The first 200 lines.
...::: آن غروب آفتابي :::...
!اه خدا
تو هميشه عادت داري وسايلي که مال خودت نيست رو برداري؟
اسمتون "ميچامه" درسته؟
پس، اونا تو رو فرستادن که به زور منو با خودت ببري؟
بله قربان، اونا منو فرستادن
چقدر بهت پول دادن که بياي منو ببري؟
بيست دلار
هنوز پول بهت دادن؟
نه تا وقتي که با شما برم پيششون
ميفهمم
...خب، تو
بيا اين پايين کمکم کن ساعتمو پيدا کنم
اون موقع ميزارم منو با خودت ببري پيششون
لعنتي
!خداي من
قربان، نميدونم چي بايد بهتون بگم
معتقدم ساعت از اينجا فرار کرده
لعنتي، نه، فرار نکرده
...اين مشکل نسل شماست
که هيچ کاري رو تا آخر دنبال نميکنن...
پنجاه ساله که اون ساعت رو دارم
همسرم اونو بهم داده
مرد، اونجا رو سه بار تا الان نگاه کرديم
...همونطور که گفتم
هيچ کاري رو تا آخر دنبال نميکنين...
بيست دلار، هاه؟
بله قربان
بهت 25 تا ميدم که خونه سالمندان رو فراموش کني
و منو تا مزرعه ي اکرمن برسوني
اينم از مزرعه ي اکرمن، رفيق
لعنتي
بنظر مياد مهمون داري
مطمئني درست اومدي؟
اسمم رو صندوق پسته، درسته؟
چقدر بايد بهت ميدادم؟
دقيقاً 20 دلار همونطور که گفتم
قدر هر سِنتِش رو بدون
بيست دلار واسه اومدن از ليندن به تنسي
کارشو ميکنه
بگير
نه، لعنتي، رفيق
نه، نه، بگير
باشه، متشکرم
اون دختره رو ميشناسي؟ از فاميلاته؟
نه خيلي
از برگشتن زوري متنفرم
هيچي اين بيرون نيست
من همينطوري راحتم. نگران من نباش
هر طور راحتي رفيق
تو اين گرما استراحت کن، رفيق، باشه؟
!سلام
شما ها کي هستين؟
تو مزرعه ي من چيکار ميکنين؟
خب، من پاملا هستم و دارم افتاب ميگيرم
اوم، مامان تو خونه ست، فکر کنم
احتمالاً داره آشپزي ميکنه، نميدونم بابايي کجاست
يه جايي همين اطرافه، احتمالاً
منظورم اينه که شما اينجا چيکار ميکنين؟
چرا اينجايين؟
ما اينجا زندگي ميکنيم
شما آقاي ميچام نيستين؟
بدون شک خودم هستم
و اينجا خونه منه
اوه، من "خانم چوت" هستم "لودي چوت"
زن لونزو
شما...لونزو چوت رو يادتون مياد؟
اوه، پروردگار من
ما اين خونه رو از پسرتون اجاره کرديم
سه ماهه که اينجاييم
من خودم به زحمت سه ماهه که از اينجا رفتم
خب ، ما قرار داد بستيم و همه چي
ما فکر ميکرديم شما تو خونه سالمندان هستين
"تو "پري کانتي
من...من ديگه نميخواستم اونجا بمونم
من بايد از تلفن استفاده کنم
آه، ما اينجا تلفن نداريم
!البته که اينجا تلفن هست
!ما هميشه تلفن داشتيم
...يکي اون تو هست، ولي
کار نميکنه نميشه، اوم، خراب شده
يا...يه همچين چيزي نميدونم
ميتوني با لونزو درموردش حرف بزني
اون...اون همين زودياست که برسه
من يه پير مردم ممکنه به همين زوديا بميرم
اَبنر ميچام
حقيقت داره که پاول اينجا رو بهت اجاره داده؟
نود روز اجاره اگه دوست داشته باشيم ميتونيم بخريمش
پس، فکر کنم از اين موضوع خبر نداشتي
متأسفم از اينکه مجبور شدي اين همه راه رو تا اينجا بياي
خودتو بپوشون دختر
اين اختيار رو دارين که بخريدش، هاه؟
آره، درسته
بزار همين الان يه چيز رو برات روشن کنم
اين هرگز اتفاق نميفته
هرگز اتفاق نميفته
ميخواي بدوني چرا؟
چوت تو هيچ وقت بيشتر از يه ولگرد نبودي، چوت
...تو و پدرت
هيچ وقت تو زندگيتون هيچي نداشتين...
لعنتي، اون ديلَم منه که اونجا گذاشتيش
تو هنوز هم مثل هميشه با ما مخالفي
...اگه فکر کردي ميتوني مزرعه ي به اين بزرگي رو
با کمک مالي دولت بخري... سخت در اشتباهي
...يادته يه بار ميخواستم ازت
يه خونه ازت اجاره کنم؟...
نه
خب، ميخواستم ازت اجاره کنم، ولي تو بهم نداديش
زندگي شوخي نيست
!من اون خونه رو به هيچکس اجاره ندادم
!اون نزديک خونه ي اصلي ساخته شده بود
اونجا هيچ حريم خصوصي اي نداشت
لعنتي، اين بايد مال 20 سال پيش باشه
پس يادته
يادته چند وقت پيش بود که من بهش احتياج داشتم
و ولي نگرفتمش
و زندگي باحاله
و خودت ميتوني کمکهاي مالي دولت رو فراموش کني
من در حال حاضر پول زيادي دارم، ميچام
ميخوام اينجا رو بخرم همچنين ميخوام نگهش دارم
ميخوام بکشونمش دادگاه و به هيچ وجه هم دست برنميدارم
تا بحال اينهمه پول نديده بودم
مضاف بر اين، اين خونه مال پاول نيست که بتونه بفروشش
قانونيش کرديم
اگه جاي تو بودم، وسايلمو جمع ميکردم و ميرفتم
خواهيم ديد
مطمئنم که همينطوره
حالا، اون قرارداد کجاست؟
همينجا
فکر کردم دوست داشته باشين ببينينش
چرا نميرين توي نور بخونيدش؟
خيلي خوب هم ميتونم ببينم
!اين قرارداد غيرقانونيه
!البته که نيست
...مگه اينکه چيزي واسه گفتن داشته باشي، پس
کجا ميري، ميچام؟
با چه هدفي ميخواي برگردي شهر؟
صبر کن...يواش...يواشتر، ميچام
يواشتر، يواشتر، گوش کن
نميتونم بزارم بري تو خونه
خونه رو با وسايلش اجاره کردم
اين بخشي از قرارداد بود
!ولي نه وسايل من
هيچ کدوم از وسايلت اون تو نيست
همشون رو ريختيم بيرون
گذاشتيمشون تو خونه کارگري
حالا گوش کن گوش کن به من
...اگه ميخواي ميتوني بري اونجا
و هر چي دوست داري بر داري...
بعدش دوست دارم رفته باشي، باشه؟
!باشه؟
خانم
لونزو هنوز تو انباره
ميدونم
...فکر نميکنم فکر خوبي باشه
آقاي ميچام، نه تا وقتي که لونزو اينجا نيست
فقط ميخوام يه نگاهي به داخل بندازم، فقط همين
که ببينم همه چي مرتب باشه
همه چيز اينجا خيلي خوبه
اون تاکسي واسه شما داره مياد، فکر کنم؟
اون چي؟
راننده تاکسي؟
بزودي مياد دنبالتون که برتون گردونه
دقيقاً چطوري بايد با اون راننده تاکسي تماس بگيرم
خانم، ميخواين بهم بگين چطوري؟
بايد از تلفن خونه استفاده کنم؟
هموني که شما خرابش کردين؟
يا اينکه بايد پياده برگردم
لعنتي، تقريباً 20 مايل راهه
من هم 80 سال سنمه
باشه، باشه
هر وقت حالم خوب بشه و آماده بشم از اينجا ميرم
همين رو به لونزو بگو
!اوه
تو که نميخواي طرف من تيراندازي کني، ميخواي؟
چي؟
همچين فکري نداشتم
...مگه اينکه دزدکي بياي تو
اون موقع ديگه مسئوليت هيچ اتفاقي رو گردن نميگيرم
مامان اينو فرستاده
ميگفت بايد خيلي گرسنه باشين
و همچنين بايد حسابي گرمتون باشه، بايد يه نوشيدني سرد بخورين
خب، لونزو درمورد اين چي گفت؟
چيزي نگفت
اون رفت خونه ي گودوين پوکر بازي کنه
بفرمايين، بزارين کمکتون کنم
نه، خودم ميتونم، خودم ميتونم
خودم ميتونم انجامش بدم
آره
به مامانت بگو خيلي ازش سپاسگزارم
اينا وسايل شماست؟
واسم جالب بود بدونم اين همه وسايل گه مال کيه
اينا گه نيستن، بچه
...بچه اي به سن تو
نبايد از اين کلمات استفاده کنه...
خداي من تو آدم رو شاد ميکني
هميشه تو همين مود هستي؟
از وقتي که از اون طويله زدم بيرون
فقط يه کلمه است
مطمئنم حداقل يه بار يا دو بار از اين کلمه استفاده کردي
No comments yet. Be the first to leave one.