The first 157 lines.
25.000
"بنظر میرسه این روزا هر چیزیکه میبینی
"خشونت توی فیلم ها و سکس توی تلویزیونه
"ولی اون ارزش های خوب قدیمی کجان
"که ما قبلا بهشون تکیه میکردیم؟
"خوبه که یه اقای خانواده دار هست
"خوبه که یه مردی هست که میتونه یکاری کنه که ما
"بخندیم و گریه کنیم
"اون اقای خانواده داره
من خیلی حوصله سربر شدم دیگه هیچی منو خوشحال نمیکنه
حتی دلیلی ندارم که صبح ها از تخت بیام بیرون
-واقعا؟ زندگیم خیلی رقت انگیزه
من اون پشت صحنه ی موسیقی رو با لییف گرت 18 بار دیدم
-هی،لییف چند وقته ندیدمت خیلی وقته،مرد
من بابت همه چی متاسفم مرد.من خیلی...
برای یه چیز شوکه کننده آماده ای؟تو جونمو نجات دادی
ولی...ولی داشتم رانندگی میکردم.من...
من تو مسیر تخریبی بودم،مرد.تصادف ممکنه منو فلج کرده باشه،ولی من زنده ام
میشه دوربین هارو خاموش کنیم رفیق؟
انگار...انگار من،نمیدونم.توی زندگی خودم گیر کردم
خب،برایان ممکنه تو باطنا خیلی متمرکز باشی
سعی کن به بقیه فکر کنی.چرا یه سری کار داوطلبانه انجام نمیدی؟
با عقل جور در میاد. کار داوطلبانه،ممنون.بروس
تو هنوز 13 دقیقه دیگه وقت داری
اوه جدی؟هووم
من دیدم که منشی جدید گرفتی عجب بدنی داره هان؟
اون دخترمه
امروزو زودتر تموم کنیم هان؟
همگی توجه کنید
به دلیل چندین شکایت و مرگ دو نفر بخاطر خستگی ناشی از کار
تصمیم گرفتم این شنبه برای کمپانی پیکنیک برگزار کنم
- چجوری میخوای بری پیکنیک؟ نمیدونم.ماشین ندارم
هی،جان،تو یه وسیله دو نفره داری.هی،درک ،شاید بهتره با جان بری هان؟هان
برای اولین بار،من همجنسگرا نیستم
- به هر حال ممنون ما میگیریمش
بفرمایید.از این طرف.حواستون باشه
اوکی.توی جنگلن
دوربین در حال حرکته
اه،فکر کنم دنبال جادوگری چیزی ان.نمیدونم.گوش نمیکردم
هیچ اتفاقی نمیوفته.هیچ اتفاقی نمیوفته
یه چیزی راجع به یه نقشه
هیچ اتفاقی نمیوفته
تموم شده.یه عالمه از تماشاچی ها انگار عصبی ان
حالا،یادت باشه کریس،ما باید باهم کار کنیم تا قدم هامون...
این رویداد مورد علاقه ی منه:یارویی که کر عه و روغنی رو بگیر
برو
تو هیچوقت نمیتونی منو بگیری. داری وقتتو تلف میکنی
فراموشش کن!برو یکار دیگه بکن
سال بعد میبینمتون
- منو پادشاه کن دیگه نمیخوام بازی کنم
این درد.نمیتونم اینجوری زندگی کنم برایان
میخوام کارو تموم کنی
نمیتونم.من...
فرشته ی من باش و منو آزاد کن
لطفا
وای خدای من!واقعا میخواستی اینکارو بکنی
من...ولی...تو
پرستار!این سگه میخواد منو بکشه!پرستار
تو ترسناکی خانم.میشنوی؟ تو مخت تاب برداشته
برنده ی اولین مسابقه امون یه جاییزه ی خیلی خاص میبره
یه هفته سفر مجانی
شنیدی؟وای خداکنه مسابقه ی گوز دادن باشه
اینا دارت های بیهوش کننده هستن
من به اندازه ای اینجا دارم که رابرت دونی جونیور رو بزنم زمین
رابرت دونی...
هرکسی که اخر بمونه برنده اس.بیاید بازی رو شروع کنیم
- خیلی خب برای زندگیت بدو پیتر!
نیگاش کن.شبیه ولشرمن میدوه
نه؟واقعا شبیه ولشر من نمیدوه؟
- سلام برایان سلام،جو
بانی داره مرغ مارسالا درست میکنه؟
نه.اونو سه شب پیش درست کرد واو عجب دماغی داریا!
اره.یه بار برام یه قرارداد سخنرانی جور کرد
"دماغتو دنبال کن""دماغتو دنبال کن""دماغتو دنبال کن"
اوه،متاسفم نه اون خوب بود
فقط فکر نمیکردم که انقدر کارتونیش کنی
- چجوری میخونیش؟ اوه،نمیدونم
داشتم فکر میکردم که میدونی،خوب انجامش بدم.مثل یه بازیگر ولی راه توام خوبه
توی پاسگاه یه دماغ اینجوری به کارمون میاد
جدی؟
فکر کنم فقط من و توییم پیتر.یکیمون قراره اون سفر مجانی رو ببره
من نمیخوام وقتی مامان بزرگ توی وان عه بهش بیکن بدم
پیتر،خوبی؟
اقای ویید،فکر کنم پیتر به دکتر...
و اینم برنده
بیا،پیشی،پیشی،پیشی،پیشی
مواد نیست.اون خوبه.اون پاکه
همینه،بجز خدمه ی پرواز
هی،برایان داستان قانون جانی چیه؟
به جدیدترین عضو مواد مخدرمون سلام کن.ذاتا خوبه
اوه جدی؟چقدر خوبی؟
تو از مانیلا برگشتی.لومپیا خوردی،بعد با یه زن فلیپینی عشق بازی کردی
- و یه مرد - منظورت سه تا زن فیلیپینیه
نهههه!
یه لحظه صبر کن یه چیزی گیر اوردم
این میتونه یه چیز خوب باشه پسرا.بزن بریم
حرکت نکن،آشغال
کوکائینه!اره!خیلی خب!گرفتیمشون.عالیه.دنبال چنین هیجانی بودم
کارت خوب بود برایان اه تو هنوز یکم،اه،...
اوه،اوه،مرسی
توی یه هفته مرخصیت کجا بریم؟
میتونیم هممون مثل پارسال بریم جهنم
این بد نیست.خیلیم خوب نیست.ولی انقدرم بد نیست
-پنجاه پنجاهه - اره.کم و بیش
هی،برایان.اگه پلیش ها خوکن.یعنی تو سگی؟
- کل شب داشتی اینو مینوشتی؟ تقریبا ساعت دو و نیم رفتم تو تخت
ارزش خیابونی کوکائین رو میدونی؟
بیا ببینیم.چهار و نیم کیلو نیکاراگوعه 1.7 میلیون توی اون منطقه
اه،اره.در...در...درسته
بچه ها،برایان معروف شده
- تو یه قهرمانی باریکلا
اوه،بیخیال.بس کنید بچه ها،چیزی نیست اوه لوئیس نوشیدنیت آماده اس
واو!وای خدای من
-اه،مگ از یه شامپوی جدید استفاده کرده درسته!فوق العاده اس
- وقتشه استویی رو عوض کنیم -مضحکه.من هنو...بفرما
خیلی خب!
ماشین رو متوقف کن
اونجا
همه بایستید!این یه دستگیریه
برایان،این کلاس یکشنبه ی مدرسه اس
معلومه که نه.شمش بوگوتای خالصه.این حلقه ی مواده
- ولی اینا بچه ان اوه،جدی؟اسمت چیه؟
-ریکی اینا بچه نیستن.کوتوله ان
کوتوله های کثیف مواد ساز
وای خدا من!
حواست باشه،برایان!
-باریکلا توی برای نیروی ما یه اعتباری
علاوه بر تعریف و تمجید پلیسی،برایان
مرسی.ولی قهرمان واقعی خداست که این دماغ رو بهم داده
و یه سری چیزای فرعی فوق العاده ی دیگه
-بهتره این کوکائین رو ببرم به قسمت مدارک اوه،من...من میبرمش
توی بار میبینتون
پس اوکی شد.داریم با یه کشتی میریم باهاما
اه،عالی میشه
و ببین میگه میتونیم کابینمون رو انتخاب کنیم.پورت یا استاربرد
ها!منو ببین انگار پیر شدم
باید بگم که من همیشه ارزوی زندگی توی دریارو داشتم
من بهترین کاپیتان ناوگان ملکه ام
و مدارک شما به عنوان حکم باقی میمونه
میخواد کشتی پارویی باشه یا بارکشیمن یه دریانورد حرفه ایم
و تو یه واویلا در حد کلاس جهانی هستی
رفتارم تقریبا توی خیابون برای کسیکه میتونه روی پاش بچرخه اشتباه گرفته میشه
خب،برخلاف نظر شما من میتونم یکی دوتا دختر رو خوشحال کنم
ولی ترجیح میدم با تو ادامه بدم
هاهاها!
ببخشید که دیر رسیدم به مهمونی
واو برایان.وزن کم کردی؟باید رازت رو بهم بگی
اینم یه نظر چنگال رو بزار پایین
خب،روزت چطور بود؟
باورنکردنی بود.اولش یه عوضی رو گرفتیم که این جرات رو داشت که
موادش رو توی عروسک دخترش جاساز کنه. عروسکش!
خط قرمزا کجاست؟یه خبر برات دارم.دیگه اصن پیدا نمیکنی
روزایی که آدما ادب و حیا داشتن رفته.بوم
به یه چشم بهم زدن بخار شده.مثل یه مشت گل بو میده.یه روز بازتاب خودت رو توش میبینی
و روز بعدش یه لکه ی روغنی روی پارکینگته
بهت زل زده و مسخره ات میکنه! بلا،بلا،بلا
فهمیدن حقایق منحرف درونم که توی روحم داره میگنده.روزم اینجوری بود
No comments yet. Be the first to leave one.