The first 200 lines.
...آنچه گذشت
جو گلدبرگ؟ قضیه تو و کندیس رو شنیدم
فکر میکرد اگه با یه آدم دیگه توی رم زندگی کنه، خوشبختتره
پیچ بدون لپتاپش جایی نمیره
اگه میتونستم توشو ببینم
گوئنویر بک؟
اینا همش حاصل یه ذهن مریضه
اون عقدهی تورو داره
همه وجودتو واسه خودش میخواد
دوست بودن با تو، آدمو از پا درمیاره
نیازی ندارم برای دوست داشتنت، اون شعر خودشیفتهاتو
تحمل کنم
بک به ندرت متوجه میشه که چی به صلاحشه
حسابی باهات موافقم
اینکه مطمئن باشم برای محافظت ازت
باید از چه راهی اقدام کنم، خیالمو راحت میکنه
پاکو، چیکار کردی؟
نمیدونستم چندتا قرص خوابآور
ناکارش میکنه
سلام علیکم
تو روز روشن
توی سنترال پارک به پیچ حمله شده
دارم یه راست میرم اورژانس
زندهست؟
سه روز از آخرین باری که دیدمت، میگذره
من ناامیدت کردم، بک
و این مجازات منه
الان دارم به سمت طناب دار میرم؟
باید آخرین حرفامو آماده کنم؟
بک، بعضی از آدما مثل سرطان میمونن
پیچ از اون تومورهای سطح چهارـه
سعی کردم اون تومور رو، قبل از اینکه تو رو از پا دربیاره، بیرون بیارم
اما حالا در بهترین حالت باید وارد بشم
و دست اون آدم برنده رو ببوسم
:در بدترین حالت
میدونه که کار من بوده
و همه چیز تموم میشه
برام کمین کردین؟ وقتی برم زندان، بازم عاشقم میمونی؟
سلام
اوه، نه
باورم نمیشه که بهت گفتم
درگیر مزخرفات اون همسایهات بشی
اشکالی نداره تقصیر تو نیست
خدایا، دلم برات یه ذره شده بود
پیچ چطوره؟
اوه، همونطوری که انتظارش میره
اشکالی نداره کفشا یا هر کدوم از وسایلت
که با آدمای مترو برخورد داشته رو دربیاری؟
نه اصلاً
:.: تـرجـمـه از زهــرا، پویا :.: .: Zaaraa & pouyasas :.
حالت چطوره، پیچ؟
تازه دارم میشناسمت
هوم؟
همینه؟ میخواد منو بو بکشه؟
....نقش آدمای احمق و بیمسئولیتو بازی کردی و اما
اما؟ - تو بودی -
تو بودی که بهم گفتی یه استاکر دارم
اوه
داریم سعی میکنیم ببینیم کار کی بوده
میدونی، میگن استاکر، همونیه که
آدمو میشناسه
وحشتناک نیس؟
انگار بالاخره دارم نیمهی تاریک
معروف بودنو درک میکنم
یه بلاگر آرایشی رو میشناسم که سومین استاکرشو هم پیدا کرد
بک، یه کم چای میخوام
اوه، سیندرلای اسیر من اگه پیچ چیزی رو بخواد
حاضری یه تونیک اورگانیک مخصوص ضربه به سر درست کنی
تا وقتی که تمام زیباییت رو از دست بدی
اوه، توام میخوای؟
واسه سرت خوبه - من خوبم، ممنون -
باید به دستورات پیچ برسی
یه دوستپسر داری که پای چشمش کبوده
هیچ کدوم از این مسائل جالب نیست
...راستش، من
چرا اومده اینجا؟
هی، تا کی اینجا میمونه؟
نمیدونم. زمانش مشخص نیست
میترسه تنها توی خونه بمونه که قابل درکه
خیلی زود از بیمارستان مرخصش کردن
میدونی، آخه سه روزه؟ مگه به سرش ضربه نخورده بود؟
فکر نمیکنم مسئولیتش با تو باشه
هی
وقتی همه اینا تموم شد بیا بریم یه جایی
فقط خودم و خودت
ببخشید که مزاحم شدم
نه اشکالی نداره چی شده؟
میدونی، با توجه به اتفاقاتی که
واسم افتاده
....انرژی مردونه توی محیط درمانی من
زیاد جالب نیست
میشه از جوزف بخوای که از اینجا بره؟
فکر کنم خودش داره صداتو میشنوه، پیچ
در حال حاضر نمیخوام باهام بحث کنی
اوه، هدیهاشو بده با خودش ببره
چندتا کار کوچیک دارم که باید انجام بدم
متاسفم
بک، چاییم
پاریس، دوتا بلیط فرست کلاس
دست کم گرفته بودمش
اون اصلاً به من فکر نمیکنه
بلکه سرگرم اینه که تا آخر عمر تو رو واسه خودش کنه
و منم خیلی راحت این فرصت رو دستش دادم
جایی که نه بتونی چیزی بنویسی نه عاشق باشی
و وقتی به خواست پیچ زندگی کنی
نمیتونی خود واقعیت باشی
نمیذارم این اتفاق بیافته
یه نقشه جدید لازم دارم
چون حالا دیگه
جنگ به پا شده
هی، جو
اوه - متاسفم، جو -
...اشکالی نداره. اشکــ
اشکالی نداره. با هم مشکلی نداریم مشکلی نداریم، قول میدم
برو توی خونه، پسرم
یه چیز کوچولو واسه قدردانیه
کلوچه مخصوص شکلاتی
اوه، ممنون
از خوبیت بود که دخالت کردی
میدونم چند هفتهاس
همه چیز بهم ریخته شده
بهتره بگه چند ماهه
فقط میخوام بدونی که داریم روش کار میکنیم
...پس اگه داری به شکایتی چیزی فکر میکنی
تا آزمایش شیمیایی پاکو رو لو بدم؟ نه
کلودیا - این اتفاق باعث شد -
ران یه کم تکون بخوره
و میدونم حرفم زیاد باورپذیر نیست اما احساس میکنم باعث عوض شدنش شده
انگار میخواد آدم بهتری بشه
آدما عوض نمیشن
و قرار نیست ازش شکایت کنم
ممنونم، جو
یکی طلبت
هی - یه دقیقه وقت دارم -
پیچ داره اون طرف شهر
سرم ویتامین میزنه ولی دلم میخواست ببینمت
همه چی مرتبه؟
گوش کن، چند روزی اینجا نیستم
خانواده پیچ توی گرینویچ خونه دارن
اونم میگه توی اونجا احساس امنیت بیشتری میکنه
مطمئنم همینطوره
دانشگاهت چی؟ خودمون چی؟
جو، نزدیک بود بمیره
اما نمرده
میدونم مشکلات زیادی داری
اما داری آیندتو به خطر میاندازی
اونم به خاطر کسی که میخواست همین یه هفته پیش
شغلتو خراب کنه آخه دیوونه بازیه
متاسفم متاسفم
اما همیشه دلم میخواد باهات روراست باشم ...و صادقانه بگم
تو رو بازیچه خودش کرده
...آخه چرا باید دلش بخواد
چون... یعنی واقعاً متوجه نمیشی؟
اگه آدم خودت بشی
دیگه توانایی کنترل تو رو نداره
میدونم دلت نمیخواد این چیزا رو بشنوی
اما اون خودکشی، همش فیلم بود
اون اصلاً توی خطر نبود
اوه، پس لابد خودش به خودش توی پارک حمله کرده بوده؟
نه، نه، همچین چیزی رو نگفتم
خوبه چون کل موضوع سرزنش قربانی
یکم شیطنت آمیزه
...آره، من
اون عاشقته
اینو میدونی، مگه نه؟
باید برم - بک، نه، متاسفم -
صبر کن، صبر کن - نه، چیزی نیست -
ممنون بابت صداقتت
خیلهخب، فکر کن
پیچ داره تو رو میبره به خارج از شهر
اما این اول راهه
یواش یواش تو رو وارد دنیای خودش میکنه
و بعد برای همیشه قاپ تو رو میدزده
مطمئناً من دنبالت میام اما بک، من از غذاهای فرانسوی متنفرم
و توام عاشق نیویورکی و منم باید نجاتت بدم
درد صورتم داره میکُشتم
خیلی ممنون آقای ران
خیلهخب، گرینویچ جایی که همه چیز به اونجا ختم میشه
ساحل طلاییـه کانتیکات
سرزمین سرمایهدارا یا نسل پولدارا
پیدا کردنت نباید سخت باشه
دنیا کوچیک و کوچیکتر میشه وقتی آدم
فقط دنبال یک درصد ازش میگرده
و درست همینطوری خدایان اینترنت همه چیز رو فراهم میکنن
فقط یه ساعت رانندگی لازم داره
عاشق سفرای جادهای کوچولوام
قبلاً همیشه با کندیس همین کارو میکردیم
راستش، خیلی خوب میشه اگه خاطرات شادتر و جدیدتری بسازم
اگه قراره به اونجا برم
باید تو نقشم فرو برم
پس خیلی ممنون، بنجی
قرار نیست اینطوری از دستت بدم
این بار دیگه تردید نمیکنم این بار دیگه تمومش میکنم
...دارم میام، بک. دارم
کندیس
اوه. خرگوشم
حالت خوبه؟
صبح بخیر
صبح بخیر - ماشین به مشکل برخورده؟ -
...نه، نه، نه، اما - گواهینامه و کارت ماشین؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.