The first 200 lines.
هرگز فکر نمیکردم ما سه تا
شب سال جدید
پشت کامیونی سوار بشیم
موافقم
ولی یه سانگ یو
تو جدا دوست واقعی هستی
درسته
برنامه داشتم
قبل از این بندازمت دور
به چرت پرتاش گوش نده
امیدوارم مشکلی نداشته باشی
نه اصلا
میدونم همچین کاری رو فقط بخاطر لین شان هه
کردی
و میدونم
به زحمت افتادی
بخاطر من
فقط خوشحالم
که تونستم کمک کنم
حقا که دوست واقعی هستی
ولی یه سانگ یو
نظرت درمورد لین شان هه چیه؟
لین شان هه؟
فکر میکنم ادم مهربونیه
ولی گاهی وقتا میتونه
بیخیال و بی اعصاب باشه
ولی اگه مشکلی بوجود بیاد
همیشه میتونیم روش حساب باز کنیم
از لین شان هه بیشتر خوشت میاد
یا شیا شی ؟
البته که شیا شی بیشتر
میدونستم
احساسات خاصی برای اون داری
بذار یه سوال احمقانه تر بپرسم
چه حسی نسبت به شیا شی داری؟
چه حسی بهش دارم؟
چطور بگمش؟
هروقت میبینمش
شبیه به
دیدن شب پر از ستاره س
خیلی احمقی
احمق، ولی دوستداشتنی
هردوتون احمقین
شی لانگ
میشه خفه شی؟
باشه، از شب پرستاره تون لذت ببرین
یه سانگ یو
بالاخره اینجایی
آتتش بازی تموم شد
چرا هنوز اینجایی؟
همون کاری که تو کردی
میخواستم منتظر بمونم
واقعا؟
سال جدیده
میخوای زندگیت رو وقف
کتاب و درس بکنی؟
چون دیر کردی
باید تنبیه شی
معادله رو حل کن
حلش کن وگرنه باید همینجا بمونی
شیا شی
شروع کن
همینجوری بدون فکر مینویسی؟
شیا شی، سال جدیده
چطور میتونی - معادله رو حل کن -
حالا فهمیدی؟
شیا شی
حرف نزن
شیا شی، تو...
حرف نزن
معادله ی ساده ای بود
اگه هنوز نفهمیدیش
دیگه درس نمیدم
شیا شی
اگه دست از درس دادن به من
برداری
ناامیدتر از
چیزیکه الان هستم میشم
چطور میتونی بذاری
دختر پرشوری مثل من
هیچی یاد نگیره؟
معادله ای که به من دادی
رو حالا فهمیدم
یه سانگ یو
من
برات سوپرایز دارم
سوپرایز؟
تو رو خدا بهم نگو میخوای
تمرین ریاضی بیشتری بهم بدی
اتیش بازی؟
چطور هنوز اتیش بازی هست؟
تو... - حرف نزن -
تو بودی
حرف نزن
به من نگاه نکن، به اتیش بازی نگاه کن
مامان، فهمیدم
اخرین اتوبوس رو از دست دادیم
نگران نباش
با یکی از دوستامم
برای سال جدید اینجا بودن خوبه
فردا صبح میام خونه
خداحافظ
خاله
خاله، عمو - شما دوتا بهتره بیاین داخل -
بیرون داره بارون میاد
اولین بارمونه روستا میایم
اینجا خیلی قشنگه
راحت باشین و اسنک بخورین
دخترم کجاست؟
سر قراره
نه
یه سانگ یو
بخاطر یه سری دلایل با شیاشیه
شیا شی؟
اون همراه شیا شیه
باید حالش خوب باشه
شما دوتا بهتره بیاین داخل
بیرون بارون میاد - باشه -
حتما، خوش بگذره
باشه
ممنون - خیلی ممنون -
شیرینی پوست نارنگی
هیچوقت فکر نمیکردم یه شب بارونی
میتونه اینقدر زیبا باشه
اره
فوق العاده زیباس
کاشکی همیشه بتونیم
خیلی ریلکس باشیم
بذار امتحان تموم بشه
هرچی زدوتر بهتر
درسته
واقعا امیدوارم
زمان بایسته
دقیقا تو همین لحظه
خیلی قشنگ میشد
کاشکی لین شان هه اینجا میبود
کن ار
یادت میاد
کجا اولین بار هم رو
دیدیم؟
کی اولین بار همو دیدیم؟
فکر کنم کوچه پشتی مدرسه مون بود
چند تا از بچه های دبیرستانی
سعی میکردن برات دردسر بسازن
. اونجا بودم تا نجاتت بدم
اونموقع
قدت هنوزم کوتاه بود
وقتی دیدمت، فکر کردم
"اون احمقه یا چی؟"
تعدادشون ازت بیشتر بود
باید فرار میکردی
بااینحال تو مثل مجسمه اونجا وایساده بودی
دقیقا
ولی الان قدم بلندتره
قویترم
دیگه اون ادم کوتاه و ریزه ای که بودم نیستم
همش بخاطر اینکه من پشتتو دارم
هیچکس جرات نداره اذیتت کنه
بعد از اون روز
هرگز دست از دنبال کردنت برنداشتم
فهمیدی ؟
البته که دست از دنبال کردنم برنداشتی
بغیر از خانواده ت
شرط میبندم من تنها کسیم
که بیشتر از همه ازت مراقبت میکنه
درسته، تو بهترینی
ولی تو هیچی درموردم
نمیدونی
همینجاست؟
دارم میام
شما باید اقای ژائو باشین
من لین ژی لیه هستم
من پدر لین شان هه هستم
اقای لین، لطفا بفرمایین تو
خانم ژائو
من واقعا متاسفم
من باید
بهتر بزرگش میکردم
بخاطر مشکلاتی که درست کرد عذر میخوام
اقای لین، لطفا بفرمایین بنشینین
لطفا
اقای ژائو، خانم ژائو
درمورد
صورتحساب درمان پسرت
و هزینه های تحصیلیش
من پرداختشون میکنم
لطفا، ما
ما
پول شمارو نمیخواییم
مسئله اینه
پسرم
یکمی
اولا افسرده بوده
و حالا که کتک خورده
بعنوان پدر و مادرش، برامون دردناکه
این شکلی ببینیمش
اقای ژائو، خانوم ژائو
متاسفم
همه ش تقصیر منه
کس دیگه ای نیس
No comments yet. Be the first to leave one.