The first 200 lines.
آه ..آی تندتر...ء
!ماکوتو
حرومزاده...!ء
!مادر
!مادر
دوباره این خواب ...ء
جیمی...ء
دست از خفه کردن من بردار ...×ء
گل و مار
سعی کن بیشتر دردناک به نظر برسه
غیر ازاین ، مشتریا اون دوست ندارن
داره نگاه میکنه
سخت کار میکنی ، اینطور نیست ؟ ماکوتو
چرا اومدی اینجا ؟ برگرد توی اتاقت ...!ء
پسر خوبی باش و بگیر بخواب
برگردین سر کار !ء
روحش شاد
اینجا قبر توست
مادر ، مجبوری کارت ادامه بدی ؟
البته
پول در میارم ، این یه شغل ثابت هست
ملت بدون سکس نمی تونن زندگی کنن
در حالی که کار میکنی ...ء
من هنوزم ناتوان میوندم
عزیزم تو ناتوانی جنسی نداری !ء
مامله ای داری به بزرگی کیر یه اسب ...!ء
ولی نمیتونم با هیچ دختری سکس کنم
چیه اینم تقصیر منه حتما ؟
پ نه پ
دیشب دوباره خوابش دیدم
خوابش ؟ همون نره خره سیاه ؟
بله
زیرش خوابیده بودی ... آه و ناله میکردی
خفه شو...!ء
ماکوتو
عجله دارم ، کارمند ارشدی مثل من باید حواسش به لحظه ها باشه
روز خوبی داشته باشی
صبرکن
تی رو ا ،از پسرم فاصله بگیر
چیه نکنه گنجینته ؟
البته که هست
ازش یه کارمند ارشد توی یه شرکت بزرگ ساختم
بیا عزیزم
ناهارت ، خدانگهدار
زود برگردی خونه هان...!ء
حواست و جمع کن ...!ء
بله
کاتاگیری
بله
رئیس باهات کارداره
رئیس با من کارداره ؟
بله درسته
داری کجا میری ؟
دفتر رئیس ...!ء
تو ی خونه هست ، برو اونجا ملاقاتش
تویاما
خودت بگیر بالاتر
وای نه !ء خواهش میکنم
تکون نخور
تو ی همین حالت بمون
به نظر شاد میان روی کوونت میخزن دنبال غنچه های گل میگردن ...ء
خواهش میکنم ...!ء
دیگه بسه ، خواهش میکنم
دارم مجازاتت میکنم ، چون مستحق این هستی
تو از همسرم طرفداری میکنی !ء
اونا دارن به اولین غنچه گُلت نزدیک میشن
دو تا غنچه گل ناز ...یکی جلو و یکی عقب هنوزم باز نشدن...أ
اونا صورتی هستن اونا خیلی قشنگن
خانم....!ء
اگر شیزوکو بیاداینجوری تورو ببینه ...ء
بیشتر ازم متنفر میشه و دوری میکنه بخاطر همین داری تنبیه میشی ...جنده ریقو
چه کوون نازی ...!ء
چرب و نرم ...خیلی حشریم میکنه !ء یه روز کیرم شَق میشه خودم جِرش میدم
اونجا چه خبره؟
بهم بگو، اونجا چه خبره؟
نمیدونم
نمیدونی ؟ پس حالا نشونت میدم ...!ء
با من چیکار کردین ؟
چربش کردم !ء
خیلی چندش اوره...!ء
به خانم میگم ...!ء
به تخمم نیست بهش بگی بعدا نوبت اونم میرسه
تو هستی !؟
پنجره را ببند
چرا نمیتونم اینجا باشم عایا؟
دیوونه شدی ؟
بله ! دیوونتم
تو من اینجوری کردی ...!ء
من .... شوهرتم!ء من طرد میکنی ؟
طلاقم بده ، چرا آزادم نمی کنی برم ؟
طلاق ؟
!هرگز
اجازه نمیدم بری ...!ء !هرگز
!شیزوکو
!شیزوکو
!شیزوکو !نه
نمیتونی فرار کنی !ء
تو مال من هستی ...!ء
!باید اینو بدونی
من کاتاگیری هستم اقای تویاما هستن ؟
بله، ایشون داخل باغ هستن
راه بهتون نشون میدم
با من بیائین
ازم دور شو ، وگرنه خودم میکشم
اینقدر ازم متنفری ؟
خودت به گلها نچسبون ...!ء
میدونی چقدر اونارو دوست دارم ، نمیدونی ؟
بیچاره ...!ء
این بوی شکاف تورو میده ...!ء
!خون
! از خون متنفرم
! شیزوکو
! شیزوکو !نه
! بذار برم
! خون
! خون ! این خونه
! این خونه ! این خونه
! گمشو
خوب به خدمتش رسیدین ...افرین !ء
هارو-ا، یکی بفرست دنبال دکتر ...!ء
اقای گاتاگیری اومدن اینجا تا شمارو ببینن
بیا تو
خوش آمدی
بفرمائین
کاتاگیری هست از طرف شرکت
اون مرد خوبیه
پسر مودبیه ازش خوشم میاد
کاتاگیری هستم
خانم تویاما هستم
خونگی هست لطفا میل بفرمائید
بگیر بشین
خوب ...؟
چقدر شیزوکو را دوست داری ؟
ایشون خیلی زیبا هستن...!ء
می خوای اون ببندی و تربیتش کنی ؟
جانم؟
دوسش داری ، اینطور نیست ؟
این توی میزت پیدا کردم ...!ء
همیشه اون با خودت حمل میکنی
این اینجا ...!ء
انکارش نکن ...!ء
خاطرخواه اونی ،غیر از اینه ؟
نه! سوء تفاهم شده
بعضی از مردها گرایش جنسی و استعدادشون مخفی میکنن
...رئیس
! زیباست
می خوام همینکارو با شیزوکو انجام بدی ...!ء
خانم ،تویاما ولی چرا؟
میخوام اون تربیت کنم
اون همیشه من از خودش میرونه و جدیدا هم میخواد ازم طلاق بگیره
شیزوکو یه اشراف زاده هست
اون هارو-ا خدمتکارش را از خونش با خودش اورده
اونا همیشه با هم هستن
بخاطر همین همیشه پشت هم هستن اوایل حس میکردم با دو تا زن ازدواج کردم
اونا زیبا هستن چون خون یه مردی را جذب میکنن...!ء
مثل بعضیها
بعضیا ؟
میدونی منظورم چیه ...!ء
میخوام با طناب پیچ کردنش غرورش اون از بین ببرم
بهم کمک میکنی ؟
لطفا
نه ، نمیتونم
دارم بهت دستور میدم اینکارو انجام بدی
بسیار خوب ، انجامش میدم
توی چائی اون قرص خواب ریختم
بزودی خوابش میبره
بعدش ، اون ببرش توی ماشین
بعدش ، میگم چیکار کنی
بله ، قربان
تنقیه یادت نره ...!ء
وقتی داره "روده" خودش خالی میکنه ازش عکس بگیر ...!ء
میدونم
عکس ها اون وادار میکنه که با من بماند
عزیزم ، احساس ضعف میکنم
باید خسته شده باشی
بزودی احساس بهتری پیدا میکنی
اونا انتظار تورو میکشن
!شیزوکو
حالتون خوبه؟
چی شده ؟
حالت خوبه ؟
من پزشک هستم
! کاتاگیری بله ،قربان
اون کم خون شده
من دکترم بذارین معاینش کنم !ء
هر جور دوست داری اون تربیت کن ...!ء
ولی تا جائی پیش نروید که بهش تجاوز بشه
در صورتی که این کارو انجام بدی ...!ء
رئیس
اگر بهم اعتماد ندارید چرا میذارین اون با خودم ببرم ؟
چی میگی ؟
شمارو مطلع میکنم
چقدر زیباست !ء
چه اتفاقی برام افتاد ؟
موقع برگشت به خونه غش کردین
میبینم
کاتاگیری
بله
خواب میدیدم
خواب میدیدن ؟
No comments yet. Be the first to leave one.