Running Man

Running Man (런닝맨)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

Running Man E263
A Commentary by mahdi7
مترجم : ؟؟؟

Tags

other
Published on: 2016-11-15
Downloads: 73
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫جه‌سوک، نميخوای عينکتو برداری؟

‫بهتره بذارمش یا نذارمش؟

‫اگه برش داری، کمتر شبيه خودتی‌ها

‫بذاريش بهتره!

‫شما بعد از پوشيدن لباس مبدل ‫شروع به کار می‌کنيد

‫اگر کسی شما رو بشناسه و اسمتونو بگه

‫ بازی تمومه و می‌بازيد

‫- زمان مناسبی نيست... ‫- درسته!

‫اونا احتمالا فکر می‌کنند که اون شبيهشه

‫[يو جه‌سوک پنهان شده زير کلاه، ‫سرنوشتش چی می‌شه؟]

‫[يک محوطه پيکنيک دوست‌داشتنی ‫در پارک رودخانه هان]

‫- سلام! ‫- سلام!

‫اين چيه؟ ‫

‫از اونجايی که شما دانشجوهای دانشگاه هستيد، ‫بفرماييد بنشينيد و ميل کنيد

‫دانشجوهای دانشگاه؟

‫شما خيلی غيرقابل پيش‌بينی‌ايد

‫شما بايد صبحا يه سيب بخوريد!

‫با تشکر از جونگ‌کوک، ‫دفعه قبل شام خوبی خورديم

‫بعله، درسته!

‫[هفته قبل، جونگ‌کوک هزينه شام گروهی ‫رو پرداخت کرد]

‫نميشه 1000 وون‌شو تخفيف بدين؟

‫- ممنون! ‫- اوه آره، جونگ‌کوک پرداخت کرد!

‫ما دانشجوهای دانشگاهيم؟

‫امروز، يه مسابقه با مهمونای جوانی داريم ‫که قلبتونو به تپش می‌اندازه

‫من تنها جوون اينجام

‫تو سی‌و‌يک سالته!

‫- جوون به حساب نميام؟ ‫- صورتت که جوانانه نيست!

‫من تنها جوون اينجا نيستم؟

‫صورت تو پر چين و چروکه، ‫چي می‌گی بابا؟

‫مهمونايی که امروز به مسابقه ملحق می‌شند...

‫اينجا هستند.

‫مهمون خانم هم داريم؟

‫اون کيه؟

‫[مهمونای جوان زير نور خورشيد ‫نزديک می‌شند]

‫- اون... ‫- اون جی‌هيو نيست؟

‫[اون با کاراکترهای مختلف، مهارت بالای بازيگيرش رو ‫تو فيلم‌ها و سريال‌ها نشون داده]

‫[بازيگری با شانزده سال تجربه و ‫چشم‌های يک پسر جوان]

‫[دانشجوی سال چهارمی دانشگاه رانينگ، ‫که می‌خواد با سال اولی‌ها بيرون بره]

‫دونگ‌ووکه؟

‫اون سئو‌جونه!

‫[اون توانايی کاملشو به عنوان يه ستاره جوان ‫به ما نشون داده]

‫[دانشجوی سال دومی دانشگاه رانينگ. ‫خوش‌تيپ‌ترين دانشجو.]

‫اون يورائه!

‫سلام!

‫[دانشجوی سال اولی دانشگاه رانينگ. ‫ممکنه ملکه کل محوطه دانشگاه رانينگ بشه.]

‫- سلام! ‫- سلام!

‫- سلام! ‫- يورا!

‫اين سئوجونه!

‫سلام!

‫قبلا کوانگ‌سو کنار من نشسته بود

‫و جَو خيلی فرق داشت!

‫اين جوونی واقعيه.

‫اين جوونيه.

‫اونا خيلی کوچکتر از من نيستند!

‫سئوجون ديگه شبيه اعضای خانوادمون شده.

‫- دفعه سومه که ميای؟ ‫- چهارمين بارمه.

‫- دونگ‌ووکم زياد اومده. ‫- تو ماکائو!

‫ ‫چرا همچون کردی؟

‫هيچ‌کس نمی‌خواست انجامش بده

‫من فکر کردم خيلی باحالم

‫يکم اين پا اون پا کردم ‫اما هان های‌جين

‫و سونگ جی‌هيو خيلي راحت، ‫بلافاصله بعد از من پريدند.

‫ما يک مسابقه برای جوان‌ها خواهيم داشت

‫کسانی که استرس زيادی می‌کشند، ‫چه بابت درسای دانشگاه، چه آماده شدن برای استخدام

‫و معمولا از کار پاره وقتشون خسته و بيزارند. ‫اسم مسابقه "مسابقه جوان زيبا" است.

‫جوان زيبا.

‫[دپارتمان علوم انسانی دانشگاه رانینگ ‫در مقابل دپارتمان علوم.]

‫کسي از شما کار پاره وقت داشته، ‫وقتي جوون‌تر بودين؟

‫- کار پاره وقت؟ ‫- آره، من داشتم.

‫من جلو ورودی دانشگاه دخترونه ای‌هوا کار می‌کردم.

‫ساعتی 800 وون دستمزد می‌گرفتم

‫تو یه بار کار می‌کردم

‫فروشگاه کفش معروف تو میونگ‌دونگ!

‫بهترینش کار تو کافی‌شاپه.

‫خیلی از آدمای مشهور وقتی داشتند تو ‫کافی‌شاپ کار می‌کردند، کشف شدند.

‫- مثل من. ‫- جی‌هیو؟

‫- وقتی داشتم کار پاره وقت انجام می‌دادم، یه نقش گرفتم. ‫- واقعا؟

‫اونجا یه کافه کوچیک نزدیک مرکز خرید بود.

‫- واقعا؟ ‫- اولین باره اینو می‌شنوم.

‫اونا ازم خواستند که برا یه هفته کمکشون کنم، ‫بعد از اون یه نقش برا بازیگری گرفتم.

‫"جونگ ووسونگ" و "لی جونگ‌جائه" هم ‫وقتی کار پاره وقت می‌کردند، بازیگر شدند.

‫یورا، تو تست خوانندگی دادی؟

‫من یه عکس برا یه سایت اینترنتی ‫به اسم "چهره جذاب" فرستادم.

‫یه عکس سلفی از بین عکسای پروفایلم بود.

‫کمپانی‌های زیادی باهام تماس گرفتند.

‫- تو خیلی به لهجه خودت صحبت نمی‌کنی. ‫- من؟

‫- صحبت کرد! ‫- چه بانمکه این‌طوری حرف می‌زنی!

‫- با لهجه حرف بزن! ‫- همه پسرا عاشقت می‌شند.

‫یورا، جذابیتت رو نشونمون بده!

‫جی‌هیو، نکن همچین!

‫من یه خواب دیدم! ‫خواب یه روحو دیدم!

‫خیلی خودمونیه!

‫فیلمبردار یه واکنش ناخودآگاه داشت

‫- وقتی یورا اون‌جوری کرد ‫- کوون‌ریول بود، نه؟

‫- لهجه گیونگ‌سانگی بود، درسته؟ ‫- بله.

‫خیلی توش خوبی!

‫شما باید یه مأموریت مخفی انجام بدید.

‫به محض اینکه رسیدیم، شما باید برید طبقه دوم فروشگاه.

‫نباید بذارید بقیه مردم ببیننتون.

‫تا جایی که می‌تونید سریع حرکت کنید.

‫- نباید دیده بشیم؟ ‫- بجنب.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫چی می‌تونه باشه؟

‫اینجا جاییه که خیلی از جوون‌ها

‫توش کار پاره وقت انجام می‌دند.

‫اوه، کار پاره وقت تو یه فروشگاه!

‫شما باید به جوون‌هایی که تو این فروشگاه ‫کار می‌کنند، کمک کنید.

‫وقتی درحال مأموریت‌اید

‫شما باید اینجا بایستید

‫سه نفر از هر تیم

‫بعد از تغییر قیافه دادن شروع به کار می‌کنند

‫اگر یه نفر

‫شما رو بشناسه

‫و اسمتونو بگه

‫بازی تمومه و می‌بازید

‫اگه یکی نزدیک بود بگه... ‫و من این کارو بکنم چی؟

‫این خشونته، خب...

‫- اگه بگند "شما جی سانگ‌ریول اید؟" چی؟ ‫- اون‌جوری به حساب نمیاد.

‫- باید اسم شما باشه. ‫- اگه بگند "شما جو ووجونگ اید؟" چی؟

‫هر نفر باید به پنج مشتری کمک کنه.

‫اگر مثلا سه تا مشتری همزمان باهم باشند، ‫اون‌ها به عنوان یه گروه محاسبه می‌شند

‫درصورتی موفق می‌شید که پنج مرتبه به مشتری‌ها کمک کرده باشید.

‫باید لقب "ملخ" رو هم برا جه‌سوک حساب کنید

‫و همین‌طور لقب "زرافه"

‫- و "دماغ گنده" ‫- باید لقب‌ها رو هم حساب کنیم

‫- Girl's Day رو هم حساب می‌کنیم ‫- چون اون‌ها رو با این اسم می‌شناسند...

‫- Girl's Day؟ ‫- پس X-Teen هم باید حساب بشه.

‫- X-Teen هم همین‌طور... ‫- و "اسمورف"

‫اون‌ها هم حساب می‌شند

‫پس اینم حسابه اگه بگند ‫"لی سونگ‌کیونگ"؟

‫چیییی؟

‫عشق اون‌ها هیچ‌وقت از بین نمی‌ره؟

‫وقتی کارتونو انجام دادید، برمی‌گردید بالا.

‫ولی اگه موفق بشید هم، یکمی احساس ناراحتی می‌کنید.

‫من فقط اینقدر ارزش داشتم؟

‫تو فروشگاه‌ها مردم واقعاً به بقیه خیره نمی‌شند و ‫با دقت نگاه نمی‌کنند

‫اما بیشتر از چهره

‫- صداتونو می‌شناسند ‫- صدای من یکم تابلوئه.

‫درسته. ‫نباید حرف بزنی.

‫بگو: "4500 وون میشه"

‫- سلام، 4500 وون می‌شه. ‫- همینه.

‫مردم منو واقعا نمی‌شناسند

‫اون‌ها نمی‌دونند اسمم "لی دونگ‌ووک" ـه، ‫معمولا می‌گند "لی دونگ‌گوک".

‫جدی می‌گم.

‫نه بابا! ‫دونگ‌گوک!

More Farsi Persian subtitles for Running Man

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left