The first 200 lines.
توجه داشته باشید که این سریال بر پایه تخیل نویسنده بوده ...و هیچ یک از شخصیتها، اماکن، سازمانها، نهادها و ارتباطی با واقعیت ندارند
ای بابا، دارم میام دیگه
لعنت بهت- ببندش-
اون عوضی تو اینچئونه؟
منم باهات میام
بکش کنار ابله، خیلی رو مخی
خودت تنها میخوای چی کار کنی؟
مگه نمی دونی فردا مراسم اهدای جوایزه؟
و همینطور یک ساله که من عضو تیم 1 تحقیقات جنایی هستم
من همکارتم
شریک من پاهامه. دو دقیقه ولم کنم لامصب
بکش کنار
...بهت ثابت میکنم که
لیاقت اینو دارم که شریکت باشم
خدایا، ناموسا؟
!صبر کن، عوضی
!هی- !همونجا وایسا-
!بهت گفتم دنبالم راه نیوفت
!لعنتی- خدایا-
خدایا
لعنتی
برگرد عقب
لعنت بهش. کجا رفت؟
!نه
!چول جین
!آشغال دیوونه
!ولم کن
!ولم کن عوضی
!چول جین
!گفتم ولم کن عوضی
!هیچ وقت ولت نمیکنم
!دونگ من
!از اون طرف
....از اینکه که شریکت بودم
اما به امون خدا ولت کردم متاسفم
لازم نیست متاسف باشی
...حالا که زخم چاقو خوردم
از یه جهاتی خوب شد
اما واقعا ترسناک بود
چطور میتونم شبا تنهایی دنبال یه مجرم برم؟
کی گفته باید تنها بری، شل مغز
...از حالا به بعد
همیشه پشتتم
پس اصلا نترس
لعنتی
لعنتی
خدای من
دونگ من
اثر انگشت روی این لپ تاپ
....توی این کنترل پیدا نشد، بلکه
روی لیوان پلاستیکی پیدا شد
پرفسور
نمی تونم از این پرونده دست بکشم
نه، اصلا کنار نمی کشم
شما گفتید مجرم اینجاست
...از کجا
...من باید
به هر قیمتی هم که شده مجرم رو بگیرم
...بعدش میتونم
...از آدمایی که
دوستشون دارم محافظت کنم
من که فکرامو کردم
الان شما هستین که باید تصمیم بگیرید
...من باید
این پرونده رو تموم کنم
دونگ من
...ظاهرا برگشته، اما
سون هو کجاست؟ رفته کتابخونه برامون جا بگیره؟
تازگیا همه به خاطر امتحان نهایی ها ریختن اونجا
شما؟ منو می شناسید؟
واسه دیدن دوستم، سون هو اومدم
لطفا برو- !دارم میرم-
!برو- !بی خیال-
!سون هو
سلام
صبر کن، اونجا جای کسی ـه
متاسفم
یعنی کجا ممکنه رفته باشه تا پروفسور رو ببینه؟
چرا انقدر میدی بالا؟ میخوای مست شی؟
واقعا که
بگو ببینم
بله؟
...بفرما توضیح بده چرا فکر میکنی
اون مجرمه
چی؟ داری چی میگی واسه خودت؟ به من گفتی مجرم؟
من سوابق تلفن چول جین رو برسی کردم
جان؟
...وقتی که یک تلفن موقت سیگنالی رو
...از مخابرات نزدیک دانشکده ما دریافت میکرد
تلفن چول جین زنگ میخورد
...تلفن چول جین هم چند ساعت بعد
سیگنالی از همون مخابرات نزدیک دانشکده دریافت می کرد
چندین بار
خدایا
خب؟- ...یعنی اینکه-
صاحب تلفن موقت باهاش تماس گرفته بوده و ایشون هم اومده دانشکده
تماس ها، مسیر و یک ایستگاه مخابرات مشابه
مدام همین الگو رو می دیدم که داره تکرار میشه
چرا چرت و پرت میگی ولگرد؟
هی! باورم نمیشه
مطمئنی دلیلش اینه؟
مطمئنی همش همینه؟
فکر نمی کنی شاید به خاطر پرونده ای ...بهش زنگ زدم
و برای همین به دانشکده اومد؟
فرضیاتت بی پایه و اساس ـه پسر
اما بی پایه و اساس بودنش دلیل نمیشه که غلط باشه
...چرا با وجود اینکه پروفسور یو بهتون زنگ نزده بود
اومدید به دانشکده پلیس؟
...چرا این عوضی همش داره مزخرف میگه
دونگ من، من اینطور نیستم
چرا باید همچین کاری کنم؟
دهنتو ببند و دنبالم بیا
ایش
دونگ من، تو که حرفاشو باور نمیکنی، مگه نه؟
دونگ من، یه حرفی بزن جان خودت
چرا لپ تاپ سون هو رو برداشتی؟
دونگ من
منظورت لپ تاپ روی میزشه؟
فقط از روی کنجکاوی یه نگاه بهش انداختم
خودت چی؟
چرا توی داده های ارتباطی من سرک کشیدی؟
من رو به چی متهم می کنی؟
...نمیدونستیم که حین عملیات محرمانه
...مجروح شدی
...یا بخاطر اینکه برای اون عوضیا کار میکنی
نمایش راه انداختی
جدی میگی؟
...مطمئن نیستیم از دست زدن به لپ تاپش
غرضی داشتی یا نداشتی هیچی نمی دونیم
واقعا این تمام حدسیاتی ـه که راجع به من داری؟
من 6 سال تمام همکارت بودم
و حتی چاقو خوردم
برای همینه که خوب می شناسمت
وقتی دروغ میگی از رو صورتت میفهمم
چول جین فقط برو
میشه دور بزنید؟
دور بزنم یا نه؟
آقای پارک چول جین
دفعه پیش هم توی ماشین من بودید
نمیتونم این کار رو بکنم
میخوام اینجا وایسم
دیگه واقعا زیادی ـه
جدی میگم
لطفا ماشین رو نگه دارید
انگار هنوز یادتونه
بهت زنگ میزنه
ارسال اوراق امتحانی بچه ها به خوبی تموم شد؟
بله، البته به جز مطالعات بازرسی
که اینطور
پروفسور یو باید تا فردا شب آپلودشون کنید
پروفسور یو؟
بله؟- اوراق امتحانی-
اوه باشه متوجه شدم
خب خسته نباشید جلسه رو همینجا تمومش میکنیم
باشه- همگی خسته نباشید-
نظرت چیه فردا بعد ارسالشون بریم یه دوری بزنیم؟
کجا؟
میساری یا یانگسو ری
یه جایی که آخرش "ری" باشه
چرا همچین جاهایی میری؟
تاریکه، جاده ها هم باریکن و خطر تصادف هم بالاست
منم واسه همین میگم
تاریک و باریکه و دوس دارم چندتا تصادف هم اتفاق بیفته
چی شد؟ الآن پیشنهادم رو رد کرد؟
هی خدا، امتحانات مرگبار توی راه اند
همین الانشم گند زدم به امتحانات میان ترمم
پس اگه پایان ترم ها رو هم خراب کنم، مُردم
آره همین الانش هم مردی
نه این خبرا نیست
درس خوندن چطور پیش میره؟ قهوه میخوری؟
بفرمایید
...خب با پروفسور یو آشتی کردی؟
نه هنوز، فکر کنم زمان بیشتری میخواد
اما مطمئنم خیلی زود خوب میشه
تا اونجایی که میدونم همیشه اخلاقش اینطوری ـه
فکر میکردم فقط با همدیگه کار تحقیقاتی می کنید
ولی انگار خیلی با هم جور شدید
سال خدا دعوا داریم
خب این نشونه صمیمیته
وگرنه چرا باید دعوا کنید؟ فقط همدیگه رو نادیده می گرفتید
...خب کِی میخوای درباره تحقیقاتی که
باهاش انجام میدی بهم بگی؟
...خب
هنوز حلش نکردیم
متاسفم- برای چی؟-
بعدش میخوام با تو در میونش بذارم
وقتشه که در موردش حرف بزنیم و تصمیم بگیریم واقعا کی هستیم
هی! ازت سوال نپرسیدم تا بخوایم چیزی رو با همدیگه حل کنیم
چون یکم به قضیه مامانم ربط داشت کنجکاو شده بودم
چیه؟ چرا میخندی؟
فکر نکنم وقت استراحت داشته باشم
بریم دیگه. منم باید تمومش کنم
برای چی وقت نداری؟ هی، کانگ سون هو
میگم... وقتتون آزاده؟
هی خدا
خدایا
از کِی راجع بهش فهمیدی؟
...اینکه مجرم تو دانشکده پلیسه از کِی متوجه شدی؟
بعد از جشنواره ورزشی
شنیدم که با آقای پارک صحبت میکردید
No comments yet. Be the first to leave one.