The first 200 lines.
آقای مینستر، ...
آقایان و همکارانِ محترم...
پیش از این هرگز یک آفریقایی ...
اتاقِ ریاستِ جمهوریِ مارا اشغال نکردهبود.
ما باید آنچه متعلق به ماست را بگیرم ...
آنچه که حقِ ماست.
ما باید کنترلِ صنعتمان، تجارتمان ...
و فرهنگمان را بهدست بگیریم.
و سرنوشتمان را دستانمان بگیریم.
قبل از مردمِ ...
ما باید به خودمان نشان دهیم،
که مانندِ سایرِ مردمِ دنیا قابلیتهایی داریم.
ما تاجریم!
کلِ تجارت را باید بهدست بگیریم ...
حتی بانکها را.
ما نمیتوانیم به عقب بازگردیم
مبارزهی ما برای استقلالِ واقعی تمام شدهاست
امروز یک روزِ تاریخی است
این یک پیروزیست
پیروزی برای مردمِمان
فرزندانِ مردم، از طرفِ مردم،
مردم را رهبری میکنند
ما سوسیالیسم را انتخاب کردیم،
حقیقیترین سوسیالیسم
سوسیالیسمِ آفریقایی
سوسیالیسم در سطحِ انسانی
استقلالِ ما کامل است
آقای وزیر
آقایان نمایندهی مجلس،
و همکارانِ محترم
عملِ انقلابیِ ما بیهوده نیست
حضورِ ما در این اتاقِ بازرگانی
توسطِ متنِ و راهنمای رسمیِ پدرِ ملت
به رسمیت شناخته شدهاست
باید باهم کار کنیم
دشمنانِ ما تسلیم نشدهاند
خب آقایون
برایِ حکِ این روزِ بهیاد ماندنی
به مراسمِ ازدواجِ یکی از همکارانِ بزرگوار دعوت شدهایم
ال حاجی ابوقادر بِیه
که امروز سومین زنِ خود را اختیار میکند
مدرنیته نباید مارا از آفریقایی بودنمان دور کند
دَمِت گرم!
زندهباد آفرقایی!
الحاجی، نوبت شماست که صحبت کنید
خب، آقایون
در این ساعت
مراسمِ مذهبی به پایان رسیده
معذرت میخوام آقای رئیسجمهور
آقای وزیر
آقای نمایندهی مجلس و همکارانِ محترم
من برای انجامِ وظیفه دوباره ازدواج میکنم
همهی شما
امشب به این مراسم دعوتید
به شما قول میدم که هیچ کموکثری نخواهد بود
آقای مینستر، آقای دپیوته
همکارانِ محترم، جلسه به زمانِ دیگری موکول میشود
اینا هدیههای عروسی برای دخترم هستن
یه تلویزیون
یه ماشین اینم کلیدهاشه
یه جعبه پُر از طلا
خالا
بر اساسِ رمانِ خالا نوشهی عثمان سامبان
مامان، من مخالفم
من مخالفِ ازدواجِ سومِ پدر هستم
نگو که موافقِ زنگرفتنِ سهبارشی
راما، من نه موافقِ سومیش هستم و نه موافقِ دومین ازدواجِ پدرت بودم
طلاق بگیر
گفتنش راحته
فکر میکنی میتونم شوهرِ دیگهای گیر بیارم؟
اگه خوششانس باشم، میشم زنِ سوم یا چهارمِ یکی دیگه
نمیدونم چرا نمی خوای طلاقش بدی
این خونه و هرچی توشه مالِ توئه
بابا هیچی این تو نداره
درسته، راما
ولی اون این خونه رو تقدیمم کرد
برای مواجهِ با سختی باید صبور باشیم
تو از من مُتَحمّلتری
من هیچوقت شوهرم رو با یه زنِ دیگه شریک نمیشم
سلام به همه
سلام راما
هنوز مشغولِ ترجمهی زبانی؟
- آجا - بعله
آمادهای؟
منتظرِ تو بودم
الان میام
من پام رو تو این مراسم نمیزارم
متأسفانه من مجبورم برم
مردم چی میگن؟
مردا همه خوکای کثیفیان!
کیا خوکای کثیفن؟
مردا
چرا خوکن؟ دلیلت چیه؟
هر مردی که معتقد به چند همسری باشه دروغگوئه
دوباره تکرار کن!
هر مردی که معتقد به چند همسری باشه دروغگوئه
اینو یادت نگهدار: اینجا من رئیسم
اگه دوس نداری برو جای دیگه انقلاب کن!
تفهیم شد؟
کثایی مثِ من، پدرت بودیم که
باعث شدیم استعمار از کشور بره بیرون و کشور رو آزاد کردیم
چند همسری قسمتی از میراثِ مذهبیِ توئه
بیا بریم الحاجی عروسیِ خودت دیر میرسی!
مامان، بابا با زنِ اوّلش اومد
داد نزن، شنیدم چی گفتی
آجا
اینجا خونهی اُمیه، پیاده شو
بهش یه سلام بگو چیزی از تو کم نمیشه
میفهمی چی داری میگی؟
یادت رفته من زنِ اوّلتم؟
اُمی دومیه سلامِ منو بهش برسون
بابا، باید به من کمک کنی من ورشکسته شدم
-چقدر؟ -۱.۰۰۰ فرانس
انتی
توی مرسدس کیه؟
مواظب باش
کی توی ماشینه؟
آجا آتو
- ترجیح داد توی ماشین منتظر باشه - چرا نیومد تو؟
- مریم! - بله؟
آجا رو صداش کن، توی ماشینه بگو من دارم دوش میگیرم
اون به تو جرأت داد که
سومی رو بگیری که حرصِ من رو دربیاره
چون من از اون جوونترم
فقط از روی حسادت
اون ماهیه خشک شده خوشحاله!
همش همین بود؟
من دعوا نمیخوام
نه اینجا و نه اونجا
بگو که نمیخوای من برم
اون عجوزهی پیر بهت گفت که این کارو بکنی، آره؟
زنِ سومت هم مثِ بقیهی ماست
تقسیمِ اون عمودیه، افقی نیست
بیا تو
مامان، اون دعوتت رو رد کرد
به خودش مربوطه
من این تاجگذاری رو از دست نمیدم
من یه سِنت هم ندارم
حالا که داری پول خرج میکنی یالا بده منم خرج کنم
این کمه
بیشتر بده
بلند شو بریم
کی با تو صندلیِ عقب میشینه؟
آه عزیزم حالت چطوری؟
- اتفاقی افتاده؟ - تجارت و همش تجارت
همش تموم شده اینجا پر از دختره
آره آره، اما تجارت ...
خب کارت چیه؟
من پروژهی معاملاتیِ توریسم دارم
چه جالب
آره، دنبالِ یکی میگردم که ادارهش کنه
اگه من انجامش بدم، چقدر گیرم میاد؟
۱۰٪
پس چقدر؟
۱۵٪ معمامله رو ببند
باشه ۱۵٪
- روی حرفت وایمیسی؟ - قولِ تاجری
خب چطوریه قضیه ی ی ی؟
- با چک - نه!
من هیچوقت با چک و نسیه کار نمیکنم
استثنا هم درکار نیست
من فردا فایلِ پروژه رو میارم
به تفاهم رسیدیم میفهمی که؟!
سکه رو بردار برِش دار
برش دار
آخه اون دارهتش
خوشحالم که امروز اومدید اینجا
این یه موقعیتِ خاص برای دخترمه
دخترم، خواهرِ کوچیکترِ شماست
حرفاتون خیلی با ارزشن
ما زنها باید کنارِ هم بایستیم
آجا بزرگتر از منه و برام یه الگوئه
نگران نباش دخترت میدونه که من حسود نیستم
مثِ خونهی خودتون بدونید
آجا
چرا ما اینجاییم؟
اُمی، جوابِ سوالت رو خودت میدونی
که ما منتظرِ زنِ سومِ شوهرمونیم
خب نظرت در موردِ زنِ سوم چیه؟
خیلی دوست داری سوال بپرسی
میدونی که من حسود نیستم
وقتی الحاجی تورو برای زنی گرفت من اونجا حاضر بودم
حالا تو یه هوو کوچیکتر از خودت داری
همونکاری که من کردم رو انجام بده صبور باش
صبر صبر تا کی؟
صبر کردن کسی رو نمیکشه وگرنه من خیلی وقت پیش مرده بودم
عزیزان، یهچیزی بنوشین
اینجا رو مث خونهی خودتون بدونید
اون رقیبِ توئه، نه من
به یه آدمِ کور نگو که چشاش رو ببنده
الحاجی باید لباسات رو عوض کنی
شلوارت رو درآر و این ردا رو بپوش
بعد بشین روی این هاون هم باید بینِ پاهات باشه
شوخیت گرفته؟
من دوتا زن دارم
این یه اعتقادِ مزخرف و مضحکه
این یه سفارشه دخترِ من خیلی کوچیکه
ممکنه شگونِ بد داشته باشه گفتم بشین
نه نه من روی اون نمیشینم
مسخرهاس
No comments yet. Be the first to leave one.