The first 200 lines.
سلام
سلام
گريس"، يه چيزي هست که بايد" درباره ي من بدوني
هيچي نميتوني بگي که باعث بشه ازت فرار کنم
!"هارولد" ...خواهش ميکنم، نامزد من
...ميدونين ممکنه کجا بـ - متأسفم -
اينا تمام کسايي هستن که از تو آب کشيديم بيرون
،اگه بذاريم از اون در بره بيرون
،دسيما" برنده ميشه" سامري" فعال ميشه"
اگه الان در جايگاهي هستيم
که دستگاه ازمون ميخواد ،يه قتل مرتکب بشيم
پس من ديگه نميخوام اينجا باشم
متأسفانه اينجا جاييه که من عقب ميکشم
اخطار حياتي، تهديد عليه سيستم يک فعاليت ناسازگار با سيستم شناسايي شد سيستم رقيب : "سامري" / وضعيت : آنلاين
اولويت فعاليت / پروتکل حفاظتي شماره 7 : آغاز شد در حال تثبيت عمليات ها / حفاظت از مهره هاي اصلي پاک کردن ردپاهاي ديجيتالي
تست بتا آغاز شد
: دستور اوليه [از بين بردن تهديدهاي عليه امنيت ملي [ايالات متحده
: دستور ثانويه از بين بردن تهديدهاي عليه سيستم
!گفتم يالا صندوق رو باز کن
!پولا رو ميخوام
تو ديگه کدوم خري هستي؟
در حالت خيلي معمول، دختري ام که قراره بزنم دهن توي تازه کار رو سرويس کنم
واقعاً، "رائول"؟ ،صورتت رو پوشوندي
ولي دستکش دستت نکردي؟ اثر انگشت هاي روي در
پليسا تا يه ساعت ديگه ميگيرنت
،وقتي خونه يه زن و يه بچه ي دو ساله داري کار خيلي هوشمندانه اي نيست
...ولي امروز
روز شانسته
...فقط اسلحه رو بنداز
اين پوشک رو بگير و گورت رو گم کن از در برو بيرون
!بچه ت بهتره بابا داشته باشه
شما جون ما رو نجات دادين
از اون؟ نه
نه
تهديد واقعي اون نست
راستي متوجه شده بودين که دوربين هاي مداربسته تون
تمام بعدازظهر خاموش بوده؟
برام سؤاله چرا "ريکي" که اينجا کار ميکنه
بهتون التماس کرد که امروز !شيفت کمکي وايسه
!جوابش دو کلمه ست، کار داخلي
پولِ بستني
نياز به نيروي کمکي نداشتي
،ولي راستشو بخواي اگه من بودم با تير ميزدم تو زانوش
مخصوصاً اگه قرار بود مراقب پاي زخميم باشم
خيلي خب، اول اينکه پاي من خوبه
و دوم اينکه انعام دادن تو کار چه ايرادي داره؟
کي مُرده و تو جاي "فينچ" رو گرفتي!؟
اوه... اين نقشيه که بايد تا زماني که خود واقعيش بياد بازي کنم
ايشالا کِي برميگرده!؟ الان يه هفته شده
،هيچ...تماسي نگرفته هيچ...هيچ... اس.ام.اس اي نداده
!حتي با دود هم علامت نداده
وقتي "فينچ" حالش خوب بشه و آماده باشه خودش پيدامون ميکنه
...تا اون موقع
!"منم از ديدنت خوشحالم، "جان
تو ديگه از کجا پيدات شد؟
"اخيراً از "ال پاسو
!يه مشکلي با قاچاقچي هاي مواد داشتم
،خيلي هم مربوط بود !ولي هيچ فايده اي نداشت
سر تقاطع رو نگاه کنين
کمين کردن
اينا کيَن ديگه؟
..."تيم هاي ضربتي "دسيما منتظر شمان
،با شيش تا مسلسل دستي
!و يه آر پي جي روسيِ واقعي
بايد ناپديد بشيم، خيلي سريع
موبايل ها و گوشي هاتون رو بدين، همين الان
خيابونا امن نيستن
دستگاه "دسيما" فعال شده
ميتونه ما رو تو هر جايي از پنج تا بخش از نيويورک ببينه
سامري"؟" تأييدش کردي؟
،اسم ما تو اون ليسته و "گرير" هم حواسش کاملاً هست
،تمام سيستم ها... دوربين ها، تلفن ها مکانياب هاي توي ماشيناتون
ميتونه ردمون رو بگيره
خب يعني چي، يعني سامري" الان ميتونه خودش فکر کنه؟"
ميتونه ياد بگيره؟ - فکر نميکنم -
در حال حاضر، فقط ميتونه ما رو زيرنظر بگيره و تعقيب کنه
فقط يادتون باشه... هرچي که دستگاهِ ما ميتونه ببينه، "سامري" هم ميتونه
دو تا خدا دارن با يه دست کارت بازي ميکنن
وايسين
بايد يه راه ديگه پيدا کنيم
تصوير در درسترس نيست
آقاي "گرير" فکر ميکردم که آزمايش بتاي دستگاه شما
...يه ذره
تخصصي تر از اينا باشه
دستگاه تخصصي تو راهه
،و ميتونم بهتون اطمينان بدم، سناتور
سامري" به روونيِ يه ساعت "سوئيس" داره کار ميکنه"
چقدر زمان ميبره؟
شما تمام دوربين هاي امنيتي شهر رو
چهار ساعته در اختيار دارين
و ببينيد در اون ساعت ها
چي توليد کرده
تمام تروريست هاي احتمالي که در شهر نيويورک هستن
،مکانيابي شده، دسته بندي شده
و رديابي شده با يه سيستم مکانياب که ثانيه اي آپديت ميشه
،بهتون اطمينان ميدم، سناتور
که بزودي براتون يه هدف خيلي مشکل رو پيدا ميکنيم
و وقتي پيدا کردين منو خبر ميکنين؟
اولين نفر به شما خبر ميدم
خوبه
ميدونين که ما تا الان دوازده ها نتيجه بدست آورديم
،هرکدوم از اينايي که پيدا شده عملاً آماده ي تحويل دادن هستن
و اونا رو تحويل ميديم
ولي نه تا موقعي که جاي "هارولد فينچ" رو پيدا نکرديم
با اون به کجا رسيديم؟
سامري" نتونست هيچ سرنخي پيدا کنه، قربان"
ممکنه از شهر رفته باشه
بايد عملکردهاي شناسايي پيشرفته تر رو امتحان کنيم؟
،اين دستگاه حافظه داره چرا از اون استفاده نميکنيم؟
بخاطر اين دليل ساده که سخت افزارش رو نداريم
،اگه نتونيم اين "فينچ" رو پيدا کنيم
بهترين روش بعدي که ميشه استفاده کرد چيه؟
اگه بتونيم هرچي که
درباره ي "هارولد فينچ" ميدونه رو
با اينکه ازش بخوايم نزديک ترين ،ارتباط زنده اي که ممکنه داشته باشه ترکيب کنيم
ميشه ديد چه نتيجه اي ميده
بچسبين به ديوار، يه دوربين بالا سرتونه
ما توي خيابون بيست و سوم
ميتونيم با ريل هاي قطار شهري پنهان بشيم
،اگه بتونيم به اونجا برسيم
اونوقت شايد
شش تا مأمور "دسيما" که يه خيابون اونطرف تر وايسادن، بهمون شليک نکنن
!"کلاس شناخت "سامري
بريم
،هدف هاي احتمالي در حال شناسايي
اين يکي رو نديديم
همينجا وايميسيم تا چراغ سبز بشه
وقتي ماشين ها حرکت کنن، دوربين زاويه ش رو عوض ميکنه
!بياين
"جان"
،اگه اون چراغ قرمز بشه !دهنمون سرويسه
الان نميتونيم نگران شماره هاي نامربوط باشيم
چي فکر کرده...؟ اول بهمون ميگه قايم بشيم
بعد بهمون يه شماره ي جديد ميده؟
!وقت نداريم - جون يه آدمه -
و اگه "فينچ" بود بهمون ميگفت نجاتش بديم
در نتيجه تو به رئيس پيچيده ت ميگي ،اگه ميخواد من نزديک خطر نشم
پس به چيزايي بيشتر از يه شماره نياز دارم
من اسم ميخوام
خيلي خب، داره بهم اسم ميگه
...توي راه بهتون
اوه، نه - چيه؟ -
کيه؟
،هدف اوليه پيدا نشد در حال يافتن مرتبط ها
بنظر مياد "سامري" يه ارتباط پيدا کرده
ايناهاش
اون کيه؟
نميدونم
ممکنه خونواده، دوست يا همکارش باشه
بيارينش پيش من
"گريس هندريکس"
.نگذاريد قلب هايتان آزرده شود »
.در خانه ي پدرم اتاق هاي بسياري هست
و اگر قرار باشد براي تو ،جايي فراهم کنم
،دوباره بازخواهم آمد
،و آنجايي که من هستم « .تو نيز خواهي بود
آمين
معمولاً من چند کلمه اي هم درباره ي ...مرگ صحبت ميکنم، ولي
،اوه، نه مرسي کافيه، پدر
خيلي لطف کردين. ممنون
اون بمب گذاري واقعاً حادثه ي دردناکي بود
جون خيلي ها گرفته شد
،من نامزد شما رو نميشناختم
ولي دعا ميکنم که روحش در آرامش باشه
ممنون
...فکر ميکردم لااقل يه نفر
ببخشيد؟
نه چند نفر... اون واقعاً ،هيچ خونواده اي نداشت
...ولي لااقل يه دوست يا
يه همکاري
...فقط
يه نفر ديگه هم ميدونست
که "هارولد" واقعاً چقدر خاص بود
و دلش ميخواست باهاش خداحافظي کنه
،"خانم "هندريکس ماشين خواسته بودين؟
بله! فرودگاه "جي.اف.کي"؟
بذاريد براتون بيارمشون - مرسي -
مسافرت بين المللي، درسته؟ کجا ميريد؟
واسه يه مصاحبه ي کاري ميرم ايتاليا
،مطمئن نيستم اون کار رو بخوام يا نه
ولي بايد کارامو بهشون نشون بدم
اگه ممکنه خيلي مراقب ...اينا باشيد
اينا نقاشيا هستن
واي، پس شما هنرمندين، هوم؟ - بله -
دختر منم خيلي دوست داره نقاشي کنه
شما وبسايت ندارين؟ دوست دارم کاراتون رو نشونش بدم
،آم، لطف دارين. بله فکر کنم کارتم رو داشته باشم
اوه، خيلي هيجان زده ميشه
ممنون که اين کار رو ميکنين
!يه ذره واسه تزريق کردن ديره
،"خانم "هندريکس من بازرس "استيلز" هستم
ما قبلاً همديگه رو ديديم يادتون مياد؟
شماها از کجا پيداتون شد؟
من و همکارم بايد شما رو به يه جاي امن ببريم
اين مرد براي يه سازمان جنايي خيلي خطرناک کار ميکنه
و بقيه ي افرادشون هم تو راهن
.پس بايد عجله کنيم !رو عجله خيلي تأکيد دارم
عکس هاي گرفته شده از تصاوير دوربين ها توي خيابون
از خانم "هندريکس" و آپارتمانش
،قبل از اينکه بتونه اونو بگيره
No comments yet. Be the first to leave one.