خودمونو داشتیم
ولی من هرگز نمیخوم کسی بمیره.چون اونا...
میتونم کمکتون کنم؟
در باز بود.من در زدم. من داریوس جکسون هستم.
میخواستم راجع به مرگ B.I.G بدنام باهات صحبت کنم .
-من یک روزنامهنگارم -میدونم
البته که روزنامهنگاری...
ولی قبلا گفتم که نمیخوام باهاتون صحبت کنم.
پس ممنون بهخاطر علاقت. حالا برو پی کارت.
18 سال پیش با شما مصاحبه کردم...
برای خدمات ویژهام... اسمش:ساحل شرقی
-علیه ساحل غربی بود. - درسته.
افتضاح بود.وحشتناک.تئوریش غلط بود.
پس چرا جائزهی پیبادی رو بهم دادن؟
- پیبادی؟ -آره
پس تو زندگی و مرگ رو با یه جائزهی لعنتی برابر میبینی؟
- اگه بهت پول بدم چی؟ - چی؟
-پول بدم. - تو بهم پول بدی؟
از جلو چشمام گم شو.
الان باید بزنم دهنت رو سرویس کنم .
آره ولی من بعدش زنگ میزنم پلیس و بهشون همهچیز رو میگم.مگه نه کارآگاه؟
آها!و فکر میکنی اونا برای تو میان اینجا و وظیفشونو انجام بدن؟
من وظیفم رو انجام دادم.ندادم؟ تورو پیدا کردم.
یه آدم سفیدپوست به یه آدم سیاهپوست شلیک میکنه و میکشتش.تقصیر کیه؟
- داری تهدیدم میکنی؟ -نه..نه این یه معماست.
یه آدم سفیدپوست به یه آدم سیاهپوست شلیک میکنه و میکشتش.تقصیر کیه؟
نمیدونم
جواب اینه:"باید سوال بیشتر بپرسی."
این چه ربطی به بیگی داره؟
زودباش...برو.
- دفعهی بعد در بزن لطفا -در زدم!
لعنت
من دو اصل رو در روزنامهنگاری دنبال میکنم:
اول:احساسات دشمن حقایق هستن...درسته؟
- سلام جک - سلام
یادتون باشه,ما یک سازمان اخبار هستیم.
که مارو میرسونه به اصل دومم در روزنامهنگاری:
هیچ تعصبی در حقایق وجود نداره.
احتمال موفقیت زمانی که هنوز جوونید وجود داره
که این خودش بدشانسیه چون هنوز صبور بودن رو یاد نگرفتید!
تحقیقات بیگی در چه حاله؟
امروز با راسل پول ملاقات کردم.
هنوز رو پروندهی والاس درگیره به عنوان یه غیر نظامی
کل دیوارای اتاق پر از سر نخ
و مدارکه. ناراحت کنندست.
خب آره.این اتفاقا میوفته وقتی
طرف کل معروفیتش رو بخاطر یک پرونده به باد میده.
یه اسمی برای خودت در کرده بودی...ولی گند زدی.
بیگی برای قتل توپاک پولی نداد.
حالا که اینو میدونی.خودت گند نزن.
فقط وقتتو با راسل پول هدر نده.باشه؟
چون تئوریهاش غیر قابلقبولن.
دنی من حساب میکنم.
همش رو بخور.
اگر باور دارین زندگیتون در خطره
چرا با ما صحبت میکنین؟
چون میدونی....خب بیگی پسر من بود
یعنی اگر من تیر میخورم و کسی میتونست به مادرم کمک کنه
امیدوار بودم این کارو انجام بده.نه؟ اینم کاریه که من میخوام انجام بدم.
شلیک نکن.
اینم از این
- منتظرم بودی؟ - کاملا
میدونی خیلی قابل پیشبینی هستی
من نمیتونم به کسی اعتماد کنم. دارم زندگیمو به خطر میندازم.میفهمین؟
- اون یارو کیه؟ - ولش کن.
چطوری سر در میاری از اینهمه...
چرتوپرت به هم ریخته؟
ماله پسرمه.بیسبال بازی میکنه. تو تیم فینز اینتر بیسه.
سوالای احمقانهی دیگهای هم هست که دوست داری بپرسی؟
کارآگاه پول,میدونم به این پرونده اهمیت میدین
ولی میدونین که پلیس هردو تئوریمون رو رد کرد.نه؟
دلیل نمیشه برای من درست نباشه.
- کی به بیگی اسمالز شلیک کرد؟ - نه نه نه نه بزارش کنار.
-چه کسی به بیگی اسمالز شلیک کرد؟ - بزارش کنار.
-هی آروم باش آروم باش! - بزارش کنار.
اول باید اجازه بگیری.
چه مرگته؟خیلی رو مخی.میدونستی؟
یه غریبهی لعنتی وارد خونهام میشه
انگار کاملا نرماله. امروز میزارم بیای تو
و تو سعی میکنی یه دوربین بگیری جلوم
بدون اینکه اجازه بگیری؟ اصلا ذرهای احترام سرت میشه؟
منم همونقدری دلم میخواد اینجا باشم که تو دلت میخواد.
بهم بگو کی به بیگی شلیک کرد و بعد میرم.
بیا یه چیز رو مشخص کنیم:
اگر میخوای راجع بهش باهام صحبت کنی, کریستوفر خطابش میکنی
یا آقای والاس.اینو بهش مدیونی.
کارآگاه پول...من تنها کسیم...
که به پلیسای عوضی نیویورک زنگ زد تا باهات صحبت کنه.
و قسم میخورم که همچنین آخرین کسی هستم که این سوال رو ازت میپرسه:
چه کسی کریستوفر والاس رو کشت؟
نمیدونم.
نمیدونی؟ناسلامتی 20 سال تو این خوکدونی زندگی کردی
و در ازای چی؟در ازای"نمیدونم."؟
یه تئوری داشتم...
ولی بعد تصمیم گرفتن تحقیقات رو از چنگم در بیارن.
میبینی,تمام این چیزایی که
بهشون گفتی "چرتوپرت بههمریخته" تکههایی از
یه پازلن که 20 ساله دارن به هم وصل میشن.
من تو وصل کردن تکههای پازل خیلی خوبم.
ساعت زندگی فقط یهبار به کار میوفته
هیچکس نمیدونه چه زمانی عقربههاش میایستن.
هی بیگی بیگی بیگی!
این تنها فرصتیه که داری.
زندگی کن...عشق بورز...
محکم باش...
No comments yet. Be the first to leave one.