The first 200 lines.
.توي بيمارستان، معالجه يعني اينکه رو يه تخت بخوابي
. هر مرضي که بشر داشته باشه بايد دراز بکشه
: هيچ وقت يه دکتر نميگه . خب ، شرايطتون اونقدرها که فکر ميکرديم بد نيست "
. ازتون ميخوايم بين 7 تا 10 روز به يه ديوار تکيه بدين
". ببينين تاثيري تو حالتون داره
. هميشه کار به رختخواب ميکشه ... مگه اينکه بري اتاق اورژانس
اونجا فقط صندلي هست . چه تير خورده باشي : چه چاقو ، چه ماشين از روت رد شده باشه
". لطفاً بشينين "
هميشه هم يه مخلوط نژادي فرهنگيِ جالبي . بين کارکنان بيمارستان وجود داره
. مثل اين ميمونه که بخش اخبار استاني باشه
. دکتر مجری اصلیه . موهاش سفيده ، مسئوليتها رو دوش اونه
، پرستار مثل خبرنگار اهم اخبار ميمونه . ميدونين ديگه
:به حرفهاش گوش ميدين ، ولي هميشه به اين ختم ميشه " .و حالا ، ادامه رو از زبان دکتر ميشنويم "
. خدمتکاری که با غذا و لگن مياد بالاي سرتون
. اون مثل مجري هواشناسي و ورزشي ميمونه
AshorroR ترجمه از اشکان \جملات داخل پرانتز توضيحات مترجمند /
. بعدش سر بچه اومد بيرون و منم داشتم داد ميزدم
. و داداشم که داشت فيلم ميگرفت رنگ عوض کرد
. مردمک چشمهاش رفت بالا و غش کرد
. دوربينُ انداخت و دوربين شکست
. بعدش جفت جنين پريد بيرون
... بعد يه دکتره گفت - . ببين ، ممنون . همينقدر کافيه -
. يه نگاهي به اين بچه ميندازين . يه جوري ميمکه انگاري فردائي وجود نداره
. هي مک ميزنه ، مک ميزنه ، مک ميزنه
. آره ، آره ، آره
. نگاش کن "جري" ، نگاش کن - . آره نگاه کردم . ديدم -
باعث ناراحتيت که نمیشه ، ميشه ؟ - . نه ، نه -
. ناراحتي ؟ نه اصلاً
. سينههاي زنه رفيقم بيرونه چرا بايد احساس ناراحتي بکنم ؟
. نگاهش کن
راستي ، چه مدت اين کارُ ميکنن ؟ - . يک تا دو سال -
بدون توقف ؟
. تازه بعدش نوبته از شير گرفتنش ميرسه - بعد از مک زدن تازه نوبت از شير گرفتنش ميرسه ؟ -
. اول مک ميزنن ، بعدش بايد از شير بگيريشون - . بايد از شير گرفته بشن -
. بايد از شير بگيريشون - . حتماً بايد از شير بگيريشون -
عجب جاپارکي گيرآوردم ، هان ؟ - . آره . جاپارکتُ ديدم -
... در ماشينُ که باز کني
. زارت اومدي داخل بيمارستان . جاپارک از اين بهتر پيدا نميشه
. حسابي رو دور افتادم . آره
.پشتسرهم دارم از اين جاپارکهاي خوب گير ميارم
. "جرج"
. شايد بچه دوست داشته باشه جاپارک رو ببينه
ميشه يه خبر مثبت و روحيهبخش واسه شروع زندگيش ، هان؟
اينکه اگر آدم به خودش زحمت بده هنوز هم . ميشه يه جاپارک خوب تو اين شهر پيدا کرد
کريمر" کجاست ؟ قرار نبود بياد ؟"
شماره اتاقُ دادي بهش ؟ - . آره ، سيزده ، نودوهفت -
. نوزده ، سيوهفت
. نوزده ، سيوهفت . نوزده ، سيوهفت
ببخشيد . ميدونين آسانسور کجاست ؟
. آره ، اون گوش دست راست . نوزده ، سيوهفت
! واي خدا
. اين يه مردِخوکيه
. يه مردِخوکي
خلاصه ، "جري" ، "الين" ، يه چيزي هست . که ميخوايم ازتون درخواست کنيم
...بايد ببيني . يه جوري پارک کردم که فاصلهش
. از ماشين جلوئي و عقبي يکيه - ميشه خفهشي "جرج" ؟ -
. من برگشتني تاکسي ميگيرم . ديگه تحمّل ندارم
. داشتي ميگفتي "استن" . عذرميخوام از اين بابت
... "من و "مايرا" دوست داريم که تو و "الين
. پدرخوانده و مادرخواندهي "استيون" باشين
من ؟ پدرخوانده بشم ؟ - . بله -
. "هيچ وقت ضدخانواده نشو "الين
چي ؟
. ببين من الآن يه مردِخوکي ديدم . يه مردِخوکي
... خوابيده بود ، بعد بيدار شد و بهم نگاه کرد
: و يه صداي وحشتناکي درآورد ، اين شکلي
کريمر" چي داري ميگي ؟"
. دارم از يه مردِخوکي حرف ميزنم . اتاقُ اشتباهي رفتم و اون اونجا بود
يه مردِخوکي ؟ - . يه مردِخوکي . نصف خوک ، نصف آدم -
. "عاليه "کريمر
درهرحال ، بگين که واسه اينکه پدرخوانده . مادرخوانده باشيم چه چيزهائي لازمه
. الين" ، هيچ وقت در مورد کارم سوال نکن"
پدرخوانده رو نديدي ؟
.مهمترين کار اينه که توي جشن ختنهش کمک ميکنين
ختنه ؟ - ختنه ؟ -
منظورت کوتاه کردنشه ديگه ؟ - . گفتم که -
. من باشم پيشنهاد ميکنم ، نکنين
. کريمر" ، اين يه سنته"
قرباني کردن دخترهاي باکره واسه ... خوشحال کردن خدايان هم سنت بوده
. ولي ديگه اين کارُ نميکنيم - . خب ، شايد بايد بکنيم -
... ببينم
چرا اون همه آدم جمع شدن کنار ماشين من ؟
. نميدونم - . شايد دارن از جاپارکت تعريف ميکنن -
. دارن بالا رو نگاه ميکنن - . نگاه ، يه مرد رو پشت بومه -
. اين همون ياروئه که من بهش گفتم آسانسور کجاست
... واي خدا ، اميدوارم نپره ! واي خدا جون
! ماشينم
! ماشينم
مويل ؟ مويل ديگه چه خريه ؟
. مويل کسيه که عمل ختنه رو انجام ميده
خب ، مويل از کجا بايد پيدا کنم ؟
... اين تو هتل هست ، مدل هست
چطوری میشه مویل پیدا کرد ؟
. مويل پيدا کردن که مثله آب خوردنه . هر احمقي ميتونه يه مويل پيدا کنه
. وقتي دارن اون کارُ ميکنن من بايد بچه رو نگه دارم
کار سختيه . دوست داشتي اين کارُ ميکردي ؟
ميگم ، "جري" ، تا حالا ديدي ؟
منظورت کسيه که نکرده باشه ... ؟ - . آره -
نه ، تو ؟ - . آره -
نظرت چي بود ؟
. نه چهره داشت نه شخصيت
. انگاري از مريخ اومده بود
. ولي خب ميدوني اين نظره منه - . احسنت -
. خب ، برآورد قيمت کردم
. خرج تعمير سقف ماشين از ارزش خود ماشين بيشتره
. امروز ميرم و مدير اون بيمارستانُ ميبينم
. يه نفر بايد خرج اين رو بده و اون يه نفر من نيستم
. دخلت اومده - . ميدونم -
طرف از 20 طبقه بالاتر ميپره صاف . روي سقف ماشين من فرود مياد
مگه اونجا مرکز سيبله ؟
نميتونست نيم متر بره اونورتر ؟
. تو پيادهرو فرود ميومد که جزء املاک شهره
. خب ، بايد با يه مويل مصاحبه کنم
الين" کوچولوي ما رو ميبيني ؟"
... مدرسهش بهترين مدرسه منطقه شرق بوده
تو مسابقات اسبسواري شرکت ميکرده ، به عنوان . يه زن موفق تو جامعه معرفي شده . ولي الآنش رو ببين
. قراره براي مويلها مصاحبه برگزار کنه
. آره
مشکل چيه ؟ - حالت خوبه ؟ -
. از حال من نپرسيد که حالم گرفتهست
. نگاه کنين . نگاه ، نگاه - چي شده حالا ؟ -
بيمارستان اجازه تحقيقات روي " . دياناي رو دريافت کرد
".دولت بودجه تحقيقات ژنتيکي در بيمارستان رو تقبل کرد خب که چي ؟
. مردِخوکي ، پسرجون ، مردِخوکي
اگر مجبور بشم يه بار ديگه ... از اين مردِخوکي چيزي بشنوم
. ببين دارم بهت ميگم مردِخوکي زنده است
.از دهه پنجاه دولت داشته روي مردِخوکي تحقيق ميکرده
فقط به اين خاطر که بيمارستان ... روي دياناي تحقيقات ميکنه
.معنيش اين نيست که دارن مردهاي خوکي توليد ميکنن
جري" ، ميشه چشمتُ روي حقايق باز کني ؟" . اين قضيه نظاميه
احتمالاً دارن يه ارتش کامل از .جنگجوهاي خوکي تشکيل ميدن
.يه چيزي بهت بگم . اي کاش مردهاي خوکي وجود داشتن
، يه چندتا مردخوکي که تو خيابونها ول بچرخن . يکهو من خيلي خوشقيافهتر به نظر ميام
:اگر کسي ميخواست منُ واسه کسي جور کنه ميتونست بگه " .حداقل مردِخوکي که نيست "
باورکن ، کلي زن پيدا ميشد که . برن سمت اين مردهاي خوکي
هر نقص بدني که باشه بالاخره يه عده . منحرف هستن که بهش جذب بشن
".اون دم کوچولو حسابي منُ شهوتي ميکنه"
. ديگه بسه
واسهت جذّاب نيست اين بحث ؟ - ... نه بابا ، از اين بهتر نميشه -
ولي ميشه يه لطفي به من بکني ؟
... ميشه باقي بحث
مردان خوکي و زناني که دوستشون دارنُ برام ضبط کني؟
. دفعه بعدي که اومدم اينجا گوشش ميکنم
. من بايد برم يه مويل پيدا کنم
. ميدوني "الين" ، بايد اين قضيه رو کنسل کني . اين يه مراسم وحشيانهست
،شايد وقتي که مردان خوکي بتونن آزادانه بچرخن . "اين مراسم هم متوقف بشه "کريمر
. تا اون موقع ، کلهشون بايد بريده بشه
کريمر" ، اين قضيه يه مسئله بهداشتي نيست مگه ؟" - . همهش افسانهست -
. درضمن ، سکسُ هم خيلي لذتبخشتر ميکنه
آره . حالا اين به چه کار من مياد ؟
جرج" ، تا حالا ديدي ؟" - . آره ، هماتاقيم توي دانشگاه -
جدي ؟ نظرت چي بود ؟
. بهش عادت کردم
. خيلي خب ، ميخوام مردِخوکي رو ببينم . مردِخوکيُ بهم نشون بده
. نگران نباش ، نشونت ميدم . بعدش ديگه هيچ وقت مثل سابق نميشي
: شايد فقط يه آدم باشه با يه دماغ اين شکلي
. خيلي از آدمها دماغ اين شکلي دارن . حتماً لازم نیست مردِخوکي باشن
... باور کن "جري" ، يه جائي توي اين بيمارستان
.مردانِ خوکي با صداي نگران دارن با گريه کمک ميخوان
آره من که اگه صداي يه خوک نگران . رو بشنوم اينجا بمون نيستم
. من که مردِخوکي نميبينم
. من آدم ميبينم ، آدم ، آدم
. صبر کن يه لحظه - چيه ؟ -
. اوه ، "جرج"ـه بابا
. مديريت طبقه سومه . تو ماشين ميبينمتون
صبر کن "جرج". تو ماشين جا براي مردِخوکي داري نه؟
. مردِخوکي ميتونه اتوبوس سوار شه
، جرج" ، اگر مردِخوکي ماشين داشت" . ميذاشت که سوار شي دور بزني
از کجا ميدوني ؟ اگه ماشينش دوتا صندلي داشت چي ؟
. "واقعبين باش "جرج
: ميگم چيکار ميکنيم . اگر مردِخوکي پيداش شد ، به زور جاش ميکنيم
. بعداً ميبينمتون - . آره -
. آقاي "کاستانزا" ، بياين داخل ، بياين داخل - . ممنون -
.چند روزه خيلي سخت رو تو بيمارستان داشتيم
... دکترها ، مريضها ، همه"
.همه غمگين اين اتفاق ناخوشايندي هستن که پيش اومده
. خب ، من هم تو غمشون شريکم
. اتفاق وحشتناکي بود . درست از جلوي بخش کودکان رد شده
، همه بچههاي مريض که تو اتاق بازي بودن ... و بيرونُ نگاه ميکردن
. به خاطر اين حادثه آسيب روحي ديدن
. گويا فکر ميکردن که داره پرواز ميکنه . ميدونين که بچهها چطورين
، واي نگاه کنين ، يه آدم داره پرواز ميکنه" "!يه مرد داره پرواز ميکنه
. و بعدش شَتَرق
. از اونجاست که من وارد ماجرا ميشم
. موقع شَتَرَق
... "ميدونين خانم "سوئيدلر يا شايد بايد بگم مدير بيمارستان "سوئيدلر" ؟
. همون خانم "سوئيدلر" خوبه - . خانم "سوئيدلر" . خيلي ممنون -
ميدونين ، اين فاجعه روي من از ... یه لحاظ خيلي شخصي
. تاثير مستقيم گذاشته
چطور ؟ - ... بله ، خب ، ميدونين -
... اون مرحوم
. رو ماشين من فرود اومد
اون شَتَرَق که گفتين ،در حقيقت . روي سقف ماشين من رخ داده
... البته ، حالا من نميتونم جلوي اين حس بگيرم
، که اگر سقف ماشينم باز ميشد . کل فاجعه ميتونست اتفاق نيفته
ولي من اصولاً آدمي نبودم که ... ماشين سقف بازشو بخرم
. به خاطر کچلي و اين صحبتها منظورمه
خب ، من کچلهائي رو ميشناسم . که ماشين سقف بازشو داشتن
. اونها کلاه ميذارن
... آره ، ولي اونطوري همه چي رو کم ميبيني و اين . در هر حال
No comments yet. Be the first to leave one.