The first 200 lines.
Kara
آیوفیلم تقدیم میکند
دبیرستان هاروکا شمالی
.اوه شیرایشی کون
!صبح بخیر
.صبح بخیر
.چه زمان بندی خوبی. این برای توه
.اوم، ممنون که اجازه دادی اینجا دوش بگیرم
.خواهش میکنم
،برای لباس ورزشیم ممنون .میشورمش و برش میگردونم
!ممنون
.نه، من باید بگم
کوچیک نبود برات؟
نه
اوه خوبه
قدت چقدره؟
ها؟
ها؟
..آه
...آهه
.من 162 سانتم
واقعنی؟
منم 160 سانتم
تقریبا انقدره
چی؟
15 سانت
.این یه اختلاف قد عالی برای یه زوجه
زو
مگه قرار نبود مرده بزرگتر باشه؟
برام مهم نیست
نیست؟
.این اختلاف قد باعث میشه بخوام سرتو ناز کنم
چیش شده که انقدر نزدیک شده؟
شیرایشی کون، میخواستی قدت بلندتر بود؟
.خوب، خوب میشد اگه بلندتر بودم
...فهمیدم. به جای 15 سانت فاصله
اینو ترجیح میدم
!شوخی کردم
:مترجم
Kara
آیوفیلم تقدیم میکند
.تقریبا آخر ترم دومه
امتحان پایان ترم دوم
برنامه
ژاپنی
زمستون نزدیکه
قسمت 3: کادوی بی نام و نشون
!خیلی خوب، وقت جم کردن ورقههاست
!تموم شد
از دست مدرسه راحت میشیم
درسته
برای چی عجله داری؟
ببخشید. یه برنامه هایی دارم
اوه، باشه
...پس
.موندم برنامهی بزرگیه
ناگیسا، امتحانو چیکار کردی؟
اه، خوب بودم
!الحق که کوبوچیای !با این چیزا ککشم نمیگذه
تو امتحان رو چیکار کردی تاما؟
اصلا نپرس
یه بچه تنهایی توی پارکه
عزیزم، تنها خودتی؟ مامانت کجاست؟
ها؟
اینجوری امن نیست تنها خودت بیرون باشی
!آه، من اینجام
!وای
من مراقبشم
جان؟
!داداچی
.برادر بزرگترشم
!اه، خیلی معذرت! فک میکردم تنهاست
مشکلی نیست
.از اینکه اهمیت دادین ممنونم
.برای اینچیزا ببخشید سیتا
ها؟
هیچی
خوشحالم سیتا رو ،همونطور که قول داده بودم آوردم برف بازی
.اما این بده که مردم فک میکنن تنهاست
!داداشی
!بگیر
ممنون
برف داره یخ میزنه
سرده
!نمیخوام تکون بخورم
.اما مشکلی نیست، چون سیتا داره خوش میگذرونه
شکلات داغ
با خامهی تازه
!پیدات کردم شیرایشی کون
!کوبو سان
پس تو داداش بزرگهای
آره
.اما قیافه تون اصلا شبیه هم نیست
سیتا قیافهی مامانم رو .و منم قیافهی بابام رو به ارث بردم
پس این اون برنامهایه که قبلا گفتی؟
از اونجایی که برف بارید قول دادم .سیتا رو ببرم پارک
.فهمیدم
!داداشی
.سیتا، بهش سلام کن
.سیلام
.سلام و علیکم
ای آفرین
!داداشی، داداشی
...اینکه بهت میگه داداشی
!خیلی نازه
میخوای اینو بخوری؟
!داداشی، من دوسش دارم! نوشیدنی
.نه نمیشه. اون مال خواهریه
،اشکالی نداره، میدمش بهت .من هنوز بازش نکردم
.باشه، بگیر
.ببخشید کوبوسان
نه مشکلی نیست
!داداشی، نوشیدنی
.سیتا قبل اینکه بخوری تشکر کن
!ملسی
.خواهش میکنم
به نظر خوشحال میرسه، ها؟
آره
سیتا کون، چطوری بود؟
!خوشمزه
!بفرما
مطمئنی؟
.فعلا توی مرحلهی دادن چیزا به مردمه
!بفرما
.اگه ناراحتت نمیکنه، یکم بخور
.ممنون
.پس سکم میخورم
!ممم، خوشمزهست
!ممنون
!داداشی
.اره آفرین
!بفرما
.ها؟ ممنون من نمیخوام
!بفرما
سیتا؟
!بفلما
!داداشی
شیرایشی کون
بفرما بخورش
گلب گلوب
ممنون، خیلی خوشمزه بود
هی شیرایشی کون
چرا نخوردی؟
همینجوری
هممم
چی؟
هیچی
فک کردم شاید از یه بوس .غیر مستقیم خجالت کشیدی
.اوه،باید حرکت کنم، وگرنه یخ میزنم
.میرم با سیتا بازی کنم
،اگه سردت بود
.این بیشتر شک برانگیزه که چرا نخوردیش
!آه! توی روزای سرد واقعا هیچی بهتر از مانگا خوندن توی اتاقم نیست
اه؟
،مانگای جدید که تازگی باهاش آشنا شدم .مونارچی، واقعا تحت فشارم گذاشته
.آهه، گرمه
کتابفروشی ققنوس
من پوستر جایزهی مونارچی رو میخوام .که با آخرین نسخهی مجلهی هفتگی میدنش
به همین خاطر اومدم یه .کتابفروشی که از خونهم دوره
،میتونم به راحتی توی فروشگاه سر کوچه بخرم
اما یکم خجالت آوره که مجلهای بخری .که کسی با لباس مایو روشه
چی میشه اگه کسی که منو میشناسه ببینه؟
.نمیتونم فکرش رو بکنم
سانگ جامپ
پوستر جایزه ویژه
مونارچی
!هدف پیدا شد
.اما نمیتونم بگیرمش
.اونا اصلا نمیدونن من اینجام
.خب اینجوریه، پس یکم صبر میکنم
.اگه یکم برن اون ور تر میتوم یکی بردارم
اوه، رفتن
بالاخره میتونم یکی بگیرم...ها؟
میذارمش جای خودش
!این یکی مجلهی بزرگساله
غروب
سرگرمی
در مجموع 12 زن
دی وی دی جایزه ویژه
همه چیزو
بهت یاد میدم
برش میگردونم
به یه کتابفروشی دور رفتم
جایی که کسی منو نمیشناسه، منم که نامرئیم
پس یه نگاه مشکلی نیست، نه؟
شیرایشی
!شیرایشی چشماشو وا کرد
!بریم
خواهر شوهر، رئیس، سنپای، همسایه
نسخه ویژه: اغوا شده به
عشق ممنوع توسط خواهر بزرگتر جذاب
دختر روی جلد یکم شبیه کوبوسانه
هممم
صب کن، فک کنم تو برای این مجله یکم بچهای
قایم کردنش فایده نداره
شیرایشی
!!شیرایشی نمیتونه فرار کنه
،یکی دیگه وقتی داشت میخوندش اینجا گذاشتش من فقط میخواستم بذارمش سر جای خودش
من اومدم اینجا مجلهی مانگا بخرم
دروغ نگفتم، حتی اگه اینجوری بود، انگیزهی .من این بود که نگاهی نوجانانه داشته باشم
No comments yet. Be the first to leave one.