Homecoming

Homecoming

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Homecoming 1948 DVDRip farsi
A Commentary by mahan53

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2023-07-30
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تهیه، تنظیم و ترجمه زیرنویس ماهان ح

باید خیلی زود اونجا باشیم مگه نه؟

برای چی عجله داری بچه؟

تمام شب رو وقت داریم

تا حالا به دفعات زیادی از این خونه رفتنها داشتی

مگه نه آقای ویلیامز؟

این 25 مین انتقالمه

بیش از 200 هزار سرباز که میخواستند به خونه برگردند رو جابجا کردم

آره، شرط میبندم کلی داستان فوق العاده در این زمینه داری که بگی

اوه هر از چند گاهی یکیش پیش میاد

بعنوان یه قانون کسی که یه داستان واقعی برای نقل کردن داره

اون رو نقل نمیکنه

بهرحال برای یه گزارشگر بازگو نمیکنه

پس از کجا میدونی که یه نفر داستانی داره

درصورتی که خودش نمیخواد اونو بازگو کنه

ویلیام خودش روانیه این رو نمیدونستی؟

تو میتونی داستانشون رو از صورتشون بخونی

تو همیشه میتونی اون فرد رو انتخاب کنی

منظورت کسیه که نمیخواد داستانش رو بهت بگه؟

آره

اونجاست

بنظر من یه عالمه

سورتهای جالب اینجا هست

هنوز مرد مورد نظرت رو انتخاب نکردی آقای ویلیامز؟

هنوز نه

بعدا میبینمت

کبریت میخوای سرهنگ؟

ممنون

لباس ارزشمندیه، رسته پزشکی 299

ما اینجا توی کشور خیلی در موردش شنیدیم سرهنگ جانسون

آره لباس ارزشمندیه

جنگ کاملیه جنگیدن با یه سوزن زیرجلدی

آره

تخصصت چیه سرهنگ؟

تخصص؟

اوه من جراحم

توی سال 41 خیلی کار کردید مگه نه؟

آره کاملا کار کردیم

انگار خیلی وقت پیش بود سال 41

از اون زمان یه عالمه آب از زیر پل گذشته

بله

در زمینه این جنگ

باید خیلی داستان داشته باشید سرهنگ

متاسفم آقای ویلیامز داستانی ندارم

برای کسانی که برمیگردند به خونه یه کم سخت تره نه؟

چطور مگه؟

منظورم اینه زندگی با کسانی که از

جنگ برگشته اند

زمانی منصفانه است که اونها هم بدونن

اون افراد از چه مسیری عبور کرده اند

و چطوری تغییر کرده اند

شاید

متاسفانه من چیزی برای گفتن ندارم

و هیچ کمکی نمیتونم بکنم

نمیدونم، فکر میکنم مردم میتونن به همدیگه خیلی کمک بکنند

تا حالا با کسی برخورد کردی که

یه نقطه نظر جدیدی بهت بده؟

بله بله بودم

شاید تو تجربیات شخصیی داشته باشی

که بتونی بیان کنی سرهنگ

چی؟

من هیچ تجربه شخصیی ندارم آقای ویلیامز

من چیزی ندارم که برای کسی جالب توجه باشه

باشه سرهنگ ببخشید

فکر میکنم بتونم باهاش کنار بیام

موفق باشی سرهنگ

ممنون تو هم موفق باشی

شاید تو تجربیات شخصی داشته باشی

که بتونی بگی سرهنگ

داستانی ندارم

توی سال 41 خیلی کار کردید مگه نه؟

کاملا کار کردم

انگار خیلی وقت از سال 41 میگذره

آره سال 1941 خیلی وقت پیش بود

در سال 41 همه چیز در بیمارستان لافایت چقدر آسون بنظر میومد

دکتر یولسیز دی جانسون

جوری فکر میکردم که انگار بیمارستان منه

و هرکس دیگه ای هم همین فکر رو میکرد

چرا که نه؟

خیلی سخت کار کرده بودم تا به اونجا رسیدم

چهارسال تحصیل در دانشکده پزشکی هاروارد، در جانزهاپکینز انترنی رو

و رزیدنتی جراحی رو 5 سال در مایو کلینیک گذروندم

و در نهایت شدم رییس بخش جراحی

آره یه آدم کامل

مطب دکتر جانسون، منشی دکتر جانسون هستم بفرمایید

الو؟ اوه بله خانوم نیکلاس

بله فردا تولدشه

بله داره، خیلی جوان

کت تک؟

مطمئنم که خوشش میاد

لطف بزرگیه از طرف شما

شانه هاش کاملا پهن هستند

قدش؟ اوه باید بگم حدود 180 هستش

شاید یه شال گردن کافی باشه

بله خانوم نیکلاس رنگ آبی به موهاش خیلی میاد

بهیچ وجه خانوم نیکلاس

خداحافظ خانوم نیکلاس

اون الان تنهاست

ممنون

چند تا دیگه مونده دوشیزه سامپسون

چند تا دیگه رو میتونی تحمل کنی؟

پنی

سلام عزیزم

نمیدونستم اینجایی

بیرون نشسته بودم و درس میگرفتم

تو خیلی دلربایی میکنی

برای بیماران خانومت مگه نه؟

حسودی میکنی؟

میتونه باشه

اوه یه دکتر باید زندگی کنه

از زنش حمایت کنه

کلاه جدید براش بگیره

خب یه چیزی شد

بهش توجه نکرده بودی که

از لحظه ای که برگشتم توجه کردم

دوسش داری؟

عاشق اون و تو هستم

دکتر جانسون، دکتر ساندی منتظره تا ببینتتون

میگه باهاتون قرار داشته

باب رو کلا فراموش کرده بودم

خب باب چی میخواد؟

یه روزی رفتم پیشش

و قول دادم باهاش صحبت کنم

در مورد اون پروژه اش

همون مالاریا در روستای چستر

هفته هاست که به تعویق انداختمش

اون فکر میکنه که برای مالاریا تو چه کاری بتونی انجام بدی؟

تو جراح هستی

فکر میکنم از نفوذم میخواد استفاده کنه

اوه عزیزم

میخواستم با هم بریم مغازه ورزشی کورتیس قبل از اینکه بسته بشه

چند تا چوب گلف بخریم

دارم گلف رو شروع میکنم

یه دقیقه بیشتر طول نمیکشه

میخوای بیای بهش یه سلامی بکنی؟

نه همین الان

سعی میکنم کوتاهش کنم

سلام باب سلام لی

حالت چطوره؟ خوبم ممنون

خوشحالم دیدمت

کتاب جدیدت کی میاد؟

اگه همه چیز خوب پیش بره 15 مارچ

خوبه دلم میخواد زودتر ببینمش

خیلی لطف کردی که این ساعت رو بهم فرصت دادی لی

نمیدونی چه کمکی میتونه باشه

خب در حقیقت

من خودم تو این ساعت یه کم قاطی کردم

خیلی متاسفم ولی یه کاری پیش اومده

که متاسفانه نمیتونم امروز عصر باهات صحبتی داشته باشم

خیلی بد شد

بله من من بسیار متاسفم

ولی میدونی فردا تولدمه

و پنی الان اومد تا منو ببره

بهم چند تا چوب گلف نشون بده. میخواد منو سورپرایز کنه

متوجهم

امشب چطوره؟

خب امشب جمعه است

بله

ما همیشه جمعه ها میریم باشگاه

میرقصیم

اوه

خب میدونم که همه اینها برای تو بی اهمیت هستش باب

ولی بعضیها هستند که هر از گاهی دوست دارند یه کم برقصند

من که چیزی نگفتم

نه اما

من میخوام بهت کمک کنم و قصدشم دارم

ولی خب الان

من تو یه ساعت شلوغ اومدم سراغت

یه جورایی

بعدا میبینمت لی

حتما، من چیزهای بدی از روستای چستر میشنوم

پنج مورد جدید بیماری توی این هفته

وحشتناکه

بله، بله

خب من برمیگردم

تولدت مبارک لی

امیدوارم چوب گلف خوبی پیدا کنی، خداحافظ

باب

بله؟

چرا اون پرونده ها رو نمیذاری اینجا؟

در اولین فرصت نگاهی بهشون میندازم

تو نگاهشون نمیکنی لی

نه این کار رو میکنم قول میدم

باشه

اگه دوست داری میذارمشون اینجا

خداحافظ لی

خداحافظ باب

اولین دقیقه ای که وقت کنم

آروم باش عزیزم

دوباره تو داری من رو هدایت میکنی

جدی؟

ببخشید عزیزم

صبح بخیر سول

صبح بخیر دکتر

صبح بخیر سارا صبح بخیر دکتر

بهترین نان شیرمالهایی بودند که تابحال درست کردی

برای تولدتون بود دکتر

تبریکات فراوان

ممنون سارا

تولدتون مبارک دکتر

Homecoming subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left