The Gathering Storm

The Gathering Storm

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Gathering Storm 2002 1080p WEBRip DD2 0 x264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian The Gathering Storm 2002 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Published on: 2025-11-23
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آقای رئیس، آیا دهه ۳۰ به عنوان دهه‌ای ثبت خواهد شد

که شاهد نابودی

و فروپاشی امپراتوری بریتانیا بود؟

که شاهد خودویرانگری بی‌رویه

امپراتوری بریتانیا بود

اگر به هند خودمختاری داده شود

این به معنای فروپاشی امپراتوری بریتانیا خواهد بود

این مهر تأیید و سرانجام خواهد بود

فروپاشی امپراتوری بریتانیا

آقای اینچز، با شما کار دارند!

الان می‌آیم.

* روزهای خوش بازگشته‌اند *

* حالا همه با هم فریاد بزنید *

صبح بخیر اینچز.

صبح بخیر خانم.

بهتر است فکری به حال گرامافون خانم سارا بکنید.

نمی‌خواهم روزم را

با یک مشاجره خانوادگی دیگر شروع کنم.

چشم، خانم.

سلام، مامان.

صبح بخیر عزیزم.

اینچز، لطفاً به دخترم بگو

آن گرامافون لعنتی را خاموش کند.

موسیقی مزخرف همه‌جای خانه پخش شده.

بفرمایید، آقا.

او می‌داند که من از آن متنفرم. چرا این کار را می‌کند؟

به من بسپارید، آقا.

نوشیدنی خورده‌اید؟

این وقت صبح؟ مسلماً نه.

اگر هم خورده‌اید، امیدوارم ویسکی لعنتی خودتان باشد نه مال من.

خانم پی کی می‌آیند؟

اوایل بعدازظهر، آقا.

اوایل بعدازظهر؟ چرا همین امروز صبح نه؟

چون شما به ایشان گفتید تا بعد از ناهار نیایند، آقا.

کاملاً دروغ است! من اصلاً چنین چیزی نگفتم.

شما گفتید امروز صبح به شهر می‌روید، آقا.

پس تا بعد از ناهار به ایشان نیازی نبود.

خب، نظرم عوض شده. باید این سخنرانی را دوباره بنویسم.

بله، آقا. همین حالا او را اینجا بیاورید!

ممنون.

خانم چرچیل؟

خانم لندینگ.

صبح بخیر خانم.

مشکلی پیش آمده؟ چه شده؟

آقا مونْکْس هستند، خانم.

قصاب؟

بله، خانم.

ظاهراً چند هفته‌ای است که صورت‌حسابش را پرداخت نکرده‌ایم.

و گفته ترجیح می‌دهد دیگر به ما گوشت ندهد

تا وقتی حساب تسویه شود.

اینچز!

من چک می‌نویسم

و می‌توانید یکی از دخترها را بفرستید تا آن را ببرد.

اینچز، نمک‌های کبد.

صبح بخیر، آقا.

صبح بخیر.

صبح بخیر.

راندولف، خیلی بد به نظر می‌رسی.

ممنون، مامان.

همه آن برندی‌های دوتایی دیشب.

من که در حد و اندازه پدر عزیزم نیستم.

برای یک مرد جوان در سن تو، اینقدر نوشیدن خیلی بد است.

لطفاً این وقت صبح شروع به غر زدن نکنید؟

بگذارید اول بیدار شوم.

کیست؟

وینستون، صورت‌حساب آقای مونْکْس را پرداخت کرده‌ای؟

چه چیزی را؟

قصاب وسترهام. صورت‌حساب‌هایش را پرداخت کرده‌ای؟

کلمی عزیزم، من دارم سعی می‌کنم هند را از آقای گاندی

و دارودسته‌اش از هندوهای خرابکار نجات دهم.

تا قدرت امپراتوری بریتانیا را نجات دهم.

از یک افول فاجعه‌بار و حزب محافظه‌کار را نجات دهم.

از یک عمل ننگین و بی‌آبرویی.

به عبارت دیگر، صورت‌حساب را پرداخت نکرده‌ای.

به خاطر خدا، زن! من که نمی‌توانم همه‌کار را بکنم!

صبح بخیر خانم پی!

صبح بخیر مری!

حالش چطور است؟

خوب است، ممنون.

چه زیبا به نظر می‌رسید!

فکر کردم گفته بود بعد از ناهار.

همین را گفت. نظرش عوض شده.

کاش این کار را نمی‌کرد.

من برنامه‌ریزی کرده بودم دخترها را به وسترهام ببرم تا کفش بخرند.

خدا می‌داند کی دوباره فرصتی پیش می‌آید.

آقای چرچیل؟

آخ، خانم پی بالاخره!

صبح بخیر.

ما کارهای زیادی داریم و زمان بسیار کمی برای انجامشان.

اینچز، لطفاً به آقای چرچیل بگویید

تصمیم گرفتم باهاش برم شهر.

چه ساعتی حرکت می‌کنه؟

یازده و نیم، بانو.

راس ساعت.

این سخنرانی رو بازبینی می‌کنیم.

و میریم سراغ فصل دوم.

تو راه لندن.

امروز؟

مگه ایرادی داره؟

نه، نه، البته که نه آقای چرچیل.

و یادداشت‌های نبرد بلنهیم رو بیارید.

اینجایی کلمی! منتظرت گذاشتم؟

بیشتر از همیشه نه.

صبح بخیر خانم چرچیل.

حال شما چطوره خانم پی؟

خب، فکر کنم خوبم.

اون که خیلی خوشحاله. مگه نه، خانم پی؟

نذار بهت زور بگه. اون یه قلدر وحشتناکه.

مزخرفه. خانم پی منو می‌پرسته.

با "دوک مارلبرو" چطوری پیش میری؟

خیلی خوب.

جلد دوم، فصل بیستم، نبرد بلنهیم.

ما همین الان تو صفحه هشتصد و خرده‌ای هستیم.

فکر کنم ناشرها انتظار چیز کوتاه‌تری رو داشتن.

ناشرها رو ول کن. این بیشتر از یه زندگینامه‌ست.

این یه مدح‌نامه‌ست.

ادای احترامی به جد بزرگ و برجسته‌ام.

تکون بخور، جنر! سبقت بگیر، سبقت بگیر!

یادته من و راندولف رفتیم...

که میدان نبرد رو ببینیم؟

البته.

خب، دیشب دربارش خواب دیدم.

همه چیز رو می‌دیدم.

دشمن در حال فرار بود.

اروپا از دست اون انبوه مهاجم نجات پیدا کرد.

و اونجا مارلبرو بود.

که داشت وارد تاریخ می‌شد.

چشم‌هامون به هم افتاد.

فکر کنم به من لبخند زد.

نباید انقدر پنیر می‌خوردی.

پنیر استیلتون همیشه کابوس بهت میده.

آقای رئیس.

از دست دادن هندوستان.

سقوط را رقم می‌زد و کامل می‌کرد.

امپراتوری بریتانیا را.

اگر نتوانیم وظیفه‌مان را در هندوستان انجام دهیم.

خود را بی‌لیاقت نشان خواهیم داد.

برای حفظ امپراتوری گسترده‌ای.

که هنوز هم در این جزیره کوچک متمرکز است.

وحشتناک است.

و همچنین چندش‌آور است که آقای گاندی را ببینیم.

یک وکیل تحریک‌کننده از میدل تمپل.

که اکنون در قامت یک درویش از نوع شناخته‌شده در شرق ظاهر شده.

نیمه‌برهنه از پله‌های کاخ نایب‌السلطنه بالا می‌رود.

تا با شرایط برابر گفتگو کند.

با نماینده پادشاه امپراتور.

شوراها، لوایح اعضای خصوصی، قرائت دوم.

چه سخنرانی وحشتناکی!

تو دوستش هستی، براکن.

باید به وینستون بگی دست از این حرف‌ها برداره.

مایه تاسفه.

بریتانیا داره کنترلش رو بر امور امپراتوری از دست میده.

اون داره تلاش می‌کنه جلوی این تباهی رو بگیره.

مزخرفه.

وینستون یه فرصت‌طلب خودخواهه‌.

به همین خاطر هیچکس بهش اعتماد نداره. هیچ حس وفاداری‌ای نداره.

ممنون، تام.

آیا این حزب هیچ ارزشی نداره؟

آیا دفاع از چیزی خیانت‌آمیزه؟

که آدم بهش با شور و حرارت باور داره؟

اون داره به سیاست‌های دولت حمله می‌کنه.

یعنی داره به حزب خودش حمله می‌کنه، لعنتی.

دیگه وقتشه حرف‌شنوی داشته باشه.

و دست از این آزار و اذیت لعنتی برداره.

رویکردت اشتباهه، تام.

آقای وودز، این وحشتناکه.

باید به خاطر داشته باشید.

که شوهرتان مبلغ بسیار قابل توجهی را از دست داد.

در نتیجه سقوط وال استریت.

ما ورشکسته‌ایم.

نه دقیقا.

اما من برای شوهرتان روشن کردم.

که صرفه‌جویی ضروری است.

اون چی گفت؟

قول داد که کمتر کنه.

مصرف شامپاین رو به سه بطری در شب.

زمانی بود...

که مردم هجوم می‌آوردند به مجلس.

تا حرف‌های منو بشنوند.

"وینستونه!" فریاد می‌زدند.

"وینستون داره سخنرانی می‌کنه."

حالا فرار می‌کنند.

انگار که برای جلوگیری از یک اتفاق خجالت‌آور.

من تموم شدم، برندن.

مزخرفه.

یک شبح.

شاهد زوال خودم.

دیانا

دزموند

شوهرمو ملاقات کردین؟

یه مدت کوتاه تو عروسی. دوباره دیدنتون خوبه.

اوه، از دیدنتون خیلی خوشحالم!

سلام مورتون. کار جاسوسی چطوره؟

من جاسوس نیستم راندولف. من کارمند دولت هستم.

آره، آره. پدرت کجاست؟

متأسفانه، دچار افسردگی شده.

ما رو شما حساب کردیم که حالشو بهتر کنین.

از لندن با یه حال خیلی بد برگشت.

و از اون موقع همینطوریه.

وینستون!

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left