The first 200 lines.
Dark Passenger Memento
آیوفیلم تقدیم میکند
موقع مشت زدن ضربههام بهت میخوره
،ولی وقتی قلبتو هدف میگیرم همیشه خطا میره
موازی، زیگزاگی، ناهنجار، نامنسجم
وقتی بهم نگاه میکنی و میای نزدیکم
میدونم معناش واسه تو فرق داره
ولی کاش برای همیشه همینطوری میموندیم
احساسات در حال تغییر من مرا دیوانه میکند
وقتی چشم تو چشم میشیم خودت تلپاتی احساستم رو بفهم
اگه جفتمون میتونستیم یه احساس داشته باشیم
میخوام این ظرافت بازی مزاحم رو کنار بزارم
،من میخوام همه چیز رو بدونم من میخوام همه چیز رو بدونم
نمیتونم تا ابد گولت بزنم
نمیتونم پنهانش کنم
میخوام رازمو فریاد بزنم، آههه
بفهمش! تلپاتی
ت-ت-ت-ت-تلپاتی
تلپاتی
لبخند او دلیل
.دلیل لبخند او
!صبح بخیر میسوزو-چان !روز محشریه مگه نه؟
.صبح بخیر
!!ایوللل! بالاخره دایورتم نکرد
...و تو
کی بودی؟
!همکلاسیتم، تانابه
.واقعاً میخوام لبخندش رو ببینم
میسوزو-چان اصلاً نمیخنده، میدونی؟
،اینکه بی احساسه مشکلی نیست ولی چی باعث میشه بخنده؟
چی تفت میدی باو؟ .اون همش داره میخنده
!ها؟! ناموساً؟
واقعیتش، همیشه وقتی .داره باهام حرف میزنه در حال خندیدنه
.خیلی عن اخلاقه
!راست میگی؟
!!مرد، مثل سگ بهت حسودیم میشه
!دوستای دوره کودکی باهم یه جور دیگهان اصن
تصور تانابه
واقعیت
هی، گوندو خیلی میخنده، نه؟
.جدی؟ من اونقدا خندهش رو ندیدم
چه خبره؟
چرا داره از من میپرسه؟
نکنه چون میسوزو جون رو دوست داره؟
...تانابه-کون، مداد نوکی
.خیلی نوک تیزه، میدونی که
.تصمیم عاقلانهای بود
،اوه، راستی! خب، میسوزو-چان
...یه داستان جالبی شنیدم
چه بلایی سرت اومده؟
.میسوزو-چان این کارو کرد
باز رفتی یه چیز عجیب غریب بهش گفتی، آره؟
.درس نمیگیری از کارات
.هیچی نگفتم
...ها؟ پس چرا
.سعی کردم لپشو بوس کنم
!!مووچ
.عجب خرشانسی هستی که فقط به یه چسب ختم شد
میسوزو-چان، چی باعث میشه بخندی؟
اوه، سعی داری منو بخندونی؟
تانابه-کون، منو دوست داری؟
!بله! اندازه ستارههای آسمون
پس انقد دور و برم احمق بازی در نیار .و مثل مرد بهم نزدیک شو
...اگه اینطوری کردی
.شاید بهت لبخند زدم
!یا ابرفرض، ته جذبهست
.جون میگه وقتی پیششی همش داری میخندی
...این یعنی... تو واقعاً
.تکذیب میکنم
...دوباره
،بستگی به دید طرف داره .ممکنه یکی بگه دوستش دارم
!چی؟
.جونیچیرو همیشه افکار جدی داره
حتی وقتی دور و بر تو داره میخنده یا مسخره بازی میکنه
.شرط میبندم تو ذهنش به یه چیز کاملاً متفاوت فکر میکنه
.اون همچین آدم خوشمشربیه
.اوه... اینم از خنده
.بازیگوش باشم مثل یه دختر میخوام
.میخوام مثل یه دختر بازیگوش باشم
!صبح بخیر
!اوووی بسه دیگه
!ببخشید
.منم دوست دارم مثل اون دختره بغل کنم
...تومو، بالاخره تو
ها؟! «بالاخره» چی؟
منظورم بغل کردن و گرفتن دست .همدیگه با دوستامه
میدونی دیگه، چیزای دخترونه. دوست دارم .با دوستام اینطوری رفتار کنم
اوه؟
،تو با دخترا زیادی خودمونی رفتار میکنی
.فکر میکردم مدلته
.قبلاً امتحانش کردم
مثلاً وقتی میخوام رفیق باحالی باشم
.دستمو میندازم دور شونههاشون
.ولی هر وقت این کار رو کردم، طرف دیگه بهم نزدیک هم نشد
چرا اینطوری میشه؟
.منم دلم به حالشون میسوزه
نیگا ما نزدیک 10 ساله باهم رفیقیم، نه؟
.بله، چون مادرامون دوست دوران بچگی بودن
.ما از وقتی به دنیا اومدیم بهم نزدیک بودیم
.هرچند من یادم نمیاد
به نظرم که به اندازه کافی باهم رفیق بودیم .که از اون کارا باهم بکنیم
به اندازه کافی؟
!یه بار بابا! فقط یه بار امتحانش کنیم
!قول میدم بهت صدمه نزنم
مشکلی باهاش نداشتم ولی وقتی اینطوری .گفتی، دیگه نمیخوام
!ها؟
!تومو-چان
چیه؟
بغل میخوای مگه نه؟
ها؟
...میسوزو بهش گفته
مطمئنی؟
!بله
...باشه، پس
ای-این چیه دیگه؟
...اون خیلی ظریفه
...و نرمه
.و بوی خوبی میدی
.پس این... دختره
.فکر کنم من دختر نیستم اصن
.آروم باش
.اون زیادی خاصه
اگه کارول خاصه، بقیه دخترا چطورین؟
.هممم... میفونه تو هم دخترونهای
!این دیگه چه کوفتیه؟
تو چی اوگاوا؟
!منظورت از «تو چی» چی بود؟
!تومو-چان
.تومو-چان، بیا باهم بازی کنیم
!صبح بخیر، تومو-چان
.صب-صبح بخیر
!هی میسوزو! صبح بخیر
.صبح بخیر
.امروز از دنده چپ بلند شده انگار
.حدس میزنم هنوز عصبانیه
.به نظر من که مثل همیشهست
،نه. اگه میخوای دوست میسوزو باشی .باید اینو یاد بگیری
،اول از همه، وقتی عصبانیه .حالت چهرهش یکم عوض میشه
.اوها
.و رفتارش هم یکم عوض میشه
عصبانیه
عصبانی نیست
...ها
.فقط هالهش عوض میشه
!اوه
.اون این مدلیه
.من که نفهمیدم
میسوزو-چان از چی عصبانیه؟
وقتی بهش گفتم میخوام یکم دخترونهتر ...رفتار کنم از اون موقع عصبانی شد
ولی اون از اوناش نیست که به .خاطر همچین چیزایی عصبانی بشه
.اوه
ها؟
.ممکنه تقصیر من باشه
!ببخشید
.من همیشه وقتی خوشحالم گند میزنم
فکر میکنی منم تومو-چان رو اذیت میکردم؟
.پس حداقل ازش خبر داری
.ولی لازم نیست بابت چیزی عذرخواهی کنی
...اونی که باید سرزنش بشه
شخص خاصیه که همش اذیتش میکنه
.برای جلب توجه اون
.هرکی هست خیلی بچهست
.موافقم
.ببخشید که باعث شدم حس بدی داشته باشی
،اتفاقی افتاد که شخصاً خوشم نیومد
.و من اونو سر تو خالی کردم
...باشه
.زیادی عجیب غریب میزنی امروز
.خب، من که بچه نیستم
چیزی شده؟
...تماس فیزیکی که دیروز داشتی میگفتی
.بدم نمیاد یکم انجامش بدیم
!واقعاً؟
،ای بابا، بیخیال بابا! اگه بهش علاقه داری .باید از همون اول میگفتی
ما دوستای صمیمی هستیم مگه نه؟
.بیشتر از اون چیزی که فکرشو میکردم اذیتم میکنه
میخوای خفت کنم؟
...بهش فکر کن
چرا هیچوقت سعی نمیکنی جونیچیرو رو بغل کنی؟
!ها؟
،منظورم اینه، اگه میتونستم ...دوست داشتم انجام بدم، ولی
.کار آسونی نیست
چی میگی واسه خودت؟
اون بدون دلیل بهت میچسبه .یا بغلت میکنه
چه عیبی داره اگه تو بغلش کنی؟
!اوه
...نگو که
که تا حالا بهش دقت نکرده بودی؟
.شوخی میکنی دیگه
!!جون ایناهاش
!خیلی خب
!بزن بریم
!!!یوها، جون
!!بیا باهم برگردیم خونه
!ه-هی! جون
.الان دبیرستانی هستی دیگه میدونی که .نمیتونی از این احمق بازیا در بیاری
!ها؟
!چییییی؟
!!ولی تو همیشه این کار رو با من میکنی
من این کارو میکنم؟
No comments yet. Be the first to leave one.