The first 200 lines.
« شبه جزیرهی عربستان »
،خدای خوب، آقای وادیم
بالاخره تونستم از موسکو دورتون کنم
بیاید
دشمنانـم کارم رو سختتر کردن که
هروئینـم رو از شمال منتقل کنم
،دنبال راههای جایگزین هستم
ولی اگه به جابجاکردن جنسـم ،از طریق بمبئی ادامه بدم
باید مطمئن باشم که مسیرش واقعاً امنـه، آقا چاپرا
چیزی عوض نشده، من مقامات بندر رو توی جیبـم دارم، پلیس رو توی جیبـم دارم
توی بمبئی... من خدام
کـاری از هـومـن صـمـدی و کـیـارش Raylan Givens & Ki@Rash
« لـندن »
خانمها و آقایون، خیریهی بچههای فیلیپس
مایلـه بخاطر سخاوتمندیتون ازتون تشکر کنه و بهتون اصرار کنه
در پیشنهاد قیمت برای مزایدهی خیریهی امشبمون، حتی سخاوتمندتر هم باشید
یک قرار شام در بار هری با سوپرمدل ناتالیا بالاکین
بیاید پیشنهاد قیمت رو با پنجهزار پوند آغاز کنیم
برادر من کو؟
پنجهزار و پانصد
ششهزار
ششهزار و پانصد. خیلی ممنون، قربان
گادمن
...هفتهزار پوند - بله، میز هفت اونجاست -
هفتهزار و پانصد
هفتهزار و پانصد. هفتهزار و پانصد - مثل برادرت خجالتزده نباش -
.بیخیال، کاتیا. من یه زن لازم دارم !هشتهزار پوند
!هشت. بله - هشتهزار پوند. آقای محترمی که اونجاست -
چی؟
چیه؟ خوب، خوبه... نه؟
قیمت خوبیـه
بهعلاوه، اگه یه روس به خیریه کمک کنه، به جای کلاهبردار
بهش میگن جرگهسالار
سلام، مادر - سلام، عزیزم. چطوری؟ -
داره باهام لاس میزنه
چطوری، بابا؟
،چندبار باید بهت بگم
ما روس هستیم، روسی با من صحبت کن
دیمیتری، ولـش کن
بچههام با من انگلیسی صحبت میکنن و من هیچی نمیفهمم
بابا، ربکا روسی بلد نیست
سلام، عمو بوریس - سلام، سلام -
ربکا؟
سلام. بله
کِی شروع میکنی با من روسی حرف بزنی؟
زمانیکه پسرتون بهم یاد بده
خودم بهت یادم میدم - !اوه -
پسرم و خواهرش مثل بچهها روسی حرف میزنن
چهاردههزار پوند
چهاردههزار پوند
همسر جدیدم رو اونجا میبینی؟
فکر میکردم اوضاع کار خرابـه، عمو بوریس
.اوضاع کار خیلی بده خب، پانزدههزار پوند
پانزدههزار پوند به مردی که کتشلوار سفید پوشیده
مادرت خوشحالـه
و خواهرت عاشق مایکل جکسون شده
،بابا، تو توی انگلستانی نمیتونی اونطوری صحبت کنی
هـی - سلام -
بابا چی گفت؟
نپرس
یالا، یالا، یالا، یالا
باید یه سر به بابا بزنی
نه. یه دور دیگه برقصم
برو کنارش بشین
نه. فقط در صورتیکه باهام برقصی
یالا
باید واسه بکی یه لباس جدید بخری
مامان، اسمـش ربکاست
باید واسه دوستدخترت یه لباس جدید بخری
اون واسه یکی از ثروتمندترین آدمهای دنیا کار میکنه
و با اینحال، مثل دانشجوها لباس میپوشه
یالا
،نه، به الکس گفتم که عقل نداره که باید پیش گلدمن میموند
خب، چیز خوبیـه که به حرف شما گوش نمیده
آره
،خب، دست خودم نیست میدونی، من دوستدارشـم
،البته، حالا اون یه آقای محترم انگلیسیـه
واسه همین نمیخواد دیگه ارتباطی با من داشته باشه
متوجه نیست که اوضاع صندوق سرمایهگذاریـش عالیـه
چون تمام رابطهای شماها رو واسه سرمایهگذاری داره
اوه، اون با تمام رابطهای من هم قرارداد بست
،اوه. من یه رفیق توی اسرائیل دارم خیلی به سرمایهگذاری علاقهمنده
ما واسه دوستهای شما خیلی ناچیزیم
هیچوقت میفهمی چی توی فکرشه؟
این لبخند زیبا رو داره، ولی زیر اون لبخند ،شاید پیش خودش میگه
.گور پدر خودت و رفقات، عمو بوریس» «من به پول تو احتیاجی ندارم
من درخواستی ازت ندارم
سعی دارم کمکـت کنم
میدونم
سپاسگزارم
!«سپاسگزارم» مثل دیوار میمونه
باید تمرین تنیس مقابلـش انجام بدم، هان؟
بیارن بورگ، هان؟
عذر میخوام
بله - وادیم هنوز زندهست -
فرستادنـش خونه
« مـسـکـو »
بابا؟
فکر کن من باشم
اوه، بهتره که نباشی
هـی، منم که مستـم اونوقت تو نمیتونی کلیدهات رو پیدا کنی
،نمیتونم پیداشون کنم صداشون رو که میشنوم
اوه، خدا
!پوف
فکر کنم یه کاسهای زیر نیمکاسهی عمومـه
هوم، مثل بطری ودکا
ببخشید
نگرانـم دوباره مشکل مالی داشته باشه
خب، اون همیشه مشکل مالی داره
بیارن بورگ
ازم میخوای بیارن باشم؟
سوئدی من از روسی تو بدتره
اوه، از روم بلندشو
اوه
مامانـه، هان؟
مامان، ساعت یک شبـه
چطوری دوباره رفت اون بالا؟
،من حواسـم نبود داشتم تلویزیون میدیدم
سلام، بابا
مشروب میخوری؟
نه، ممنون
تابحال توی یادبود هرودز واسه دایانا و دودی بودی؟
توی زیرزمینـه
فکر میکنی خانوادهی سلطنتی اون رو کُشت؟
نه
بخاطر اینکه الان بریتانیایی هستی
اگه هنوز روس بودی، باور میکردی
یالا، بابا، خواهش میکنم
مامان نگرانـه
یالا
قراره حجت رو با کرملین تموم کنم
بهشون میگم علاقهمند به کارکردن باهاشون نیستم
نمیخوام پول و داراییـم برگرده
فقط دلـم میخواد برگردم به مسکو
کی دستور قتل وادیم رو داد؟
کی دستورش رو داد؟
کی دستورش رو داد؟
سلام، الکس، فرض میکنم که مقالهی بیاِنآی در مورد ارتباط روسیه با صندوق سرمایهگذاری گادمن رو دیدی؟ با آرزوی موفقیت - الستر
طبق گفتهی منابع، صندوقهای سرمایهگذاری تحت تحقیقات، شامل
صندوقهای دریک، کلاتیمن، وارکوس نیلور، و گادمن میشن
خب، اون احمقانهست، ما هیچوقت توی روسیه سرمایهگذاری انجام ندادیم
به همین زودی سه تا سرمایهگذار ازم خواستن که سرمایهشون رو پس بگیرن
مرجع نظارت بر عملیات مالی تماس برقرار نکرده؟
نه، هنوز نکرده
خب، پس، این از کجا نشأت میگیره؟
به سرمایهگذارهات بگو که این شایعه کاملاً کذبـه
و اینکه مرجع نظارت بر عملیات مالی ما رو رفع اتهام میکنه
کارین، توی بلومبرگ آشنا نداری؟
دیگه با هم صحبت نمیکنیم
ازش بپرس کی داره این شایعات رو پخش میکنه
صندوقهای سرمایهگذاری لندن، متهم به سروکارداشتن » « با بازارهای قرارگرفته در لیست سیاه شدند
سلام، عمو بوریس، میشه بعداً باهات تماس بگیرم؟
.همین الان مقاله رو دیدم همهچیز مرتبه؟
هنوز مطمئن نیستم
یه نفر از موسکو این رو برنامهریزی کرده تا به خانوادهمون آسیب بزنه
فکر نکنم
گوش کن، مجبور نیستی تنهایی بار همهچیز رو به دوش بکشی
من واسه تو هم اینجا هستم - میدونم -
دوسِت دارم
منم دوسِت دارم
،من صندوق رو از صفر شروع کردم هرگز قرونی از خانوادهم یا دوستانشون
نگرفتم، و یه سیاست ایجاد کردم که توی روسیه سرمایهگذاری انجام ندیم
بخاطر سابقهی خانوادگیـمه
محتاط بودم که کاملاً شفاف باشم
و همیشه والاترین استانداردهای اخلاقی رو حفظ کردم
خب، عذر میخوام، ولی شاید اگه ،یه نام دیگه انتخاب میکردید
این مشکلات براتون پیش نمیومد
الن، یه رقیب، یه شایعهی کذب راه انداخت
،اگه سرمایهگذاری میکردی ،حتی کوتاهمدت
اطمینان بقیه برمیگشت
و منم بدیهیـه که شرایط بهتری نسبت به شرایط عادی برات در نظر میگیرم
نظر رئیستون چیه؟
خودت میدونی که سیدنی در صندوقهای سرمایهگذاری نوظهور، سرمایهگذاری نمیکنه
میدونم معمولاً در مورد همهچیز حق با سیدنیـه
ما به مشتریهامون سودهای بسیار خوبی دادیم
میدونم، الکس، من تحقیقاتـم رو انجام دادم
تو توی کارت خیلی واردی
ولی مشکل من اینه
وقتی میگی هیچ قانونی رو
زیر پا نذاشتی، حرفـت رو باور میکنم، صد در صد
ولی مطمئن نیستم کس دیگهای باور کنه
،اگه یه آمریکایی، یا آلمانی ،یا اسپانیایی بودی
یه رد اتهام منتشر میکردی ،و قضیه تموم بود
،ولی بخاطر اهل جایی که هستی این شایعات پابرجا میمونن
و به همین خاطره که از کسی با نیکنامی شما درخواست میکنم که سرمایهگذاری کنه
،خب، اگه داری ازم درخواست یه لطف میکنی پس جوابـم منفیـه
ولی اگه داری یه سهم از کسبوکارت رو ،بهم پیشنهاد میکنی
پس اون چیزیـه که من مایلـم بهش فکر کنم
تنها در صورتیکه نام شرکت رو تغییر بدی
سرهنگ فدروف، آژانس اطلاعات فدرال
ممنون، قربان
پیش دخترشون هستن، قربان
از دیدنـت خوشحالـم، الیا
باید به پدرت بگی بیشتر مراقب خودش باشه
اون هیچوقت به حرف من گوش نمیکنه
به حرف منم همینطور
چقدر دیگه قراره توی این بیمارستان نگهـت دارن؟
دارم بهش عادت میکنم
اولین مرخصیایـه که بعد از سالها داشتم
زیاد بهش عادت نکن. مردم میگن که داریم پیر میشیم
No comments yet. Be the first to leave one.