The first 200 lines.
رمانتیک#
روحیه_آزاد#
گرلکراش#
سینگل_داوطلبانه#
دررابطهیبلندمدت#
امشب خیلی الکل خوردیم. واسه همین این شراب رو نگه می داریم
هی
این بطریه آشناست برام
الکلی نبودن چه حسی داره؟
مگه من کی الکلی بودم، بیشعور؟
حالا پیش خودشون چه فکری در مورد من می کنن؟
بیا از کباب لذت ببریم - باشه -
حتما به خاطر اون دزد دوربینا ناراحتی
بذار برات یه لیوان بریزم
هی، اگه جرات داری بخور
نباید بخوری
نه تا وقتی که اون دختره رو فراموش کنی
یه قلپ هم حق نداری بخوری
بذارش زمین
خب، پس بیخیال آقای الکلی میشیم
!لیوانا بالا - یه ذره آب بهش بده حداقل -
بفرما
متاسفم
!خیلی خب
!تار
تا ابد رفیقیم - تا ابد رفیقیم -
!ترم
تعامل، رونق، موفقیت - تعامل، رونق، موفقیت -
!اپث
امیدوار، پرانرژی، ثروتمند - امیدوار، پر انرژی، ثروتمند -
بگو دیگه
!جسواد
جوونی سختی و آسونی داره - جوونی سختی و آسونی داره -
!هی - به سلامتی -
هی"؟"
راستی، اون موقع منظورت چی بود؟ کی حلقه ات رو در آوردی؟
اصلا پرسیدن داره؟
حتما بعد از بردن دزده به پاسگاه پلیس، دور انداختتش دیگه
"تو دیگه واسه من مُردی" " با این حلقه، تو رو هم دور میندازم"
خوب کردی
جه وون
راستش، نمی تونم حسی که داری رو درک کنم
بذار یه لیوان بخوره دیگه - نه، نمیشه -
تو میری دنبالش پاسگاه پلیس؟
گفتم نه
لطفا دیگه اینکارو نکن
نظر شما چیه خانم لی؟
به نظر میرسه دوست دارین زندگی عشقیتون رو واسه ملت تعریف کنین
شما هم به نظر میرسه دوست دارین همه چی رو مخفی نگه دارین
بله، من خیلی محتاطم نمیرم همه جا در موردش جار بزنم
بله، من اشتباه کردم
باید بدون اینکه کسی بدونه، زجر می کشیدم و خودخوری می کردم
ولی در عوض، همه جا جار زدم و خودم رو رسوا کردم
من غلط کردم
...من
اشتباه از من بوده
چی شده؟
فک کنم مشکل کنترل خشم داره
...من - نه بابا اینطور نیس -
فقط مریضه، درکش کن
اونو، ایشون به خاطر اون دزد دوربین خیلی شوکه شده
لطفا درکش کن
جه وون، همین زودیا یه دختر بهتر پیدا میکنی
راستی، گردنبندت
راس میگه - چی؟ -
راس میگه، گردنبندت - اون حلقه ها چی ان وصل گردنبندت؟ -
دوست پسر پیدا کردی؟ - چرا بهمون نگفتی؟ -
بذار ببینیمش
سرتون به کار خودتون باشه
حتی اگه دوست پسر پیدا کنم هم، اصلا به شماها نمیگم
...من
برخلاف بعضیا، زندگی شخصیم رو اینور اونور جار نمیزنم
کجا میری؟ - دسشویی -
بیخیال بابا، ناسلامتی رفیقیم چرا نگی بهمون؟
خیلی مرموزه - غریبه ها هم بهمون میگن -
شرط می بندم - چشه؟ -
از کجا می دونست من اینجا زندگی میکنم؟
از دیدن من تعحب هم نکرد حتما همه چیز رو میدونه
تا کجا خبر داره ینی؟
راستی
من طرح پیشنهادی اونو و درخواست مناقصه رو آوردم
باید بدم بهش
من میدم بهش باید دسشویی هم برم
واقعا؟ - آره -
اون چی بود؟
رمز در رو بگین - - 0660*
اون طرحای پیشنهادی که بهم دادی یادته؟
همه خوششون اومد
ترجمه: رخشان. مینسو. سیلور. ترانه. آرشین
ادیتور: مونلایت
کیونگ جون فکر میکنه من به خاطر این اینجام
انگار با پسرداییم صمیمی ای
من روحمم خبر نداشت
چقدر جالبه
اومدم O3 باور نمیکنم به
اونم با این برگه های درخواست
حتما خانم لی اونو بازاریابه
من نمیتونم باهات کار کنم
البته، منم همینطور
پس چرا اینجایی؟
میخواستم ببینم این لی اونو همونیه که تو ایستگاه پلیس دیدم یا نه
خب اگه مطمئن شدی، برو
به هرحال
فقط همینا رو میخواستی بگی؟
تو میخوای چی بشنوی؟
باید چی بشنوم تا عصبانیتم فروکش کنه؟
فکر نکنم چیزی بتونه آرومم کنه
ولی یه چیزی بگو
حداقل برام توضیح بده
چرا نمیتونی درباره خودمون به دوستات بگی
چرا اونطوری به هم زدیم
و این که چرا حتی وقتی از کیونگ جون شنیدی که همه جا دنبالت میگشتم
ازم قایم شده بودی، توضیح بده
این داره دیوونم میکنه
پس لی اونو اینجوریه
سون آ اینطوری نبود
...تو
همه چیزت تقلبی بود
،اگه تو سون آ بودی
حتی شده، خودتو مجبور میکردی که حرف بزنی
سون آ با من روراست بود
و من این ویژگیشو دوست داشتم
به خاطر همین طوری که باهام به هم زدی رو درک نکردم
سون آ همینطوری غیب نمی شد
اگه اون بود، یه پیام مسخره درباره دزدیدن دوربینام نمیذاشت
... اگه سون آ میخواست باهام به هم بزنه
... حداقل میومد
تو روی خودم میگفت
اون مثل تو بزدل نبود
از اولشم همه چیزت تقلبی بود
تو دروغگو بودی
چطور پیش رفت؟- کل برگه ها رو بهش دادم-
تو جزئیاتو بهش توضیح بده، من دیگه میرم
خداحافظ- به همین زودی؟-
دفعه بعد میبینمت- باشه-
خداحافظ
بهت زنگ میزنم- به سلامت-
خیلی باحاله
قشنگ استایل مورد علاقمه
رینی، بزن بریم
میتونیم اونو رو فردا ببینیم- باشه-
وایسین ببینم. من خودم تنها اینجا رو تمیز کنم؟
!خیلی خب. آماده ای یا نه، سنگ کاغذ قیچی
!بزن بریم! عجله کن
تمیز کردن بهت خوش بگذره و شب بخیر
شبت بخیر، پخمه
تو دیگه کدوم خری ای؟
...توی کوچولو- اون همیشه سنگ میاره-
آره، اون ابله همیشه همینه
هی، اونا همشون رفتن
تو طرح پیشنهادیمو به کیونگ جون دادی، مگه نه؟
اون با خیلیا ارتباط داره و بین ما موفق ترینه
ازش خواستم چندتا شرکت معرفی کنه
همش به خاطر خوبیِ توئه
اگه کارت خوب نبود، این کارو نمیکرد
دیدی؟ آقای پارک سریع اومد
فقط میتونم تو مناقصه شرکت کنم که به اندازه کافی خوب باشم
حالا هرچی، الان حس میکنم خیلی بدبختم
چرا حس میکنی بدبختی؟ این طور نيست جدا
همین الان یه میلیون وون قورت دادی رفت پایین
اگه مطمئن شدی، برو دیگه میخوای چی بشنوی؟
!اونن بگیر- بسه-
کی تمیزکاریمون تموم میشه؟
اونو، بیا ظرفا رو بشوریم
...نمیشه همه چیزو ول کنی اینجا
!اونو
نمیدونی این چقدر گرونه؟
...چطور میتونی همشو
کجا رفته؟
نکن
یالا
مشتاق دیدار، خانوم لی اونو
سلام
داری کجا میری؟- میخوام برم گون رو ببینم-
چرا؟- چون بیرون انداختنم-
چرا؟
فرض کن بابامی
... خوشت میاد
دخترت هرروز مست و ملنگ باشه؟
حالا چرا اگه بیرونت انداختن، میخوای بری پیش گون؟
چون جای دیگه ای نبود برم
اون تو خونه من زندگی میکنه
میدونم. برای همین میرم اونجا
خب پس خدافظ
هی
فکر میکنی من دیوونم نه؟
چی؟
نه اصلا
تو همیشه به نظر من باحال بودی
من به وضوح یه زن خل و چلم
تو فکر میکنی باحالم؟
درسته
ولی
ولی این زن باحال هنوز نتونسته گون رو فراموش کنه
چرا؟
چون خیلی وقت پیشا بهم گفت
،حتی اگه بهم زدیم
،اگه خیلی دلم برای مامانم تنگ شده بود
میتونم هر وقت خواستم ببینمش
شگفت انگیز نیست؟
No comments yet. Be the first to leave one.