Release info

My Dangerous Wife E11 WEBDL iQIYI Sarah First Sub
A Commentary by sara_firstsub
Tele:@Sarah_FirstSub

Tags

webdl
web
WEBDL
Published on: 2020-11-17
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

♥•° ترجمه اختصاصی °•♥ ♥ • °• SARA_FIRSTSUB • °•♥

‫What happened previously ‫آنچه گذشت

‫میدونی...

‫چرا ما نمیتونیم با هم زندگی کنیم؟

‫به خاطر اینـکه ممکنـه...

واقـعـاً تـو رو بـکشـمـت

‫با این حال من ...

‫میخوام بهت اعتماد کنم

‫من به خودم اعتماد ندارم

متاسفم

‫متاسفم که نمیتونم به عنوان همسرت خداحافظی قشنگی باهات داشته باشم

‫متاسفم که زندم

‫دوست دارم بدونم چه اتفاقی میوفتاد اگه ......

اون روز ناپدید نمیشدم و اون شرابُ میخوردم؟

دیگه همه چی بینمون تموم شده

‫من کسیم که تصمیم میگیره طلاق بگیریم یا نه

‫ما خیلی وقتـه راهمونُ از هم جدا کردیم

‫درسته

‫چند سالِ پیش....

وانمود کردی که شوهرمی

‫حتی بعضی وقتـا همون کارم نکردی

‫تــوام همینطور بودی

فکر میکنی همه نقشه هات و کارایی که کردی عاقلانـه بود

‫باید بهم اعتماد میکردی

چه آدم ربایی چه ازدست رفتن حافظه ام

‫من حاضر بودم هر کاری بکنم تا تو رو ببخشم

‫و دوباره از نـو شروع کنم

‫اگه بخشیده میشدم

بازم بهم اعتماد میکردی؟

‫تو همیشه وانمود میکردی که بهم اعتماد داری

اما تو لحظه های حساس ‫هیچوقت بهم اعتماد نکردی

وضعیت الـانمون اینُ ثابت میکنه

‫پس مـا...

‫باهم برابریم؟

‫نه

‫هر دو باختیم.

بهتره هدیه اتُ ببری

‫از اولشم مال تـو بود

برای اینکه مجبورت کنم پیشم بمونی ازش استفاده کردم

‫باشه ازش مراقبت میکنم

نمیخوای توشُ بررسی کنی؟

‫تو فقط چیزیُ که میبینی باور میکنی

خیلی راحت میتونم بفهمم که از چی خوشت میاد یا از چی بدت میاد

این ویژگیتُ دوس دارم

فـرار تنها راه حلتـه؟

اشکالی نداره

میتونی بری

این آخرین فرصتیه که بهت میدم

‫باشه

آخرین فرصتیِ که دادی

با کمال میل اینُ بعنوان حقـم از این زندگی میپذیرم

‫عشق واقعی یعنی همین!

خودشه

سلام من تو بیونگ دونگ 3-72 هستم

‫ میخوام برم به یـه هتل داخل شهر.

‫لطفا فوراً برام یک راننده بفرستین.

‫دو برابر پرداخت میکنم

‫قسمت 11 میخوام شوهرمُ بکشم

‫بنظر من ازدواج مثل ....

‫یـه خونه میمونـه

یه دنیای امـن و گـرم که پـر از چیزهایی که من دوستشون دارم

‫به جز یه چیز

‫حالا که بهش فکر میکنم

یعنی واقعاً بهش نیاز داشتم؟

بله شیم جه کیونگم

‫یه خواهشی ازتون داشتم

‫- باشه. ‫- منم همینطور!

اگه من دوسش دارم حتماً توام دوسش داری

باحالـه نـه؟

یه لحظه

‫عزیزم.

دیگه نمیخوای باهام حرف بزنی؟

‫- خیلی خوشمزه اس نه؟ ‫- اوهوم

‫خیلی خوشمزه اس!

‫هوم!

چجوری میتونه سر میز همچین کاریُ کنـه؟

‫آروم بخورین! آروم!

بنظر میاد همتون فکر میکنین اون پول واقعاً وجود داره

‫درست مثل این شراب!

مسموم نیست ولی همتون باورش کردین

یعنی واقعاً توش سـم ریخته بود؟

‫من پولُ برداشتم

من دزدیدم

....‫ فکر میکردم زنم شیم جه کیونگ

اون پنج میلیون دلارُ داره

‫اون دو نفر دارن چیکار میکنن؟

‫میشه بیام تو؟

‫میتونم بشینم؟

اینجا چیکار میکنی؟

یـکار مهم داشتم

برای همین شخصـاً اومدم

نگران نباش

‫خبر خـوبیه

‫میتونی شوهرمُ داشته باشی

مال خودت

‫رستورانم مال تو

زندگی خوبی داشته باشین

الو یون چول؟

‫چیه؟

مگه تازه سالگرد ازدواجتونُ جشن نگرفته بودین پس این بازیا چیه ؟

‫چی داری میگی؟

‫چه اتفاقی بینتون افتاده؟

‫بعد از اینکه ما رفتیم اتفاقی افتاد؟

‫شما دو نفر دارین چیکار میکنین؟

‫نمیدونم

‫پول کجاست؟

‫منم نمیدونم!

الان کجایی؟

بیخیال

‫دیگه زنگ نزن میخوام تنها باشم

‫هیچوقت نمیخواستم که بقیه ‫عمرمُ با کیم یون چول بگذرونم

‫اتاق توسعه محصول

‫هفت سال پیش

‫همه چی از هفت سال پیش شروع شد

‫با گرفتن بورسیه تحصیلی و کارای پاره وقت ‫بالاخره تونستم از دانشگاه فارغ التحصیل بشم

‫تو بخش تحقیقات کارمُ شروع کردم

سرم گرم پرداخت وام و اجاره خونم بودم

‫سلام!

اونموقع بود که اون زنُ دیدم

‫ شیم جه کیونگه!

‫همیشه خوشگلِ!

‫اون دختر رئیس بود و تو ‫بخش روابط عمومی کار میکرد

‫تو ناز و نعمت بزرگ شده بود

.‫از اون زن...

واقعاً بدم میومد

‫بنظرم شکلات برای مشتریانِ خانوممون .....

برای اینکه مردا بتونن چهره واقعیشُ ببینن

‫یک دام پهن کردم

خودم بررسیش میکنم

وای معذرت میخوام

‫حالت خوبه؟

‫اما اون زن برخلاف انتظارم رفتار کرد.

صدمه ندیدی؟

‫شوکه شدی؟

‫منم خیلی شوکه شدم

‫چیکار میکنی؟ ‫تکون بخور!

‫- بفرمایید ‫- ممنونم.

لطفاً از این استفاده کنین

میتونم قرض بگیرمش؟

‫تو اون لحظه

‫یک لکه سیاه پاک نشدنی روی قلبم ظاهر شد

‫نمیخوام تنها کسی باشم که این لکه رو داره

‫متاسفم.

‫یه روزی اون نقابُ از رو صورتت برمیدارم!

میتونید از این استفاده کنید

از مهربونی آدمای فقیـر بیشتر از هرچیزی متنفرم

‫نیازی نیست!

‫ولی اون بعد از ازدواجش از شرکت رفت

و ناپدید شد

‫درست زمانی که ناامید شده بودم و دنیای من از دنیای اون بیشترُ بیشتر فاصله میگرفت

اون به دیدنم اومد

‫خانم جین سون می؟

طرح تجاری رستوران سنتی ایتالیایی

‫شما خانم جین سون می هستین درسته؟

‫بله خودم هستم.

اصلاً تغییر نکردین

‫ منو میشناسی؟

‫کسی هست شما رو نشناسه؟

با استعداد زیبا

مطمئنم حتی شرکامونم شما رو میشناسن

‫چرا میخواستی منو ببینی؟

من دارم کارای افتتاح رستورانمُ میکنم

میخوام منوی اصلی رستوران غذاهای سنتی ایتالیایی باشه

حتی فضای داخلیشم انتخاب کردم

ولی مشکلم منو و مدیریت کلی رستورانِ

من فقط تجربه آشپزی دارم

هیچوقت تجربه مدیریت یـه رستورانُ نداشتم

یکی بهم گفت کسی هست که میتونه تو هر دو مورد بهت کمک کنه

‫همسرم شما رو بهم معرفی کرد

‫اینجا رو نگاه کنین!

‫من شریک تجاریش شدم.

اینـا رو تو خونه درست کردم

‫امتحانش کن.

‫خیلی خوشمزه به نظر میرسه!

‫لطفاً هوای همسرمُ داشته باش.

‫شیم جه کیونگ

‫هدف نهایـیـم ...

‫نزدیک شدن به اون زن بود

ممنونم

‫اون تنها کسی بود که باعث ‫شد طعم شکستُ بچشم.

‫نزدیک شدن به شوهرش کار آسونی بود.

‫سّـم ADTX

‫برای شوهری که تو شرایط بحرانیِ

‫زن شریک زندگی نیست اون نزدیکترین دشمنِ

‫اون زن....

‫باید به دست مردی که عاشقش بود....

میمرد

با اینکه موانع زیادی سر راهم قرار گرفت

‫ فکر میکردم برنده میشم.

‫با این حال ....

‫تو مرحله دومم شکست خوردم

‫من چهره واقعیشُ که پشت ماسک .....

مخفی کرده بود دست کم گرفتم

میخوام برنده بشم

میخوام با چشمای خودم دستُ پا زدنشُ ببینم

‫باشه

بیا ببینیم کی برنده میشه

‫لطفا اجازه بدین دوباره اینجا کار کنم.

‫چیکار میکنی؟

‫پاهات درد میگیره بلند شو

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left