The first 200 lines.
نشناختمت
شبيه هيانگ گي ام، نه هيانگ سوک؟
خيلي منتظر موندم
واقعا؟ من بلافاصله اومدم بيرون
امروز نه اون روز
بابت اون روز متاسفم
حالم خوب نبود
ميخواستم ببينمت تا يه چيزي رو بهت بگم
يه مقدار پول احتياج دارم
پول؟
آره
چقدر؟
دو ميليارد وون
قسمت 8
باشه
بهت ميدم
نميخواي ازم بپرسي پول رو براي چي ميخوام خرج کنم؟
گفتي نياز داري
براي چيزي که نياز داري خرج ميکني
به من اعتماد داري؟
آره
چي دارن به هم ميگن؟
درباره اش حس خوبي ندارم
احيانا رئيس رابطه ي عشقي داره؟
منم نمي دونم
اون رابطه عاشقانه داره بايد حتما بپرسي تا بدوني؟
!هي کي اومدين بچه ها؟
از همون موقع که اومدي بيرون، دنبالت اومديم
اوه! هي
!قايم شين! قايم شين !زود، زود قايم شين! قايم شين
من مي رسونمت
ازم ميخواي الان برم؟
نه... امروز خودم ميرم بدون اين که زنگ بزنم، يه دفعه اي اومدم
...به جاش..دفعه ي بعد
هر وقت خواستي منو ببيني
بيا ديدنم
هيانگ سوک
هي، شما پسرا
هر کي زودتر بياد،زودتر بهش رسيدگي ميشه
...کسي که آخر بياد
گِدونگ، تو انتخاب شدي
چي؟ آخرين نفر اون بود
به هر حال، تو انتخاب شدي
!اَه
قرص سردرد ميخواستي درسته؟ ميشه 2500 وون
!واي خداي من
لطفا بقيه پولم رو بدين
...ممنون
!پويينگ، پويينگ
چرا؟ اولين بارته کسي رو اينجوري ميبيني؟
!!اوه، شوکه شدم
اون يارو کيه؟
بهتون گفتم به غرور من کاري نداشته باشين
اينجوري علنا غرورمُ جريحه دار ميکنين
فهميدين؟
بله
جواب بدين
فهميدين؟
بله
داروي منو بده
چي؟ آهان، باشه
!عجب منظره اي
...ديروز
اگر يه بار ديگه غرورمُ جريحه دار کنين، اخراج ميشين
گِدونگ، بيا دنبالم
باشه
...تو
دو ميليارد وون بگير و بده به هيانگ سوک
چي؟
بايد دو بار بگم؟
نه، موضوع اين نيست چقدر؟ دو ميليارد؟
هيانگ سوک گفت نياز داره
پس، ميخواي پولو بهش بدي؟
چرا؟ نبايد بدم؟
معلومه نبايد بدي
!اين مقدار کمي نيست، دو ميليارده
اين پوليه که من در آوردم
هنوزم نميتوني چطور ميتوني به هيانگ سوک اعتماد کني و بهش دو ميليارد بدي؟
ديدي....بهت چي گفتم؟
بهت گفتم نبايد عشق اولت رو ملاقات کني
کافيه فقط پول رو بگير و بهش بده
!رئيس
من يه خونه، يه ماشين و يه باشگاه دارم
من پنج ميليارد پول نقد توي حسابم دارم
فکر مي کني ميتونم قبل از مرگم همه ي اون پول رو خرج کنم؟
...هنوزم...اين
من بدون دو ميليارد ميتونم
برو بده بهش
اين اصلا منطقيه؟
!هي بچه ها! هي دستاتونُ بگيرين بالا
!شما همه خيلي شُل و وِل هستين !هي، تو ! تو
ايششش! دو ميليارد شوخي نيست !ميخواد چيکار کنه؟ واقعا
!هي مدير سو هنوز در دسترس نيست؟
نه، گوشيش خاموشه
از بين اين همه وقت، چرا الان؟ اون کجاست؟
ببخشيد
..هيون چول
..عشق اولت
احيانا، هنوز فراموشش نکردي؟
تو گفتي اون حتي ازدواج هم کرده
هنوز نه، اما من هيچ وقت فراموشش نکردم تو گفتي اون حتي ازدواج هم کرده
هنوز نه، اما من هيچ وقت فراموشش نکردم
چي؟
من هيچ وقت فراموشش نکردم
..ولي، هيون چول
..اون حتي همسر و خانواده داره
..اينکه تو اينجور باشي يکم
فراموش کردنش و آرزوي شادي براش کردن
احترام گذاشتن به عشق اولته
همسرش داره براي طلاق آماده ميشه
چي؟
به يه نفر ديگه علاقه داره
و اصلا به فکرش نيست
..اون وقتي درباره اين موضوع بفهمه آسيب ميبينه
..اون قطعا از ندونستن اين واقعيت رنج ميبره من اينو دوست ندارم
نميدونم چه اتفافي ميفته
!منظورم اينه که...اون عوضي
اون عوضي کيه؟
جو جي هه، من اينجا هستم
!هي، چا سونگ هيوک
ميشه يه بار بخاطر من از مُشتت استفاده کني
حالت خوبه؟
آه! سرم يکم درد مي کنه
احساس مريضي مي کنم
پس، چرا انقدر زياد مشروب خوردي؟
مشروب خور قهاري هم که نيستي
فکر کنم، همينطور يه ذره يه ذره خوردم و اينجوري شد
همينجور به نوشيدن ادامه دادي چون احساس گناه مي کردي که عشق اولت روبروت بود و همسرت کنارت
خواهر
ميخواي بگي اينطور نيست؟
پس برو پيش هيون چارلز
گزارش وضعيت کليسا و برنامه ي کناره گيري فردا رو به هيون چول بده
عملا انداختيش گردن من
آه! بخاطر اينه که سرم درد ميکنه
هيون چول خيلي نا اميد ميشه اگر من به جاي تو برم
مسخره م نکن
چيه؟
..ببين...اين
...ما
بايد فرار کنيم؟
چي؟
يه خونه ي خوشگل توي يه دشت سرسبز بسازيم
اگر دو ميليارد داشتيم، خوب ميتونستيم زندگي کنيم نه؟
چرا داري چرت و پرت ميگي؟
بانک زدي؟
...تو
تو دوباره رفتي مسابقه ؟ درسته؟
واقعا که! هنوزم اين عادتت رو ترک نکردي؟
چقدر پول ديگه ميخواي از دست بدي؟ آخه چرا؟
کجايي الان؟ کجايي؟
بهت گفتم اگر دوباره شرط بندي کني چيکار ميکنم؟ هان؟
اصلا به من گوش ميدي؟
س س س ! اونجور که فکر مي کني نيست، باشه؟
فقط اينو گفتم، چون اين پول داره وسوسه م ميکنه
ولش کن، خداحافظ
...رئيس هم واقعا که
چطور ميتونه بهم اعتماد کنه و دو ميليارد پول بده دستم؟
اون خيلي دست و پا چلفتيه، از اون آدماييه که زود گول ميخوره
!آه! واقعا که
چرا؟ اتفاقي افتاده؟
من نميتونم اينجور بمونم تو برو پيش هيون چول
...ميبيني فکر کنم دوباره رفت مسابقه
بايد قبل از اينکه دردسر درست کنه، بگيرمش بيا اينم اسناد
!خواهر ! آه
چيکار کنم؟
بفرما
پوليه که از رئيس تلکه کردي
فکر نکنم از من خوشت بياد
معلومه خوشم نمياد
من سونگ هيوک رو به خاطر پولش نديدم
...پس
اين چيه؟
بيشتر از اين نميتونم توضيح بدم
اما اميدوارم اينو درک کني
که احساساتم خالصانه س
براي من اهميتي نداره، احساساتت خالصانه باشه يا نه
براي من اهميتي نداره، احساساتت خالصانه باشه يا نه
حالا که پول رو گرفتي
اميدوارم ديگه جرات نکني، به رئيس نزديک شي
از حالا بهت ميگم
نميتونم اونکارو کنم
چي گفتي؟
من انقدر چا سونگ هيوک رو دوست دارم که نميتونم اين کار رو انجام بدم
...خداحافظ
منم اينو از قبل بهت ميگم
...رئيس
کسي نيست که خانم رو ترک کنه
اون دو نفر همديگه رو خيلي خيلي زياد دوست دارن
به نفعته هر چه زودتر به خودت بياي
...پس
من اينطور فکر ميکنم
همه مردايي که خيانت مي کنن بايد بميرن
بايد همه شون رو بگيريم، دارشون بزنيم
هي! چطور يه خانوم ميتونه همچين چيزاي وحشتتناکي بگه؟
ميبيني... اولين عشق هيون چول داره رنج مي کشه چون اينجوري گير افتاده
!درسته
حتي تو هم دفعه ي پيش که گفتي مي خواي طلاق بگيري رفتارت مايه ننگ بود، درسته؟
چي شد؟ هان؟
بي خيال هيانگ سوک شدي؟
مشکلتون حل شد؟
No comments yet. Be the first to leave one.