The first 200 lines.
،امیلی، هر کی پسرتو دزدیده نمیخواسته بهش صدمه بزنه
فقط پول میخواسته
...و یه چیزی شدیداً
اشتباه پیش رفته
،شبی که چارلی رو دزدیدن کجا بودید، آقای دادسن؟
یا شاید بهتر باشه آقای بگرلی صداتون کنیم؟
هرمن پدرتـه؟
تو بازداشتی، قلچماق
،خواهر آلیس
اینها متیو و امیلی دادسن هستن
،عکستون رو توی روزنامه دیدم و با خودم گفتم
«باید هر کاری میتونیم براشون بکنیم»
مأمور دریک، یه چیزی هست که باید ببینید
توی گزارشت نوشتی یه رد خون بوده
بله قربان، از راهپلهی اضطراری تا پشت بوم
ممکنه از پشت بوم شروع شده باشه تا پایین
جورج گانن کیه؟
«هیچکس رو به اندازهی تو دوست ندارم، امیلی»
همچین کسی رو نمیشناسم
!بهم دروغ نگو
اون دخلی به قتل چارلی نداره
این نامهها یه چیز دیگه میگن
امیلی دادسن، شما به جرم همدستی در دزدیدن
چارلی دادسن بازداشت هستید
با فعالیتهای مجرمانه به سرعت برخورد و
قانون بهطور جدی در راستای منافع عمومی اجرا خواهد شد
،آقایون، آقایون
من اینجا متن دقیقِ مکاتبات بینِ
،ربایندهی چارلی دادسن یعنی جورج گانن
و معشوقه و همدستش یعنی
مادر بچه، امیلی دادسن رو دارم
بذار ببینیم، یالا
خیلی خب
چند لحظه دیگه میذاریم از نزدیک ازشون عکس بگیرید
ولی آقایون، پیشنهاد میکنم به ،خوانندههاتون هشدار بدید
،چرا که افکاری که اونجا نشون داده میشن
افکار پاکی نیستن
!همدست کیلویی چنده
وقتی شوهرش رو برای همین جرم دستگیر کردن هم
!کوچیکترین مدرکی نداشتن
من بیگناهی متیو رو اثبات کردم و همین کار رو برای
امیلی هم میکنم
اون نامهها فقط مایهی حواس پرتی و !ایجاد هیجان هستن
امیلی میدونست که شوهرش پسر حرومزادهی
یه مرد ثروتمنده و عصبانی بود
از این بابت خیری بهش نرسیده بوده
این رو به جورج گانن میگه
گ-ا-ن-ن. درست بنویسید
پس این کفترای عاشق یه نقشهی آدمربایی کشیدن
جورج دوتا گردن کلفت رو آورد که
شبکهی آدمربایی خودشون رو توی ،میلواکی داشتن و همونطور که میبینید
،وقتی موعد تقسیم پول رسید
...یه اختلافی پیش اومده و
دیگه واسه محاکمه بهمون زحمت ندادن
و اینطوری به سزای اعمالشون رسیدن؟
نه آقایون، چرا که حالا نمیتونیم
.در این زمینه قضاوت کنیم نمیتونیم اونطور که
مناسب میدونیم، عدالت رو اجرا کنیم
خیلی خب، بیاید و عکستون رو بگیرید
بذارید نفر بعدی عکسشو بگیره و نوبت به همتون میرسه
همش بخشی از بازیـه، دوستان
خودتون اینو میدونید
دادستان انتظار داره گولشو بخوریم
،ولی بیاید از چشمهامون استفاده کنیم بیاید از مغزهامون استفاده کنیم
امیلی دادسن قاتل نیست
اون زن فوقش 45 کیلو وزن داره، آقایون
،یه همسایهی مهربون دیندارِ پرهیزکار و
یه همسر وفاداره
فاحشهست؟ نه، من چنین نظری ندارم
تابحال نشنیدم فاحشهای بچهی خودشو بکُشه
این خیلی بدتره
بهش اتهام قتل وارد میکنید؟
،همدستی در آدمربایی که منجر به قتل شده
ولی اگه بفهمیم دوخت روی چشمهای
،آبی اون پسر، مشابه دوخت امیلی بوده
بدون شک اتهام قتل رو هم
بهش وارد میکنم
اون فریب یه سری جنایتکار رو خورد و
...فقط به این خاطر الان توی زندانـه چون
جیمی، گردن رو یادت نره
گردن رو زدم. نگران نباش
خدا میدونه چرا روی گردن مو در میاد
...نه، فقط به این خاطر الان توی
توی چیـه؟
توی زندانـه
الان توی زندانـه چون دادستان
به مقام شهردار چشم داره و میدونه که رأیدهندهها
به چندتا جسد راضی نمیشن
،وکیلش میتونه هر چقدر که میخواد دفاعیهاش رو توی روزنامه
،تمرین بکنه. من مال خودمو نگه میدارم واسه یه هیئت منصفهی سوگند خورده
عدالت برای چارلی دادسن
!طناب دار برای مادرش
گرفتید؟
بریم
خیلی خب، پسرا
ترجمه از آریـن و سینا صداقت .: SinCities & Cardinal :.
با خودم گفتم خدا دیگه بین ما نیست
خدا دیگه بین ما نیست
دقیقاً 12 سال قبل، کنار مادرم
...توی یه ماشینِ
امروز هم باید انتظار سورپرایز دیگهای رو داشته باشم؟
من یه صحبتی با خواهر آلیس دربارهی حرف زدن
خارج از برنامه داشتم
مابین راه تا کانادا...
اون آسمان آبی و گرم شدیداً
به ما فشار میاورد
...ماهها بود که یه بشقاب گوشت ندیده بودم
اون روز رو یادتـه، مادر؟
کاملاً
پول کافی داشتیم یا برای غذا یا بنزین
باید یه تصمیمی میگرفتیم
...و اون فکر
مثل یه کرم راه خودش رو به سمت گوش و
...قلب و روحم باز میکرد
«خدا دیگه بین ما نیست»
،و یهو
همه چی ساکت شد
،و خواهران و برادرانم وقتی میگم که
،همه چی ساکت شد
منظورم اینه که باد و میللنگ اون ماشین و
همه چی کاملاً ساکت شد
درست مثل الان
...و بعد، دوباره ناگهان
صدای بلندی توی سرم شکل گرفت
انگار تودهی بزرگی از حشرات ،سر همدیگه داد میزدن
یا هزارتا شیپور همزمان به صدا در میومدن و
سعی میکردن دنیا رو پودر کنن
من از ماشین در حال حرکت با سرعت 40 کیلومتر بر ساعت پرت شدم بیرون
.استخوان ترقوهام شکست ،اونجا دراز کشیدم
در حالی که اون صدا من رو فرا میگرفت
اون صدای خدا بود که شنیدم
،برفراز تمام شک و ناامیدیهام
یه صدایی بود
صدای پروردگار و ناجیمون که بهم میگفت انجیلم رو دستم بگیرم و
راهیِ لسآنجلس بشم
شهر فرشتگان
...در واقع گفتش که
عجب...سخنرانیای توی
مراسم ختم کردید. خدا مأمور اعدام رو خیر بده
دیروز آدمای بزرگی توی جمع بودن
،کسایی که وقتی امیلی دستگیر شد هیچ کاری نکردن
این حرکت بزرگوارانهای نیست، آقای میسن
توی بطری چیه؟ روح القدس؟
ویتامین و محلول نمک
فکر کنم ما وقت گذاشتیم تا
دربارهی جورج گانن صحبت کنیم
باشه
جورج از کارکنان کلیسای شما بود؟
،آقای میسن، در وهله اول بگم از اینکه یکی زیر سقفمون بوده که
توانایی انجام چنین کارهای پلیدی رو
داشته، خیلی ترسیدیم
کلیسای ما رو به لرزه انداخته
هممون رو به لرزه انداخته
اون معرفینامههای خوبی از طرف
کارفرماهای سابقش داشت
،هر جای خالیای که بود از اون برای پُر کردنش استفاده میکردیم
و جز سوراخ امیلی، کدوم
جای خالیای رو پُر میکرد؟
عذر میخوام
گاهی بدون فکر کردن، حرف میزنم
معذرت میخوام
آقای گانن کمکمون میکرد یه سری از کارهای
خیرخواهانهمون رو مدیریت کنیم
و هر وقت کمبود نیرو داشتیم هم یه مقدار کار دفترداری انجام میداد
چجور کارهای خیرخواهانهای؟
ما درهامون رو به روی همه باز میکنیم، آقای میسن
،با هر گناهی که وارد بشن به اونا پیشنهاد رستگاری میدیم
از طریق عشق بیقید و شرط مسیح
باید هر موقع وقت داشتید، یه سر بزنید
من 21 بار در هفته سخنرانی دارم
باید جامو بدید به یکی که اهل این چیزاست
،شاید تا چیزی که نیاز داری رو نبینی
ندونی چی میخوای - اوه، من دیدم، خواهر -
ولی حسش نکردی
توی قلبت نه
اگه میکردی، فکر نمیکردی انقدر تنهایی
الان همون تیکهست که بهم میگید یه پیام
از طرف مادر مرحومم دارید؟
در واقع دارم
مادرت گفت باید خجالت بکشی که با همچین
ناخنهایی از خونه اومدی بیرون
...بابت اینا ممنونم
کسی توی گروه کُر هست که بتونم باهاش حرف بزنم؟
اونجا با هم آشنا شدن، درسته؟ - خدا همراهتـه -
خدا توی فرانسه منو ترک کرد، خواهر
،خدا با توئـه
چه اینو قبول داشته باشی، چه نداشته باشی
ممنون
توی دادرسی، جلو میشینی
اینطوری وقتی امیلی به قاضی میگه که
بیگناهـه، اون قاضی یه شوهر رو میبینه که
از همسرش حمایت میکنه. این خیلی مهمـه
فهمیدی؟
حالا، قاضی خوبی به پُستمون خورده
فرد رایت، از دوستای قدیمیمـه
خیلی زود از این سلول خلاص میشی
باربارا که میبینیش، مطمئن میشه که
.اصلاً تنها نباشی .کارش اینـه
،اگه کارآگاهی اومد و باهات حرف زد
جوابشو نده و بگو که وکیل داری
No comments yet. Be the first to leave one.