City of Lies

City of Lies

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

City of Lies 2018 720p BluRay x264-DRONES
A Commentary by NegarFD
█► Negar FD | Film2Movie ارائه‌ای از وبسایتِ ◄█

Tags

BluRay
x264
720p
720
Published on: 2019-06-20
Downloads: 50
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫طرفداران B.I.Gبدنام برای آخرین بار با او خداحافظی کردند...

‫بعضی از آن‌ها هنگام خاکسپاری گریه کردند

‫اما وقتی مراسم تشییع جنازه از ‫خیابان‌های بروکلین گذشت

‫درگیری‌های بسیار زننده‌ای به وقوع پیوست.

‫حتی مجبور به استفاده از اسپری فلفل شدند.

‫این یک ادای احترام

‫برای برگشت این اسطوره‌ی رپ به خانه بود

‫ولی تبدیل به یک سری وقایع خشن شد

‫وقتی که پلیس با چند طرفدار افراطی مقابله کرد.

‫جمعیت شروع به فشار آوردن به موانع کردند

‫طرفدار‌ها روی ماشین‌ها میرقصیدند ‫و مردم طاقتشون رو از دست دادند

‫و ناگهان وضعیت غیر قابل کنترل شد.

‫پلیس از مردم خواست که پراکنده بشند

‫ولی بعضی‌ها مقاومت کردند

‫مامور‌ها از اسپری فلفل استفاده کردند.

‫10 نفر به‌خاطر برهم

‫زدن آرامش پلیس دستگیر شدند.

‫به گفته‌ی ساکنان بروکلین

‫پلیس بیش‌از‌حد با جمعیت خشن بود

‫و این واقعه رو به عنوان "سواستفاده از مقام"گزارش دادند.

‫اما سخنگویان پلیس پاسخ دادند:مامور‌ها...

.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*

«: مـتـرجـم: نگار :» .:: Negar FD ::.

‫میتونم کمکت کنم؟

‫پنجرتو ببند عوضی سفید

‫یا به سرت شلیک میکنم.

‫راهتو بکش برو عوضی

‫آره حتما...تو هم از اونایی...

‫از کدومام!؟از کدومام؟

‫همینجا فرمون رو بچرخون و برو آشغال

‫با بد کسی در افتادی

‫لعنتی

‫گوه بزنه تو این شانس

‫بهش شلیک کردن!بهش شلیک کردن!

‫پلیس!اسلحتو بزار زمین.همین الان بنداز

‫من خودم پبیسم. ‫خودم یه پلیس لعنتیم!

‫برای یه دعوا بین موتور‌سوار‌ها بهم زنگ زدن

‫30 کیلومتر تا شمال‌شرقی

‫جایی که کریستوفر والاس ,معروف به ‫B.I.Gبدنام

‫9 روز قبل به قتل رسید.

‫اول این دوتا پرونده رو به هم ربط ندادم ولی وقتی دادم...

‫تمام چیزای مهم رو از دست دادم.

‫اون روز توی اون محله

‫اولین در به سمت معما باز شد

‫در سال 1991 چهار پلیس سفید‌پوست رادنی کینگ رو کتک زدن

‫و تو شهر لس‌آنجلس تبرئه شدن

‫ما به مامورین پلیس بی‌طرف....

‫و غیر فاسد نیاز داریم.

‫و از این لحظه‌ به بعد خودمونیم لعنیتا!

‫توپاک شکور یک صدای شاعرانه به این نسل

‫نا‌امید و سرکش ارائه داد.

‫صدایی که بعدها توسط لیبل رپ لس‌آنجلس به‌کار گرفته شد

‫کمپانی "دث رو" که متعلق به شوگ نایت بود.

‫در سواحل شرقی رپری بی قاعده

‫معروف به B.I.G بدنام ‫به شهرت رسید.

‫و همراه خودش ,لیبل نیویورک ,کمپانی بد بویز رو به شهرت رسوند.

‫توپاک و من دو تا آدم متفاوت بودیم.

‫آره مشکلات زیادی داشتیم

‫ولی من نمیخوام کسی بمیره.

‫دشمنی بین ساحل غربی و ساحل شرقی

‫نه‌تنها به‌خاطر روزنامه‌نگارها بلکه به‌خاطر مردم هم بیشتر شده.

‫اینجا تو لاس‌وگاس یه تیر‌اندازی اتفاق افتاد.

‫توپاک به‌شدت زخمی شد.

‫6 ماه بعدش,پلیس هنوز هم درگیر تحقیقات

‫قتل رپر:بیگی اسمالز بود.که بهش شلیک شده بود.

‫چه کسی رپر:B.I.G بدنام رو به قتل رسوند؟

‫و آیا مامورین پلیس لس‌آنجلس در آن دخیل بودند؟

‫بعد از گذشت 18 سال,پرونده‌ی قتلش هنوز یک معماست

‫پرونده‌های قتل توپاک و B.I.G بدنام هنوز حل نشده‌اند.

‫راسل پول مسئول تحقیقات

‫قتل بیگی در سال 1997 بود. ‫من کارآگاه راسل پول هستم.

‫یک نفر عضو خانوادش رو از دست داده

‫و کار درست اینه که بهش جواب بدیم.

‫من مادرشم. ‫پسرم به قتل رسیده.

‫میخوام بدونم "چرا"؟

‫خانم والاس میخواد بدونه چرا

‫من میفهمم ک باید قدرتمو محدود کنم

‫ولی از دید خودم واقعا قدرتم زیاده.

‫منظورت چیه؟

‫من فهمیدم چقدر قوی بودیم....

‫من و توپاک.

‫چون..

‫ما دوتا به تنهایی

‫باعث دشمنی بین دوتا ساحل شرقی و غربی شدیم!

‫میفهمین چی میگم؟ ‫یک مرد در برابر یک مرد

‫باعث شدن کل ساحل شرقی از ساحل غربی متنفر شن. ‫و برعکس.

‫و این خیلی منو شگفت زده کرد. ‫با خودم گفتم:

‫فقط اون از من بدش میاد؟ ‫یا کل اون ناحیه از من بدش میاد؟!

‫میفهمین؟میدونستم درست نیست.

‫یا حداقل میدونستم اینکه من رو سرزنش میکنن درست نیست.

‫ولی من نمیتونم از طرف اون صحبت کنم. ‫من اون نیستم.

‫ولی اون اتهاماتی که بهم زد درست نبودن.

‫ولی بلایی که سرش اومد...؟ ‫افتضاح بود!

‫واقعا...نمیدونم چی بگم.

‫آره ما مشکلات خودمونو داشتیم

‫ولی من هرگز نمیخوم کسی بمیره.چون اونا...

‫میتونم کمکتون کنم؟

‫در باز بود.من در زدم. ‫من داریوس جکسون هستم.

‫میخواستم راجع به مرگ B.I.G بدنام باهات صحبت کنم .

‫-من یک روزنامه‌نگارم ‫-میدونم

‫البته که روزنامه‌نگاری...

‫ولی قبلا گفتم که نمیخوام باهاتون صحبت کنم.

‫پس ممنون به‌خاطر علاقت. ‫حالا برو پی کارت.

‫18 سال پیش با شما مصاحبه کردم...

‫برای خدمات ویژه‌ام... ‫اسمش:ساحل شرقی

‫-علیه ساحل غربی بود. ‫- درسته.

‫افتضاح بود.وحشتناک.تئوریش غلط بود.

‫پس چرا جائزه‌ی پیبادی رو بهم دادن؟

‫- پیبادی؟ ‫-آره

‫پس تو زندگی و مرگ رو با یه جائزه‌ی لعنتی برابر میبینی؟

‫- اگه بهت پول بدم چی؟ ‫- چی؟

‫-پول بدم. ‫- تو بهم پول بدی؟

‫از جلو چشمام گم شو.

‫الان باید بزنم دهنت رو سرویس کنم .

‫آره ولی من بعدش زنگ میزنم پلیس و بهشون ‫همه‌چیز رو میگم.مگه نه کارآگاه؟

‫آها!و فکر میکنی اونا برای تو میان اینجا و وظیفشونو انجام بدن؟

‫من وظیفم رو انجام دادم.ندادم؟ ‫تورو پیدا کردم.

‫یه آدم سفیدپوست به یه آدم سیاه‌پوست شلیک میکنه ‫و میکشتش.تقصیر کیه؟

‫- داری تهدیدم میکنی؟ ‫-نه..نه این یه معماست.

‫یه آدم سفیدپوست به یه آدم سیاه‌پوست شلیک میکنه ‫و میکشتش.تقصیر کیه؟

‫نمیدونم

‫جواب اینه:"باید سوال بیشتر بپرسی."

‫این چه ربطی به بیگی داره؟

‫زودباش...برو.

‫- دفعه‌ی بعد در بزن لطفا ‫-در زدم!

‫لعنت

‫من دو اصل رو در روزنامه‌نگاری دنبال میکنم:

‫اول:احساسات دشمن حقایق هستن...درسته؟

‫- سلام جک ‫- سلام

‫یادتون باشه,ما یک سازمان اخبار هستیم.

‫که مارو میرسونه به اصل دومم در روزنامه‌نگاری:

‫هیچ تعصبی در حقایق وجود نداره.

‫احتمال موفقیت زمانی که هنوز جوونید وجود داره

‫که این خودش بدشانسیه چون هنوز صبور بودن رو یاد نگرفتید!

‫تحقیقات بیگی در چه حاله؟

‫امروز با راسل پول ملاقات کردم.

‫هنوز رو پرونده‌ی والاس درگیره ‫به عنوان یه غیر نظامی

‫کل دیوارای اتاق پر از سر نخ

‫و مدارکه. ‫ناراحت کنندست.

‫خب آره.این اتفاقا میوفته وقتی

‫طرف کل معروفیتش رو بخاطر یک پرونده به باد میده.

‫یه اسمی برای خودت در کرده بودی...ولی گند زدی.

‫بیگی برای قتل توپاک پولی نداد.

‫حالا که اینو میدونی.خودت گند نزن.

‫فقط وقتتو با راسل پول هدر نده.باشه؟

‫چون تئوری‌هاش غیر قابل‌قبولن.

‫دنی من حساب میکنم.

‫همش رو بخور.

‫اگر باور دارین زندگیتون در خطره

‫چرا با ما صحبت میکنین؟

‫چون میدونی....خب بیگی پسر من بود

‫یعنی اگر من تیر میخورم و کسی ‫میتونست به مادرم کمک کنه

‫امیدوار بودم این کارو انجام بده.نه؟ ‫اینم کاریه که من میخوام انجام بدم.

‫شلیک نکن.

‫اینم از این

‫- منتظرم بودی؟ ‫- کاملا

‫میدونی خیلی قابل پیش‌بینی هستی

‫من نمیتونم به کسی اعتماد کنم. ‫دارم زندگیمو به خطر میندازم.میفهمین؟

‫- اون یارو کیه؟ ‫- ولش کن.

‫چطوری سر در میاری از این‌همه...

‫چرت‌و‌پرت به هم ریخته؟

‫ماله پسرمه.بیسبال بازی میکنه. ‫تو تیم فینز اینتر بیسه.

‫سوالای احمقانه‌ی دیگه‌ای هم هست ‫که دوست داری بپرسی؟

‫کارآگاه پول,میدونم به این پرونده اهمیت میدین

‫ولی میدونین که پلیس هردو تئوریمون رو رد کرد.نه؟

‫دلیل نمیشه برای من درست نباشه.

‫- کی به بیگی اسمالز شلیک کرد؟ ‫- نه نه نه نه بزارش کنار.

‫-چه کسی به بیگی اسمالز شلیک کرد؟ ‫- بزارش کنار.

‫-هی آروم باش آروم باش! ‫- بزارش کنار.

‫اول باید اجازه بگیری.

‫چه مرگته؟خیلی رو مخی.میدونستی؟

‫یه غریبه‌ی لعنتی وارد خونه‌ام میشه

‫انگار کاملا نرماله. ‫امروز میزارم بیای تو

‫و تو سعی میکنی یه دوربین بگیری جلوم

‫بدون اینکه اجازه بگیری؟ ‫اصلا ذره‌ای احترام سرت میشه؟

‫منم همونقدری دلم میخواد اینجا باشم ‫که تو دلت میخواد.

‫بهم بگو کی به بیگی شلیک کرد ‫و بعد میرم.

‫بیا یه چیز رو مشخص کنیم:

‫اگر میخوای راجع بهش باهام صحبت کنی, ‫کریستوفر خطابش میکنی

‫یا آقای والاس.اینو بهش مدیونی.

‫کارآگاه پول...من تنها کسیم...

‫که به پلیسای عوضی نیویورک زنگ زد ‫تا باهات صحبت کنه.

‫و قسم میخورم که همچنین آخرین کسی ‫هستم که این سوال رو ازت میپرسه:

‫چه کسی کریستوفر والاس رو کشت؟

‫نمیدونم.

‫نمیدونی؟نا‌سلامتی 20 سال تو این خوک‌دونی زندگی کردی

‫و در ازای چی؟در ازای"نمیدونم."؟

‫یه تئوری داشتم...

‫ولی بعد تصمیم گرفتن تحقیقات رو از چنگم در بیارن.

‫میبینی,تمام این چیزایی که

‫بهشون گفتی "چرت‌و‌پرت به‌هم‌ریخته" ‫تکه‌هایی از

‫یه پازلن که 20 ساله دارن به هم وصل میشن.

‫من تو وصل کردن تکه‌های پازل خیلی خوبم.

‫ساعت زندگی فقط یه‌بار به کار میوفته

‫هیچکس نمیدونه چه زمانی عقربه‌هاش می‌ایستن.

‫هی بیگی بیگی بیگی!

‫این تنها فرصتیه که داری.

‫زندگی کن...عشق بورز...

‫محکم باش...

More Farsi Persian subtitles for City of Lies

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left