The first 104 lines.
!!!را در اتاقی روشن و فاصلهای مناسب از تلویزیون مشاهده فرماییییید آرک روح نقرهای
ولی مگه چه اشکالی داره؟
من میخوام با این درد زندگی کنم
.چون این ثابت میکنه اون هنوز درون من زنده است
ولی فقط چون تو و این بچه همراهمید .میتونم همچین حسی داشته باشم
بنابراین، انشو
.حق نداری تو نبرد بمیری و من رو تنها بذاری
.باید بیشتر از من عمر کنی و وقتی مردم گریه کنی
.اون آخرین باری بود که باهاش صحبت کردم
اون گفت به زندگی با درد و رنج ادامه میده
و کاملا به چیزی که از اول ...باعث و بانی اون درد بود بیتوجه بود
.خوش اومدی، شاهزادهی باروت
.خب خب، داداش کوچولوی نازنینم
!تو واقعا روح نگهبان مدافع آرامش بوری هستی
.و به احساساتم نسبت به خودش هم کاملا بیتوجه بود
.نگران نباش
.هدف این سفر امضای یک تفاهمنامه است .اتفاق خطرناکی نمیافته
...باشه
.تازه، شاهزادهی باروت هم همراهمه
چی؟ پیشنهاد تفاهمنامه فقط یه تله بود!؟
!انشو! دشمن ما رو محاصره کرده
!فورا نیروی پشتیبانی بفرستید
انشو؟
!انشو
...هرگز حق نداشتم از کسی بابت اون خشمگین بشم
.چون من هدف انتقامش بودم
من با شهامت به سوی میدان نبرد نمیرفتم
.بلکه تمام مدت ازش فراری بودم
اون قدرتش رو داشت که با زجر کشیدنش بجنگه
.و ضعف من باعث شد مرتب از اون فرار کنم
فقط وقتی بین مرگ و زندگی گیر کردم .بودکه تونستم این رو فراموش کنم
فقط همون موقع تونستم غم .ضعفم در جلوگیری از مرگ اون رو فراموش کنم
و با این وجود، حتی الانم
نویسنده
سوراچی هیدهآکی
.باز در حال فرارم
گینتاما
آرک روح نقرهای
اگه کار غیر متعارفی بکنی اتفاق غیر متعارفی هم میافته
چی شد؟
!جوخهای که با دشمن درگیر بود از بین رفت
!فورا آتیش رو خاموش کنید !دفاع دروازهی سه رو تقویت کنید
!اجازه ندین کسی به واحد کنترل نزدیک بشه
!سیستم تامین انرژی آسیب دیده
!مدارهای انرژی سرتاسر کشتی دارن از کار میافتن
جریان انرژی انتقالی به شعلهی کاگوتسوجی !کاملا متوقف شده
!سیستم اضطراریش داره اون رو به خواب میبره
به سر اون دشمنانی که قصد متوقف کردن شعلهی کاگوتسوچی رو داشتن چی اومد!؟
.در حال حاضر اطلاعاتی هم نمیتونیم دریافت کنیم
!نمیتونم چیزی رو تایید کنیم
راه اندازی مجدد شعلهی کاگوتسوچی !پانزده دقیقه طول میکشه
اونا از زندگیشون گذشتن تا امیدشون رو زنده نگه دارن
.ولی چقدر به خاک سیاه نشستن
.تصویر مانیتورها داره برمیگرده
...ا-این
چی شده؟
ما تمام امیدمون رو
.به این چیزا میبندیم
!طعمش رو بچشید
!شاهزاده
...امکان نداره
اونا هنوز زندهان؟
.درسته، کسی رو هم از قلم نمیندازیم
روح کسایی که مردن و امیدشون رو به ما سپردن
!هم اینجا همراه مان
ما همراه هم، در کنار هم میجنگیم
...و همراه هم
!به خونهمون، زمین، برمیگردیم
باید از روی چند تا جسد دیگه رد بشم تا به هدفم برسم؟
وقتی به اونجا برسم دقیقا به چی میرسم؟
...من دیگه
.چیزی ندارم که از آن خودم بدونمش
پس حداقل بذارید
.خون خودم رو بریزم
.شمشیر من فقط در نوک قلهی کوه اجساد شما میشکنه
.اون و فقط اون مقصد نهایی منه
...پرندهی آسمانی
!واحد کنترل شعلهی کاگوتسوچی از بین رفته
انرژیای که باهاش شارژ شد داره از کنترل خارج میشه
!و برمیگرده به کشتی
!داره در سرتاسر کشتی باعث انفجار میشه
باید فورا اقدامی بکنیم
!وگرنه کشتی از بین میره
.پس موفق شدن
.ولی با توجه به وضعیت، باید تاوان سنگینی داده باشن
.اسلحهتون رو بذارید زمین و تسلیم بشید
.این پل دیگه تحت کنترل ماست
.شما شکست خوردین
البته، اگه میخواید بازم به جنگیدن ادامه بدین
.ما مشکلی نداریم
تا وقتی این کشتی از بین بره .هر تعداد از شما رو که بتونیم میکشیم
دوزاریتون افتاد؟ .من با شما فرقی ندارم
.ما همه احساس مشابهی داریم
.چه ارادهی تحسین برانگیزی
.به من هم گفته شده بود که هنوز نمیتونم بمیرم
.که باید تک تک شما رو خاکستر کنم
اوه؟
زندگی تو هم توسط یه زن نجات پیدا کرد، هان؟
!موتسو
!پست فطرت
!پناه بگیرید
.جنگ تازه داره شروع میشه
شعلهای که قابل مهار شدن نبود
.هنوز با قدرت در این کشتی میسوزه
No comments yet. Be the first to leave one.