The first 200 lines.
،خب، من با لیموزینم وارد پمپ بنزین شدم
،و بعد متوجه شدم که باکم اونور ماشینه
،پس مجبور شدم دنده عقب برم
.که کار سختیه چون کش میاد
.این کلمه توی کار و کاسبی ما یعنی بلند
!"چارلی"
،میدونم که نباید کسی رو بزنیم
ولی من اجازه دارم که خودم رو بزنم تا بیدار بمونم؟
نولان"، ما همه بهت اهمیت میدیم"
....و ما میدونیم که تو عاشق شوفر بودنی
این کلمه رو از کجا میدونی؟ تو هم توی کار و کاسبی ما هستی؟
.نه، ولی توی این سیاره که هستم
.ببین، ما خیلی برات خوشحالیم
ولی ما دوست داریم درباره .یه جنبه دیگه از زندگیت بشنویم
خب، من یه بار یه مشکلاتی با دلقکها داشتم
.که خیلی ناراحتم کرد - .این رو بگو -
خب، دیروز من چند تا دلقک رو .تا سیرک رسوندم
.متاسفانه، فقط سه تا بودن
.بیرون اومدنشون از لیموزین اصلاً طول نکشید
.اینم که داستان لیموزینه - .من این رو به عنوان داستان دلقک میبینم -
.من تو رو به عنوان داستان دلقک میبینم
..."بگذریم، "پاتریک
.چهارشنبه قرار مصاحبه کاری با مجله "ووگ" داری
این فرصت بزرگیه برای تو، مگه نه؟
.حقیقتش، من نمیتونم برم
.یه نفر یه بلیط خیلی خوب برای بازی ورزشی بهم داد
،آه، بله، سرگرمی بزرگ آمریکاییها
.بازی ورزشی
بیسباله، باشه؟
اوه، آره؟ کی بازی میکنه؟
...آه، آتلانتا و
.فقط یه شهر دیگه رو انتخاب کن
میلان؟
پاتریک"، چرا داری این مصاحبه رو میپیچونی؟"
.چونکه وقت تلف کردنه
.اونها من رو استخدام نمیکنن
.در ضمن، از فروختن لباس توی پاساژ خوشحالم
.تو از فروختن لباس توی پاساژ متنفری
.حقیقتش، دارم علاقه پیدا میکنم
.آدمهای معمولی
.لامپهای مهتابی
زنهای چاقی که دارن لباسها رو امتحان میکنن
.با دستهای چرب کیک دارچینی
عاشقشم! میشه لطفاً بحث رو عوض کنیم؟
اوه، خدای من، دیشب خواب دیدم
.که یه جعبه کامل کیک دارچینی رو خوردم
ولی اشکالی نداره، چونکه وقتی دوباره خوابیدم
.خواب دیدم که همشون رو بالا آوردم
.خب، حداقل توی خوابت به خودت گرسنگی نمیدی
.خوبه
پاتریک"، چند هفته قبل داشتی با چنگ و دندون"
،میجنگیدی تا این مصاحبه رو بگیری
.و حالا داری بیخیالش میشی
چه اتفاقی افتاده؟ - .هیچی -
من فقط بهش فکر کردم و متوجه شدم
.من کسی نیستم که بدرد "ووگ" بخورم
باشه، باشه، این به نظر میرسه .به خاطر اعتماد به نفس پایین باشه
،آخرین باری که این مشکل رو داشتی ...به نظر میرسید که مربوط به
.نگو مربوط به مادرمه. مربوط به مادرم نیست
.این هیچ ربطی به مادرم نداره
باشه، خب، ما میتونیم اسم .مادرت رو از لیست حذف کنیم
.هی. وقت تمومه. من باید برم
.هنوز حرفمون تموم نشده
.پنج شنبه بعدی میبینمتون
هی، "چارلی"، میتونی من رو تا مکانیک برسونی؟
آه، البته، مشکل چیه؟
.سیستم برقی ماشینم دوباره خراب شده
...این بخاطر این ماشین
.لعنتیه که خریدم
.نمیخواستم جلوی "اد" چیزی بگم
چرا نمیخوای جلوی من چیزی بگی؟
چونکه تو الان یه ماشین آمریکایی خریدی
و حالا میخوای بدی به یه مکانیک آمریکایی تا درستش کنه؟
.خب، حالا که "اد" وارد قضیه شد
.من برم کلیدم رو بگیرم
.تو این رو شروع کردی، نه من
.بچههایی مثل تو اصلاً وطن پرستی سرشون نمیشه
.من تمام عمرم ماشین آمریکایی روندم
روندی یا هل دادی؟
.میدونی، تو یه آدم نفهم هستی
.آره، "شان"، اون درست میگه
.تو دیوس هستی
.جوونها بجای نفهم این رو میگن
چرا طرف "اد" رو میگیری؟ .تو که ازش خوشت نمیاد
چونکه تو یه دروغگوی حرومزاده هستی
.که بهم خیانت کردی و هیچوقت عذرخواهی نکردی
.و همینطور اون قضیه ماشینه
!بیا! بیا این کار رو بکنیم
."من با تو دعوا نمیافتم، "اد
چرا نه؟ فکر میکنی من پیرتر از اونی هستم که بزنم در کونت؟
"خب، من دوست دارم تو رو با "لی ماروین
.و "چارلز برانسون" آشنا کنم
.روحم خبر نداره اون آدمها کی هستن
چارلز برانسون"؟ "آرزوی مرگ"؟"
.شرمنده
."آرزوی مرگ 2"
.باور کن، من این مرد رو نمیشناسم
."آرزوی مرگ 3"
.درسته، آره، سومیه
.آره، اون ترسناک بود
!با من اینطوری برخورد نکن
اینقدر کارم درسته که میتونم .بزنم حالت رو جا بیارم
ولی الان با سازمان کهنه سربازها قرار ملاقات دارم
هفده ماه طول کشید تا این قرار رو بگیرم
.و من به خاطر هیچکس این رو از دست نمیدم
.بهتره مواظب خودت باشی
.اد" میاد دنبالت"
.لازم نیست مواظب خودم باشم
فقط وقتی صدای خس خس نفس کشیدنش .رو شنیدم راهم رو عوض میکنم
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari
.هی، بچهها
.جوردن"، فکر کردم خودت قراره تنها بیای"
نه، ما بعد از کاری که تو باهام داری
داریم میریم برای دیدن یه فیلم هنری فرانسوی. چه خبر؟
من امشب یه جلسه خصوصی با "پاتریک" دارم
و به کمکت احتیاج دارم. ولی اگه ...شما میخواین برید فیلم ببینید
نه، نه، نه، نه. ما لازم نیست .بریم فیلم ببینیم
.اون کمک میکنه - .من فکر کردم تو میخوای بریم فیلم ببینیم -
،من عاشق فیلمهای با زیر نویس، انیمیشن
.موزیکال فرانسوی هستم
ولی بیا فقط به خاطر اینکه "خیلی میخوایم فیلم "گربه کوچولو
.رو ببینیم، خودخواه نباشیم
."ممنونم، "شان
خب، میخوای من چیکار کنم؟
.خب، من میخوام نقش بازی درمانی رو امتحان کنیم
پاتریک" مشکل اعتماد به نفس داره"
.و احتمالاً به مادرش مربوطه
چرا این فکر رو کردی؟
بیشتر به خاطر اینکه روی مبلم پرید
"!و داد زد، "این ربطی به مادرم نداره
.گرفتم. پس تو میخوای من نقش مادرش رو بازی کنم
.اوه، این باحال به نظر میرسه .منم پدر میشم
.آره، لازم نیست تو نقش پدر رو بازی کنی
چرا نقش یه همسایه کوچولو رو بازی نمیکنی
که داره میره خونش جایی که بهش تعلق داره؟
.یه سوال سریع پاتریک" اهل بوستونه؟"
.چونکه من میتونم لهجه باستون رو خوب دربیارم
الان شنیدی چطور گفتم "باستان"؟ .این عالیه
.ما قرار نیست نمایشنامه بازی کنیم
و اگه قراره هم اجرا کنیم، این لهجه .خیلی بدیه. درستش "باستون"ـه
.آه، بهتره بهم اعتماد کنی
.درستش "باستان"ـه. یه کم گفتنش سخته
."باستان" - .باستان" درسته" -
.نه، نه، نه. درستش "باستون"ـه ."نه، "باستان -
."باستون"، "باستون" - ."باستان" -
...اون الان گفت - .تو نقش پدر رو بازی نمیکنی -
."چارلی" - .خودشه. بیا بریم -
.باشه
."شان" - بله؟ -
،اگه یه قدم وارد اتاق بشی
.جوری میزنمت صدای خر بدی
هی، "پاتریک". چرا نمیشینی
و ما درباره کاری که امشب قراره بکنیم حرف بزنیم؟
اون اینجا چیکار میکنه؟
ما قراره یه کم نقش بازی کنیم
تا بهت کمک کنیم که بفهمی .چرا داری این موقعیت فوق العاده رو از دست میدی
.من مادرت میشم
حالا راست بشین. با اون قوزی .که داری نمیتونی شوهر پیدا کنی
.این چیزیه که مادر من میگه
.مادر من هیچوقت این رو نمیگه
اون چی میگه؟ - .اون چیزی نمیگه -
الان ساعت 8:30، اون تا حالا سه لیوان
از ودکا لیمویی مخصوصش خورده
.و با صورت افتاده روی کف آشپزخونه
خب، اگه این رفتار مادرت باعث شده که فکر کنی لیاقت نداری
،و از رفتن دنبال کار مورد علاقت دست کشیدی
.تو باید بهش بگی چه احساسی داری
میدونی، یه چیز هست که باید .بهت بگم
.مامان - چیه، پتیکیک؟ -
.من واقعاً از نقش بازی کردن متنفرم
چارلی"، اینکه من شایسته کار توی "ووگ" نیستم"
هیچ ربطی به این حقیقت نداره که
مادرم فکر میکرد که بطری ودکا
برای مثل پسریه که هیچوقت .ناامیدش نکرده
.من دارم میرم
،هی، هی، برگرد بیا اینجا، پسر
.و به حرف مادرت گوش بده
،شرمنده، "چارلی"، به عنوان پدر
.من بهترین کارم رو کردم
.حالا میتونی بری
هنوز وقت دارین به فیلم .گربه کوچولو" برسین"
.اوه، لعنتی
."هی، "اد
.من به کمکت احتیاج دارم - .بسیار خب -
هیچکس تو رو جدی نمیگیره
.چونکه همیشه لباسهای بازی میپوشی
.قابلی نداشت
.آم، نه
من به "شان" گفتم که تو باهاش دعوا .میافتی و تو باید این کار رو بکنی
.اوه، دست از سرم بردار .من با "شان" دعوا نمیکنم
.اون نصف سن منه
و در ضمن، من با این چهره پول در میارم
.و نمیخوام خرابش کنم
.بیخیال، "اد". تو جوونی و مهمی
،و اگه محکم بزنیش
شاید بتونی یه کم از
اون کلسیمهایی که توی انگشتات داری .رو مصرف کنی
چرا این برات مهمه؟
.این مرد یه سال پیش بهت خیانت کرد
No comments yet. Be the first to leave one.