True Detective

True Detective

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

True Detective Season03 Complete 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
True Detective Season03 Complete 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
True Detective Season03 Complete 1080p WEB H264-AMCON
True Detective Season03 Complete 720p WEB H264-AMCON
True Detective Season03 Complete 1080p WEB H264-METCON
True Detective Season03 Complete 720p WEB H264-METCON
True Detective Season03 Complete 720p AMZN WEB-DL x264 MkvCage ws
True Detective Season03 Complete 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
True Detective Season03 Complete 720p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
A Commentary by Arian Drama
💢 فصل سوم کامل 💢 DibaMoviez.com

Tags

web
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x264
mkv
MkvCage
webrip
BRip
x265
HEVC
1080
Published on: 2019-03-20
Downloads: 146
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ارائه‌ای از تیم ترجمه‌ی دیباموویز

ترجمه و زیرنویس از .::- Oceanic6 - Arian Drama ::.

بله، البته که یادم میاد

مگه مدت زیادی نگذشته؟

.10سال که چیزی نیست همه چی رو یادم میاد

خب، والا مطمئن نیستیم - «هیز، وین دیوید- پلیس ایالتی آرکانزاس»

تاریخ بازپرسی: 12 می 1990

،منظورم اینه

چیزی رو که به خاطر نمیاری

رو نمی‌دونی که یادت نمیاد

داری درس «معناشناسی» بهم می‌دی

هی، بیا بیخیال شهادت دادن بشیم

و از تدریست یادداشت‌برداری کنم

پرونده رو با خودم آوردم

.ممنون که اومدی وین از دیدنت خوشحالم

آلن - شغلت چطوره؟ -

سر جاشه

...پرونده بزرگی در کار نیست اما

مدت بیشتری پیش زن و بچه‌هام هستم

گمونم همینم خوبه

من که وقتی مرخصی می‌گیرم 3 روز نشده

.«زنم بهم می‌گه «برگرد سر کارت

خب کارآگاه هیز

باید دوباره پرونده‌های پرسل رو بررسی کنیم

دنبال لغو محکومیت هستی درسته؟

مشکلی با این مساله نداری؟

اگه داشتم که اینجا نبودم

چرا حالا که 10 سال از ماجرا گذشته اعتراض شده؟

کار خونواده‌اش رو درک می‌کنم اما چرا؟

مشکل حافظه داری، درسته؟

چی؟

اختلال حواس داری

نگرانش نباش

امروز 20 می سال 2015ـه

هنری با خبرنگارهای تلویزیون داره میاد

اگه از سوالات خوشت نمیاد یا دلت نمی‌خواد باهاشون حرف بزنی

هنری بهشون می‌گه برن به درک

اما یادت باشه چرا باهاشون حرف می‌زنی

بفهمی چقدر از قضیه خبر دارن

این آخر کاری نباید غافلگیرت کنن

این رو نوزدهم دارم ضبط می‌کنم

امروز بیستمه. به تصاویر نگاه کن

یادداشت بردار. به خاطر داشته باش

اگه لازم بود کِشوی کنار تخت رو ببین

سلام بابا - سلام -

اونا آماده‌ان. هر وقت حاضر بودی بگو

اوهوم

به نظرم پرونده قرص و محکمیه

بهت حقوق می‌دن همچین فکری کنی، درسته؟

زنم داره یه کتاب درباره‌اش منتشر می‌کنه

شاید بتونه بهتون کمکی بکنه

بذار اول این‌جا کارمون تموم بشه

می‌شه از هفتم نوامبر 1980 برامون بگی؟

روایتت از وقایع

البته

هفتم نوامبر 1980

جمعه بود

یادمه روزی بود که استیون کوئین فوت کرده بود

بابا می‌شه با دوچرخه بریم پارک؟

واسه چی؟

رانی یه سگ جدید گرفته قراره بیارتش اون‌جا

تا ساعت 5:30 خونه باشید - چشم قربان -

هی بابا. راستی مامان کِی میاد خونه؟

نمی‌دونم

مراقب خواهرت باش

چشم آقا

!جدی گفتما تا ساعت 5 و نیم خونه باشید

.قبل غروب برگردید فهمیدید؟

!بله آقا

بچه‌ها حدود ساعت 4 بعدازظهر

از خونه‌شون اومدن بیرون

افراد مختلفی اینو شهادت دادن

!زود باش، بیا بریم

بدو بریم

رفیق، مراقب چرم صندلی باش - خیلی‌خب رفیق -

اون شب مشغول چه کاری بودی؟

پیش همکارم بودم

رولند وست

شیفت عادی‌مون رو طی می‌کردیم

گمونم روی سرقت‌های زنجیره‌ای تحقیق می‌کردیم

روی پرونده کار می‌کردیم

دفعه بعد تیرم خطا نمی‌ره

دست سرنوشت جون موشه رو نجات می‌ده و خودشم خبر نداره

به معنای دیگه تیراندازیت ضعیفه

استیو مک‌کوئین امروز مُرد

باید یه کاری بکنیم

«می‌تونیم بریم «دوشیزه مینی

بیخیال بابا. وُسع من نمی‌رسه

از بیش‌تر روابط، صادقانه‌تره

وقتی ویتنام بودی خرج فاحشه‌ای نکردی؟

گمونم آدم رمانتیکی هستم

من فمنیستم

اگه دافی بخواد خودش رو بهم قالب کنه، خریدارشم

لعنتی. بهرحال که باید خرجشون کنی

دوست داری ازدواج کنی، بنفشک؟

نه جناب

اون قدری عوضی نیستم

که زن و بچه رو اسیر کنم

هی

نکن

هیس

!عوضی

روباه‌ها جزو جانوران موذی هستن

وقتی بچه بودم

کشاورزها برای کُشتن روباه یه دلار می‌دادن

من بهت یه دلار می‌دم بیخیالشون بشی

بریم یه دوری بزنیم

یه کم آهنگ گوش بدیم

خیلی‌خب

شاید تونستیم یکی رو پیدا کنیم تا گوشتمالیش بدیم

پسر، عالی می‌شه

فکر نمی‌کنم. بذار ازش بپرسم

هی پسرم؟ رانی؟

بچه‌های پرسل رو ندیدی؟ ویل و خواهرش؟

اینجا بودن؟ - نه -

نه، می‌گه اینجا نیومدن

اصلاً خبری ازشون داری؟ قرار بود بیان اینجا؟

نه. بهش گفتم یه وقت می‌تونه بیاد توله جدید رو ببینه

اما نگفت امروز

.نه تام. متاسفم خبری ازشون نداره

از وقتی از مدرسه اومده خونه بوده

خیلی‌خب

اگه خبری شد بهت زنگ می‌زنم

عجب لگنیه

دلم نمی‌خواد بازم گوشت گراز بخورم پسر

دو روز ردش رو گرفتیم

مجبور شدم برای شکار تفنگ سرپُر مخصوص خودم رو بسازم

چرا گراز می‌کُشی و روباه نه؟

خب گراز رو می‌شه خورد

فقط فرصت یه شلیک داشتم

اگه خطا می‌زدم بیچاره بودم

گمونم از انصاف و عدالت خوشم میاد

البته به غیر از موش‌ها

می‌دونی موش‌ها چند بار باعث از بین رفتن تمدن‌ها شدن؟

چند بار؟

نمی‌دونم. لااقل دو بار

از موش‌ها متنفرم

گوزن چی؟ اونا رو شکار می‌کنی؟

فقط با تیر و کمان

نه از جایگاه و با طمعه

واحد د-12 تمام

واحد د-12 به گوشی؟

د-12 هستیم. تمام

پلیس وست فینگر درخواست کمک کرده

افراد گمشده

پلاک 5009 خیابان شوپیک

دریافت شد. تا 10 دقیقه دیگه اونجاییم

15دقیقه

خیابان شوپیک؟

برو سمت پارک دویلز دن

بلدی چطوری بری سمت وست فینگر

تقریباً شب آرومی داشتیما پسر

حال کردی آژیر رو روشن کن

تام پرسل. دو تا بچه ویلیام و جولی. 12 و 10 ساله

قرار بوده تا ساعت 5 و نیم خونه باشن اما برنگشتن

قبل غروب خونه نبودن

اینو مطمئنم

این تجهیزات از نظر شما ایرادی نداره؟

نه. مشکلی نیست

دهه 80 پرونده رو قبول کردید

اه بله

اون شب ماه کامل بود

...و

ماه رو بخاطر میارم

و استیو مک‌‌کوئین هم تازه فوت شده بود

ویل و جولی

هیچ‌جا پیداشون نکردم

افراد بیش‌تری برای کمک باید بیان

باید همه خیابون‌ها و جنگل رو بگردیم

آقای پرسل آروم باشید لطفاً

اکه لطف کنید ماجرا رو تعریف کنید

تا بتونیم قدم بعدی رو برداریم

حول و حوش ساعت 4 رفتن دوچرخه‌سواری

قرار بود تا ساعت 5 و نیم خونه باشن

قرار بود برن خونه دوستشون

اون بچه اصلاً اینا رو ندیده

به ذهنت خطور نکرد که ممکنه دروغ بگه؟

البته

قانون اصلی اینه که همه دروغ می‌گن

ختم کلام

در برخورد اول بنظرم دروغ نمی‌گفت

اعتقاد ندارم که این داستان رو از خودش درآورده بود

«این داستان»

...آره. یعنی

چک نکردم ببینم درباره اضافه کاری !یا قدش دروغ می‌گه یا نه

قضیه چیه؟

چیزی رو می‌دونید که من خبر ندارم؟

خب ما نمی‌دونیم تو چی می‌دونی

واسه همین نمی‌تونیم به این سوال جواب بدیم

وقتی خونواده این بابا

سعی کردن دهه 90 حکم رو برگردونن شهادت دادم

و وقتی دوباره پرونده باز شد روش کار می‌کردم

همون موقع بود که زنم کتاب رو منتشر کرد

ای کاش می‌تونستید باهاش صحبت کنید

...اون موقع فکر می‌کردم

زندگیم به قبل و بعد از ویتنام تقسیم می‌شه

...اما بیشتر

به قبل و بعد پرونده پرسل تقسیم می‌شه

و همیشه هم یادآوری می‌شه

الانم اینجاییم

More Farsi Persian subtitles for True Detective

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left