The first 200 lines.
قسمت يازدهم
غذامون آمادست؟
نگهبان يو
چرا امروز شخصا به اينجا اومدين؟
خدمتکارا کجان؟
بخشي از غلامان به حياط تپه قرمز فرستاده شده
تا به تميز کاري و انتقال کثافات کمک کنن
خودشون کافي نيستند
نمي دونم مي تونن
بهم کمک کنن تا گيره موي سرم رو
که تو درياچه گمش کردم
برام پيدا کنن؟
خانم جين سو
با توجه به بزرگي درياچه
بعيد به نظر مي رسه
گيره موي سرتون پيدا بشه
تو بهتره به کارت برسي
در مورد اين چيزا فک نکن
بالآخره يه اميدي هست نه؟
تو همه روزتو تو آشپزخونه ميگذروني
همش مشغول اين کاراي عادي هستي
چطور ممکنه اتفاقات بيرون رو بدوني
بذار بهت بگم
چند سال قبل که
گل دستي همخوابه سون که از بخش دومه
افتاده بود داخل درياچه
دو ماه قبل حتي اونو پيدا کردن
واقعا؟
اين مهره چوبيه که
مادرم بمن داده بود
خواهر، چه کار کنيم؟
بعد از جشن غذاي سرد
يون خوي ميره درياچه رو تميز کنه
اونا حتما جسد خانم سونگ رو
پيدا مي کنن
اگه اونا دنبال مون کنن
هرسه تامون ديگه مرديم
به همين خاطر بايد امشب فرار کنيم
فرار؟
يون يو براي بازديد فانوس ها ميره بيرون
از کارت دخول تون براي بيرون رفتن استفاده کنين
و نزديک دروازه شمالي شهر منتظر من بمونين
تو هم با ما مياي؟
وقتش بشه منم اونجام
اگه
نتوني اينجارو ترک کني، چي؟
نگران نباش، من راه خودمو دارم
يکم غذا تو خورجينه
و يکم پول
امشب بعد از خارج شدن يون يو
من مهرشو ميدزدم
و نامه آزادي رو آماده مي کنم
بعدش دنبال تون ميام
اگه تا ساعت
يک شب، نيومدم
لازم نيست منتظرم بمونين
نه
تا تو نياي ما نزديک دروازه رو ترک نمي کنيم
اگه تو ظاهر نياي
ما پس دنبالت ميايم
نه
يادتون باشه
اگه اتفاقي افتاد
شما نبايد خودتون رو
به هيچ صورتي
در گير مرگ خانم سونگ کنيد
فهميدين؟
اگه اونا جسد خانم سونگ رو
پيداش کنن
تو چه کار مي کني؟
درسته
نگران نباشين
من راه چاره خودمو دارم
من به نگهبانان اضافي
دستور ميدم که باهات برن
لازم نيست
اين گردش تا ميتونه بايد ساده باشه
من از شلوغي خوشم نمياد
شينگر توهم اينجايي؟
آقا اين لباسا رو
واسه تو گرفته
لباس نو چرا براي من گرفته؟
تو بهتره
امشب اينا رو
بپوشي
آقا تو رو با خودشون براي بازديد فانوس ها بيرون مي برن
يادت باشه که رفتارت مناسب باشه
من حتما لباساي جديد رو مي پوشم
و براي شب منتظر مي مونم
اين لباسا
براي نمايش فانوس چانگان
ساخته شده
متشکرم آقا
متاسفانه ملکه مادر ناخوشه
واسه اين امپراطور مراسم
بازديد فانوس ها رو تو چانگان تعطيل کردن
تا حال ملکه مادر خوب بشه
خداب به ملکه مادر برکت بده
قبل از جشنواره غذاي سرد
يه مراسم جشن تولد براي امپراطوره
که بعضيا پيشنهاد نمايش فانوس رو دادن
تا براي امپراطور جشن بگيرن
خيلي جالبه که امپراطور موافقت کردن
شينگر، لباسا رو بپوش
ما ميريم اونجا
من يه سري کارام مونده
فقط دستور آقا رو اطاعت کن
آقا براي بازديد نمايش فانوس به جاده سنگ پشت ميرن
اون نمي تونه تنها و بدون خدمتکار باشه
چه وقت برميگرديم؟
وقتي حسابي از سرگرمي لذت بردم
بعد از بازديد نمايش فانوس
شما حتما تشنه و گرسنه مي شين
ميرم به کاکنان آشپزخونه بگم يه تقويت بخش آماده کنن
لازم نيست
لازم نيست نگران اين چيزا باشي
برو
چشم
شاهدخت، پيشرو مون شهر چانگآنه
باز چرا اومدي؟
مواظب باش، هويتت رو لو نده
چشم، عليا حضرت
من به انبار مخفي که تو چانگانه
خبر ميدم تا منتظر شما باشن
تو چانگان چيزاي خوب زياده
من ميخوام تنهايي تو نمايش فانوس بگردم
لازم نيست به انبار خفي خبر بدي
چشم
برادر يو
من آخر سر به چانگان رسيدم
نه براي ملاقاتت
بلکه براي کشتنت اومدم
ما تو اين زمان آشفته به دنيا اومديم
کشوراي ما ضد همه
بهتره تا همديگه رو نبينيم و فقط تو خاطر همديگه باشيم
بياين و ببينين
مشتريا، بفرمايين
شياوبه
خواهر مي تونه
به سلامت فرار کنه؟
خواهر
نگراني من فعلا اين نيست
فک کنم حتما تا حالا خواهرمون
مهره چوبي رو
ديده
ممکنه اون
هوتيشو
هويتشو فهميده باشه؟
من که اينطور فک نمي کنم
اون هرگز قبلا
مهره چوبي رو خوب نگاه نکرده
به علاوه...
اما اگه اون...
شياوبه، تو چه فکر مي کني؟
پدر و مادر مون قبل از کشته شدن شون
مهره چوبي رو به ژي شيانگ دادن
گفتن که اين با گذشته خواهر ششم ارتباط داره
من فکر مي کنم حتما يه راز بزرگ
داخلش پنهان باشه
پس اگه
اون متوجه بشه
که ما با خواهر واقعيش نيستيم
و تصميم بگيره که
ديگه از ما محافظت نکنه
چه کار کنيم؟
تو با من سوار مي شي
من ميبرمت
آقا اين کار شايسته شما نيست
خودم ميتونم اسب سواري کنم
مي توني اسب سواري کني؟
معلومه
يه اسب خوب براي شينگر بياريد
چشم
رنگين کمان غيرعادي
اين يه علامت از طرف خدا ست
يکي مي ميره
نشونه از طرف خدا
معمولا براي مردم يه بهونه براي برگشتن از تصميم شونه
يه بهونه
يعني شما در مورد روران که
هميشه با کشور وي در جنگه
حرف مي زنيد؟
کشور وي بيشتر از يک دشمن داره. روران يکي از اوناست
جاسوسان کشور ليانگ تو نقشه کشي خيلي ماهرن
خطر اصلي
داخل خود کشور وي هست
اگه يه وقتي دشمن خارجي
با خودي هاي داخلي
دست به يکي کنن
باران مثل خون
قرمز خواهد شد
باران خون؟
بريم
برو کنار
متشکرم برادر جان
اما من خودم مي تونم سوار شم
رنگين کمون. اين غير عاديه
کنجکاوم که
کدوم يک از بزرگان خواهد مرد
رنگين کمون غير عادي
No comments yet. Be the first to leave one.