The first 200 lines.
:آنچه گذشت
من قبلن تو کار مواد بودم
با کيا؟- يه کمپاني کوچيک-
اما من دنبال يه فرصتي هستم که برگردم به ميدون
براي کي اينجا هستي؟- براي زنِ داداشِ مُرده ام-
من خواهرش رو کنار ديوار اتاقش کردم
من اون بالا ديدمت،داشتي منو نگاه ميکردي
من...من خاخام هستم- خب؟-
داري مثل موش فکر ميکني مثل شير فکر کن
ما خيريه راه انداختيم؟ واسه چي؟
نميدونم،اما هفته پيش
يه يارو کلي پول بهش اهدا کرد
!!!لعنت
"اون سي تار مالِ"جرج هريسونِ
جالبِ که چقدر ميتوني تو حراجيش بخري
با کلي پول از خيريه
امشب برنامه اي داري؟
از من ميخواي مادرت رو ببينم؟
تو کلي خوشت مياد اون خيلي مشتاقِ
اون شيرين ترين حرفِ هرزگي بود که گفتي
من حامله ام
کارت رو بکن
اين چيزيه که کمپاني تو درست ميکنه
ماريتور- اون يه جور علف مصنوعي هست مثل اينکه داري آب جوي ميزني وقتي بکشيش
قرص ماريجوانا
اگر استخدام بشي،به کل اين قسمت دسترسي پيدا ميکني
بهم نشون بده که چقدر تو کارت خوبي
نميخوام مشکلي باشه
!!پن کيک کله خرسي !!پن کيک کله خرسي
ممنون،مادر
خب؛عزيزم اينجا مثل"شهر شلوغ"ميمونه
هرکي يه شغلي داره،مثل سگِ که پليسِ
وموش صورتي کاميون يدک کشش رو ميرونه
اينم از کره
....امروز مامان و سايلاس دارن
اينجا؛بخونش چشمام ريدن
شما دوتا چي کار ميکنين؟
ميخواي اينو بپوشي؟ اين چه مشکلي داره؟
آره خودشه عالي شدي
پن کيک "يودايي"خوبيه
اونها کله خرسي هستن
من گفتم"يودا"؟ منظورم....يوگي خرسِ بود
!!خوشمزست،بخورش
اونجا دفترِ،مامان
من ميدونم اونجا دفترِ من قبلن تو دفتر کار کردم
کي تو اداره کار کردي؟
واکس و پليش کفشِ مشکي؟- تو کشو خرت و پرتاست-
قبل از....اينکه داگ در بره....اونجا مرکز تعيين بوجه بود
اونجا اداره بود
اون يه دفتر واقعي نبود
تو به نظر نامناسب مياي
اون يه دفتر واقعي بود و من
کاري که ميکنم خوب به نظر ميام
جيل،ژاکت؟
به هرحال مالِ من بکنش
بگو لطفن- لطفن-
به بالاي دفترچه تلفن من نگاه کن،ليستو بخون
من علامت ميزنم
باشه
آناناس،پنير نرم
جوانه سبزي؛گوشت خام؛تن ماهي
چي کار داري ميکني؟
اون شير مال بزِ خيلي گرونِ
بذار سر جاش خداي من
تو اين نه ماه ميبينمت،جوانه سبزي
دارين شوخي ميکنين
چيه؟فکر کردي من خيلي پيرم؟
خب؛خدارو شاکريم و سختي ها رو ميگذرونيم
من هنوز از تو جوونم
تبريک ميگم
نبايد دير برسيم سر کار معضلات روز اول
تبريک ميگم بچه ها
بجنب،مامان
اوکي
اسميت جانسون
کمک به مردم؛براي داشتن فرداي بهتر
اوکي،عاليه بعدي چيه؟
خب؛بعدي اين که؛از قرارِ معلوم
اونها تو رو فرستادن که تماس هاي فروش رو انجام بدي
وبدون سه هفته آموزش
همه کاريه که بقيه بايد انجام بدن
وبدون هيچ سابقه و تجربه فروش
و مواد تو"ماروتور"هست؟
من "نکسل"و"آرژيمنت"دارم
اگر اونها ميخواستن"ماريتور"هم اضافه ميکردم
...اونها ميتونن فقط
!!!زدم تو خال
سلام؛امروز صبح چه ميکني؟
صبح بخير- نانسي باتوين-
مارک پاول؛مدير مناطق
من خيلي چيزهاي خوبي ازت شنيدم خوشحالم که اينجا تو بازي داريمت
ممنون خوشحالم که اينجام
من شنيدم يکي از زنهايي هستي که ماري جوانا رو
پروش دادي براي احياي ماريتور ومن منظورم پرورش علف بود
خيلي خب موفق باشي اون بيرون
من بهت ميگم يه چيزيو نانسي
براي امروز،چرا از اين يکي شروع نکنيم؟
ساختمون مشترک،بيشتر وقتم اونجام
فوق العاده خوب؛راحت همه چي رو ميبينم،فروشنده هاي دوست داشتني
منظور اينکه؛اگر بذاري مرتب بقل گوشت زر ميزنه
اون...اون اساسن
عوضي به تمام معنا؛خشن،پر از کينه و نظم براي همه کاري که ما ميکنيم؟
شايد
من فکر ميکنم ما بايد آدم هاي لاقيدي باشيم
اگر به تو درباره کارت حس اشتباه بدبم و جزييات کار رو اشتباه بديم
اون دقيقن فروختن رژ لب تو"ميسي"نيست
ما ميتونيم آخر روز دورهم جمع شيم
نوشته هارو مقايسه کنيم؛زخم ها رو بانداژ کنيم
آماده براي مبارزه
اگر چيزي براي پرورش ميخواي من برات ميارم
نيترات؛منبع؛از تام بخواه
اون فرم درخواست رو سه سوت برات پر ميکنه
منظور اينکه؛اين مکان فوق العادست؛درسته؟
من کرگ هستم
سايلاس- هوا-
مشکلي نيست
مشکلي نيست من تو مسير هواش بودم
من فکر نميکنم....داره به گياه آسيب ميزنه
به نظر مياد گرم نشده
CO2!
بايد درباره صفحات موازي در خانه هاي دوتايي صحبت کنيم
ميدوني؛دي اکسيد کربن
اون ميدونه،حالا اون ميدونه،زاخاري
فقط اونو تو صفحه موازي نگهش دار
اما بهترِ ديگه درباره چيزي حرف نزنيم
موقع ناهار ميبينمت
خب؛من فکر کردم تو بهترين شانسِ من براي استخدامي
کمک يهودي به يهودي
همون طور که رزومه منو ميبيني
....من تجربه قابل توجه خاخامي گري
خب؛شايد زياد قابل توجه نباشه
زمان قابل توجهي رو مدرسه جذب خاخام گذروندم
براي فرار از خدمت سربازي،راستشو بخواي اين کارو کردم
اما من دوران طلايي عمرم رو
صرف مشاوره هاي خصوصي کردم خب من ميتونم به عنوان مشاور خدمت کنم
يا دستيار خاخامي اگر يکي ميخواي
من ميتونم صندوقچه رو گردگيري کنم،فرش ها رو جمع کنم
يا ميتونم محل عبادت رو تميز نگه دارم
يا حتي آشپزي کنم
من نميخوام خلاف رفتار کنم
به روح مردم غذا بدم با کلماتم
من نور درست کنم؛پارچه هاي نوراني و رنگارنگ
خيلي نميدونم که چه جوري بايد نگهش دارم
سيب زميني هايي به رنگ گريس و سرب
اون يه مهارتِ،چيزي که همه جاي اينجا هست
اما من قرارِ به زودي پدر بشم
خب؛من هرشغلي گيرم بياد رو ميگيرم
مهمتر از گذشته،ترجيحن شش ساعت
پدر؟ اندي،تبريک ميگم
بسيار خب
تبريک ميگم- فکر کنم-
اين درباره خواهر زن برادرت هست
اون ديوارِ،بيمارستان
!!!آره!!!زن داداشِ دوبل
من يادم رفت که...که ما قبلن دربارش حرف زديم
يه مسير سخت رو پشت سر گذاشتيم
اما الان بهتريم
خب؛تو ميخواي ازدواج کني،نه؟
آره...من مطمئنم ازدواج ميکنيم
خوبه،خوبه
خب اون بايد به تو يه ديدي بده
که با نانسي ميخواي چه کني،درسته؟
اون فقط اوضاع رو موقتي آروم ميکنه
فکر کنم،منظورم درسته همينه
پاک و زلال
آره،قطعن
خوبه
....اون واقعن
دستِ سرنوشتِ،واقعن
....خب
اندي،يه شغل هست که من برات ميشناسم
که فکر ميکنم کاملن برات مناسبِ
از بچه ها خوشت مياد؟
عاشقشونم هيچي به اندازه اون به من حال نميده
.....سلام،سلام
"عصر بخير،دوقلوهاي معبد"مشکون شالوم
"من معلم جديد علوم ديني شما هستم"معلم اندي
واين بعدازظهر وقت جلسه مناظره و بحثِ
معلم اوي کجاست؟
معلم "اوي"مرده؟
معلم"اوي"رو تو کشتي؟
چرا معلم"اوي"را کشتي؟
اون جوون بود
و همجنسباز
ها،آره
معلم "اوي"دارم ميگم سالمِ و در صحت و سلامت کاملِ و زندست
جواز ماساژش به پايان رسيده بود و براي تمديدش رفته
تو يه معبدِ تو آريزونا
من مطمئنم که از نگرانيتون ممنون خواهد بود
تو خاخامي؟- کجا درس خوندي؟-
تو جوون نيستي- ميخواي مارو ماساژ بدي
من فکر ميکنم که هنوز نياز به مدرک بيشتر هست که ثابت بشه معلم"آوري"زندست
تکون نخوريد؛هيچ کس تکون نخوره
چي کار داري ميکني؟
پرچم رو نگه دار پرچم رو نگه دار؛عجله کن
خيلي خب؛اينجا
من...موفق باشي
ممنون
صبح بخير
صبح بخير،سلام
No comments yet. Be the first to leave one.