The first 200 lines.
جوآنا؟
من اینجام، بله؟
بله
. میخوام لباس آبیمو بپوشم
لباس. بله خانم
. سلام، میخواستم یه مورد فوت رو گزارش بدم
. بله، خانم
نه، نمی دونم
خیلی پیر
من پرستارش هستم
خیر، من اینجا کار می کنم
بله، خانم
امیدوارم در آرامش فوت کرده باشه اون در خواب فوت کرد
متشکرم
خوب، کار دیگه ای مونده که انجام بدی؟
اون بالا؟
آره
همه چیز تکمیله
کشیش خانم ویلیتس یه کار برام پیدا کرده
هی، زیبا
سلام بابا، سلام ادیث
سلام
چه خبرا؟
مطمءنی میخوای این بحثو ادامه بدی؟
این واقعا فرصت خوبیه
فکر کردم ممکنه
علاقمند باشی ...
چرا تنهاش نمیذاری؟
تنهاش بذارم؟
این واقعا یه فرصت خوبه
یه خانم اونجاست
اوم، من جوهانا پری هستم از پلین فیلد
. کشیش منو فرستادن
اوه، بله، منتظرتون بودیم
فقط یه چمدان و ساک؟
... این نوه منه
سابیتا، اون تو خونه با من زندگی می کنه
من هم کن هستم
من پدر سابیتا هستم
اون معمولا این جا نمی یاد
اینجا زندگی نمی کنه
آه
مشکل خاصی نداشتی..
موقع پیدا کردن آدرس خونه؟
اوه، خیر، تو شهر پرسیدم
خوبه. خوبه
. باشه
باشه
ما میرم چند تا همبرگر بگیریم
اگه میخوای با ما باشی...
کن، لطفا
اون تازه از راه رسیده
، من دوستانه گفتم
بیل
بذار اتاقتو نشونت بدم
اون می خواد اینجا کار کنه؟
. ،آره، کفشاشو ببین
Oh!
! اوه ! اوه
!اوه ! لعنت
منو ترسوندی
متاسفم
متاسفم
داشتم دنبال جا رختی میگشتم
خوب، این جا نداریم
اوه، اینا مال آقای مکالیزه
آره
چقد بهت حقوق می ده؟
فقط به خاطر این می پرسم که
اون خسیسه، و نمی خوام سرت کلاه بذاره
.هی، لطفا به سابیسا نگو که سرد درد دارم
وگرنه نگران می شه
باشه؟
! ممنون زیبا
حالا چرخش
ببین
ببین
بفرستش
چرا این قد صحبتش طول کشید؟
خوب، تو و سابیسا تو مدرسه با هم آشنا شدین؟
چی؟ مدرسه؟
چی؟ ، آره
مادرش کجا زندگی میکنه؟
مادرش مرده
اوه،خدای من استیو فکر کرد جوانا مادرته
مادرم
! آه
ببین
" مادر سابیسا عجیب به نظر می رسه"
لطفا در جوابش بگو
اون مادر من نیست
بیا پایین
یه چیزی رو از دست دادی
همبرگر رو، بیل
این جوری نمی تونی برسی خونه
بین ساعت 1 تا 2 به شیکاگو
صبح
خوب، فکر کردم ...
که بمونم و صبح حرکت کنم
فکر نکنم فکر خوبی باشه
خوشحالم که تو اینجایی
حداقل
سابیسا به یکی مثل تو نیاز داره
پدر بزرگ کجا رفت؟
قرار بود ادیث رو ببره خونه
من میرسونمش خونه
مشکلی نیست
میتونم به مادرم زنگ بزنم
مساله ای نیست
. والدینش نمی خوان که تو اونو برسونی خونی
... من رانندگی نمی کردم
. اون یه تصادف بود
! باشه، باشه، باشه
! لعنتی
و حالا داری تلاش میکنی
تا منو متقاعد کنی که بهت پول بدم
برای متل کثیف و مخروبه ات
مساله اینه که، من متل رو دارم
در عمل چیزی نیست، درست؟
خوب، وقتی که سرپا بشه و راه بیافته
همش میشه سود
درسه یا چهار ماه
حداکثر، پولو بر می گردونم
راست می گی، آخرین باری
که بهت قرض دادم رو هنوز بر نگردوندی
اون در اصل برای مارسل بود
نبود؟
منظورم اینه که.. من فقط .. فکر میکنم اگه تو
پیشرفت ها رو میدیدی
خودت وارد کار می شدی
میدونی، کن ، من واقعا
دارم اینجا تلاش می کنم
واقعا دارم تلاش میکنم
می دونی، مارسل اگه بود
36 ماه گذشته
بعله، میدونم
می دونی ؟
بیل، منم خیلی دلم براش تنگ شده، خیلی زیاد . باشه؟
باشه
باید ادیث رو برسونم خونه
18،643 $ برای حساب شما یه کارت
شناسایی نیاز دارم
و چند تا جای خالی رو اینجا پر کنید
جایی که باید امضا کنید
میشه کتاب بانک رو داشته باشم؟
اوه، ممنون
شما با آقای مکالی زندگی می کنید
در خیابان جنوبی؟
اون هم اینجا حساب داره
اوه، شما از نوه اش
مراقبت میکنید
آره
ببینید، اوم، سابیسا با نوه های
من توی یه کلاس هستن
اونا دو قلو هستن
هر دو تا بازیکن فوتبال هستن
آره
... اوه، خدایا، کوچولوی بیچاره
منظورم سابیساست
خوب، از دست دادن مادرش
توی اون تصادف وحشتناک، درسته؟
در رفتن پدرش از زندان
مثل اون
... فقط
البته این مسایل به من مربوط نمی شه
ممنون
ساعت 5.30 بر میگردم خونه
بله؟
پدرم این یادداشت رو برات گذاشته
توی نامه ای که برای من نوشته
اوه، باشه
ممنون
جوهانای عزیز، هفته قبل از ملاقاتت خوشحال شدم. سابیسا بچه خوبیه من اطمینان دارم شما میتونی بهش آموزش بدی ( بهتر از پدر بزرگش) خوشحالم که اونجایی دوست شما کن
استیفن اس تی ای پی اچ ای ان
نفرت، دوستی،عشقبازی
عشق، ازدواج، نفرت
! دوستی
اه! این دوستی یه
این زنه میگه اون می تونه به
حالت ارگاسم برسه، فقط با تکون دادن پاهاش
تنها چیز بدتر از
دوستی نفرته
صبرکن، یه خانم دیگه
وقتی که 8 سالش بود
خود ارضایی رو شروع کرد،
با چند تا عروسک
آره
فکر میکنی استیو تا حالا سکس داشته؟
سکس؟
من شنیدم که
با رابین سیمپسون سکس داشته
. اوه، خدای من
خوب، نظرت چیه
تو چطور انجامش می دی؟
خفه شو
چیه؟ این کاملا یه چیز طبیعیه
،آره، کاملا
چونکه تو بهترین دوستمی
بهت می کم
والدینم یه دستگیره تو هموم داشتن
No comments yet. Be the first to leave one.