The first 200 lines.
یون سو چرا تلفنتُ جواب نمیدی؟
= قسمت 25 =-
...وقتی پیغاممو گرفتی سریع باهام تماس بگیر
.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.:( شهنــاز (شـــهلاز:.:.
باشه فهمیدم
میرم سر اصل مطلب
تو که گفتی می خوای ده سال ناپدید بشی
ده سال طولانی
فکر می کنی 10 سال مدت کوتاهی ـه؟
تو چرا اینقدر پستی
باید اینقدر بهم میدادی
تا بتونم توی خارج مشکلاتم رو حل کنم
خودتم باید به اندازه کافی آماده بودی
قبل از اینکه من بهت چیزی بدم
یعنی الان همه رو تموم کردی؟
پس دوباره با همون روش از دست دادی
مطمئنم یه سال هم طول نکشیده
اون پول؟
منظورت اون پول توی حساب ـه؟
که به حساب من باز کردی؟
پول خیلی خنده داره
هر دومون حساب های بایکی یکی دیگرو دزدیدیم
اما فقط تو موفق و ثروتمند شدی
واقعا ، تنها کاری که می تونی انجام بدی تهدیده
کاری به کارت نداشتم برای اینکه فکر می کردم
اینطوری برات بهتر می شه
فکر می کردی ازت می ترسم؟
اگه دوباره باهام تماس بگیری
جوابی دریافت نمی کنی
اگه من بهت بگم
یه مسئله بزرگتری بین ما وجود داره
که از این پولها مهمتره چی؟
چه چیز دیگه ای به غیر از پول بین ماست؟
می دونم
همیشه فقط ما در مورد پول حرف زدیم
اما در واقع خنده داره
بقیه آدمهای دوروبرمون اینطوری فکر نمی کنند
مخصوصا سوگ یونگ
چرا فکر می کنی سونگ یونگ اومده اونجا؟
اومده بود دیدن یون سو؟
نه
اما یه چیز عجیب تر از اون
به نظر نمیومد علاقه ای به دیدن یون سو داشته باشه
به نظر میومد یه کار
دیگه ای داشته باشه
کار دیگه؟
بله
واقعا مطمئن نیستم
...شاید فقط تصادفی بوده
در واقع
دیدم که با آقای جانگ ته سو داشت میرفت
چی؟
جونگ آئه و ته سو؟
بله
اونها همدیگرو می شناسن؟
بله ، می شناسن؟
ما همه مال یه شهریم
اون توی شرکت ته هو حسابدار بوده
اونها خیلی خوب همدیگرو می شناسن
یه حسی دارم
مـادر
من فکر نمی کنم لازم باشه نگران اون باشید
به نظر نمیاد اون علاقه ای به یون سو دادشته باشه
هر زنی به بچه اش علاقه منده
من یون سو رو تحت مرقبت سون هی قرار ندادم
فقط اونو ولش کردم
من اومدم
اوه سلام
موضوع چیه؟
شماها دارین در مورد چی حرف می زنین؟
به نظر عجیب میاد
چرا؟ ما نمی تونیم با مامان حرف بزنیم؟
لزومی نداره ناراحت بشی
یه احساسی کردم
برو بخواب
مطمئنم بعد مراسم خیلی خسته شدی
باشه ، پس شب به خیر
موضوع چی بود؟ در مورد چی حرف می زدین؟
نکنه یه رازه؟
چرا می پرسی؟
کنجکاو شدی؟
نه
فقط از مراسم خسته شدم
می خوام زود بخوابم
باشه دست و روتو بشور برو بخواب - من میرم -
پدر خیلی آدم بزرگواری ـه
سر قولی که جلوی آقای پارک داده بود وایساد
چقدر بود؟
برای چی می خوای بدونی؟
تنها چیزی که اهمیت داره
توی کره فقط چندتایی ازش هست
خانم جانگ بگو چقدر شده
پدرم بهترین شوهر دنیاست
از نظر تو زندگی با اون آسون میاد
ولی من زندگی با اون مضطربم کرده
اون تازگی ها بیش از حد خوب شده خیلی مشکوک می زنه
زیادی باهات خوب بوده خانم جانگ ؟
تعجب می کنم پدر واسه چی شما رو انتخاب کرده
شما واقعا اولین و آخرین عشق اون بودین؟
اون جوونیاش هیچ وقت دوست دختر نداشته؟
نه نداشته
از این نظر اون بی عیب و نقص ـه
صبر کن یه دختری مدتها قبل بوده
وقتی یادم می افته بخاطر اون
...سون هی منو تحقیر کرده
!علیحضرت تشریف آوردین خونه
سلام عزیزم اومدی
بله سلام
به نظر میاد امشب سر حال نیست
چی؟
هنوزم سوگ یونگ بخاطر من ناراحت ـه؟
صبر کن اون از من ناراحت نیست
از من متنفره
یهو کنجکاو شدم
اگه منو ببینه چه واکنشی نشون میده؟
!توجه لطفا
همونطور که قبلا گفتم
باید توی این سفر کاری تمرکز کنید
موضوع مرکز پزشکی داشنگاه دائگو
و و ضعیت بررسی هر شاخه
که مسئولیت اون با می جین هستش
هیون دو
تو باید توی این موضوع با می جین همراهی کنی
من؟
بله تو
تو نمی تونی؟
من سندرم روده تحریک پذیر دارم
فقط باید تند تند آب بخورم
...در واقع معده ام خیلی درد می کنه
....وای دلم
...چقدر درد دارم
اوه خدای من
می دونستم که این تلاش تا آخرادامه نداره
من میرم
باشه ، پس جی وان تو با می جین برو
اگه جی وان این آخر هفته به سفر بره
من می تونم با یون سو تنها بمونم
یون سو چرا تو باهاشون نمیری؟
من ؟
بله
تو هم طراحی کن
اما ببین به چیا نیاز داری
که به دردت بخوره
باشه منم میرم
وای نو ترسوندی
اون چی بود که قایم کردی؟
چیز خوبی بود؟
چرا بهم نشون نمی دی؟
واقعا منو مبهوت کردی
می تونی بیای کافه
ولی تو کار من دخالت نکن
می خواستم باهات یه جلسه داشته باشم
برای اینکه یه امتیاز بگیریم
با بر این باید براش آماده بشیم
الان ما باید سرعت عمل داشته باشیم
الان تصمیم دارم توی این مدت حسابی تلاش کنم
...جدی می گم من واقعا این تصمیم رو دارم
یونگ جو
ایشون؟
مامانم
سلام خانم
شما باید از شرکت پخش باشی
برای چی اومدی دیدن دخترم؟
برای اینکه من نوشته های خانم جانگ رو دوست دارم
اوه واقعا؟
بله
مامان شما کاری نداری؟
ببخشید؟
بله اومدم
چون شما توی ایستگاهی حتما باید بشناسیش
ببخشید؟
اون عوضی که
بیخودی یونگ جو امیدوار کرده بود
که قراره از روی فیلم نامه اش یه درام بسازن
چی؟
پس نمی شناسیش؟
اون عوضی حرومزاده باعث شده بود
اون موقع یونگ جو کلی امیدوار بشه
بخاطر ساخت شدن درامش
وقتی به رنجی که یونگ جو کشیده فکر می کنم
اگه اون حرومزداه رو دستم بهش برسه
دلم می خواد دهنشو پاره کنم
اینو برای این نمی گم که یونگ جو دخترمه
اما اون دختر واقعا خوشگل و عاقلی هستش
...شما احتمالا به دختر من علاقه مندی
البته منظورم خارج از مسئله کاری ـه...
خانم ، من اون نیستم ، من اون مرد نیستم
من اون مرد کت و شلواری نیستم
کت وشلواری؟
نمی خوام
اصلا نمی خوام دیگه بشینم
!یونگ جو
الان یه چیزی شنیدم
حتما عقلمو از دست دارم میدم
آره اون تا دیروقت کار می کنه
پس امکان نداره صدای اونو بشنوم
کانگ یونگ جو
الان دیگه حتی توهم میزنم
به این جدی که می گه کانگ یونگ جو
جی وان
No comments yet. Be the first to leave one.